|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان89/8/17: نقد و بررسي كتاب سرمه هاي رنگي شعر متعهد بيانيه عصبي نيست
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 22029
پنج شنبه 26 مهر 1397



خدمات سايت




 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 19786 17/8/89 > صفحه 10 (ادب و هنر) > متن
 
 


نقد و بررسي كتاب سرمه هاي رنگي شعر متعهد بيانيه عصبي نيست


نويسنده: مجتبي حديدي

سرمه هاي رنگي عنوان مجموعه اشعاري است؛ سروده حافظ ايماني شاعر خراساني كه در اغلب قالب هاي كلاسيك شعر مي سرايد و از او تاكنون دو اثر به نامهاي «مصلوب دارهاي اشاره»؛ «ذكر مزامير» به چاپ رسيده است. اين مجموعه توسط انتشارات تكا (توسعه كتاب ايران) به شمارگان 8000 نسخه با قيمت 2800 تومان روانه بازار كتاب شده است. اين مجموعه شعر از طرف شاعر به هجراني هاي دكتر سيدحسين نصر پيشكش شده است.
    در يك كلام ساده مي توان گفت، مجموعه شعر سرمه هاي رنگي متعهد محسوب مي شود. اما آغاز اين تعهد كجاست؟ شعر متعهد بيانه اي عصبي نيست. مي دانيم كه دوره شعر سياست زده و عريان گذشته است و حوادثي عظيم تر مانند انقلاب عظيم اسلامي و دفاع مقدس به تعهد شعراي ما افزود. ابعاد انديشه هاي نو، جلابه چهره ادبيات ما داد. متعاقبا روند كلي ارزشيابي شعر نيز تغيير كرد، به مجموعه شعر فوق كه مي نگريم، حركت متعادل محتوا و فضا در مجموعه شعر فوق به خوبي حركت را آغاز كرده است. شاعر با در نظر گرفتن مقاطع تاريخي و بنيادي و اصولي و انساني در قالب ديني، حركتي رو به جلو داشته است و ارزش خود را از معنويات اخذ مي كند. اين موضوع در سراسر مجموعه جلوه گر است. البته اگر غير از اين باشد، معنا انگاري در ادبيات مفهوم نداشت و امروزه بايد ادبيات غرب، جهان ادبيات را تسخير كرده باشد كه مي بينيم اينطور نيست. مي دانيم كه پيشينه شعر در ايران يعني دل نگاري و زيست در آيين. اينكه سعي در احياي فرهنگ عرفان استفاده از واژه هاي گسترده عرفاني در اين مجموعه شده است به پايداري زباني مي افزايد.
    اما اشعار اين مجموعه به طور كلي در زبان محاوره شكل نمي گيرند. باورهاي سنتي و مذهبي در اشعار، قابل تشخيص و رديابي صريح هستند و اين نقطه قوت كار است. اين موضوع به شاخصه اي براي مجموعه تبديل شده است. دريافت عواطف كاملاشخصي و فردي شاعر با طراوت است اما در القاي آن به مخاطب، اتصال خود را از دست مي دهد. استفاده بجا از كلمه هاي آييني در شعر، يعني به نوعي با اشعار شناسنامه دار يا شاعري كه اشعارش شناسنامه وي هستند طرف ميشويم. مانند:
    اينجا ديار جان و جلاء جام و جامي است
    اينجا زمين زمزمه هاي نظامي است
    جايي كه جلوه مي كند از هند تا به نيل
    در رقص پاي رخش، قدم هاي جبرييل
    (زمين زمزمه ها- صفحه 75)
    البته نوسان ها و فراز و فرودهايي كه در تصاوير وجود دارند، گوياي غلبه احساسات بر تكنيك هستند.
    البته ما با يك گزارش از روزمرگي و زيست مصنوعي كه امروزه به وفور از طرف ادبيات غرب وارد ادبيات ما مي شود، طرف نيستيم. حساميزي در شعرها در يك طيف شنيداري حركت مي كنند. تفاوت هايي مثل تفاوت زيبايي شناسي و زبان شناسي نيز در اين مجموعه بايد در نظر گرفته شود. بي شك زبان اشعار فوق را بايد زبان مختص شاعر محسوب كنيم و حساب آن را از زبان گفتار جدا كنيم. چرا كه ايماژهايي در اشعار نهفته است كه نمي تواند اين مجوز را به ما بدهد كه آنها را زبان گفتار محسوب كنيم. از سمت ديگر پيوست و تكرار كلمات و بازيهاي زباني، ساختار كار را در برگرفته است. در نهايت كارها در محور موسيقيايي و با تصرف حس شنيدار مخاطب، تلذذ را القا مي كند.
    زبان شاعر روي هم رفته فخيم و فاخر است و مردانه بودن اشعار امري مشخص است. كلمات ملي و آييني بي شمار در كار پيدا مي شود و جلوه اي وطني و اقليمي به كار مي بخشد. فضاي مشرقي و معنامحوري نشان مي دهد شاعر از هويت خويش عقب نشيني نكرده است.
    مانند:
    صوفي صافم، صافي صوفم، ابجد رملم، جفر حروفم
    زهره تارم، مهره مارم، عقرب كرارم، اما حق
    حقه شطحم، حلقه فتحم، طوطي مدحم، اقرا اقرا
    بسم ربك الذي خلقتم، بسم الله الله اللحق
    حق-68
    هر چند در روزگار ما اشعار پرسروصدا با زبان نيم خورده وارداتي از سمت غرب و متاثر از ترجمه، راه قضاوت درست را بسته است، اما آنچه مي ماند يعني هنر، و نيمي از اين داوري به زمان سپرده شده است. در ديداري بودن بسياري از اشعار اين مجموعه شكي نيست. اما همان طور كه گفته شد موسيقي در شعر تصرف فوق العاده اي دارد. حتي تكرار كلمات و مكث و تصرف روي كلمات، براي پر كردن وزن نيست بلكه تصرف موسيقيايي از سمت شاعر باعث پديد آمدن آن شده است. مثلا:
    گيسو بر شانه، گيسو بر شانه، شانه، دندانه
    بر گيسو شانه، دندانه، خود را اين سو آن سو زد
    ساحل، اما طوفان، تنها دريا، تنها موج
    مردي تنها، تنها تا ساحل، از طوفان پارو زد
    آيا-82
    اينجا فكر مي كنم تحليل موسيقي شعر بر خود اشعار مقدم باشد. در بعضي جاها براي القاي مفهوم، حشو و حاشيه كار زياد مي شود. استفاده از فضاهايي كه فاقد زمان هستند، تنها ارتباط شنيداري را با مخاطب حفظ مي كنند.
    روي هم رفته حادثه در زبان روايي رقم مي خورد، اما در اشعار اين مجموعه چون زبان شاعر روايي نمي شود، حوادث به وجود نمي آيد.
    در اين مجموعه وقايعي در محاوره، برحسب خيال و آمال شاعر رخ مي دهد و در نهايت ما ضربه كوبنده اي در انتهاي شعر نمي بينيم.
    ارتباط افقي اشعار به نسبت عمودي آن خوب است. هر بيت براي خود مستقل است، اما در نهايت در محور عمودي، تصوير واحدي را دريافت نمي كنيم. با آنكه دايره واژگاني شاعر تقريبا وسيع است، اما اگر يك بيت از يك غزل حذف شود ضربه اي به اركان آن شعر وارد نمي شود. اما اينكه سعي شده مضامين جديدي ساخته شود، قابل تحسين است:
    تو خاك تربت جامي، تو بسط البسط بسطامي
    تب تبريزي شمسي، هلال شهر ماهاني
    رد و رود و رياحين جان گرفت از چشم جاري شد
    كه تو جنات تجري تحتها الانهار ريحاني
    خواب پرياني-114
    قافيه ها قابل حدس زدن نيز هستند. قافيه ها گم نمي شوند. درون نوشتاري و زمزمه هاي شخصي غلبه بر ساختار شعري دارد. احياي ادبيات ديني، اشعار اين مجموعه را داراي معيار و محك كرده است.
    در اشعار اين مجموعه شخصيت وارد و خارج نمي شود، اما شخصيت پردازي بسيار به چشم مي آيد.
    يا مرا چون مسيح نازل كن
    يا زمين را به آسمان بكشان
    زهر انگور را تعارف كن
    شوكران را به عاشقان بچشان
    ...
    كينه هند حمزه خود باش
    جگرت را بگير بر دندان
    من كه مسعود سعد سلمانم
    به كدامين گناه در زندان
    عشق اما-138
    ديگر اينكه ارتباط شعري با تخيلات و خاطرات كودكي- كه در شعر امروز جايگاهي ويژه براي خود باز نموده است- مطرح نمي شود و در واقع نديده گرفته شده است. اما راستي و صداقت و خلوص كودكي به چشم مي آيد. در جاندار پنداري اشيا و يا جاي اشيا نشستن، كاركرد خود را به تثبيت رسانده است. شاعر در اين مجموعه با عنوان راوي حضور دارد.
    چهلچراغ كمشكوه في زجاجه شدم
    چهل شب است كه روشن ز شمس نور خودم
    صفا و مروه قدمگاه صبحگاه من است
    در آب و آينه دلواپس ظهور خودم
    ورق كه مي خورم انگار مثنوي شده ام
    به پير بلخ بگو من خودم چگور خودم
    پر از پري-70
    در حالت كلي، شاعر از اين موهبت الهي برخوردار هست كه براي درددل و محبت احتياج به جستجوي مخاطب ندارد. او مي تواند با هر چه سخن بگويد و به هر چه عشق بورزد.
    مي بينيم كه در اين مجموعه نيز شاعر با هر چيز صميمي و يكدل مي شود و سعي مي كند آنها را شاعرانه ببيند.
    شعر برخلاف ديگر گفتارهاست و ما را در معرض شگردهاي زباني قرار مي دهد. گزاره هاي مصداقي، اخلاقي، سنجشي با معيارهاي خود وارد عملكرد مي شوند و در اين مجموعه نيز، جان مايه تكريم و مدح با شيوه بياني شاعرانه و لطيف، ديدار ديگر گونه اي از شعر مذهبي را در اين مجموعه براي مخاطب رقم زده است. اما بعضي از اشعار از بس سيال اند كه از مستقيم گويي دور شده اند. در عوض پريشاني و آشفتگي در آن رخ مي نمايد و به سيال ذهن مخاطب لطمه مي رساند. اينها ارائه قاب عكس هاي پي درپي هستند كه مخاطب را به لذت كوتاهي از شعر مي رساند.
    پله... پله...پله...پله...بالا... بالا... بالاتر
    الله... الله... الله... الله... از لا... الا... الاتر
    تارم، پودم، تارم، سيمم، تارم، دامم... تارم، ليل
    تارم، سينه، شرحه، زخمه... تار و طورم سيناتر
    اشك چشم مشك آهو، چشمي مشكي، چشمي مست
    اشك چشم خيس صحرا، صحرا صحرا صحراتر
    لبيك-88
    البته بافت غنايي كارها و انتخاب موضوعات اجتماعي و عرفاني و دردهاي فلسفي جنبه مثبت فضيه هستند. گره فلسفه و مذهب در ديدگاه شاعر اين مجموعه نيز قابل چشم پوشي نيست.
    رطب مي ريخت از دستان آويزان نخلستان
    و تب مي ريخت از فصل رطب ريزان نخلستان
    ...
    زكات خويش را پرداخت ساقي آه دستي نيست
    سپر را بر زمين انداخت ساقي آه دستي نيست
    شق القمر-187
    تبادل عاطفه و نماد در زبان، معاملاتي يا يكديگر دارند. اما مظروف اين زبان، چهارچوب تاريخي و فرهنگي و نيات متجلي مولف در اين اثر است. و موضوع آخر اينكه در اين مجموعه چه گفتن مطرح بوده يا چگونه گفتن؟ شگفت زدگي زبان و مضامين شاعر تا كجا قدرت ايستادگي در اين زبان را دارند؟ اينها بايد در كارهاي بعدي شاعر جستجو شود. البته اگر به نقد به مفهوم دقيق كلمه آن يعني محك و صرافي توجه نماييم و توجه به زيبايي و زيبايي آفرين را حفظ نماييم، گامي در جهت حفظ فرهنگ و ادب اصيل اين مرز و بوم برداشته ايم.
    نقد و بررسي كتاب سرمه هاي رنگي شعر متعهد بيانيه عصبي نيست
    


 روزنامه كيهان، شماره 19786 به تاريخ 17/8/89، صفحه 10 (ادب و هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 223 بار



آثار ديگري از "مجتبي حديدي"

  روايتي مدرن از اليناسيون / نگاهي به نمايش فكت بث به كارگرداني فرزين نوبراني
مجتبي حديدي*، ايران 14/6/97
مشاهده متن    
  عقل سليم را رها كنيم / نگاهي به كتاب « درآمدي بر پديدارشناسي»
مجتبي حديدي، اعتماد 25/5/97
مشاهده متن    
  در دايره حيرت
مجتبي حديدي، اعتماد 18/5/97
مشاهده متن    
  6 مفهوم بنيادي در تاريخ انديشه
مجتبي حديدي*، ايران 22/2/97
مشاهده متن    
  كلنل؛ رخداد و فرجام مشروطه خواهي
مجتبي حديدي، شرق 30/8/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه پيشگامان تاسيسات
متن مطالب شماره 51، شهريور 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است