|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران90/4/13: دلواپسي مردي بانگاه پدرانه
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7001
دو شنبه 29 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 4831 13/4/90 > صفحه 16 (عيدانه) > متن
 
      


دلواپسي مردي بانگاه پدرانه
دهمين برگ از دفتر پدران نام آور پس از فراخوان گروه خانواده بررسي شد



    «همه جوانان شهر پدرم را دوست داشتند زيرا مي دانستند او همچون يك پدر دلسوز است، روزي كه پدر دارفاني را وداع گفت مي توانم به جرات بگويم شهر انزلي عزادار رفتنش بود».
    
    اين جمله را سهراب وكيل منفرد قهرمان 50 ساله ورزش بوكس كشور مي گويد كه سال ها در مسابقات درون مرزي و برون مرزي مقام آور بوده است.
    «بچه كه بودم از اين كه پدرم اينقدر نگران جوانان شهر بود دلگير بودم ، مي خواستم پدرم تمام و كمال براي ما باشد ولي اكنون افتخار مي كنم به هرآنچه دركودكي دلم را كودكانه مي شكست.»
    
    سهراب وكيل منفرد مي گويد: يادم مي آيد 9 ساله بودم، يك روز صبح متوجه درگيري لفظي پدر و مادرم شدم. مادرم از پدر مي خواست با پولي كه در خانه داريم براي صبحانه پنير بخرد و پدر مي گفت بايد براي بچه هاي باشگاه توپ بخرم، يك روز بچه هايمان پنير نداشته باشند اتفاق خاصي نمي افتد ولي يك روز بچه هاي باشگاه بي توپ بمانند امكان دارد از ورزش دلزده شده، آواره كوچه ها شده وشايد راه بيراهه را در پيش بگيرند. آن روز از پدر رنجيدم كه ديگران را به ما ترجيح داد با اين كه بي صبحانه هم نمانديم ولي اكنون با يادآوري خاطره آن روز احساس مي كنم پدرم مردي مهربان بود، مرد عاشقي كه تمام كودكان و جوانان شهر را همچون فرزندان خود پدرانه دوست داشت و دلواپس فرداهايشان بود.
    
    پدري قهرمان
    پدرم «عزيز وكيل منفرد» است. اولين مردي كه قهرمان ماراتن كشور شد. سال 1319 بود كه اين ركورد را زد وبعد ازآن با جايزه اين مسابقه دربندر انزلي زمين چند هزارمتري خريداري كرد و اولين باشگاهي كه به طور مجاني ورزشكار مي پذيرفت را تاسيس كرد.»
    سهراب وكيل منفرد مي گويد: «پدر معتقد بود اگر تمايل داريم جوانان شهربه راه خلاف كشيده نشوند اين بزرگترهايشان هستند كه بايد به فكر آنها باشند. او هر كجاي شهر جواني را مي ديد كه گرفتار دام اعتياد شده دستانش را مي گرفت و با مهرباني او را به باشگاه مي آورد ، تمام سعي خود را مي كرد كه اعتيادش را ترك كند و او را به ورزش تشويق مي كرد و ديگر از كنار زندگي او نمي گذشت. او به طرز عجيبي عاشق ورزش و زندگي سالم بود.»
    سهراب وكيل منفرد كه يك بار قهرمان آسيا ويك بار هم در مسابقات درون مرزي قهرمان بوكس شده، ادامه داد: پدرم در باشگاه را براي همه باز مي گذاشت و مي گفت، تا اين باشگاه هست جوانان نمي توانند بگويند توان مالي ورزش كردن حرفه اي در يك باشگاه را نداشتيم. اين باشگاه مجاني است و هر كس بخواهد زندگي سالمي داشته باشد در اين باشگاه به رويش باز است.
    
    نبردي به يادماندني
    «در كنار ورزش دررشته خلباني تحصيل كرده و پس از آن وارد باشگاه بوكس ارتش شدم. يادم مي آيد سال 1350 بود كه دربازي بوكس قهرماني كشور من و برادرم در مرحله فينال مقابل هم قرارگرفتيم، بازي درشهر رشت بود و من نماينده باشگاه بوكس ارتش و برادرم نماينده استان گيلان؛ آن شب يكي از به ياد ماندني ترين روزهاي زندگي ام بود.»
    وي اين گونه ادامه داد: شهر به هم ريخته بود، طرفداران دو تيم معتقد بودند دو برادر با جان و دل در مقابل هم مبارزه نمي كنند و مخالف اين مبارزه بودند، آن شب هم پدرم با درايت خود وضعيت پرآشوب شهر را آرام كرد. با نزديك شدن به ساعت مسابقه، شهر هرلحظه شلوغ تر مي شد در نهايت پدرم پشت تريبون رفته و با مخاطب قرار دادن مردم گفت: مبارزه دو برادرهمخون، غيرمعمول واشتباه نيست ، همه ورزشكاران برادر هستند، اين جمله پدر، شهر را آرام كرد وما هم به ميدان مبارزه رفتيم .آن شب من برنده بازي بودم. بعدها برادرم كه برادر بزرگ ترم بود تعريف كرد از پدر ياد گرفته بود هميشه به بزرگترها احترام بگذارد وهميشه محافظ كوچك ترها باشد و همين درس پدرانه باعث شده بود درميدان مبارزه محافظ من باشد و خشن حمله نكند ولي من كه مسابقه را مسابقه مي ديدم با ضربه اي محكم او را از پا درآورده و برنده بازي شدم. آن شب جمله پدر درسي بود براي همه ورزشكاران كه همگي همديگر را برادر هم بدانند. او با همان نگاه پدرانه حرف زده بود ، نگاه پدرانه اي كه نسبت به تمام جوانان داشت ونگران آينده سالم آنها بود.
    
    زيباترين يادگاري
    «پدرم مي گفت هميشه درآغاز هر كاري با نام خدا و نام امام علي(ع) شروع به كار كنيد و بدانيد خدا هميشه حافظ شما خواهد بود ، او هميشه ازما مي خواست سروقت نماز بخوانيم و دستورات اسلامي الگوي زندگي مان باشد.»
    سهراب وكيل منفرد با بيان اين جمله از شيرين ترين خاطره اي كه از پدر دارد اين گونه مي گويد: از آن خاطره به عنوان شيرين ترين خاطره ها با پدر ياد مي كنم چون هم درس مردانگي و جوانمردي را درلحظه از او ياد گرفتم و هم درس وطن دوستي و هموطن دوستي. آن روزها روس ها به كشور حمله كرده بودند.
    4 سرباز روس با حمله به خانه يكي از اهالي محل قصد دزديدن دختر او را داشتند كه هم محلي ها پدر را درجريان ماجرا قراردادند و او با درگيري با سربازان روس موفق شد دختر را از چنگال نامردان رهايي بخشد. آن شب، وقتي مادر زخم هاي تن پدر را دوا و درمان مي كرد متوجه شدم كه يك ورزشكار بايد روحي بزرگ داشته باشد و در همه لحظات زندگي اش جوانمرد بماند. پدرم با روش خاص خود فرزندانش را طوري تربيت كرد كه همه اهل ورزش بودند و خانواده دوست و هيچ وقت به راه خلاف كشيده نشدند.
    
    نگاهي پر از مهر
    «نگاه پدرم معدن مهر بود.»
    سهراب وكيل منفرد مي گويد: بزرگي روح پدر را اين روزها كه نيست بيشتر درك مي كنيم. اين روزها كه همدلي كمرنگ تر از گذشته شده است، با جلب رضايت ما زمين باشگاه را بجز خانه ها وقف كرد به شرط اين كه هميشه باشگاه بماند، باشگاهي كه ورود به آن مجاني باشد و ما اين روزها با مديريت باشگاه تمام سعي خود را مي كنيم كه راه پدر ادامه پيدا كند. پدرم، پدر 16 فرزند خود بود، پدرم پدر تمام جواناني بود كه بي پناه و درمانده دريك قدمي پرتگاه خلاف و اعتياد و... بودند ،او همه آنها را به باشگاه مي آورد و ضمن آموختن درس انسانيت به آنها دستشان را مي گرفت و با مهر پدرانه كمكشان مي كرد كه اگر به بيراهه رفته اند به راه درست بازگردند و اگر در ابتداي كج روي به سوي جاده هاي سياه زندگي هستند از تصميم خود منصرف شوند. روح پدرم روحي بزرگ بود. او انسان ها را دوست داشت ، تا او بود حس امنيت با من بود، او كه رفت تازه فهميدم پدرم تكيه گاهي نامرئي بود، تكيه گاهي كه آنقدر هميشه كنارم بود بودنش را بعضي مواقع فراموش مي كردم ولي وقتي رفت تازه فهميدم چقدر تنها شدم. اين حس تنهايي حس وجودي من نيست تمام بچه هاي باشگاه با رفتن پدر اين حس را لمس كردند ولي او با درس هاي بزرگي كه به ما داد، با كارهاي بزرگي كه كرد و با مهر و محبت هايش هميشه برايمان زنده خواهد ماند. پدرم هميشه كنارم بود، يادم مي آيد هنگام شركت در مسابقات آسيايي متوجه نگاه پدرم شدم با چشماني نگران به هرسوي ميدان بوكس كه حركت مي كردم او را همان جا مي ديدم ، نگران بود كه ضربه نبينم، نگران بود كه نااميد نشوم، نبازم، نگران بود مشت هاي حريف جسم فرزندش را دردمند نكند ، به هرسوي كه مي رفتم نگاهش دنبالم بود ، آنقدر از اين سو به آن سو آمد كه ديگر تاب ديدن نگاه پدرانه نگرانش را نداشتم، بازي رامتوقف كردم و به داور گفتم نگراني پدرم دلواپسم مي كند او را از زمين مبارزه بيرون ببريد، داور با اين كه توبيخم كرد كه چرا بازي را متوقف كرده ام معناي حرفم را درك كرد و دستور خارج كردن پدرم از زمين را داد. نگران بودم اين همه نگراني بيمارش نكند و او وقت رفتن تنها با صدايي محكم گفت: «تو برنده اي» و من برنده شدم. پدرم بهترين پدر دنيا بود وجود او لبريز از عشق و محبت بي چشمداشت بود.
    
    دلواپسي مردي بانگاه پدرانه / دهمين برگ از دفتر پدران نام آور پس از فراخوان گروه خانواده بررسي شد
    


 روزنامه ايران، شماره 4831 به تاريخ 13/4/90، صفحه 16 (عيدانه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 222 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
دو فصلنامه نقد كتاب ادبيات و هنر
متن مطالب شماره 1-2، بهار و تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است