|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق89/5/17: هيچ كس نمي دانست درونش چه خبر است...
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1031 17/5/89 > صفحه 13 (زندگي) > متن
 
      


هيچ كس نمي دانست درونش چه خبر است...
سرگذشت و كارنامه همايون صنعتي زاده در گفت وگو با مهدخت صنعتي زاده

نويسنده: پژمان موسوي


    زاده شدن در خانواده اي كه از يك سو نسبش به حاج علي اكبر صنعتي زاده مي رسيد و از سوي ديگر به حاج ميرزا يحيي و صديقه دولت آبادي، به خودي خود پتانسيلي بالقوه به شمار مي رفت براي بزرگ شدن و بزرگ زيستن، چه رسد به اينكه فرزند چنين خانواده اي فردي باشد مثل همايون صنعتي زاده؛ هم او كه ثابت كرد هم مي توان در تجارت سرآمد بود و موفق، هم دغدغه فرهنگ داشت و در راه اعتلاي آن كوشيد. آري همايون صنعتي زاده مترجم پرآوازه ايراني از نخستين ايرانياني بود كه با راه اندازي انتشارات فرانكلين، كارخانه كاغذسازي پارس و شركت افست، نخستين گام ها را به سوي صنعت نشر حرفه اي برداشت و به دنبال آن نيز با ترجمه آثار فاخري در حوزه مطالعات ايران شناسي، نام خود را به عنوان چهره اي پيشكسوت در عرصه فرهنگ به ثبت رساند. مهدخت صنعتي زاده خواهر مرحوم همايون، در اين گفت وگو از سرگذشت و سبك زندگي وي مي گويد و البته خلق و خويش...
    
    -به عنوان سوال اول كمي از مختصات زندگي خانواده همايون صنعتي زاده برايمان بگوييد، اينكه ايشان در چه خانواده اي متولد شدند و سال هاي ابتدايي زندگي شان چگونه گذشت.
    همايون در خانواده اي ديده به جهان گشود كه پدرش عبدالحسين صنعتي و مادرش قمرتاج دولت آبادي بودند. مي توان گفت هم از سمت پدري و هم از سمت مادري خوشبخت بود زيرا پدربزرگ پدري اش حاج علي اكبر صنعتي زاده چهره ماندگار كرمان بود و دايي اش حاج ميرزا يحيي دولت آبادي معروف و خاله اش صديقه دولت آبادي سرشناس. حتي زماني كه پدر و مادرم از هم جدا شدند همايون بخت روزگار همراهش بود كه نزد حاج علي اكبر صنعتي زاده به كرمان آمد و كودكي اش در كنار يك فرد فرهيخته و استثنايي در پرورشگاه كرمان و در كنار بچه هاي يتيم گذشت و اين در حالي بود كه من با مادرم به اصفهان رفتم و برادر كوچكش نزد پدرم در تهران رفت. در واقع ما اين شانس را نداشتيم كه در كرمان نزد حاج علي اكبر بمانيم و دوري برادرم از كرمان و زندگي نزد پدر منجر به خودكشي وي در 21سالگي در امريكا شد اما به عكس همايون دوران كودكي و جواني نسبتاً آرام و سالمي را طي مي كرد و از هشت سالگي تا متوسطه را در كرمان گذراند، سپس براي ادامه تحصيل به كالج البرز تهران رفت و پس از چند سال تحصيل در اين كالج و به دنبال مرگ پدربزرگ و شلوغ شدن در شهريور 1320 به همراه مادربزرگش به كرمان بازگشت. همايون هيچ گاه نخواست به دانشگاه برود و اين در حالي بود كه حتي يك بار در آزمون دانشگاه هم قبول شد اما به دانشگاه نرفت زيرا اصولاً همايون اهل اينكه درسي را حفظ كند و جواب دهد، نبود. او كاملاً خودساخته بود. مطالعه مي كرد و توانست از دنياي امروز بهره بگيرد و به وسيله آن به دنياي گذشته نگاه كند.
    وي 12ساله بود كه تاريخ ايران باستان را به طور كامل مطالعه كرد. يادم مي آيد در تمام كودكي به من مي گفت تا ايران باستان را نخواني آدم نمي شوي. در واقع همان مطالعات، اثرش را روي همايون گذاشت به نحوي كه تمام مطالعاتش مربوط به نجوم و ايران شد و تا سال هاي آخر عمر هم هر چه مي نوشت و هر چه تهيه مي كرد مربوط به ايران بود.
    
    -چه كسي اولين بار مرحوم صنعتي زاده را به سمت مطالعه كتب مربوط به ايران باستان هدايت كرد؟
    دقيقاً نمي دانم. احتمالاً حاج ميرزا يحيي دولت آبادي بود كه همايون را به سمت مطالعه كتب ايران باستان هدايت كرد، زيرا پدرم در ابتدا چندان به دنبال سواد آموزي نبود اما تا آخر نيز بي سواد نماند و توانست از خواندن پشت جلد كتاب ها سواد آ موخته و بعدها اولين فردي باشد كه كتاب هاي تخيلي را در ايران به رشته تحرير درآورد.
    
    -گويا مرحوم صنعتي زاده از همان ابتداي جواني به دنبال كسب و كار و تجارت بود و خيلي زود وارد بازار كار شد. در اين باره برايمان بگوييد.
    بله، همايون به جاي دانشگاه، بازار را انتخاب كرد و در ابتدا شاگرد تجارتخانه اي در بازار شد و كم كم از كارهاي كوچك شروع كرد و به كارهاي بزرگ در تجارت رسيد به نحوي كه بسياري از مراكز بزرگ تجاري با فكر و سرمايه همايون بود كه پايه گذاري شد. از اين موارد مي توان به شهرك خزرشهر مازندران، كاغذسازي پارس، كشت مرواريد در كيش، گلاب زهرا در كرمان و... اشاره كرد. البته به نظر من بخشي از موفقيت همايون در كار تجارت مديون پدر بود و با آنكه آنها رابطه چندان خوبي با هم نداشتند اما به هر حال هر جا كه همايون دست مي گذاشت براي كار، زمينه كار از قبل برايش مهيا بود و اين بسيار متفاوت است از اينكه دست خالي وارد كاري شوي با اينكه در يك خانواده پر از امكانات و اطلاعات بزرگ شده باشي. در واقع مي توانم بگويم همايون مجموعه اي از خوبي ها و امكانات و مشكلات بود و من واقعاً سپاسگزارم از مردمي كه پس از مرگ او اينقدر به او ارج مي گذارند زيرا به باور من هم، او شايسته ارج گذاري بود. همايون آدمي نبود كه حتي وقتي ثروتي هنگفت داشت، بگويد اكنون وقت استراحت است در حالي كه بسياري از آدم ها هستند كه وقتي به يك جايي مي رسند ديگر كار و فعاليت را كنار گذاشته و تنها استراحت مي كنند. در واقع مي توان گفت نه خانواده صنعتي زاده و نه خانواده دولت آبادي به آرامش عادت ندارند و نشستن و استراحت كردن در برنامه هايشان نيست. جالب اينجاست كه همايون با آنكه بسيار ثروتمند بود اما نه خود و نه همسرش امكانات خاصي براي زندگي نداشتند و در نهايت صرفه جويي زندگي مي كردند و اين نكته مثبتي است كه متاسفانه اين روزها بسيار رنگ باخته است.
    
    -علت جدايي پدر و مادرتان چه بود؟
    من فكر مي كنم علت اصلي جدايي پدر و مادرم اختلافات فرهنگي بود. البته اين نكته را هم اضافه كنم كه اين جدايي باعث نشد پدرم دست از حمايت هايش از ما بردارد بلكه ما همواره در طول زندگي از حمايت هاي وي برخوردار بوديم.
    
    -از دغدغه هاي فرهنگي مرحوم صنعتي زاده بگوييد؛ اينكه چگونه شد وي به دنياي ترجمه راه پيدا كرد و موفق شد كارنامه اي چنين شگرف از خود به يادگار بگذارد.
    در سال هايي كه همايون در كالج البرز تحصيل مي كرد دكتر جردن رئيس آنجا بود. وي كه پس از مدتي پي به هوش و استعداد همايون برد وي را تشويق كرد تا استعدادهايش را بيابد و در جهت تقويت آنها گام بردارد. اين گونه شد كه همايون به فراگيري زبان انگليسي گام برداشت و توانست در زمان جنگ جهاني دوم نهايت استفاده را از اين جنگ ببرد و با جهان خارج ارتباط برقرار كند. او در آن سال ها مترجم سربازان بود و توانست به اين وسيله با غرب ارتباط نزديكي برقرار كند، از سوي ديگر پدرم كه به هنر علاقه وافري داشت بخشي از خانه مان را در تهران به گالري هنري تبديل كرده بود و همايون از اين فرصت هم استفاده كرده بود و از طريق ارتباط هايي كه پدرم با افراد مطرحي مثل جمال زاده و تقي زاده داشت، توانست ارتباطات خود را با چهره هاي تاثيرگذار آن زمان بيش از پيش مستحكم سازد. مي توانم بگويم همايون فرد فوق العاده باهوشي بود كه از تمام امكانات اطرافش استفاده مي كرد و هيچ دري نبود كه اگر وي مي توانست آن را باز كند، باز نكند و حداكثر استفاده را از دري كه باز شده بود مي كرد.
    
    -حضور مرحوم صنعتي زاده در عرصه نشر تحولي جدي را در اين حوزه منجر شد. از فعاليت هاي وي در حوزه نشر بگوييد و اينكه چه شد فعاليت هاي وي در راه اندازي انتشارات فرانكلين فضايي را فراهم آورد تا نشر حرفه اي در ايران گام هايي را بردارد؟
    گويا ماجرا از اين قرار بوده است كه روزي مقداري از كتاب هاي فرانكلين را به امانت نزد همايون گذاشته بودند تا ببينند چه كسي پيدا مي شود تا اداره نشر فرانكلين را در ايران برعهده بگيرد. فرانكلين هم سازماني بود امريكايي كه مي خواست با معرفي ادبيات امريكا به جهان سوم جايگاه خود را در مشرق زمين محكم كند كه در اين اقدام همايون مديريت اين كار را مي پذيرد اما شرط مي كند كه بسط ادبيات همه جاي دنيا را در دستور كار داشته باشد و تلاش كند تا پشتيباني همه ناشران داخلي را هم به دنبال داشته باشد آنها هم اين شروط را مي پذيرند.
    انتشارات فرانكلين با سرمايه امريكايي در ايران راه مي افتد اما در انتها اوضاع به نحوي شد كه نه تنها وي به سرمايه امريكا نيازي نداشت كه حتي وي به امريكا كمك مالي هم مي كرد. حتي همايون ترتيبي اتخاذ كرد تا از طريق پول اضافي اي كه از اين راه به دست مي آورد هر چه بيشتر انتشار كتاب هاي درسي را براي بچه ها در دستور كار قرار دهد.
    در واقع استارت راه اندازي شركت افست و ورود وي به عرصه كاغذ و چاپ هم همين انتشارات فرانكلين بود زيرا همواره بر اين اعتقاد بود كه براي اينكه موثر باشد و مستقل، بايد چاپخانه و كاغذ هم مال خودش باشد اين گونه شد كه شركت افست و كارخانه كاغذ پارس را براي پاسخگويي به نياز فرانكلين به وجود آورد. همچنين چاپ كتاب هاي درسي، مديريت سازمان كتاب هاي جيبي و انتشار بيش از 1500 عنوان كتاب از فعاليت هاي جدي وي در عرصه چاپ و نشر بوده است و همان طور كه خود نيز مي دانيد شركت افست و كاغذ پارس هم خود مقدمه اي شدند براي توسعه صنعت چاپ و نشر در ايران.
    
    -فكر مي كنيد چگونه مي شود فردي هم تا به اين حد دغدغه فرهنگ داشته باشد و هم تا به اين حد درگير تجارت و كسب و كار باشد؟
    من فكر مي كنم براي همايون پول درآوردن نوعي جلو زدن از پدرش بود و ثابت كردن اينكه وي هيچ احتياجي به ثروت پدر ندارد و وي در اين كار موفق هم بود زيرا در سال 1352 كه پدرم فوت كرد ثروت همايون چندين برابر پدر بود. البته وي دستمايه هم داشت كه چطور مي شود هم در كار فرهنگ بود و هم در كار تجارت. جالب است پس از انقلاب وقتي دغدغه هاي كار و تجارت كنار رفت وي از تمامي فعاليت هايش كنار مي كشد و به سمت علاقه اصلي اش يعني حوزه ايران باستان و در راس آن ترجمه روي مي آورد. از همين روست كه من فكر مي كنم ترجمه كتاب و كار فرهنگي و در يك كلام خدمت به وطن دغدغه اصلي او بود و تجارت در حاشيه كارهايش قرار داشت. پس از انقلاب همايون در كرمان تنها كتاب توليد مي كرد و به دست چاپ مي سپرد نه اينكه از اين كار پول دربياورد بلكه اين تنها راهي بود كه تمامي انرژي جمع شده در همايون مفري براي رهايي مي يافت و از آنجايي كه از طريق انتشارات فرانكلين با تمامي ويراستاران و چاپچي ها ارتباط داشت توانسته بود از سواد و تجربه آنها استفاده كند و تا 30 سال پس از انقلاب تنها نشست و ترجمه كرد و با آنكه بسيار كتاب مي خواند هر وقت ما را مي ديد باز هم از ما كتاب مي خواست.
    
    -ماجراي ازدواج مرحوم صنعتي زاده چه بود؟ كمي از همسر ايشان برايمان بگوييد.
    ازدواج همايون براي من بسيار دلچسب بود زيرا همسر وي يكي از دوستان نزديك من بود كه با هم بزرگ شده بوديم؛ شهين دخت صنعتي يكي از شانس هاي بزرگ زندگي همايون بود زيرا شهين دخت تا آخر عمر عاشقانه همايون را دوست داشت و جز اينكه تمام نيرويش را در اختيار شوهر بگذارد و تلاش كند امكانات راحتي و آسايش ذهني را برايش فراهم كند هيچ دغدغه ديگري نداشت. اين عشق دوجانبه به حدي بود كه پس از فوت شهين، همايون تبديل به كودكي مي شود كه تنها اشك مي ريزد و از دست دادن جفتش برايش بسياربسيار سخت است.
    
    -از ويژگي هاي شخصي و سبك زندگي مرحوم صنعتي زاده برايمان بگوييد؛ اينكه وي چه خلق و خويي داشت و چگونه زندگي مي كرد.
    همايون اولين كسي بود كه پيكار با بي سوادي را شروع كرد و فكر راه اندازي سپاه دانش را به سر پرويز ناتل خانلري انداخت؛ او فوق العاده مهربان بود و ماسك خشني كه به ظاهر روي چهره او بود براي اين بود كه كسي نفهمد درونش چه خبر است. وي مصلح و وطن پرست بود و هيچ گاه ذهن بسته نداشت. او صبر نمي كرد و مدام به جلو حركت مي كرد و هر دم بر فتوحاتش افزوده مي شد. اما از حق نگذريم او روحيه اي بسيار تماميت خواهانه داشت به نحوي كه همه چيز بايد به ميل او بود. زود جوش مي آورد و همواره بايد حرف، حرف او مي بود. در واقع درونش كودكي بود فوق العاده مهربان و باهوش اما به هر حال كودك بود. او معمولاً به كسي فرصت نمي داد كه انديشه اش را مطرح كند.
    يادم مي آيد پيش از انقلاب من همواره معتقد بودم بايد به زنان آموزش بيشتري داده شود و از مادران بخواهيم كه خودشان تصميم بگيرند و خودشان فعال و متفكر باشند و مشكلات زندگي شان را حل كنند در حالي كه همايون به من مي گفت حالاكه تو مي گويي زنان بايد پيشرو باشند چند ماه برو خارج و سپس به ايران بازگرد. اما در كل بايد گفت وي يك الگوي تمام عيار در زندگي بود و اگر از اندك ضعف هايش كه تقريباً همه ما نوعي دچارش هستيم بگذريم، بايد بگويم همايون نمونه اي بود از يك مرد موفق؛ چه در زمينه زندگي، چه در زمينه كار و تجارت، چه در زمينه فرهنگ و ادب و چه در زمينه خدمت به وطن...
    هيچ كس نمي دانست درونش چه خبر است... / سرگذشت و كارنامه همايون صنعتي زاده در گفت وگو با مهدخت صنعتي زاده
    


 روزنامه شرق، شماره 1031 به تاريخ 17/5/89، صفحه 13 (زندگي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 256 بار
    



آثار ديگري از "پژمان موسوي"

  جاي خالي ساكن خيابان ماندلا / روايتي از خانه عباس امير انتظام در روز درگذشت او
پژمان موسوي، شرق 23/4/97
مشاهده متن    
  تعطيلي ١٥ روزه مطبوعات و طرح چند پرسش
پژمان موسوي *، شرق 14/1/97
مشاهده متن    
  درباره «شب هاي موسيقي خراسان» كه برگزار نشد
پژمان موسوي، شرق 22/12/96
مشاهده متن    
  اين بود <جشن ملي> سينماي ايران؟! / چند خطي درباره مهم ترين رويداد سالانه اهالي سينما
پژمان موسوي، ايران 25/6/96
مشاهده متن    
  سفرنامه «پكن» / شهري كه ايران يك هفته «ميهمان ويژه» نمايشگاه كتاب آن بود
پژمان موسوي، ايران 15/6/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله مطالعات فقه و حقوق اسلامي
متن مطالب شماره 19، پاييز و زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است