|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق89/4/2: عظمت خانم از زاويه اي ديگر
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3364
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 995 2/4/89 > صفحه 12 (تاريخ) > متن
 
 


عظمت خانم از زاويه اي ديگر


نويسنده: هستي فيروزپور


    تاريخي كه در زمانه خود مدون نشده باشد، همواره پس از آن از زاويه هاي مختلف بازخواني خواهد شد. هر كس گوشه اي از آن را برجسته ديده و بخشي را از چشم مي اندازد. اينك براي روشن كردن زواياي تاريك گذشته، ما نياز به يكديگر داريم تا آن واقعيات را به ياري هم از زواياي مختلف بنگريم و همه قطعات پازل را كنار هم چيده و تصوير واقعي را دريافت كنيم.
    مقاله عظمت خانم شيرزني در نهضت جنگل از خانم رابعه موحد باعث شد يكي از مطلعان ديگر اين ماجرا دست به قلم برده و با بازگويي گوشه هايي ديگر از آن واقعه، تصوير ارائه شده را تكميل كند. لازم به ذكر است تيتر مطلب از گروه تاريخ بوده و ربطي به نويسنده مطلب نداشت.
    
    گزارش گونه اي كه به ظاهر در مقام حفظ حقوق زن به نقش عظمت خانم در نهضت جنگل پرداخته است و مقدمتاً مدعي شده به خاطر جنسيت كمتر به ايشان توجه شده است در شماره 988 مورخ 25/3/89 روزنامه وزين شرق مطالعه شد.
    عوامل مختلفي مرا بر آن داشت كه نوشته خانم رابعه موحد را مجدد بخوانم. از جمله اين عوامل سابقه نسبت خانوادگي و زندگي كردن پدرم تا سال 1362 در همان قلعه اي بود كه عظمت خانم در آنجا زاده شده و از همان جا با جورق بيگ فولادلو به سنت عشايري فرار كرده و به خانه بخت رفته است، همچنين عكس هاي متعددي از همان قلعه و باغ نيلق در كتابخانه پدر نصب شده است و نيز اسناد و قبالجات سوراخ شده با گلوله سربازان رضاخان درخورجين اسب پدربزرگم در عرصه نبرد نابرابر دربند مشكول با قاب هاي ساده علاوه بر خانه زينت بخش دفتر كار پدر نيز هست.
    مجموعه اين عوامل مرا به غور در اين مطلب فراخواند كه به نقاط قابل توجه و درخور تامل برخورد كردم. اينكه كل ماجرا به جز در سه مورد با نقل قول خانم پروين اميراحمدي از مادر مرحومش گوهرتاج خانم دختر عظمت خانم، به رشته تحرير درآمده ارزش علمي و تحقيقي گزارش را پايين مي آورد ولي نظر به اينكه انتشار چنين نقل قول هايي عوارض تاريخي نامطمئن به بار مي آورد، در مقام تصحيح يا تكميل گزارش مذكور، ذكر چند نكته را ضروري مي دانم.
    1- مادر عظمت خانم، نازي خانم بود و نازلي يا غلط چاپي است يا اشتباه معرفي شده است.
    2- هفت بار شتر كتاب فقط تبليغ عاميانه باسواد بودن نازي خانم مي تواند باشد؛ چه در آن موقع و دو نسل بعد از آن خانم هاي عشاير كمتر اهل سواد و مكتب و مدرسه بوده اند.
    3- محل تولد و نشو و نماي عظمت خانم كرندق نبود و چنين اشتباهي چاپي نيست بلكه روايي است. او شايد كرندق را اصلاً نديده باشد. مصطفي قلي خان نيلق را آباد كرد و پسرش احمدخان با يك دختر و هفت پسر (عظمت خانم و پنج برادر تني و دو برادر ناتني وي) همگي در نيلق به دنيا آمده و سپس از آنجا به نقاط مختلف آذربايجان، خلخال، ميانه و اردبيل رفته اند. خوانين كرندق گرچ با خوانين نيلق بني عم و هر دو از طايفه شاطرانلو بودند، ولي با هم دشمني خوني داشتند.1
    4- عنوان بزرگ ترين رئيس قبيله بين عشاير غرب كشور براي عظمت خانم كمي مبالغه آميز است. اقبال السلطنه ماكويي قدرت و موقعيت قوي تري داشته است و اسماعيل سميتكو به اعتبار ايلي ماموريت عمده سرلشگر امير طهماسبي را تشكيل مي داده اند.2 عظمت خانم زن مدبر، جاه طلب و قدرتمند به اعتبار قدرت و موقعيت سياسي و اجتماعي برادران (امير عشاير و رشيدالممالك)، همسر اول و دومش كه روساي ايل شاهسون بودند (جوروق بيگ و حسينعلي خانسالار ديوان) و نيز دخالت در امور مهم مملكتي و ارتباط با قواي روس نقش آفرين بود.
    5- عظمت خانم از ايل شاطرانلو كرد مهاجر ساكن روستاي نيلق خلخال بود كه پس از ازدواج با جورق بيگ شاهسون، به عظمت خانم فولادلو معروف شد. عنوان شيرزن گيلان مسلماً تعبيري اشتباه است.3
    6- حركت ميرزا به سوي خلخال از بي پناهي و به قول نويسنده محترم نااميدي از پيروزي بود. كوه هاي صعب العبور خلخال آن هم در زمستان و در حالي كه از همه ياران وفادار فقط يك نفر باقي مانده (گائوك آلماني)، مفري در برابر دشمنان غالب بوده است. اگر از برف و بوران جان سالم به در مي برد، معلوم مي شد به كوه پناه مي برد يا عظمت خانم. نامه مورخ 15 ارديبهشت 1300 ميرزا كوچك خان به رشيدالممالك كه هفت ماه قبل از مرگش نوشته شد، مبين طرز فكر ميرزا نسبت به عشاير (عظمت خانم و برادرانش) است.4
    7- سبزعلي خان پسر بسيار شجاع عظمت خانم در اثر اصابت يك تير سرگردان بلافاصله فوت مي كند، حتي همراهان متوجه زخمي شدن او نمي شوند. عبارت سبزعلي خان زخمي مي شود و سواران به علت زخمي شدن او پراكنده مي شوند منطبق با واقعيت نيست.5
    8- تمام خوانين خلخال در دربند مشكول با امير طهماسبي مقابله نكردند، فقط رشيدالممالك و سالار خاقان و پسران امير عشاير و سالار فيروز با تعداد كمي سواران وفادار در مقابل قشون سرتيپ ابوالحسن خان به جنگ پرداختند و خوانين كرندق و سنگ آباد كه هميشه مطيع دولت بودند همچنين ايلات دليكانلو، كلاكجانلو، يورتچي و فولادلو در بين قشون دولت عليه خوانين مبارز مي جنگيدند.6
    9- نبرد آلارلو 10 كيلومتري اردبيل در تاريخ 4 فروردين 1302 شروع شد و با فوت سبزعلي خان خاتمه يافت. نبرد دربند مشكول خلخال در 11 ارديبهشت 1302 روز بعد از شكست آلارلو، فقط يك روز و به فاصله هفت ساعت بيشتر طول نكشيد. اينكه گزارش رمان گونه اشاره مي كند جنگ دربند مشكول يك ماه طول كشيده است، صحت ندارد.7
    10- در جنگ دربند مشكول نه امير عشاير دخالت داشت و نه عظمت خانم. پس از دار زدن امير عشاير، سالارديوان و فرزندان عظمت خانم و زنداني كردن
    عظمت خانم در اردبيل،ابوالحسن خان سرتيپ بنا به دستور امير لشگر اميرطهماسبي اردوي نظامي را به سمت خلخال حركت داد. مديريت جنگ دربند مشكول با رشيدالممالك و سالار خاقان بود و پسران امير عشاير و سالار فيروز در نبرد شركت داشتند.8
    11- ماجراي پيراهن جواهرنشان هديه ميرزاكوچك خان به دختر عظمت خانم كه از روسيه آورده و نظاميان رضاخان براي مصادره پيراهن آمده بودند، توهمي بيش نيست. مشكلات سياسي و نظامي آنچنان گريبانگير ميرزا شده بود كه او و ياران جنگلي اش فرصت اصلاح سر و صورت خود را نداشتند و نيز افكار سوسياليستي حاكم بر مرامنامه جنگل خصوصاً بند 14 ماده 4 اصلاً سازگار نيست. 9
    12- ملاقات جوزعلي خان پسر كوچك عظمت خانم با رضاشاه مورد تاييد هيچ كس از معمرين طايفه فولادلو نيست و مي گويند هرگز چنين ملاقاتي صورت نگرفته است. در مورد ملاقات عظمت خانم نيز سند معتبري وجود ندارد. بعضي از مطلعان قديمي كه ملاقات را تاييد مي كنند، مي گويند بعد از فوت امير طهماسبي اين ملاقات صورت گرفته است. در بعضي منابع تاريخي آمده است عظمت خانم پس از تحمل درد و رنج مرگ فرزندان خود به تهران رفته و به ياري سيدالمحققين املاك خود را از دولت گرفته است. 10
    13- روايت شده است عظمت خانم مرگ سرلشگر امير طهماسبي را از رضاشاه خواسته و در اجابت خواسته وي امير طهماسبي در جنگ كردستان كشته شده است. اين هم عقلاً و نقلاً فاقد اعتبار است. در اوايل بهار 1304 سردار سپه در سفري به آذربايجان پس از مشاهده فعاليت هاي امير طهماسبي در ساختن راه قافلان كوه و راه هاي شوسه متعدد، مدارس، تاسيسات اداري جديد و نيز مصادره خزانه جواهرات اقبال السلطنه ماكويي توسط امير طهماسبي، به موفقيت و محبوبيت فوق العاده وي بدبين و نگران شد و او را با خود به تهران آورد. امير طهماسبي بعد از مدتي وزير جنگ شد و در كابينه مهدي قلي هدايت وزير فوايد عامه و تجارت شد. در روز 29 اسفند 1306 در قريه زران، بين خرم آباد و بروجرد در لرستان، توسط اشرار مسلح به ضرب گلوله و كارد مجروح شد و فوت كرد. 11
    قدر مسلم بدبيني و نفق رضاشاه و احتمال دخالت وي در قتل اميرطهماسبي، كمترين ارتباطي به تقاضاي احتمالي عظمت خانم مغلوب و مقهور نداشته و از نظر منطقي نيز قابل تصور نيست و قتل وي در لرستان بوده است نه در جنگ با كردستان.
    14- روايت دست چهارم اين مطلب كه سيدحسن مدرس به عظمت خانم گفته بود: دخترم، كسي را كه مرا مورد اصابت قرار داد با عصاي خود زدم و انتقام گرفتم، صحيح نيست. قضيه از اين قرار است كه در روز هفتم آبان ماه 1305 وقتي مدرس براي درس گفتن عازم مسجد سپهسالار بود در كوچه سرداري چندين تير به سوي او شليك و بازوي چپ به شدت مجروح مي شود و يك گلوله هم به دست راست او اصابت مي كند.
    بلافاصله مدرس به بيمارستان نظميه و سپس به بيمارستان احمدي منتقل مي شود و پس از چند ماه بهبودي حاصل مي كند، 12 حال چگونه قابل تصور است كه وقتي هر دو دست مجروح بوده توانسته است با عصا انتقام بگيرد.
    پي نوشت ها:
    1- خاطرات و اسناد ناصر دفتر روايي، چاپ اول، انتشارات فردوسي،1363
    2- يادداشت هايي از آشوب هاي عشايري و سياسي آذربايجان، سرلشگر عبدالله خان طهماسبي، پرديس دانش،1386
    3- تاريخ سياسي اجتماعي شاهسون، ريچارد تاپر، ترجمه حسن اسدي، نشر اختران، 1384
    4- درآمدي تحليلي- تاريخ بر شخصيت و آرا و انديشه هاي ميرزا كوچك خان جنگلي، مكاتبات سردار جنگل، جعفرمهرداد، انتشارات حرف نو، 1385
    5- اردبيل در گذرگاه تاريخ، بابا صفري، نشر دانشگاه آزاد اسلامي اردبيل،جلد اول، چاپ دوم، 1370
    6- منبع شماره 1
    7- منبع شماره 2
    8- منبع شماره 1
    9- سردار جنگل، ابراهيم ميرفخرايي
    10- منبع شماره 5
    11- رضاشاه و قشون متحدالشكل، دكتر باقر عاقلي، نشر نامك، 1384
    12- شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران، دكتر باقر عاقلي، نشر گفتار، جلد سوم، 1380
    *دانشجوي رشته حقوق
    دانشگاه علامه طباطبايي
    عظمت خانم از زاويه اي ديگر
    


 روزنامه شرق، شماره 995 به تاريخ 2/4/89، صفحه 12 (تاريخ)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 3131 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه برزگر
متن مطالب شماره 1140، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است