|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق90/7/11: محمد درويش در گفت وگو با «شرق»: حقابه درياچه اروميه را سدها برداشته اند
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3459
سه شنبه 4 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1358 11/7/90 > صفحه 13 (محيط زيست) > متن
 
      


محمد درويش در گفت وگو با «شرق»: حقابه درياچه اروميه را سدها برداشته اند


نويسنده: صدرا محقق

بحران درياچه اروميه به اين زودي ها حل نمي شود، حتي ممكن است هيچ گاه حل نشود و وضع آن به مراتب از اين هم بدتر شود. نياز آبي اين درياچه با ميزان آبي كه رودخانه ها براي آن مي آورند بسيار متفاوت است، در اين ميان هركس يكي از عوامل را علت اصلي به خشكي رفتن اين درياچه، مي داند. مسوولان، خشكسالي را علت العلل همه اين بحران مي دانند و برخي توسعه نامتوازن، افزايش بي رويه زمين هاي كشاورزي و جمعيت را دليل اين امر به حساب مي آورند. اما طرفداران و كارشناسان محيط زيست در كنار افزايش زمين هاي كشاورزي، سدسازي هاي بي رويه را روي رودخانه هايي كه به درياچه مي ريختند جزو اصلي ترين علت هاي بحران درياچه اروميه اعلام مي كنند. محمد درويش كارشناس ارشد محيط زيست و عضو هيات علمي موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع كشور جزو اين گروه است. او در اين گفت وگو آمارهاي اعلام شده از ميزان آب ذخيره شده در پشت سدهاي حوضه آبريز درياچه اروميه را بسيار بيشتر از آنچه مسوولان گفته اند اعلام مي كند.
    
    جناب درويش! واقعا چه دليلي دارد وقتي آب لازم براي كشاورزان و آب شرب مردم شهرها و روستاها مورد نياز است، اجازه دهيم آب پشت سد رها شده و به درياچه اروميه يا تالاب ها ريخته شود؟ در قضيه درياچه اروميه هم مسوولان مي گويند كل آب پشت سدهاي درياچه در نهايت 650ميليون مترمكعب است و اگر همه آن آزاده شده و به درياچه ريخته شود باز هم هيچ كمكي به وضعيت بحراني آن نخواهد كرد چون نياز آبي درياچه 10 تا 15ميليارد مترمكعب است. نظر شما چيست؟
    آمارهايي كه خود دولت ارايه داده است با آمارهايي كه الان اعلام شده و مي شود تناقض دارد. خود مسوولان سازمان آب منطقه اي استان آذربايجان غربي در كتابچه اي كه در سال 80 منتشر كردند گفته اند توان ما براي تنظيم آب در حوضه آبخيز درياچه در حدود 3/2ميليارد مترمكعب است، اين فقط براي سدهايي است كه تا سال 80 ساخته شده، در حالي كه از آن زمان تاكنون باز هم سدهاي ديگري بر رودخانه هاي منتهي به درياچه احداث شده است.
    
    يعني اين ادعاي سازمان آب منطقه اي استان كه كل حجم آب پشت سدها را 650ميليون مترمكعب اعلام مي كند، غيرواقعي است؟
    بله اين ادعا واقعيت ندارد و منطبق بر واقعيت نيست. من دليل ديگري براي رد اين ادعا هم دارم، در مهر ماه سال 87 تعداد زيادي از مسوولان بلندپايه كشوري مرتبط با درياچه و منطقه در تفريحگاه باري در كنار درياچه جمع شدند، كه در ميان آنها فتاح وزير وقت نيرو، اسكندري وزير وقت كشاورزي، خانم جوادي رييس وقت سازمان حفاظت از محيط زيست و استانداران آذربايجان هاي شرقي، غربي و كردستان بودند. در آن جلسه يك معاهده و توافق نامه امضا كردند كه هدف آن بهبود و احياي وضعيت درياچه اروميه بود. يكي از بندهاي مهم اين تعهدنامه اين بود كه حقابه اكولوژيكي يا كمينه آب مورد نياز درياچه تعيين شود و سه استان درگير موظف شوند اين حقابه را بپردازند. يك گروه كارشناسي با كمك چند مستشار خارجي در حدود هشت ماه كار كردند كه با محاسبه ميزان جمعيت، ميزان اراضي كشاورزي و ميزان منابع آبي هر استان حقابه درياچه هر استان را تعيين كردند، نتيجه آن هم اين بود كه استان آذربايجان غربي از مجموع 1/3ميليارد مترمكعب آب مورد نياز درياچه بايد 8/1ميليارد را تامين بكند، آذربايجان شرقي نزديك به 300ميليون مترمكعب و كردستان 950ميليون مترمكعب، يعني آن مسوولاني كه تعهدنامه باري را نوشته و امضا كردند و اين گروه كارشناسي با حمايت خود آنها فعاليت مي كرد، براساس ميزان منابع آبي پشت سدها ميزان اين حقابه ها را تعيين كردند، مطمئنا حقابه هاي تعيين شده براي هر استان با محاسبه ميزان آب پشت سدها اعلام شده است. حال چطور ممكن است در سال 87 براساس معاهده اي امضاشده ميان برخي از بلندپايه ترين مسوولان كشوري مرتبط با اين موضوع، اين سه استان موظف شدند 1/3ميليارد مترمكعب حقابه درياچه را تامين كنند اما حالااعلام مي شود كل آب پشت سدها 650ميليون مترمكعب است؟ همين چند روز پيش برخي از مسوولان سازمان محيط زيست از جمله علي نظري دوست رييس طرح ملي تالاب ها، مقدسي مدير دفتر زيستگاه ها و دكتر باقرزاده كريمي كارشناس مسوول تالاب ها همه بر لزوم تامين حقابه اعلام شده در معاهده باري تاكيد مي كردند. اينها نشان دهنده اين است كه آب مورد نياز وجود دارد و اگر غير از اين بود چرا چنين حقابه اي تعيين شد؟ چرا حالامسوولان اين را انكار مي كنند. جالب اينكه ميزان
    تعيين شده هم كمترين حقابه مورد نياز درياچه در حد نيازهاي اكولوژيكي درياچه است، به نظر مي رسد مديران ارشد استاني به جاي اينكه به اين نظر كارشناسي تمكين كنند در حال چانه زني براي كاهش سهم تعيين شده استان خود براي نياز درياچه هستند. صحبت هاي آقاي كردواني هم كه مي گويد اين درياچه مرده است نيز به اين آقايان كمك مي كند، اين حرف ها موضع اين مسوولان را تقويت مي كند با اين استدلال ساده انديشانه كه چرا ما آب شيرين را در درياچه شور اروميه هدر بدهيم.
    
    چند سد در حوضه آبريز درياچه تاكنون احداث شده يا در حال ساخت است. شما آماري از آنها در دست داريد؟
    براساس اطلاعات سايت سازمان مديريت آب كشور 36سد در اين منطقه است، البته برخي از آنها سدهاي كوچك است. حدود 40سد نيز در دست ساخت و طراحي است، قرار بر اين بود كه حوضه آبريز درياچه اروميه تا پايان برنامه پنج ساله پنجم صاحب 80سد شود كه البته با دستور وزير نيرو همه اين سدهاي در دست ساخت متوقف شده اند. حال بايد پرسيد اگر سد سازي ربطي به خشك شدن درياچه ندارد، چرا ساخت بقيه سدها به دستور وزير، در اين حوضه آبريز متوقف شده است.
    
    مسوولان ادعا مي كنند سد سازي تنها عامل پنج درصد از بحران درياچه است، يعني اگر اين سدها نبود باز هم وضع درياچه تفاوت چنداني با وضعيت امروزي نداشت، به نظر شما اين ادعا درست است؟
    من فكر مي كنم سدهاي ساخته شده بين 25 تا 30درصد در به وجود آمدن اين بحران نقش دارند، 40درصد كشاورزي و استفاده بي رويه از سفره هاي آب زيرزميني و بقيه هم خشكسالي. در حقيقت مي توان گفت متهم رديف اول بحران درياچه اروميه، كشاورزي سنتي و بي برنامه، متهم رديف دوم سدسازان و مديريت منابع آب حوضه آبخيز و متهم رديف سوم هم خشكسالي و تغيير اقليم است، يعني در حقيقت 70درصد عامل انساني و 30درصد عامل طبيعي.
    
    در صورتي كه مسوولان معتقدند اين وضعيت برعكس است يعني آنها عوامل خشك شدن درياچه را 30درصد عامل انساني و 70درصد طبيعي و خشكسالي مي دانند، علت اين همه تفاوت در آمارها چيست؟
    كاش مسوولان به همين هم راضي مي شدند، مسوولان مختلف چنان آمارهاي مختلفي ارايه مي دهند كه هيچ شباهتي بين شان وجود ندارد. علي ذبيحي مقام مسوول در وزارت نيرو 15شهريور گفته بود، عامل 97درصد بحران درياچه اروميه خشكسالي است. عطارزاده ديگر مقام مسوول اين وزارتخانه در همين تاريخ و در همين جلسه سهم خشكسالي را 70درصد اعلام كرد. همين عطارزاده هفته قبل گفته بود بين 63 تا 67درصد خشكسالي مقصر است، وزير نيرو 22تير گفته بود خشكسالي 84درصد مقصر است، همين وزير قبل از اين سهم اين عامل را 67درصد ذكر كرده بود. رييس محيط زيست اخيرا گفته بود 60درصد خشكسالي مقصر است، اين همه تفاوت خود گوياي نكته هاي بسياري است.
    
    دكتر كردواني در مصاحبه با ما از جمع كردن نمك درياچه گفته است، برخي از منتقدان اين نظر صحبت هاي او را نقد كرده اند، در حالي كه دكتر كردواني وقتي از جمع كردن نمك ها سخن گفته است نه به دليل سود آوري فروش نمك بلكه از اين منظر گفت كه در آينده اين حجم بالاي نمك به يك مساله بزرگ زيست محيطي بدل خواهد شد. زماني كه با ادامه خشكي درياچه بلورهاي نمك كنوني به ذره هاي ريز تبديل شده و با باد به اطراف منتقل شوند و زمين هاي كشاورزي منطقه را شوره زار كنند، اين حرف به نظر شما غيرمنطقي است؟
    اين نمك در حدود 10ميليارد تن است، بهترين راه مهار اين نمك براي اينکه به يك معضل زيست محيطي تبديل نشود اين است كه آن درياچه احيا شود و نمك ها دوباره به زير بستر آب درياچه بروند، اين بهترين، معقول ترين، زودبازده ترين و كم هزينه ترين راه مقابله با معضل زيست محيطي نمك درياچه است. اگر فرض را بر اين بگيريم كه اين نمك ها با استفاده از كاميون هاي 10 تني جمع شده و به خارج از منطقه حمل شوند، ما نياز به يك ميليارد كاميون داريم، حالااينكه اين نمك ها بعد از حمل به كجا برده شوند نيز خود داستان ديگري است.
    
    اما همين الان در معادني كه نمك مورد نياز كشور از آنها تامين مي شود، با هزينه هايي به مراتب بيشتر، كوه هاي بزرگ را تراشيده و با دستگاه هاي سنگين اعم از لودر و بولدوزر و كاميون و دريل، نمك با خلوص پايين را استحصال كرده و بعد از تصفيه مي فروشند، عملياتي كه بسيار پر هزينه است، حال آنكه نمك درياچه با خلوص و كيفيت بالادر بستري صاف و بدون مانع ريخته شده و به راحتي مي توان آن را جمع كرد و به بازارهاي مصرف داخلي و خارجي عرضه كرد؟
    قبول است، اما مگر ما كمبود نمك در كشور داريم، اين معادن نمكي كه شما مي گوييد پر هزينه است اما محل هاي راحت تري از درياچه اروميه هم هست، به عنوان مثال درياچه نمك قم و حوض سلطان در فاصله بسيار نزديك به پايتخت، حوضه آبخيز ده ميليون هكتاري هم دارد که دو برابر حوضه آبخيز درياچه اروميه است، 95درصد نمك آنجا هنوز استحصال نشده. علاوه بر اين درياچه بختگان هم بالغ بر 112هزار هكتار است كه الان از آن يك كفه نمكي بر جا مانده و نمك آن برداشت نشده است، از آن بيشتر درياچه مهارلو در نزديكي شيراز است كه سال ها هم از نمك آن برداشت شده اما هنوز بيش از 90درصد نمك آن هنوز برداشت نشده، چيزي كه در كشور ما زياد است، نمك است. ما هيچ وقت با محدوديت نمك مواجه نخواهيم شد.
    
    بحث اينجا مربوط به كمبود يا محدوديت و نياز به نمك نيست، حرف اين است اگر اين نمك جمع نشود منطقه را به شوره زار بدل خواهد كرد، الان بلور است اگر جمع نشود به ذرات ريز تبديل مي شود مشابه درياچه آرال.
    مثال آرال خوب است، كشور شوروي قدرت نرم افزاري و سخت افزاري بيشتري از ما داشت، آيا توانست آن نمك ها را جمع كند؟ يا درياچه جليله در فلسطين اشغالي، اسراييل توانست نمك ها را جمع كند؟ در آمريكا در اونز توانستند نمك ها را جمع كنند يا اصلابه اين فكر افتادند كه بايد نمك ها را جمع كرد؟ اين كار نابخردانه است و صرفه اقتصادي هم ندارد. در بعضي كشورها مثل انگلستان و آلمان كه با كمبود شديد نمك مواجه اند مي ارزد كه براي به دست آوردن نمك، چنين كاري بكنند اگر هدف فروش نمك است جاهاي ديگري هم هست، چرا سراغ آنها نرويم؟
    
    اساسا آيا اين بحث كه گفته مي شود چرا اجازه دهيم آب شيرين رودخانه ها به درياچه هاي شوري مثل اروميه يا تالاب ها بريزد منطقي هست؟ به نظر شما اين حرف از كجا نشات گرفته است؟
    در سال70، سازمان آب منطقه اي استان آذربايجان شرقي و دانشگاه تبريز همايشي با عنوان بررسي علل شوري زمين هاي شرق درياچه، در تبريز برگزار كردند. همه حرف آن همايش اين بود كه چه كنيم كه جلو رشد غده سرطاني به اسم درياچه اروميه را بگيريم. آنها مي گفتند آب اين درياچه در حال زياد شدن است و زمين ها را شور مي كند. يكي از اساتيد بنام دانشگاه تبريز همان زمان طرحي ارايه داد كه بايد جلو هدر رفتن سالانه ميلياردها مترمكعب آب شيريني را كه به اين درياچه مي ريزد بگيريم! استادي ديگري طرحي ارايه داد كه براساس آن قرار بود كانالي حفر شود كه آب درياچه را به خوي برسانند و از آنجا وارد ارس كرده و به خزر بريزند تا درياچه اروميه تخليه شود. امسال طرح هاي ميليون دلاري براي تامين آب درياچه در دست است اما 20سال قبل طرح وارونه اي براي تخليه كردن درياچه بود، نتيجه آن افراط ها وضعيت كنوني است، كانال حفر نكردند اما به جاي آن روي همه رودخانه هاي منتهي به درياچه، سد احداث شد و مانع ريختن آب به درياچه شدند. ورودي آورد آب به درياچه به صفر رسيده است. در هيچ كدام از پروژه هاي سد سازي منطقه يك ليتر حقابه زيست محيطي هم براي درياچه لحاظ نشد، دليل بحران درياچه هم همين مساله است.
    
    آقاي كردواني در آن مصاحبه گفته بود طرفداران محيط زيست كارشناس نيستند، او گفت شما مي گوييد مردم و زمين هاي كشاورزي آب نداشته باشند اما ما آب را رها كنيم تا به درياچه و تالاب ها بريزد، مثالي هم زد به اين شكل كه شما براي نظافت و خورد و خوراك خود آب نداشته باشيد اما باغچه خانه تان سرسبز و پرگياه باشد. آيا واقعا شما و ديگر طرفداران محيط زيست اين گونه فكر مي كنيد؟
    اين يك اتهام است، اينكه گفته شود طرفداران محيط زيست و منابع طبيعي افراد كم سواد و احساساتي هستند توهين به ماست، كمتر فعال محيط زيستي را مي توان نام برد كه مخالف توسعه باشد. كسي از ما مخالف توسعه نيست، ما مي گوييم توسعه بايد در حد و اندازه هاي توان بوم شناختي سرزمين و منابع كشور باشد، اگر چيدمان توسعه درياچه اروميه براساس توانمندي هاي اكولوژيك و بوم شناختي آن انجام مي شد، هرگز دچار اين بحران نمي شد، وقتي به گفته خود مسوولان راندمان آبياري در كشاورزي 30درصد است و 70درصد آن هدر مي رود، وقتي ضايعات محصولات كشاورزي 20درصد است چون تكنيك هاي بسته بندي و سردخانه و دپو مشكل دارد، آيا بهتر نيست هزينه هاي ميلياردي براي ساخت سدهاي جديد صرف مي كرديم تا بخش كشاورزي را به لحاظ آبياري با راندمان بالا، بسته بندي، سردخانه و توزيع ارتقاي نرم افزاري مي داديم؟ ما اولويت ها را گم كرده ايم، اگر اينها رعايت مي شد و مشكل در رابطه با حوضه اي بود كه راندمان آبياري آن در حد ميانگين جهاني 50 تا 55درصد بود و ضايعات غذايي هم كمتر از پنج درصد بود و باز هم با بحران آب براي شرب مواجه مي شديم، هيچ طرفدار محيط زيستي نمي گويد آب را در اختيار طبيعت قرار دهيد. ما از آب بد استفاده مي كنيم، اگر استفاده ما از آب استاندارد مي بود با نيمي از اين آب، همه اين كارها را مي توانستيم انجام دهيم. وسعت اراضي كشاورزي در حوضه آبريز درياچه به 68هزار هكتار رسيده است، اين مقدار در ابتداي دهه شصت 320هزار هكتار بود. با اين كار 6/3ميليارد مترمكعب برداشت آب اضافي براي حوضه تعيين شد، در حالي كه هيچ منبع جديدي از آب معرفي نشده است، اين آب هم از حقابه درياچه برداشت شد، كل آب قابل استحصال در حوضه آبريز درياچه 2/7ميليارد بود و كل آبي كه وارد درياچه مي شد تا 5/5ميليارد مترمكعب بود. پس علت خشكي درياچه برخلاف توانمندي بوم شناختي سرزمين است، اينكه دكتر كردواني گفته است خشك شدن درياچه اروميه طبيعي است و روال طبيعي اكوسيستم هاست، يك استدلال بسيار خطرناك و دستاويز مهلكي مي تواند در اختيار طبيعت ستيزان توسعه سالار قرار دهد تا كار خود را توجيه كنند.
    محمد درويش در گفت وگو با «شرق»: حقابه درياچه اروميه را سدها برداشته اند
    


 روزنامه شرق، شماره 1358 به تاريخ 11/7/90، صفحه 13 (محيط زيست)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 625 بار
    



آثار ديگري از "صدرا محقق"

  موزه هاشمي؛ از صندلي ملك عبدالله تا انجيل ريگان
صدرا محقق، شرق 5/6/97
مشاهده متن    
  با املاك شهرداري به اسم حسينيه مبل فروشي زده اند / گفت و گو با افشين حبيب زاده، عضو شوراي شهر درباره واگذاري 1450 ملك شهرداري
صدرا محقق، شرق 23/5/97
مشاهده متن    
  «من» هاي آقاي شهردار
صدرا محقق، شرق 7/5/97
مشاهده متن    
  هر سلبريتي يك پوپوليست
صدرا محقق، شرق 13/4/97
مشاهده متن    
  آموختن از كسي كه عكس ما بود
صدرا محقق، شرق 2/4/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه آرشيو بين المللي علوم بهداشت
شماره 2 (پياپي 602)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است