|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق90/7/5: گفت وگو با سيامك گلشيري: ديگر ترجمه نمي كنم
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3472
پنج شنبه 20 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1353 5/7/90 > صفحه 14 (كتاب) > متن
 
      


گفت وگو با سيامك گلشيري: ديگر ترجمه نمي كنم


نويسنده: پدرام اسدي

سيامك گلشيري، نويسنده و مترجم شناخته شده ،در دوران تحصيل در رشته زبان و ادبيات آلماني و به واسطه كتاب هاي درسي اش بود كه با ولفگانگ بورشرت آشنا شد و تصميم گرفت داستان ها و نمايشنامه هاي او را به فارسي برگرداند. بورشرت در زماني مي زيست كه دود جنگ جهاني دوم به چشم همه دنيا رفته بود و اگرچه خودش و امثال او خار در گلوي نظام هيتلري بودند ولي تركش هاي جنگ آنها را در امان نگذاشت و سرآخر جان نويسنده جوان را گرفت. با سيامك گلشيري درباره كتاب «اندوه عيسي» كه توسط انتشارات كتاب پارسه منتشر شده، وضعيت ترجمه ادبيات آلمان در ايران و مشغله هاي اين روزهايش گفت وگو كرده ايم.
    
     چرا سراغ كتاب «اندوه عيسي» رفتيد؟ به توصيه كسي بود يا خودتان از او شناخت داشتيد؟
    دليل اولش اين بود كه در دوران دانشكده در رشته ما، در بسياري از درس ها، داستان هايي از بورشرت مورد بررسي قرار مي گرفت. من آن موقع با او آشنا شدم. در اغلب كتاب هاي آلماني كه تدريس مي شد از بورشرت حرف به ميان مي آمد؛ به خصوص داستان «موش هاي صحرايي شب ها مي خوابند» يا داستان «نان» حتي در دوره فوق ليسانس هم بعضي از داستان هايش را مي خوانديم. به اين ترتيب با زندگي، سرگذشت و بعضي از كارهايش آشنا شدم و خيلي هم به آن علاقه داشتم. از آن زمان دوست داشتم داستان هايش را ترجمه كنم. مي دانيد كه او 26 سال عمر كرد و يك كتاب هم بيشتر نداشت.
    
     دليل ديگرش چه بود؟
    دليل ديگرش اين بود كه سبك دو، سه تا از داستان هايش خيلي به سبك داستان هاي من نزديك بود. منظورم داستان هايي است كه حالت ميني مال دارند. مثل همان ها كه گفتم. موش هاي صحرايي شب ها مي خوابند يا داستان نان يا تا حدودي داستان ساعت آشپزخانه. همين ها تا حدودي باعث شد به او احساس نزديكي كنم. من بقيه ترجمه هايم را هم صرفا براساس علاقه شخصي انجام داده ام. مثلارمان هاينريش بل به نام «نان ها آن سال ها» يا حتي رمان «ميراث» هاينريش بل. البته نثر بورشرت از اين رمان هايي كه گفتم متفاوت است. نمي خواهم، بگويم شعر است، چون نثر شعر و نثر داستان به كلي از هم متفاوت است. من در ادبيات فارسي جمله اي را كه فعل نداشته باشد، جمله نمي دانم. در هيچ اثري از من چنين چيزي پيدا نمي كنيد. از نظر دستوري جمله ناقص و غلط است. ولي اين داستان ها طوري نوشته شده كه هرچند گاهي جملات بدون فعل هستند، اما ساختار داستاني شان به هم نخورده. در عين حال آهنگ شعر را هم ندارند. مي خواهم، بگويم كاملاداستاني هستند. به همين دليل ترجمه اش خيلي دشوار بود و بايد لحن نويسنده درمي آمد. ولي نمايشنامه «بيرون پشت در» كه بعد از داستان هاي كتاب آمده، اين ويژگي را ندارد. به هرحال ترجمه اين كتاب خيلي طول كشيد و شايد دو سالي مرا مشغول كرده بود.
    
     «اندوه عيسي» چندمين كتابي بود كه ترجمه كرديد؟
    فكر مي كنم اولين كتابي بود كه ترجمه كردم.
    
     ولفگانگ بورشرت با وجودي كه 26سال عمر كرد، فرازونشيب هاي زيادي را از سر گذراند. اين اتفاقات چه تاثيري در داستان هاي او گذاشته؟
    در آلمان آن دوران، تنها بورشرت نبود كه زندگي پرفرازونشيبي داشت. تمام جوانان آلماني زير انقياد حكومت و درگير با مساله جنگ بودند. خيلي از آنها مثل بورشرت بالاجبار عازم جبهه مي شدند و اين مساله در داستان هاي او كاملاپيداست. در داستان هاي بورشرت سربازان آلماني براي اولين بار تشخص پيدا مي كنند، درست مثل شخصيت سرخپوست ها در فيلم هاي اوايل قرن بيستم كه از يك زماني ديگر قومي نبودند كه بايد به شكل گله اي مي مردند. آدم هاي او نه قهرمان جنگند و نه با كشته شدن تبديل به قهرمان مي شوند. طوري در داستان حضور دارند كه ما را متوجه عمق فجايع جنگ مي كنند.
    
     مي خواهم بدانم او يك معترض سياسي بود كه قصه نوشت يا داستان نويسي بود كه به شرايط موجود واكنش نشان داد؟
    نمي توانم بگويم سياسي بوده. بور شرت با شرايط زمانه خودش دست به گريبان بود. مثل اغلب مردم جامعه اش. وقتي داستان هايش را ترجمه كردم، سراغ زندگينامه اش رفتم و ديدم زندگي خودش بسيار هولناك تر از داستان هايش است. همين شخصيتي كه در نمايشنامه «بيرون پشت در» حضور دارد، اصلاانگار خود اوست. يادم مي آيد شبي كه زندگينامه اش را ترجمه مي كردم، خيلي حالم بد شد. روي من اثر خيلي بدي گذاشت، چون زندگي بسيار سياه و دردناكي داشته. اما بورشرت قبل از اينكه در مقابل شرايط زمانه اش طغيان كند، بدون شك داستان نويس بوده. نويسندگان آلماني پس از جنگ تحت تاثير نويسندگان آمريكايي بودند. او قطعا بر داستان و داستان نويسي تسلط داشته و اين طور نبوده كه ناآگاهانه و به دليل واكنش هاي سياسي رو به نوشتن آورده باشد. يكي از ويژگي هاي نويسندگان آمريكايي قبل از او اين بود كه نظر خود را وارد داستان نمي كردند و اجازه مي دادند شخصيت ها خودشان حرف هايشان را بزنند. بورشرت در بعضي جاها مي گذارد آدم هايش حرف بزنند.
    
     او يك بار به مرگ محكوم شد و از اعدام جست. ماجرايش چه بود؟
    نامه ها و نوشته هايي بر ضد حكومت از او پيدا مي كنند و محكوم به مرگ مي شود. ولي به دليل جواني اعدامش نمي كنند. مجازاتش تخفيف پيدا مي كند. به زندان انفرادي مي فرستندش كه شش ماهي آنجا مي ماند و اين يكي از سياه ترين دوران زندگي اش است. بعد هم كه به جبهه روسيه اعزام مي شود و يك بار ديگر به زندان مي افتد و ماجراهاي ديگر.
    
     بورشرت با وجود جواني چه جايگاهي در ادبيات آلمان پيدا كرد؟
    هاينريش بل مقاله اي دارد كه در آن مي نويسد، نويسندگان پس از جنگ تا اندازه اي تحت تاثير بورشرت هستند و شيوه و نگاه ادبي آمريكايي او را مورد توجه قرار مي دهد. داستان هاي او به سمت ميني مال شدن و مدرن شدن پيش مي رود و همان طور كه گفتم، به آدم هايش اجازه مي دهد تا صدايشان بلند شود. اين اتفاق در داستان هاي كوتاه قبل از جنگ در آثار آلماني ها ديده نمي شود. البته رمان هاي درخشاني در دهه هاي قبل از جنگ خلق شده بود، ولي با بورشرت و بعد از آن داستان ها سبك ديگري پيدا مي كنند.
    
     مي دانيد داستان هايش به چند زبان ترجمه شده؟
    دقيقا نمي دانم، اما مطمئنا به خيلي از زبان ها ترجمه شده است. وقتي داستان هايش در كتاب هاي درسي آمده، نشان مي دهد كه با نويسنده اي جهاني سروكار داريم. به ندرت مجموعه داستاني از نويسنده هاي بعد از جنگ آلمان پيدا مي كنيد كه يك يا دو داستان از آثار بورشرت در آن نباشد.
    
     فكر نمي كنيد جوانمرگي و محكوميت هايش شهرت او را دوچندان كرده؟
    مطمئنا بي تاثير نيست. اما آثارش اين قدرت را داشته كه اين اتفاق در موردش بيفتد. من قبلاگفتم كه جمله اي در آثارش مثلابدون فعل تمام مي شود يا فقط بعد از يك اسم نقطه گذاشته. اما بحث داستان هم مطرح است. بورشرت در بسياري از داستان هايش تصاوير فوق العاده اي مي سازد. تصاوير داستاني كه به گمانم حتي گاهي نثر به كمكش مي آيد. تصاويري كه بورشرت از جهان پيرامون خودش مي سازد بيش از هر چيز توجه خواننده را جلب مي كنند. بعضي از داستان هايش مثل «اندوه عيسي» (عيسي ديگر همكاري نمي كند) تصوير خيره كننده اي از جنگ ارايه مي دهد. همين طور داستان «ساعت آشپزخانه» و نمايشنامه «بيرون پشت در». از همه اينها دردناك تر داستان «موش هاي صحرايي...» است كه به گمان من يكي از تاثيرگذارترين داستان هايي است كه درباره جنگ نوشته شده.
    
     شما خيلي وقت است، كتاب ترجمه اي نداشته ايد. دليلش چيست؟
    بله، خيلي وقت است. ترجمه الان برايم خيلي سخت است. البته نه اينكه قبلااين طور نبوده. وسواسم بسيار زياد است. ترجمه رمان هاي هاينريش بل و «چه كسي از ويرجينيا وولف مي ترسد» ماه ها طول كشيد. اصلانمي توانم به راحتي از روي يك جمله عبور كنم. بارها كلمه ها و جمله ها را عوض مي كنم. شايد تعجب كنيد اگر بگويم ترجمه رمان «نان» آن سال هاي هاينريش بل نزديك به يك سال طول كشيد. براي داستان هاي بورشرت هم خيلي وقت گذاشتم. ترجمه كردن برايم از نوشتن رمان بسيار سخت تر است. الان چند سالي است كه فقط مشغول رمان نوشتن هستم.
    
     حتي اگر با پيشنهاد يا كتاب خوبي مواجه شويد، بازهم حاضر نيستيد ترجمه كنيد؟
    چرا، ممكن است. «چه كسي از ويرجينيا وولف مي ترسد» يكي از كتاب هاي باليني من است و هميشه دلم مي خواست ترجمه اش كنم و بالاخره هم اين كار را كردم. شايد اگر روزي فرصتش را مي كردم، تمام كارهاي هاينريش بل را ترجمه مي كردم. هاينريش بل، نويسنده اي است كه شديدا خودم را به او نزديك حس مي كنم. گاهي آدم با خواندن آثار يك نويسنده، جدا از آثارش، يك چنين احساسي پيدا مي كند. هرچند داستان ها و رمان هايش در كارهاي من بي تاثير نبوده. شيوه يادآوري گذشته اش در رمان هاي نان آن سال ها يا ميراث به شدت در من تاثير داشته و اين تاثير همچنان با من خواهد ماند. در مورد بعضي از نويسندگان ديگر هم همين احساس را دارم. مثلاتنسي ويليامز، آريل دورفمن يا بارگاس يوسا. شايد يك روز رفتم سراغ آثار تنسي ويليامز.
    
     ولي اينكه انگليسي است.
    بله، «چه كسي از ويرجينيا وولف مي ترسد» هم انگليسي است. من از آلماني ترجمه كردم، اما با متن انگليسي مطابقت دادم. در ترجمه آلماني بعضي از جملات انگليسي حذف شده بود. من همه را اضافه كردم و سعي كردم هماني بشود كه ادوارد آلبي نوشته.
    
     در حال حاضر مشغول چه كاري هستيد؟
    دارم روي رمان سوم از سه گانه تهران كوچه اشباح كار مي كنم. دومين رمانش، ملاقات با خون آشام، به تازگي درآمده.»هزار و يك شب «عبداللطيف طسوجي را هم بازنويسي كرده ام كه دو جلدش حاضر است و جلد سومش مانده. البته كار بازآفريني جلد اول سمك عيار را هم پارسال تمام كردم كه اميدوارم بتوانم امسال يك جلد ديگر به آن اضافه كنم.
    گفت وگو با سيامك گلشيري: ديگر ترجمه نمي كنم
    


 روزنامه شرق، شماره 1353 به تاريخ 5/7/90، صفحه 14 (كتاب)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 535 بار
    



آثار ديگري از "پدرام اسدي"

  هيچ وقت كتاب ترجمه اي نمي خوانم / گفت وگو با خجسته كيهان مترجم «شبانه ها»
پدرام اسدي، شرق 12/7/90
مشاهده متن    
  تاريخ حق كشي و برحق جلوه دادن / گفت وگو با فريد مرادي درباره «تاريخ عالم آراي عباسي»
پدرام اسدي، شرق 28/6/90
مشاهده متن    
  ريختن ترس هزارساله / هيوا مسيح از گزيده شعرهاي خيام و شمس تبريزي مي گويد
پدرام اسدي، اعتماد 15/5/90
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله ايراني تحقيقات پرستاري و مامايي
شماره 4 (پياپي 101)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است