|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم90/3/19: شرافت انساني در نقش هاي منفي
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5244
سه شنبه 15 آبان 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 3149 19/3/90 > صفحه 9 (راديو و تلويزيون) > متن
 
      


شرافت انساني در نقش هاي منفي
تله فيلم هايي كه در روزهاي 14 و 15 خرداد از تلويزيون پخش شد ،تصوير متفاوتي از دوران مبارزات اسلامي را به نمايش گذاشت

نويسنده: شروينه شجري كهن

نقطه ضعف مشترك بسياري از سريال ها و فيلم هاي ما در اين است كه وقتي شخصيت هاي مثبت و منفي در مقابل هم قرار مي گيرند، در ارائه يك تعريف درست از آنها كوتاهي مي شود. براي مثال شايد در مورد يك شكنجه گر نتوان تصور كرد كه زواياي پنهاني در نهادش دارد كه از او يك شخصيت خاكستري مي سازد ولي حداقل اين را مي توان فهميد كه او هم به اشتباهي كه مي كند ايمان دارد و كار خودش را درست مي پندارد.
    مثلاشايد بارها در روزنامه خوانده باشيد كه بعضي از كساني كه مرتكب يك جنايت شده اند، با يك جهان بيني و تفكر مخصوص به خودشان اين كار را انجام داده اند. درست است كه دليل آنها براي ما قانع كننده نيست ولي مساله اين است كه آنها خودشان را يك قاتل يا يك رواني معرفي نمي كنند. برعكس اين كه در بعضي از فيلم ها و سريال ها مي بينيم كه نقش منفي، در پايان جملاتي مبني بر اين مي گويد كه ذاتا بدجنس است و خودش هم مي داند چقدر كثيف و خبيث است.
    «به رنگ ساك سربازي»- كه با نام سربازان اعدام به نمايش درآمد- به كارگرداني پرويز شيخ طادي، از نظر شخصيت پردازي، بسيار دقيق و ظريف عمل كرده است. طوري كه شخصيت ها با آن كه آدم هايي معمولي نيستند كه هر روز با آنها سر و كار داشته باشيم، اما بسيار باورپذيرند.
    در اين داستان، فرمانده رواني و حيوان صفت زندان ساواك (كه نقش او را ميرطاهر مظلومي بازي كرده)، با اين كه مي داند كارهايي كه انجام مي دهد چقدر كثيف و غيرانساني است، اما تحت دستور مقام بالاتري است كه فكر مي كند اين كارها براي حفظ ميهن و شرافتش لازم است. فرمانده زندان از هيچ گونه تحقير و شكنجه اي روگردان نيست اما وقتي در مقابل مقام بالادست خود قرار مي گيرد، توسري خور و دون پايه است و وقتي در كنار دخترش قرار مي گيرد، به گونه اي مهربان مي شود كه احتمالادختر ، او را بهترين پدر دنيا مي پندارد. به اين صورت است كه از شخصيت فرمانده يك شخصيت چند بعدي ساخته مي شود كه براي بيننده قابل باور است.
    شخصيت محوري ديگر، مصطفي (با بازي اميريل ارجمند) است كه به خاطر عقل نارس اش، اين تعريف به او تحميل شده كه خشن و بي روح است و جز اذيت و آزار زندانيان كاري را دوست ندارد. چرخش مصطفي در نيمه داستان به سمت شخصيتي كه خود واقعي اوست، باعث مي شود رفتارهاي او تغيير كند و از يك موجود كم عاقل به يك موجود متفكر تبديل شود. در اين جا اين نكته بخوبي رعايت مي شود كه مصطفي با اين كه به ذات انساني خودش برگشته، اما خشونتي را كه حاصل سال هاي زندگي در زندان است با خودش حمل مي كند و به همين خاطر تقريبا تبديل به يك هيولاي دست آموز مي شود.
    داستان سربازان اعدام در يك لوكيشن ثابت و محدود رخ مي دهد. كل داستان در يك زندان مي گذرد و حتي
    به وسيله فلاش بك و فلاش فوروارد هم از آن محدوده خارج نمي شود.
    لوكيشن محدود اين فيلم، در خدمت اين است كه بتوانيم حال و روز زندانياني كه هيچ افق روشني براي بيرون آمدن از زندان ندارند را بهتر درك كنيم، اما مساله اي كه ممكن است كمي ما را از حال و هواي توصيف شده خارج كند، طراحي چهره بازيگران است.
    در صحنه هايي كه زنان، بخصوص زن بارداري كه مصطفي به او دل مي بندد (با بازي مونس نوحي) با سر و صورتي خون آلود و لباس هايي حقيرانه در تصوير حضور دارند، نحوه آرايش صورت شان، آنها را از حالت كسي كه زيرشكنجه شديد قرار دارد و حالادر كنج زندان است، خارج مي كند. شايد اگر در طراحي چهره دقت بيشتري مي شد، فشار و عذابي كه زندانيان و سربازان زندانبان تحمل مي كردند، ملموس تر بود.
    
    ترم زمستاني: نبرد انسان ها با انسان نماها
    اگر فيلم ها و سريال هاي تاريخي به 2 بخش تقسيم كنيم، مي توانيم يك بخش را مربوط به فيلم هايي بدانيم كه به يك واقعه تاريخي معين يا شخصيتي شناخته شده در تاريخ مي پردازند، مثلاواقعه كربلايا زندگي مختار. درخصوص اين بخش، كارگردان و فيلمنامه نويس، نمي توانند ابتكار چنداني به خرج دهند و مثلادر تمامي رفتارها و خصوصيات اخلاقي شخصيت ها، تغيير بزرگي به وجود آورند، اما دسته دوم فيلم هايي هستند كه در بستر مشخصي از تاريخ، آدم هايي را خلق مي كنند كه زندگي شان متاثر از حوادث تاريخي آن زمان است، مثلازندگي يك خانواده معمولي در زمان انقلاب. «ترم زمستاني» به كارگرداني رضا بهشتي، سري به تاريخ زده و زندگي اميرمسعود، پسري جوان از خانواده اي مرفه را به تصوير مي كشد كه سال 1342 پس از چند سال دوري و بعد از اتمام تحصيلش به وطن برگشته و به دنبال هم خانه قديمي اش مي گردد. در اين راستا حوادث زيادي اتفاق مي افتد كه اميرمسعود را ناخواسته وارد دنياي سياست مي كند.
    مهم ترين خصوصيت اميرمسعود اين است كه بعد از وارد شدن در دنياي پر رمز و راز سياست، همچنان به اصول اخلاقي خود پايبند است. مهم ترين اين اصول، محبت و وفاداري است كه آن را حتي از دوستي كه سال هاست او را نديده، دريغ نمي كند.
    در واقع آنچه در سراسر اين فيلم موج مي زند، تقابل انسان دوستي اميرمسعود و مادرش با كساني است كه انسانيت برايشان اهميت چنداني ندارد. مادر اميرمسعود با اين كه هوش و حواسش را از دست داده، ولي هنوز پس از چند سال كوچك ترين و جزئي ترين رفتارها و روحيات پسرش را به ياد دارد و عشق و محبتش را نثار فرزندش مي كند. نشان دادن اين روابط انساني آن هم در لفافه و بدون بيان جملات قصار، هنري است كه اين روزها كمتر به آن توجه مي شود و در اين فيلم سعي شده اين روابط توسط نشانه هايي به مخاطب منتقل شود.
    نبايد فراموش كنيم كه بيشتر سريال هاي تاريخي كه با بودجه هاي كلان ساخته و با كلي تبليغ و تشويق از تلويزيون پخش مي شوند، داستاني پيچيده تر از «ترم زمستاني» ندارند. آنچه باعث مي شود آنها بتوانند در قسمت هاي زياد ساخته شوند، داستان هاي فرعي است كه به داستان اصلي چسبانده مي شود.
    داستان ترم زمستاني سرراست نيست اما درهم و برهم و پر از شاخ و برگ هم نيست و در آن به ايجاز و فشردگي توجه شده اما اين ايجاز نمي تواند ريتم نامنظم فيلم را توجيه كند. آنچه بيشتر از همه جلب توجه مي كند، اين است كه ضرباهنگ فيلم به جز صحنه هاي تعقيب و گريز و گرهگشايي، به طرز ملال آوري كشدار و كند است كه اگر اين طور نبود، اين فيلم اين قابليت را داشت كه جزو بهترين نمونه هاي تله فيلم هاي تاريخي شود.
    
    ايران بيست سال بعد: زدودن غبار از آلبوم عكس
    تيتراژ آغازين يك فيلم تا حدودي زيادي مي تواند نمايانگر حال و هواي آن باشد. براي مثال وقتي تيتراژ يك فيلم طنز را مي بينيد، مي توانيد آن را از فيلم پليسي تشخيص دهيد. چون مثلاً رنگ هاي متنوع، تصاوير كاريكاتوري، موسيقي مخصوص فيلم هاي كمدي و عناصري از اين دست در آن به چشم مي خورد ولي در فيلم هاي پليسي رنگ هاي تيره و فضاي رمزآلود موسيقي پراضطراب ديده مي شود. بنابراين وقتي تيتراژ آغازين يك فيلم پخش مي شود تا حدود زيادي مي توانيد از فضاي كلي فيلم باخبر شويد. تيتراژ فيلم تلويزيوني «ايران بيست سال بعد» به كارگرداني سعيد ابراهيمي فر، با تصويري مستند از خبر اعلام ارتحال امام(ره) شروع مي شود و پس از آن تصاوير مستند قطعه قطعه پشت سر هم پخش مي شوند و اين تيتراژ فيلم است كه همان اول مشخص مي كند با فيلمي روبه رو هستيم كه با اين ايام نقطه مشترك دارد، اما نامي كه براي فيلم انتخاب شده، بيشتر متقاعدمان مي كند كه قرار است مقايسه اي بين اين سال ها و بيست سال قبل انجام شود، اما جالب اين است كه ايران بيست سال بعد هيچ كدام از اين كارها را انجام نمي دهد.
    داستان اين فيلم از اين قرار است كه شيرين اردلان (بابازي نازنين فراهاني) پس از سال ها به ايران برمي گردد تا بتواند سهمي كه بيست سال پيش پدرش از يك شركت مصالح سازي دارد، از شريك او پس بگيرد، اما مي فهمد واقعيت چيز ديگري است.
    مهم ترين خصوصيت اميرمسعود اين است كه بعد از وارد شدن در دنياي پر رمز و راز سياست، همچنان به اصول اخلاقي خود پايبند است. مهم ترين اين اصول، محبت و وفاداري است كه آن را حتي از دوستي كه سال هاست او را نديده، دريغ نمي كند
    اين واقعيت همان نكته اي است كه به انقلاب و ارتحال امام(ره) مربوط مي شود اما اصلامعلوم نيست چه لزومي داشته كه اين ارتباط به وجود بيايد. داستان بدون اين كه چنين ارتباطي ساخته و پرداخته شود هم كامل بود. وقتي فيلمي با تيتراژي اين چنين تاثيرگذار شروع مي شود، اين انتظار را در بيننده به وجود مي آورد كه داستان نقطه تقاطعي با آن سال ها داشته باشد كه بدون آن، مفهوم فيلم دچار نقص شود اما در اين تله فيلم، مي توان كل وقايع مربوط به انقلاب و رحلت امام(ره) را حذف كرد و باز هم فيلمي كامل داشت.
    «ايران بيست سال بعد» فيلمي ديالوگ محور است، چراكه از ابتدا شخصيت شيرين را به وسيله نريشن هايي (گفتار متن) مي شناسيم و در آخر هم مشخص شدن ماجراي اصلي گذشته پدر او، به وسيله چيزهايي است كه دوست قديمي پدرش براي شيرين تعريف مي كند. در واقع به جز چند تلاش كوچك نافرجام، اتفاقي به مشخص شدن ماجراي اصلي كمك نمي كند.
    در كنار ديالوگ ها، تصاوير هم نقش عمده اي در انتقال درونيات شخصيت ها، بخصوص شيرين اردلان دارد. شيرين در خيابان ها راه مي رود و از چيزهايي عكس مي گيرد كه شايد ديدن آنها براي ما تكراري باشد اما براي او كه تازه به ايران آمده، جذاب و تازه است و او با ولع، از ديدن و نگهداري آن تصاوير استقبال مي كند.
    اين تصاوير زيبا هرچند مي توانند بسيار به ياد ماندني و تفكر برانگيز باشند، اما گاهي باعث شده فيلم داراي سكانس هايي باشد كه شايد مي توانست حذف شود، اما بهتر است وقتي اين تصاوير را مي بينيم، خود را به دست موسيقي بسيار دلنشين، عميق و درونگراي آن بسپاريم كه توسط ماني جعفرزاده ساخته شده است. در اين موسيقي كه از تركيب سازهاي سنتي و كلاسيك غربي استفاده شده، از نمونه هاي بسيار شنيدني موسيقي فيلم تلويزيوني است و تاثير آن به گونه اي است كه فيلم را به يك موزيك ويدئوي داستاني تبديل كرده است.
    
    به همين راحتي: طنازي بازيگران معروف
    گذشته از اين كه لزوم پخش تله فيلم طنز در ايام سوگواري و در شرايطي كه تمام شبكه ها (جدا از فيلم هاي خارجي) تله فيلم هاي مناسبتي پخش مي كنند مشخص نيست، اين هم معلوم نيست كه چرا بيشتر تله فيلم هاي طنز، به مساله ازدواج دوم مي پردازند.
    تله فيلم «به همين راحتي» به كارگرداني مجيد حسين شيرودي كه يكشنبه از شبكه تهران پخش شد، دوباره سراغ اين ايده تكراري رفته اما تلاش شده كه اين كار در مجموع با نمونه هاي ديگر تفاوت داشته باشد.
    يكي از ابزارهاي ايجاد تفاوت، شخصيت پردازي هاي جديد و ديگري به وجود آوردن گره هاي جديد است. درست است كه در «به همين راحتي» شخصيت پردازي بديع و خلاقانه اي ديده نمي شود و نمونه اين شخصيت ها در تله فيلم ها و سريال هاي ديگر به دفعات ديده شده، اما برخلاف آنچه مرسوم است، از شخصيت هايي سطحي كه از بهره هوشي كمي برخوردارند استفاده نشده است. بالعكس، شخصيت هاي فيلم، عاقل و جاافتاده هستند و به جاي اين كه مشكلات آنها نتيجه ناداني و كم عقلي شان باشد، نتيجه اشتباهاتشان است. يعني يك تصميم، يك واكنش يا تصور اشتباه، باعث به وجود آمدن مشكلاتي در زندگي شخصيت ها مي شود كه در آخر هم نه با تكيه بر يك حادثه، بلكه با بهره گيري از تجربه و درك آنها، توسط خودشان رفع و رجوع مي شود.
    آنچه در اين تله فيلم، «طنز» را به وجود مي آورد، ديالوگ هاي خنده دار و حركات اغراق شده نيست. حضور بازيگراني مثل بيژن امكانيان و نسرين مقانلو، آنقدر به بازي ها، وزن و روح مي بخشد كه لازم نيست شخصيت ها در موقعيت هاي بسيار خنده دار قرار بگيرند و حرف هايي بزنند كه صداي قهقهه مخاطب بلند شود. اين دو بازيگر، مثل بخش اعظم تجارب قبلي شان، زواياي ناگفته نقش شان را با طرز بيان ديالوگ ها، حالات چهره، و جزئياتي مانند طرز نگاه و حتي نوع تنفس به بيننده منتقل مي كنند.
    همين كافي است براي اين كه «به همين راحتي» به طور كل فضايي طنزآميز داشته باشد و مجبور نباشد براي انتقال اين فضا به هرگونه لودگي دست بزند. ضمن اين كه داستان داراي گره اي است كه نسبتا جديد به نظر مي آيد و همين باعث به وجود آمدن آن تفاوت كلي است كه لازمه ساخت تله فيلم هايي با مضامين مشابه است.
    بسيار ديده ايم كه در سريال ها و فيلم هاي طنز، قبل از اين كه پايان داستان برسد و همه چيز ختم به خير شود، بخشي احساسي وجود دارد. در اين بخش كه به نوعي مي تواند بخش گره گشايي داستان باشد، عموماً شخصيت ها به توضيح احساسات و درونيات خود مي پردازند و دلايلي كه براي رفتار يا افكارشان دارند را بيان مي كنند.
    موسيقي طنزآميز با آن سازبندي خاص (كه حالاديگر تكراري شده) جاي خودش را به يك نواي غمگين مي دهد تا بتواند احساسات بيننده را با شخصيت همراه كند و در واقع به شخصيت كمك كند تا بتواند حق خودش را به بيننده ثابت كند.
    در اين صحنه ها معمولاحتي از كم هوش ترين و پيش پاافتاده ترين شخصيت ها هم مي شود انتظار بيان جملات قصار را داشت و ممكن است كسي كه در تمام داستان گناهكار معرفي مي شده، در يك صحنه، دل بيننده را به رحم آورد. در «به همين راحتي» هم چنين سكانسي وجود دارد اما با ميانجيگري بازي خوب بيژن امكانيان و نسرين مقانلو از ميزان كليشه اي بودن آن كاسته شده است.
    شرافت انساني در نقش هاي منفي / تله فيلم هايي كه در روزهاي 14 و 15 خرداد از تلويزيون پخش شد ،تصوير متفاوتي از دوران مبارزات اسلامي را به نمايش گذاشت
    


 روزنامه جام جم، شماره 3149 به تاريخ 19/3/90، صفحه 9 (راديو و تلويزيون)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 158 بار
    



آثار ديگري از "شروينه شجري كهن"

  پايتخت؛ هويت بخشي به موسيقي محلي مازندران
شروينه شجري كهن، جام جم 10/4/94
مشاهده متن    
  مادران ديروز و امروز
شروينه شجري كهن، جام جم 1/2/94
مشاهده متن    
  «رخنه»؛ زندگي سنتي در دنياي مدرن امروزي / داستان سريال «رخنه» در محله اي قديمي اتفاق مي افتد كه آدم هايش از حال هم باخبر هستند
شروينه شجري كهن، جام جم 15/8/93
مشاهده متن    
  راضي نگه داشتن بينندگان سريال كار سختي است / گفت وگو با مسعود تكاور، كارگردان سريال «رهايي»
شروينه شجري كهن، جام جم 27/7/93
مشاهده متن    
  جنگ در «تونل»
شروينه شجري كهن، جام جم 10/7/93
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
دو ماهنامه طلوع بهداشت
متن مطالب شماره 5 (پياپي 1705)، آذر و دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است