|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق89/3/25: از جام جم تا ژوهانسبورگ
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3364
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 988 25/3/89 > صفحه 11 (تلويزيون) > متن
 
      


از جام جم تا ژوهانسبورگ
نگاهي به پخش بازي هاي جام جهاني از تلويزيون

نويسنده: مازيار معاوني

اگرچه در كشور ما راديو و تلويزيون يك رسانه دولتي محسوب مي شود و امكان تاسيس شبكه هاي خصوصي (كابلي) متناسب با ذائقه هاي مختلف وجود ندارد اما نبايد از ياد برد كه همين تلويزيون محدود دولتي هم در پاره اي از موارد قابليت هايي دارد كه حسرت ناشي از فقدان شبكه هاي كابلي را به حداقل مي رساند، دست كم براي تعدادي از بينندگان تلويزيون. يكي از مهم ترين اين قابليت ها و امتيازات پوشش زنده و مستقيم تمام مسابقات مهم فوتبال در جهان است. از بازي هاي مهم آسيايي كه تيم هاي ايراني در آنها شركت دارند گرفته تا جام باشگاه ها و جام ملت هاي اروپا و سرانجام تا جام جهاني كه معتبرترين رويداد فوتبالي جهان به حساب مي آيد؛ امكاني كه به جز چند كشور معدود، مردم مابقي كشورهاي دنيا از آن محروم هستند و تنها با صرف هزينه نسبتاً بالاي اشتراك تلويزيون هاي كابلي موفق به استفاده از آن مي شوند. امسال نيز مانند ادوار گذشته جام جهاني، تلويزيون بينندگان مشتاق تلويزيوني را بي نصيب نگذاشته و در برنامه زمان بندي كه ارائه كرده امكان تماشاي تمام مسابقات اين رويداد فوتبالي از دوره مقدماتي تا دوره نهايي براي علاقه مندان وجود دارد و ظرف مدت زمان يك ماه تمام 64 مسابقه اين جام از سيما پخش خواهد شد. به همين مناسبت خالي از لطف نيست اگر به چگونگي پخش اين بازي ها از مقطع قبل از انقلاب تا همين دوره گذشته جام جهاني تاملي داشته باشيم.
    
    اولين پوشش تصويري
    از سال 1954 ميلادي كه بينندگان تلويزيوني موفق شدند براي نخستين بار در قالب جام جهاني مسابقه اي را به شكل زنده مشاهده كنند تا آن روز كه اين امكان در تلويزيون دولتي ايران(تلويزيون ملي) فراهم شد درست 16 سال طول كشيد. 40 سال پيش از اين يعني در تابستان سال 1349 تلويزيون ايران پخش بازي هاي جام جهاني را براي اولين بار آغاز كرد. در آن سال(1970) كه با نهمين دوره جام جهاني مصادف بود، بازي ها در آلمان برگزار مي شد و براي علاقه منداني كه تا پيش از آن تنها از طريق روزنامه و حداكثر راديو موفق مي شدند از جام جهاني خبري بگيرند پخش اين مسابقات جذابيتي خارق العاده و منحصر به فرد داشت هر چند شامل همه بازي ها نبود و تنها بازي هاي مهم و مربوط به مراحل پاياني جام را دربرمي گرفت و هر چند هنوز سيستم پخش رنگي در ايران وجود نداشت و تصاوير به شكل سياه و سپيد پخش مي شد.
    
    اولين گزارشگران جام جهاني
    تلويزيون در مقطع زماني جام جهاني 1974(1353) تنها يك شبكه و در جام 1978(1357) دو شبكه داشت و هنوز آنقدرها گسترده نشده بود كه تعداد قابل ملاحظه اي گزارشگر در خدمت اين سازمان باشند. حبيب الله روشن زاده و مانوك خدابخشيان تنها نام هايي بودند كه در آن مقطع به ترتيب وظيفه گزارش و تفسير مسابقات فوتبال تلويزيون را بر عهده داشتند و تركيب گزارش هاي زنده روشن زاده كه با تفاسير شنيدني و دقيق خدابخشيان همراه مي شد هنوز در اذهان فوتبال دوستان قديمي باقي مانده است. خصوصاً نگاه كارشناسي و ديد فني بالاي خدابخشيان كه در چند ديدار جام جهاني چند تعويض مهم و حياتي را پيش بيني كرد و دقايقي بعد دقيقاً همان تعويض ها توسط مربيان بزرگ و مطرح دنيا انجام شد. بازي هاي جام جهاني 1974 هلند(1353) و 1978 آرژانتين(1357) كه دومي مصادف با اولين حضور تيم ملي ايران در جام جهاني فوتبال نيز بود توسط همين دو گزارش و تفسير شد. ضمن اينكه اولين نفري كه رويه گزارش مسابقات ورزشي را در ايران پايه گذاري كرد يعني عطاءالله بهمنش نيز از طريق راديو ديدارهاي جام جهاني را براي شنوندگان كه در آن زمان تعدادشان بسيار بيشتر از بينندگان بود گزارش مي كرد.
    
    سال هاي دور از پخش زنده
    از جام جهاني 1982 كه با سال 1361 يعني اوج دوران جنگ كشورمان با عراق و اوج محدوديت ها مقارن بود تا سال 1990 يا همان سال 1369 شمسي هيچ ديداري از سه دوره متوالي جام جهاني به شكل زنده و مستقيم روي آنتن تلويزيون ايران نرفت. وضعيت دشوار اقتصادي ناشي از شرايط جنگي و اولويت هاي ديگري كه بنا به اقتضاي موقعيت آن روزها براي تمام سازمان هاي دولتي از جمله تلويزيون وجود داشت چندان مجالي به اين رسانه براي پرداختن به موضوعاتي مانند امكان پخش زنده مسابقات جام جهاني را نمي داد ضمن اينكه به لحاظ مميزي نيز امكان پخش زنده برنامه اي كه دوربين و تصويربرداري آن در كنترل كشور فرستنده بود و هر آن ممكن بود با زوم كردن روي تصوير تماشاچيان تصاويري غيرمجاز را به نمايش بگذارد، وجود نداشت و نتيجه چنين وضعيتي اين شد كه علاقه مندان فوتبال در ايران به مدت 12 سال قيد تماشاي مستقيم و همگام با فوتبال دوستان ساير كشورهاي دنيا را بزنند و به همان دقايق ضبط شده ديدارها (كه حتي گاهي خلاصه هم مي شد) قناعت كنند.
    
    عذابي به نام سانسور هفت ثانيه اي
    وقتي كمي قبل از شروع پانزدهمين دوره جام جهاني كه در سال 1994 برگزار شد سيما اعلام كرد امكان پخش زنده تمام ديدارهاي اين دوره از مسابقات فراهم شده است، موجي از شادي در ميان مشتاقان اين رشته ورزشي پديد آمد به خصوص آنكه از آن دوره براي اولين بار تعداد تيم هاي شركت كننده در بازي ها از 16 به 24 تيم افزايش يافته بود و اين به آن معنا بود كه امكان تماشاي تعداد بسيار بيشتري مسابقه زنده وجود داشت. البته در عمل تمامي اين مسابقات روي آنتن رفتند ولي دست اندركاران مميزي سيما كه هنوز تجربه چنداني در كار كردن با دستگاه تازه خريداري شده و گران سانسور با تاخير هفت ثانيه را نداشتند آنقدر عملكرد بد و ضعيفي داشتند كه همه آرزو مي كردند اي كاش همان سيستم پخش باتاخير كه تنها مشكلش همان زنده نبودن پخش مسابقه بود دوباره برقرار شود. اما عملكرد ضعيف اپراتورهاي دستگاه سانسور از اين قرار بود كه در همان دقايق آغازين بازي يكي دو تصوير مربوط به نماي كلي ورزشگاه يا نماهايي از تماشاچيان را كه به نظرشان بدون مشكل بود انتخاب كرده و در سرتاسر جريان بازي هنگامي كه دوربين كشور پخش كننده روي تماشاچياني كه ظاهري غيرقابل قبول از لحاظ معيارهاي پخش تلويزيون ايران داشتند، مي رفت اين تصاوير در عرض همان هفت ثانيه معروف جايگزين تصاوير اصلي مي شدند و جالب اين بود كه هيچ حس زيبايي شناسي و تنوع گرايي هم در كار اپراتور هاي فوق الذكر وجود نداشت و از اينكه با جايگزين كردن ده ها باره يك تصوير تكراري به راحتي با اعصاب بينندگان عزيز و محترم بازي مي كردند به اصطلاح كك شان هم نمي گزيد. البته نكته جالب تري هم وجود دارد و آن هم عبارت است از اينكه هنوز هم كه 16 سال از اولين استفاده با اين دستگاه يا تكنيك هايي شبيه به آن در پخش هاي زنده فوتبال هاي خارجي سيما گذشته اين مشكل به شكل كامل و اساسي مرتفع نشده و بسته به نفري كه پشت دستگاه قرار مي گيرد مميزي هاي متنوع از يك مميزي خوش سليقه و مبتكر تا يك سليقه بد و اعصاب مخاطب خردكن را شاهد هستيم.
    
    گزارشگران نسل ميانه
    پيروزي انقلاب كه با ورود جواناني تازه نفس به ساختمان جام جم همراه بود عرصه گزارشگري ورزشي را هم بي نصيب نگذاشت و مجيد وارث، بهرام شفيع و هادي صالح نيا اجراي گزارش هاي زنده فوتبالي را در اين مقطع زماني بر عهده گرفتند. در اين ميان عمر همكاري وارث با تلويزيون چندان زياد نبود و او كه بسياري از مسابقات جام جهاني 1982 ايتاليا را براي فوتبال دوستان ايراني با آواي هميشگي كم انرژي و كم فراز و فرودش گزارش مي كرد از ميانه دهه 60 به همكاري خود با سيما خاتمه داد. نقطه مقابل وارث به لحاظ هيجان و گرماي گزارش، هادي صالح نيا بود كه عبارت آغازيني كه در طول سال ها گزارش بدون كوچك ترين تغييري به كار مي برد هنوز هم براي بينندگان تلويزيوني آشناست: حضور بينندگان عزيز و ارجمند سلام عرض مي كنم. اميدوارم خوب و خوش و سلامت باشيد. تعداد زيادي از مسابقات جام هاي جهاني 1982 تا 1994 با صداي گرم و دوست داشتني صالح نيا به روي آنتن رفتند. اما از همه اينها شناخته شده تر گزارشگر قديمي و مجري سه دهه اي برنامه ورزش و مردم يعني بهرام شفيع بود كه همان اندازه كه تن صدايي مناسب و اجرايي كم تپق داشت به همان اندازه اصطلاحات ابداعي اش (نظير اصطلاح دكتر سوكراتس كه بارها با شدت و حدت تمام در جام جهاني 1986 به كار برد) در كنار كم دقت و كم مطالعه بودن و به روز نبودن هايش كار دستش مي داد.
    بي دقتي در تعويض بازيكنان و نام بردن مكرر از بازيكني كه دقايق زيادي بود كه تعويض شده بود از جمله بي دقتي هاي شيرين و كمدي گونه او بود. شفيع تنها بازمانده نسل مياني گزارشگران ورزشي تلويزيون است كه هنوز به شكل كامل بازنشسته نشده و هر چند سال يك بار گزارش يك مسابقه مهم را بر عهده مي گيرد و بينندگان را به خاطره هايي نوستالژيك مي برد. البته به جز اين سه نفر عباس بهروان و عبدالله كوتي هم در حد فاصل جام هاي جهاني 1990 تا 1998 ديدارهاي محدودي از رقابت هاي جام جهاني را گزارش كردند.
    
    ويژه برنامه هاي جام هاي جهاني
    تا جام جهاني 1994 يا همان 1373 شمسي ويژه برنامه جام جهاني به مفهوم امروزي آن وجود نداشت و معمولاً پس از پخش يك تيتراژ ورزشي تصاوير مربوط به مسابقه روي آنتن مي رفت و بعد هم كه گزارش گزارشگر بود و حداكثر تنوعي كه در نظر گرفته مي شد عبارت بود از حضور يك كارشناس فوتبال در استوديو كه البته نه خبري از تصوير او بود و نه تصوير گزارشگر، و بينندگان تنها صداي آنها را مي شنيدند. اما از سال 73 و در راستاي افزايش بودجه و امكانات صدا و سيما، موضوعاتي مانند اختصاص استوديوي ويژه براي برنامه هاي خاص در دستور كار قرار گرفت و اولين ويژه برنامه صاحب استوديوي جام جهاني كه البته يك استوديوي ساده و محدود بيشتر نبود با اجراي هادي صالح نيا در همان سال روي آنتن شبكه دوم سيما رفت.
    مفسري به نام مسعود توابي هم در امر تحليل بازي ها صالح نيا را همراهي مي كرد كه البته آن جام اولين و آخرين حضورش در تلويزيون بود. اما از جام 1998 (1377) كه ديگر شبكه سه به عنوان متصدي اصلي ورزش تلويزيون معرفي و شناخته شده بود، اوضاع استوديوهاي ويژه برنامه هاي جام جهاني هم جام به جام بهتر شد و بينندگان تلويزيوني شاهد تلويزيون هاي بزرگ با اينچ هاي بالاو در ادامه تلويزيون هاي ال سي دي بودند كه به همراه عكس ها و پوسترهاي ويژه جام جهاني جذابيت زيادي را براي بينندگان ايجاد مي كردند. البته اين تمام تغييرات نبود و كارگردانان تلويزيوني هم ديگر مجاب شده بودند كه مجريان ورزشي هميشه نشسته روي صندلي را از جاي خود بلند كرده و برايشان ميزانسن هايي در طول و عرض استوديو در نظر بگيرند. برنامه يك دنيا يك جام كه در خرداد و تيرماه 1381 و به مناسبت هفدهمين دوره جام جهاني پخش مي شد و مزدك ميرزايي و پيمان يوسفي مجريان آن بودند يكي از بهترين و موفق ترين ويژه برنامه هاي جام جهاني پس از اعمال اين تغييرات نوين بود.
    
    اتفاقات پيش بيني نشده
    جام جهاني 1990: در شب سي و يكم خردادماه سال 1369 كه با برگزاري ديدار برزيل و اسكاتلند در مرحله گروهي رقابت هاي جام جهاني 90 همزمان بود در ميانه بازي زلزله مهيب رودبار و منجيل اتفاق افتاد كه علاوه بر خسارات جاني و مالي فراوان كام فوتبال دوستان ايراني را هم براي تماشاي ادامه بازي ها به شدت تلخ كرد. وقوع پس لرزه هايي كه در روزهاي پس از زلزله رخ دادند باعث شده بود علاقه مندان فوتبال در يك حالت آماده باش مسابقات را كه در ساعات پاياني شب پخش مي شد با دل نگراني نظاره كنند و دلشوره ناشي از وقوع پس لرزه با هيجان ناشي از حساسيت ديدارهاي مراحل پاياني جام 90 كه يكي از پرهيجان ترين جام هاي جهاني هم بود به شدت آميخته شده بود.
    اما اتفاق رسانه اي ديگري كه براي اين جام رخ داد و زحمات و تلاش هاي دست اندركاران ورزشي تلويزيون را نقش بر آب كرد عبارت بود از اعزام بهرام شفيع و هادي صالح نيا به كشور ايتاليا كه محل برگزاري مسابقات بود؛ اتفاقي كه براي اولين بار در تاريخ پخش جام هاي جهاني از تلويزيون ايران مي افتاد اما نتيجه اي راضي كننده به دنبال نداشت و تنها در جريان دو سه بازي بينندگان تلويزيوني صداي آنها را كه با كيفيت نامطلوب ارسال مي شد، شنيدند تا گروه ورزش براي جايگزيني آنها كه تنها بضاعت سيما در آن مقطع محسوب مي شدند سخت به تكاپو بيفتد. حاصل اين تلاش و استرس استفاده از عباس بهروان (كه سابقه همكاري با سيماي مركز اصفهان داشت) و مرحوم كيانوش (كه گزارشگر راديو بود) در مقام گزارشگر و مسعود معيني و امير حاج رضايي به عنوان مفسر بود كه اين تركيب اگرچه نه با كيفيتي خوب ولي در حدي قابل قبول از پس كار برآمد تا از آن به بعد بهروان و حاج رضايي حضور جدي تري در عرصه گزارش و تفسير فوتبال داشته باشند كه البته در مورد حاج رضايي هنوز هم ادامه دارد.
    جام جهاني 2002: پخش مسابقات اين جام تا پايان مرحله مقدماتي بدون هيچ مشكلي دنبال شد و برنامه يك دنيا يك جام كه پيشتر هم به آن اشاره شد با تركيبي از مجريان جوان و مستعد فضاي دلچسبي را براي بينندگان ايجاد كرده بود اما فشار طرف خارجي پخش زنده اين مسابقات كه بسيار ناراضي بود از اينكه شبكه سه از طريق سيستم ماهواره اي اين بازي ها را پخش مي كند و در نتيجه كشورهاي همسايه ايران هم بدون پرداخت حق تماشاي اين بازي ها قادر به تماشاي آنها هستند، سرانجام كار خودش را كرد و سيما مجبور شد از مرحله يك هشتم نهايي تا پايان جام را از طريق شبكه هاي اول و دوم كه پخش ماهواره اي نداشتند روي آنتن بفرستد و اين براي فوتبال دوستان خبر بسيار بدي بود چرا كه مجبور بودند با برنامه حساب شده و مجريان و گزارشگران موفقي مانند عادل فردوسي پور، جواد خياباني، پيمان يوسفي و مزدك ميرزايي وداع كرده و دوباره شاهد اشتباهات و شيرين كاري هاي بهرام شفيع و يكي دو مجري جوان و ناآشناي ديگر باشند. البته بالاخره شبكه يك تحت تاثير نارضايتي هاي بينندگان كمي كوتاه آمد و چند روز بعد از اين تغييرات براي برخي از ديدارها از گزارشگران محبوب شبكه سه استفاده كرد.
    
    جام جهاني پيش رو
    امروز روز چهارم پخش مسابقات است و هنوز براي قضاوت درباره پوشش رسانه اي اين دوره از بازي ها خيلي زود است. تنها مي توان اظهار اميدواري كرد كه در پخش اين دوره از بازي ها مشكلات هميشگي پخش هاي ورزشي مرتفع شده باشد يا دست كم به حداقل برسد؛ مشكلاتي مانند زياده روي در پخش پيام هاي بازرگاني كه در بسياري از موارد علاوه بر دقايق قبل از بازي ثانيه هايي از آغاز بازي را هم دربرمي گيرد و بينندگان منتظر را بيش از پيش كلافه مي كند. اتخاذ چنين تصميماتي افزون بر ريزش و نارضايتي مخاطبان از رسانه اي كه به شدت اصرار دارد رسانه ملي ناميده شود اصولاً تصميمي پسنديده براي سازماني كه درآمدي نجومي از محل آگهي ها دارد، نيست.
    اين درست كه پيش بيني نتيجه بازي ها در تمام دنيا امري رايج است و به خودي خود هم پديده اي بد و مذموم نيست اما نبايد فراموش كرد كه در ساير كشورهاي دنيا اين اختيار براي علاقه مندان وجود دارد كه در صورت تمايل در شرط بندي بنگاه هاي مخصوص اين كار شركت كنند اما سيما چندين سال است كه بدون توجه به علاقه يا بي علاقگي مخاطبانش حجم انبوه و سيل آساي مسابقات پيش بيني از طريق پيام كوتاه خود را بر سر آنها فرو مي ريزد و لذت تماشاي يك مسابقه فوتبال را كه فقط مسابقه باشد از آنها سلب مي كند. واقعاً آيا روزي مي رسد كه بتوان فارغ از تبليغات و مسابقات پيام كوتاه مزاحم فقط و فقط از تماشاي يك فوتبال ناب لذت برد؟
    نكته آخر اينكه استعداد، قابليت و محبوبيت پنج گزارشگر فعلي سيما (عادل فردوسي پور، جواد خياباني، پيمان يوسفي، مزدك ميرزايي و عليرضا علي فر) به جاي خود ولي مي توان آرزو كرد كه اين جام جهاني پاياني باشد بر انحصار گزارش هاي زنده به همين جمع محدود و فرصت دادن به جوانان و استعدادهاي تازه نفس.
    
    از جام جم تا ژوهانسبورگ / نگاهي به پخش بازي هاي جام جهاني از تلويزيون
    


 روزنامه شرق، شماره 988 به تاريخ 25/3/89، صفحه 11 (تلويزيون)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 954 بار
    



آثار ديگري از "مازيار معاوني"

  اين «پدر» شبيه هيچ پدر ديگري نيست! / اين شب ها شبكه دو سريالي پخش مي كند كه به خاطر ضعف هاي فراوان بر سر زبان ها افتاده است
مازيار معاوني، ايران 20/5/97
مشاهده متن    
  همه لذت فوتبال در خدمت آگهي بازرگاني / پايان فصل داغ فوتبال براي تلويزيون
مازيار معاوني، ايران 31/4/97
مشاهده متن    
  تا دير نشده / به بهانه پخش مسابقات واليبال از سيما
مازيار معاوني، ايران 30/3/97
مشاهده متن    
  بن بست فلاكت / نگاهي به «چهارراه استانبول»، ششمين فيلم مصطفي كيايي
مازيار معاوني، شرق 13/3/97
مشاهده متن    
  گيشه در تسخير سرگرمي / نگاهي به مقوله فروش فيلم هاي سينمايي
مازيار معاوني، اعتماد 9/3/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه جوشكاري
متن مطالب شماره 90، پاييز و زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است