|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق89/9/17: ديونيزوس در تعزيه هاي قرون وسطي
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1131 17/9/89 > صفحه 11 (تئاتر) > متن
 
      


ديونيزوس در تعزيه هاي قرون وسطي


نويسنده: دكتر بهزاد قادري

ويژگي دوران پيشامدرن را جاري شدن قدرت از نوك هرم بر طبقات پايين جامعه مي دانند، در حالي كه دوران مدرن را «بازي» دوسويه نوك هرم قدرت و قاعده آن دانسته اند. به همين دليل هنگامي كه به درام و ادبيات نمايشي قرون وسطي نگريسته اند، از آنجا كه اين دوران را پيشامدرن مي نامند، ادبيات نمايشي و تئاترش را بيشتر ابزاري براي ايجاد «وحدت» خوانده اند؛ وحدتي كه نهادهاي قدرت نوك هرم خواستار آن بودند. اين پنداري بيش نيست زيرا در اين دوره نيز درام و ادبيات نمايشي يكي از پايگاه هاي هميشگي تنش هاي چندگانه بوده است كه يكي از آنها تنش ميان قدرت مردم و نهادهاي قدرت آن روزگار است. آنچه در نگاه نخست در تئاتر قرون وسطي جلوه مي كند، جايگاه لرزان خنده و كمدي در دستگاه كليساست. كمدي بر شالوده خنده استوار است و خنده نيز انفجاري دروني است در برابر تضاد هاي نهفته در رفتار كساني كه در زندگي درگير آنها بودند. از آنجا كه در دوره هاي دستخوش دگرگوني يا گرفتار «آشوب» هاي اجتماعي شگرف، تضاد هاي بسياري جلوه مي كنند، كمدي براي نشان دادن آنها چالاك تر است. بازنمايي هاي كميك يا خنده دار با كشش انسان به «بازي» پيوند دارند؛ كمدي بيش از آنكه بر فرمانبرداري از قانون تاكيد كند، به كودكي و رفتار كودكانه آدمي دامن مي زند. به قول ترنر «بازي» خواست ارادي انسان براي ورود به فضا هاي آستانه اي (liminal spaces) است. درام و تئاتر زماني كارايي دارند كه بتوانند فضاهاي آستانه اي باشند و خواننده و مخاطب را براي ورود به دنيايي آماده كنند كه نه اين جهاني است و نه آن جهاني كه پيشتر پيش رويش گذاشته اند. اين مرحله بحران هويت و سيال شدن آن است؛ در اين گذر نمي خواهيم «اين» باشيم، هنوز «آن» هم شكل نگرفته است. چون كمدي با شور و آشوب يا «از خود به در شدن» سروكار داشت، آن را آبستن فضاهاي آستانه اي دانستند و ديري نگذشت كه كمدي و وابسته آن، خنده، را همان آيين ديونيزي در لباس مبدل خواستند و هر جا كمدي بود آن را نشانه حضور تاثيرگذار مخاطب در داد و ستد هاي اجتماعي دانستند (ناگفته نماند كه كليسا خنده را به تمامي رد نمي كرد، بلكه براي آن اندازه هايي مشخص كرده بود، اندازه هايي كه به موجه بودن آدمي لطمه نزند).
    باختين در رساله مشهورش، «رابله و دنيايش»، درباره كارناوال در قرون وسطي به عنوان جشن «شدن» سخن مي گويد. اگر چنين باشد، شايد بتوان آن را رخدادي در راستاي ايجاد فضاي آستانه اي مورد نظر ويكتور ترنر دانست، هرچند پژوهشگران بسياري درباره سخنان باختين شك كرده اند و ديدگاهي مخالف سخنان باختين را پيش كشيده اند. با اين حال بايد اين نكته را در نظر داشت كه ديدگاه باختين درباره پايگاه فولكلوريك متون ادبي/ نمايشي و رخنه آن در متون مصوب كليسا نكته اي درخور توجه است. در قرون وسطي، نقش مخاطب در شكل دادن به آيين هاي نمايشي بسيار خواندني است. براي قرون وسطي سه دسته نمايش شناخته اند: آيين هاي عيد پاك، تعزيه هاي بر صليب شدن مسيح(ع) و نمايشنامه هاي اخلاقي. از نظر زماني، نخست مصلوب شدن مسيح(ع) رخ داده است و مراسم عيد پاك برآمده از اين رخداد است. پيشينه نمايش هاي عيد پاك به قرن دهم ميلادي مي رسد، اما اجراي آييني تعزيه هاي بر صليب كشيدن مسيح(ع) از قرن سيزدهم ميلادي رونق مي يابد و در قرن پانزدهم اوج مي گيرد. بنابراين اگر از ديدگاه سرشاري ادبيات و متون نمايشي به قرون وسطي بنگريم، دوران رواج آيين هاي نمايشي عيد پاك پررونق ترين و مردمي ترين دوره آن به شمار مي رود زيرا بيشترين دخالت مردم در بازنمايي و نمايش به عنوان گفت وگوي غيرمستقيم با قدرت صورت مي گيرد. نمايشنامه هاي عيدپاك هفت بخش دارند: 1- پيلات و نگهبانان 2- معراج 3- صحنه بازگشت مسيح و يورش او به دوزخ و رهانيدن دوزخيان 4- نمايش عطاري 5- رفتن بر سر مغاك مسيح 6- جلوه كردن مسيح در اطراف مغاك در چشم مريم مجدليه 7- هجوم حواريون به سوي مغاك (تا به چشم خود كالبد مسيح يا مغاك خالي را ببينند). آبشخور نمايش عيد پاك يك جمله است كه در انجيل مرقس (16:1) آمده است: «پس چون سبت گذشته بود مريم مجدليه و مريم مادر يعقوب و سالومه حنوط خريده آمدند تا او [مسيح] را تدهين كنند.» ماجرا از اين قرار است كه سه روز پس از مرگ مسيح، مريم مجدليه، مريم (مادر يعقوب) و سالومه روغني مي آورند تا پيكر مسيح(ع) را خوشبو كنند. پس از خريدن روغن، اين سه به سوي مغاكي كه جسد مسيح را در آن نهاده بودند مي روند اما جسد را نمي يابند و اين را در آيين مسيحيت معراج مي نامند. در انجيل هيچ اشاره اي به رفتن سه قديسه به عطاري و خريدن روغن نشده؛ فقط مي خوانيم كه آن سه زن «حنوط خريده آمدند». اما در آيين نمايشي عيد پاك اين خود به صحنه اي طولاني، يعني رفتن به عطاري، چانه زدن با عطار و دستيارانش و رخدادهاي ديگر تبديل مي شود. عطار پيرمردي است كه همسري جوان و دستياري زرنگ و جوان اما ناوارد به شغل عطاري به نام رابين دارد. چون عطار سرش به كار ديگري بند است پس از رابين مي خواهد عطاري را سامان دهد. سپس رابين را مي بينيم كه غرولندكنان از سختي كار مي گويد و آرزو مي كند كاش خودش هم دستياري داشت. در اين دم يك دلقك ديگر از راه مي رسد و قبول مي كند دستيار رابين شود (اين دلقك غالباً سبز مي پوشد كه بيانگر دو فرد است: ديونيزوس و شايد عيار مردمي، رابين هود). درست در همين دم سه زن مقدس نيز مي رسند و از عطار روغن مي خواهند. همسر عطار به گرانفروشي شوهرش اعتراض مي كند، اما از او كتك مي خورد. سه زن كه مي روند، عطار پير خوابش مي برد و رابين با همسر جوان او سر صحبت را باز مي كند و از او مي خواهد خودش را از اين زندگي مشقت بار رها و با او فرار كند. چنين هم مي كنند؛ اين دو به مرغزار خوش آب و هوايي مي روند و با هم مي خوانند و مي رقصند و نرد عشق مي بازند.
    چارچوب اصلي نمايش هاي آييني عيد پاك جملاتي از انجيل هاي متي، لوقا، يوحنا و مرقس است. اما متوني را كه مردم از آن ساختند تنها به افزودن جملات يا تغيير لحن متون از مرثيه به شوخي بسنده نكرد. در متوني كه مردم در اروپاي غربي (اروپاي شرقي سرگذشت خودش را دارد) براي اين آيين ها فراهم كردند، كار به جايي كشيد كه كساني، همچون رابين خوشگذران و دلقك كه هيچ ربطي هم به انجيل و روايت بر صليب شدن مسيح نداشتند، در آن ظاهر شدند و ابتكار عمل را به دست گرفتند. عيد پاك رخدادي بهاري است و مي دانيم كه جشن در چرخه فصول از كهن الگوهايي است كه همه فرهنگ ها، كافركيش يا يكتاپرست، به آن پايبند بوده اند. در نمايش هاي عيد پاك، عروج مسيح به ملكوت و بازگشت او براي رها ساختن دوزخيان از جهنم نوعي جشن رهايي تن از اسارت و احياي آن به شمار مي آيد. مردم از آوردن رابين در اين نمايش ها هدف خاصي را دنبال مي كردند. نام رابين هم در زبان آلماني و هم در زبان لاتين، با سرخي چهره و در نتيجه، با شوخ و شنگي فرد پيوند دارد. رابين آدمي برونگرا و خوشگذران است. او را برخاسته از آيين ها و اسطوره هاي پيش از مسيحيت در اسكانديناوي يا افسانه هاي ژرمن دانسته اند. اما شايد بتوان او را گونه روزآمد ديونيزوس دانست، زيرا او با شور و شادي و تن آسايي پيوند مستقيم دارد. او در پاره اي متون از ميان تماشاگران برمي خاست و به ميان بازيگران مي رفت كه اين خود اشاره اي است به اينكه او از مردم، يا سخنگوي مردم بوده است. وجود چنين چهره اي در ادبيات نمايشي مردمي آن زمان به ما اجازه نمي دهد اين حكم را يكجا بپذيريم كه مردم قرون وسطي آدم هايي زير فشار كليسا بودند. پژوهشگران فرهنگ قرون وسطي، كه نقاشي ها، روايات و ديگر اسناد آن زمان را بررسي كرده اند، بر اين باورند كه مردم روستايي و شهري در قرون وسطي درباره خور و خواب و تن بي پروا بودند. در نمايش هاي عيد پاك، تن مسيح در كانون توجه است. گويي مردم با آوردن رابين در متون نمايشي خود مي خواستند تن زنده مسيح را در وجود خودشان متجلي ببينند. از سويي نيز مي شود گفت مردم مي خواستند با كليسا به گفت وگو بنشينند و زندگي سرزنده و شادي را براي خود بخواهند، زيرا به نظر آنان، مسيح براي آنان جان باخته بود و اينك با برپايي اين مراسم مي خواستند از سويي نبودن مسيح را نفي كنند و، از سوي ديگر، ميان رواج تن آزاري يا خوارپنداري تن كه كليسا به آن دامن مي زد و آنچه كاهنان بر سر مسيح آوردند پيوندي نهاني بسازند، زيرا مسيح بارها به آنها گفته بود «شما پاره تن منيد».
    به اين ترتيب، مردم آيين هاي عيد پاك را بهترين جلوه گاه تن و فرصتي براي گوشزد كردن ارزش آن و بازيابي نيروهاي آن يافتند. در عين حال، مردم توانستند با آيين هاي عيد پاك ميان آيين ديونيزوسي و عروج مسيح پيوندي بيابند. در قرن دهم ميلادي، مردم با اجراي اين آيين ها، همچون ديونيزوسي هاي دوران باستان، سرزندگي را در هيئت قوت يافتن، نوجواني، بازيابي شادابي، باروري و توليد مثل جشن مي گرفتند و با اين كار نيازها و كاركردهاي تن را تجربه مي كردند. در آيين هاي عروج مسيح، تن او ناپديد مي شود. اما مردم با دستكاري روايت هاي كليسا درباره عروج مسيح، از اين آيين جشن شادخواري برپا كرده بودند.
    ديونيزوس در تعزيه هاي قرون وسطي
    


 روزنامه شرق، شماره 1131 به تاريخ 17/9/89، صفحه 11 (تئاتر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 693 بار
    



آثار ديگري از "دكتر بهزاد قادري"

  جشنواره حوسي: نگاهي به عاشوراي حسيني در پهنه كارائيب
دكتر بهزاد قادري، شرق 15/10/89
مشاهده متن    
  شكسپير، رمانتيسيسم انگلستان و سياست
دكتر بهزاد قادري، شرق 1/10/89
مشاهده متن    
  گوته و بايرن: عقاب و قوش در فرهنگ و درام قرن نوزدهم
دكتر بهزاد قادري، شرق 3/9/89
مشاهده متن    
  هنر تماشا كردن و تماشايي بودن
دكتر بهزاد قادري، شرق 18/8/89
مشاهده متن    
  سير جدلي آرمان/شهر «نه» يا «آري»؟
دكتر بهزاد قادري، شرق 14/7/89
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
دو هفته نامه موفقيت
متن مطالب شماره 389، نيمه دوم بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است