|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد90/6/29: سهم موج نو از محمدرضا اصلاني
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4274
شنبه 15 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 2265 29/6/90 > صفحه 7 (ادبيات) > متن
 
      


سهم موج نو از محمدرضا اصلاني


نويسنده: داريوش كيارس

در آستانه دهه 40 شمسي كه شعر نيمايي توسط شاعران كم مايه يي كه بدون در نظر گرفتن ايده نيما يوشيج در قالبي كه او ابداع كرده بود شعر مي نوشتند و كهنه شدن قالب چارپاره كه معمول دهه 30 شده بود: نسلي برآمد با نوع ديگري از شيوه سرايش كه بعدتر به اهالي «موج نو» شهره شد. اين شاعران اكثرا جواناني بين بيست تا بيست و پنج ساله بودند كه حيات ادبي آنها از ابتداي همين دهه شروع مي شد و تجربه تاريخي شاعران مسن تر از خود را نداشتند. تغييرات زندگي اجتماعي مبتني به شيوه غربي و ترجمه هايي متفاوت از ادبيات اروپايي، آبشخور ذهني اين نسل را شكل مي داد. در نيمه دوم اين دهه، موج نو تبديل به يك حركت مدرنيستي در فرهنگ ايراني شد و در داستان، نمايشنامه، تئاتر، سينما و نقاشي تاثير كرد. محمدرضا اصلاني از استعدادهاي درخشان موج نو و يكي از شاعران تاثيرگذار بر اين جريان است. «شب هاي نيمكتي ـ روزهاي باد» در شرايطي منتشر شد (1344) كه هنوز جسارت چاپخش اين نوع شعر معمول نبود. سه سال پيش تر، احمدرضا احمدي با چاپ مجموعه شعر «طرح» در پانصد نسخه اين جريان را شروع كرده بود. پيوستن فروغ فرخزاد و سهراب سپهري به جريان شناسي موج نو هرچند بدون تاييد بود اما شاكله زيبايي شناسي آثار آنان را تغيير داده بود. زبان شعر اصلاني هرچند جاهايي پهلو به شعر احمدي و فرخزاد مي زد اما بيان تازه، شفاف و رويكرد به گزاره هاي خبري و بياني خاص او را يك سوپر موج نويي مي كرد. در واقع موج نويي ها همچون كاندينسكي معتقد بودند سبك هر نقاش (اينجا شاعر) برحسب سودايي و ضرورتي باطني كه در وجود خود حس مي كند تعيين مي شود. در كتاب اصلاني، خاصيت موزيكي شعر نيمايي پس زده شده بود و نوسانات عاطفي شعر احمدي را نيز نداشت. او زبان روزنامه و روزمره را به ادبيات آورده بود. اما اشكال شاعران ديگر اين جريان را نداشت. يعني پايان بندي هاي بجا و فكر شده داشت. سطرهاي دچار احساسات و عواطف يك نوع انديشه خودكار زباني نمي شد و شعر در يك كمپوزيسيون نقاشانه شكل مي گرفت. با چاپ كتاب او، شاعراني چون اخوان ثالث نوكلاسيسيزم تلقي مي شدند. و شرايطي فراهم شد تا صدها شاعر در نيمه دوم دهه 40، از مانع شعر در مطبوعات بگذرند. با اين حال در شرايطي كه اغلب شاعران موج نو در نوعي خودانگيختگي، داها و جنون مي سرودند، او به تئوري دست مي برد و اعلام سواد مي كرد. تمام قواعد يك حركت مدرن در اين كتاب مهيا بود: تبديل ايماژهاي فردي به جمعي، گريز از عاشقانه سرايي كه در موج نو غالبا تبديل به رمانتيسيسمي سطحي نگر مي شد و دوري از كلاسيسيزم زباني (هرچند كه از اين آخري، در شعر هاي بعدتر خود عدول كرد) ! تعقل او در نقاشي (دانشجوي دانشكده هنرهاي تزييني بود) سبب شد تا حالت سوژه را به جاي كلمه با تصوير ارايه دهد. يعني همچون ايماژيست ها با يك تصوير، موقعيت هاي مجرد ايجاد مي كرد. آدم هاي نسل او (مثل دوستانش: حسين رسائل، منوچهر صفرزاده، مهدي سحابي...) با لذات فلسفه به ادبيات و هنر آمده بودند. در نتيجه هرچند به تنهايي ناكام شدند، اما هر يك پازلي از جامعه يي ساختند كه بعدتر اساس مدرنيزم در فرهنگ ايراني شد. اصلاني نخستين بار بود كه در يك كتاب شعر، به جاي بازي با كلمه ها (كه نزد احمدي سابقه داشت) بازي با گزاره ها را معمول كرد. يعني بريده اخبار روزنامه ها را كنار هم مي چيد و با ايجاد يك سير ايماژيناسيون، شعر مي ساخت. اين نوع سرايش از فرآيند اجتماعي جامعه يي مي آمد كه در آستانه دهه 40 به علت گريز از سنت، به مدرنيته پناه برده بود. در نتيجه چون مدرنيزم تنها يك پناه بود گه گاه سنت نيز در كار اين كسان خاصيتي تلفيقي ايجاد مي كرد. نوع چينش شعرها، كاغذ خاص و طرح جلد آن از روايتي جديد مي آمد. شعر او به علت تغييرات تيپولوژيك نيمه دوم دهه 40، همچون شعر بيژن الهي، بهرام اردبيلي، محمود شجاعي و پرويز اسلامپور براي سال ها به محاق رفت. يعني ادبيات توده يي، در دهه 50 تبديل به ادبيات سياسي شد و موج نويي ها كه مخالف توده يي و سياسي شدن شعر بودند: به راه ديگري رفتند. اصلاني بعدتر از شعر به سينماي موج نو رفت. نيمه اول دهه 50 (1354) در كتاب «بر تفاضل دو مغرب» جريان شناسي موج نو را نااميد كرد. و در «سوگنامه سال هاي ممنوع» (1357) به طور كلي از بوطيقاي كتاب نخست خود سر باز زد. با اين حال چند شعر از «شب هاي نيمكتي... » از بهترين هاي موج نو در ادبيات معاصر ايران قلمداد مي شود. او خود در يكي از موفق ترين اشعار اين كتاب (و يكي از بهترين شعرهاي سبك شناسي شعر نوين) با عنوان «اگر نمي فروختيم ـ اگر نمي فروختم» گفت: باش/ باغي باش/ در تركيدن/ و من/ از اين فراز بسخره گرفته/ آرام سوت مي زنم.
    سهم موج نو از محمدرضا اصلاني
    


 روزنامه اعتماد، شماره 2265 به تاريخ 29/6/90، صفحه 7 (ادبيات)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 247 بار
    



آثار ديگري از "داريوش كيارس"

  هزار شب و يك شب نيوشا توكليان / مروري بر نمايشگاه «مي دانم چرا شورشي آواز سر مي دهد»
داريوش كيارس، شرق 23/3/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه فرهنگ رضوي
متن مطالب شماره 24، زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است