|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق89/4/26: نگاهي به «جنگل پنير» نوشته فرشته احمدي
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1013 26/4/89 > صفحه 9 (ادبيات) > متن
 
      


نگاهي به «جنگل پنير» نوشته فرشته احمدي




    وقتي پاي ريشه ها در ميان باشد و رسيدن به هويتي كه اين روزها انگار يكپارچه نيست، سفري آغاز مي شود؛ سفري كه هم مي تواند وجه نمادين داشته باشد، هم كاركرد واقع گرايانه و هم به بهانه آن، روايت هاي بسيار شكل گيرد. اين اتفاقي است كه در رمان «جنگل پنير» قرار است رخ دهد. نويسنده پيشاپيش به تكراري بودن فكر كرده است، به همين دليل تمهيداتي براي باطراوت ساختن روايتش انديشيده به گونه اي كه ورود شخصيت اصلي يا همان قهرمان رمان به «زرند» مصادف مي شود با سلسله يا بهتر است بگوييم پكيج روايت هاي گوناگون كه گاه به هم مربوطند و گاه ارتباط شان جزيي است. معماري اين اثر آشكارا انديشيده شده است يعني «فرشته احمدي» ضمن سفر در خط زمان به كاركرد مكان هم توجه كرده است و رمان را در محورهاي مختلف پيش مي برد. در لحظه هايي كه زمان از دست رفته اهميت پيدا مي كند، شخصيت ها به واسطه اتفاقات مهم روي داده در بستر زمان تعريف مي شوند و آنگاه كه مكان برجسته مي شود، شخصيت ها به واسطه تاثيري كه از جغرافيا پذيرفته اند، شناسايي شده و در ذهن باقي مي مانند.
    «سايه» قهرمان اين رمان زني است كه هم ميل به آرامش و رضايت دارد، هم از آن فرار مي كند. پر از تضادهاي گوناگون است. به راحتي تعريف پذير نيست. حتي وقتي روايت به نظر «فرشته احمدي» بايد اول شخص شود و سايه آن را پيش ببرد، باز هم ساخت يكپارچه نداريم. نه اينكه همه بردارهاي تعريف پذير اين قهرمان عليه يكديگر عمل كنند ولي يكپارچگي يا وحدت محض وجودي هم به نمايش گذاشته نمي شود. او ارتباط موفقي با ما در خود ندارد. لااقل مي خواسته داشته باشد. در پي مجموعه دلايلي شناخته شده و ناشناخته در ارتباط با پدرش، مادر هم در هاله اي از ترديد قرار مي گيرد؛ ترديدي بر نزديك شدن يا دور شدن.
    ايده «دور و نزديك شدن» به سايه و ذهنياتش و كنش هاي بيروني كه به واسطه زمان و مكان شكل مي گيرند، دائماً در متن در نوسان است. گاهي نويسنده به سايه اجازه مي دهد به خودش، پيام، آدم، بابك و... چندان نزديك شود كه به واسطه آن قهرمان رمان متولد شود و گاه چندان دور مي شود كه گويي مي خواهد بر هر آنچه تا به حال نوشته است، خط سرخي بكشد و از نو بنويسدش. «فرشته احمدي» در اين رمان به چند محور به شكل ملموس نزديك شده كه يكي از آنها شناخت پدر به واسطه سفر است و ديگري برجسته كردن وجه سمبليك دوران معصومانه كودكي است. نشانه هايي از اين نگاه در كل روايت پخش شده؛ در بخش هايي به واسطه قصه اي فانتزي همه ظرافت و لطافت اتفاقات مربوط به ذهن سايه برجسته مي شود و در تكه هايي ارتباط سايه و بابك برادرش شكل كودكانه اي به خود گرفته تا احساس بي گناهي در خود قهرمان و مخاطب برجسته شود، مادر در قاب خاكستري تيره باقي مي ماند؛ زني كه از منظر سايه قاعدتاً بايد بخشوده شود ولي ساختار روايي كار اجازه بي گناهي را چندان برايش سير نمي كند چون به نظر مي رسد پدر بيشتر قرباني سلسله اتفاقات بي رحمانه اي شده است. پدر مقهور جغرافياست و تا انتها هم به اين شكل مي ماند. كاراكترش در بدترين حالت به كهن الگوي «قرباني» نزديك مي شود. بيشترين سطح همدلي را برمي انگيزد. به واسطه اوست كه ساختارهاي زماني و مكاني و مناسبات يك اجتماع كوچك برجسته مي شود. سايه هم به شكلي طبيعي با انگيزه هايي كه هر بار به شكل جديدي از دل متن بيرون مي آيند، راهي سفر مي شود. او ارتباط عاطفي موفقي با آدم هاي دور و برش ندارد. شايد هم دوست دارد شكل ديگري از ارتباط انساني را تجربه كند و حس رضايت از خود و ديگران داشته باشد. «فرشته احمدي» به هيچ يك از امكان هاي موجود در متن اجازه نمي دهد بر ديگري غلبه كند. مشخصاً مانند ناظري هوشيار بر سر وجوه گوناگون متن ايستاده تا عدالت و تعادل برقرار شود. براي همين ساختار روايت انديشيده شده و متوازن است.
    اما زبان اين روايت با توجه به اينكه در بيشتر بخش ها ميان سوم شخص و اول شخص در نوسان است، بايد دو صداي متفاوت را به ذهن متبادر كند. خيلي وقت ها هم اين دو صداي متفاوت شنيده مي شود اما بافت زبان اين كار هم مثل رمان قبلي نويسنده متاثر از زبان نوشتار است. نويسنده به شكل غريزي همه روايت ذهن سايه را بر عهده خودش نمي گذارد. او به گونه اي حرف مي زند كه گويي نويسنده نوشته است. در اين نوع اجراي زباني سايه «فرشته احمدي» بر سر «سايه» متن فرو مي افتد و ما هم به تبع آن از روايت بيرون مي افتيم. سايه در اين رمان حرف هاي زيادي براي گفتن دارد. قرار است هم راوي تكه هاي مختلف كلاژ روايت باشد هم قهرمان آن. بار سنگيني روي دوشش قرار دارد. توقع ما هم براي همين بالامي رود. آيا يك سايه به ريشه هايش نزديك مي شود؟ يا تكه تكه روي سطح روايت تكثير مي شود تا هم خودش، هم ما فقط بخشي از واقعيت جهان داستاني را ببينيم. در چنين فضايي شايد براي قهرمان ماندن فرصتي نباشد وقتي مسافر با سفر يكسان شده است.
    نگاهي به «جنگل پنير» نوشته فرشته احمدي
    


 روزنامه شرق، شماره 1013 به تاريخ 26/4/89، صفحه 9 (ادبيات)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 346 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه پژوهش ديني
متن مطالب شماره 37، پاييز و زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است