|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد90/7/18: نمي خواهم از نردبان ديگران بالابروم
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4305
چهار شنبه 24 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 2281 18/7/90 > صفحه 6 (موسيقي) > متن
 
      


نمي خواهم از نردبان ديگران بالابروم
گفت وگو با سينا سرلك به بهانه اجراي كنسرت با همراهي گروه اينك

نويسنده: ميشا طهرانچي

گروه اينك به خوانندگي سينا سرلك 28 و 29 مهرماه در تالار وحدت به اجراي برنامه خواهد پرداخت. قطعات اين برنامه را حامد فكوري و مهرداد شاه حسيني آهنگسازي كرده اند. گروه «اينك» متشكل از شروين مهاجر: كمانچه، سعيد نايب محمدي: عود، پوريا فرجي: سنتور، شهريار نظري: دف، فرهاد صفري: تنبك، زروان و بم باژ (سازهاي ابداعي)، صائب كاكاوند: بم تار، حامد فكوري و مهرداد شاه حسيني: تار به صحنه مي روند و قطعاتي از ساخته هاي فكوري و شاه حسيني را در دو بخش اجرا خواهند كرد. در بخش نخست اين كنسرت قطعاتي چون «سرو سيمينا»، «دلبرا»، «زر افشان» و... از فكوري بر اساس اشعاري از مولانا، سعدي و محمدمهدي رستمي در دستگاه ماهور و در بخش دوم آثاري چون «برآب كتابت كن»، «دل مي رود ز دستم»، «بالابلند»، «اينك» و... از ساخته هاي شاه حسيني در نوا و بر اساس اشعاري از ابوسعيد ابوالخير، مولانا و حافظ اجرا خواهد شد.
    
    
    
    اين كنسرت قرار است با دو نوع شيوه آهنگسازي به اجرا درآيد. با اين حساب به عنوان اولين سوال درباره تفاوت لحن آوازي در هر دو بخش برنامه توضيح مي دهيد؟
    طبيعي است كه نوع استفاده از تكنيك ها و بيان مطالب و موسيقي در هر كاري متفاوت است. بر اين اساس يك خواننده بايد آمادگي اين را داشته باشد كه در هر ژانري ارتباط تكنيكي و حسي برقرار كند و بتواند آن را پرورش دهد. در اين اجرا قطعا نوع خواندن من در هر دو بخش كه آهنگسازي هايش بر عهده مقداد شاه حسيني و حامد فكوري است، متفاوت خواهد بود، چرا كه بايد خودم را با آن موسيقي ها همگون و همسان كنم تا بتوانم قطعات را به درستي به اجرا درآورم. يك خواننده بايد توانايي اجراي كشش ها، تحريرها و نوع بيان مطالب را در سبك هاي متفاوت داشته باشد و از آنجايي كه سليقه هر آهنگسازي متفاوت است خواندن خواننده نيز با توجه به اين تغيير ملوديك بايد تغيير يابد. البته اين تفاوت در آهنگسازي كه در دو بخش اين برنامه وجود دارد، مربوط به تنوع ريتميك و موزيكاليته يي است كه آهنگسازان در اين دو بخش از آن استفاده كرده اند و بطور قطع براي مخاطبي كه از اين برنامه ديدن مي كند، جذاب خواهد بود. اين مساله بويژه براي آناني كه نگاهي جدي تر به عرصه موسيقي دارند، بسيار قابل توجه و داراي اهميت است، چرا كه كنسرتي را مشاهده مي كنند كه از لحاظ رنگ آميزي متفاوت و داراي تكنيك هاي متفاوتي است.
    
    تفاوت در شيوه آهنگسازي در قطعات را معمولادر اركسترهاي بزرگ مشاهده مي كنيم كه هر قطعه توسط يك آهنگساز ساخته شده است. چرا در اين برنامه از اين شيوه بهره برده ايد؟
    همانطور كه شما اشاره كرديد معمولادر اركسترهاي بزرگ به اين خاطر كه قطعات را يك نفر نمي نويسد، اين تفاوت در شيوه آهنگسازي مشاهده مي شود و خواننده مجبور است قطعات متفاوتي را با شيوه هاي مختلف خوانندگي به اجرا درآورد. اما در اينجا نيز قطعات ساخته دو آهنگساز متفاوت است و طبيعي است كه هر كدام از آنان داراي شيوه و لحن خود در اجراي قطعات آوازي باشند.
    
    قطعات اجرايي در اين برنامه از شاعران مختلف است و با اين حال شما به شيوه داستان گويي اشعار اين كنسرت اشاره داريد. چيزي كه ما در اشعار شاعراني چون «فردوسي» يا «نظامي» مشاهده مي كنيم در اين برنامه مورد استفاده قرار نگرفته است.
    منظور ما به هيچ وجه اين نيست كه منظومه يي داستاني را به اجرا درخواهيم آورد. اما توجه به اين نكته ضروري است كه تمامي اشعاري كه توسط شاعران مختلف و در دوره هاي متفاوت در ايران سروده شده است، داراي داستان و حكايتي است كه بيانش مي كند و با خود پيامي به همراه دارد. براي مثال آن هنگام كه « ابوسعيد ابو الخير» در يكي از رباعيات خود مي گويد: «از واقعه يي تو را خبر خواهم كرد/ وان را به دو حرف مختصر خواهم كرد/ با عشق تو در خاك نهان خواهم شد/ با مهر تو سر ز خاك بر خواهم كرد» با آنكه تنها يك رباعي است اما در خود يك حكايت و داستان به همراه دارد كه عمق بسياري داشته و توجه فراواني را مي طلبد. بطور كلي شعر ايران از ابتدا تاكنون داراي ريشه ها و اصالت هايي است كه تاريخ اين سرزمين را با خود به دنبال دارد. عشق، ايثار، رزم و دفاع مردمان در طول حياتشان در اشعار شاعران سرزمين ما متجلي شده است. اين سرزمين در طول حيات خويش دستخوش تغييرات بسياري شده است و تمامي اين فراز و نشيب ها را مي توان در شعر ايران جست وجو كرد. در واقع شاعران همواره بخشي از اين فراز و نشيب را به تصوير كشيده اند. نكته جالب در اين ميان اين است كه با وجودي كه گاه قرن ها از زمان سرودن اين اشعار مي گذرد همچنان تازگي خود را حفظ كرده اند و بسياري از آنها با زماني كه ما در آن به سر مي بريم، سنخيت دارد كه از جمله متعالي ترين اين شاعران مي توان به حافظ و همچنين سعدي اشاره كرد كه اشعارشان به گونه يي است كه گويا هم اكنون سروده شده اند. درست به همين دليل است كه بسياري از خوانندگان زماني كه مي خواهند شعر آثار خود را انتخاب كنند از اين اشعار بهره مي گيرند. البته در اين ميان اجراي درست شعر نيز مساله بسيار مهمي است كه نمي توان به آساني از كنار آن گذشت. مساله يي كه متاسفانه اين روزها بسياري از خوانندگان به آن توجهي ندارند كه البته ما اميدواريم بتوانيم به خوبي از عهده اين اجراها برآييم و با يك فراغ بال و آرام بودن و خارج شدن از فضاي استرسي كه اين روزها همه در برگزاري يك كنسرت با آن مواجه هستند، برنامه يي را به اجرا درآوريم كه داراي بار معنوي و هنري لازم باشد.
    
    شما به اهميت مساله شعر در موسيقي سنتي ايران اشاره كرديد. مساله يي كه به نظر مي رسد در بسياري مواقع خود يكي از مشكلاتي است كه موسيقي سنتي ما با آن روبروست. اينكه تا اين اندازه خود را محدود به استفاده از شعر كلاسيك كرده است و توجهي به جريان هاي روز شعر ندارد، مگر استثنائاتي.
    البته در اين سال ها تعداد بسياري از خوانندگاني كه در حوزه موسيقي سنتي فعاليت مي كنند، به جريان هاي شعر نو نيز توجه كرده اند و آثار قابل اعتنايي نيز در اين زمينه منتشر شده است. اما به هر حال همانطور كه اشاره داشتم شعر كلاسيك ما به اندازه يي زنده و پوياست كه همچنان مفاهيمي كه در آن مطرح مي شود، كاربرد خود را حفظ كرده است. به هر حال ما در اين كنسرت از اشعاري استفاده كرده ايم كه با حال و هواي امروزمان همخواني داشته باشند و بتوانند با مردم ارتباط لازم را برقرار كنند. در اين بين نه تنها شعري كه انتخاب مي شود، بلكه پرورشي كه موسيقي به شعر و معناي آن مي دهد و همچنين شكلي كه خواننده آن را به اجرا در مي آورد داراي اهميت بسياري است.
    
    اصلاذات موسيقي ردي- دستگاهي ايران تا چه اندازه با استفاده از اشعار نو هماهنگ است؟
    اگر قرار باشد موسيقي تنها و تنها به وسيله همان شيوه هايي كه در گذشته اجرا مي شده، به مخاطبان عرضه شود، ديگر حرفي براي مردم نخواهد داشت. بازخواني به شيوه هاي قديم بدون شك براي مخاطبان تكراري و خسته كننده خواهد بود. خواه ناخواه ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه تكنولوژي و پيشرفت در تمام عرصه هاي آن نفوذ كرده است. براي مثال «اينترنت» اين امكان را براي ما فراهم كرده است تا با فشار دادن يك كليد به هر دنيايي كه مي خواهيم، وارد شويم. از آن گذشته براي مثال زماني كه هواپيما اين امكان را براي ما به وجود آورده است تا مسافت هاي بسيار طولاني را در كمترين زمان ممكن طي كنيم، شايد كمتر عقل سليمي باشد كه به اين مسائل توجهي نداشته باشد و از آنان بهره نگيرد. طبيعي است كه در اين شرايط كساني كه در زمينه هنر مشغول فعاليت هستند، تمامي تلاش خود را انجام دهند تا بتوانند تاثيرگذاري لازم را داشته باشند. شايد سرعتي كه هم اكنون در دنيا وجود دارد، باعث شده است تا انسان ها فرصت زيادي براي اثبات خودشان نداشته باشند. در اين ميان بايد از هر وسيله يي بهره بجويند تا تاثيرگذاري لازم را داشته باشند. اتفاقي كه زماني بزرگاني چون حافظ و مولانا به وجود آوردند و اتفاقا ما بايد اثرگذاري مان از آنان بيشتر باشد، چرا كه در عصر پرتحرك تري از آنان زندگي مي كنيم. البته كمتر كسي است كه به اين مسائل توجه داشته باشد و به همين خاطر است كه ما مشاهده مي كنيم كه بسياري به بازخواني قطعات گذشته مي پردازند، بدون اينكه به اين مساله توجه داشته باشند كه اين قطعات براي يك خواننده زن با صداي چپ كوك خوانده شده است و يك مرد با صداي راست كوك خود نمي تواند آن را به اجرا درآورد.
    
    با اين احتساب شما با هر نوع بازخواني اي مخالف هستيد؟
    برخي قطعات به صورت قطعات ملي درآمده اند و بنابراين بازخواني آنان نه تنها مشكلي ندارد كه بايد سعي شود تا هر روز شيوه هايي جديد از آن به اجرا درآيد. از جمله اين قطعات مي توان به مرغ سحر يا اي ايران اشاره كرد. منظور من بازخواني بدون علم از قطعات گذشته است، بويژه قطعاتي كه توسط خوانندگان زن به اجرا درآمده اند و حالابرخي آنان را بازخواني مي كنند تا از محبوبيت آن قطعات و خواننده به نفع خود بهره بگيرند.
    
    با توجه به اهميتي كه «آواز» در موسيقي ايران دارد، به نظر مي رسد كه اين مساله حلقه گمشده يي در برنامه ها و كنسرت هاست.
    به هر حال آواز خواندن دشواري هاي خاص خودش را دارد و كسي كه مي خواهد آواز بخواند حتما بايد رديف هاي موسيقي، ادوات تحريري، هجاهاي مختلف، دستگاه و مقام ها را بشناسند. او همچنين بايد شعر را نيز به خوبي بشناسد و بداند كه چه شعري بايد در چه دستگاهي به اجرا درآيد. به هر حال بايد به آواز در موسيقي سنتي توجه شود، هر چند كه نمي توان اين مساله را ناديده گرفت كه شايد مخاطب امروز ديگر حوصله چنداني براي شنيدن آوازهاي طولاني نداشته باشد. به همين خاطر بهتر است خوانندگان ميان تصانيف قطعات آوازي را به اجرا درآورند نه اينكه مثلانيم ساعت از برنامه را بي وقفه به اجراي آواز اختصاص دهند.
    
    از اين مساله كه بگذريم، با نگاهي به پرونده كاري شما مشاهده مي شود كه در كنار همكاري با چهره هاي شاخص عرصه موسيقي، فعاليت بسياري با آهنگسازان جوان داشته ايد. از پدرام درخشاني، نويد دهقان و پيمان خازني گرفته تا مهدي باطني يا همين برنامه يي كه هم اكنون در دست اجرا داريد.
    من زماني خواننده اركستر موسيقي ملي به رهبري «فرهاد فخرالديني» بودم و علاوه بر آن زماني كه «نادر مشايخي» به عنوان رهبر در اركستر سمفونيك تهران فعاليت داشت نيز با اين اركستر همكاري مي كردم. همچنين در اركستر پايور كه اعضاي آن را كساني چون رضا آبايي، داوود ورزيده، سعيد ثابت، هوشنگ ظريف، محمد مقدسي، محمد اسماعيلي و... تشكيل مي دادند نيز فعاليت داشتم. كيوان ساكت و محمدعلي كياني نژاد نيز از جمله ديگر چهره هاي شناخته شده يي هستند كه در اين سال ها با آنان همكاري داشته ام. با اين حال همواره سياستي را براي خود در نظر گرفته ام و آن اينكه هيچ وقت دلم نمي خواهد از نام ديگران استفاده كنم تا خودم را بالابكشم. به بيان ديگر هيچگاه نمي خواهم از نردبان ديگران بالابروم. گاهي مشاهده مي شود بسياري از خوانندگان جوان نهايت تلاش و سعي خود را انجام مي دهند تا با فلان استاد يا گروه مطرح همكاري داشته باشند تا به اين وسيله شناخته شوند. البته اين سخن بدان معنا نيست كه همكاري با اساتيد اشكالي دارد چرا كه بدون شك اين همكاري سبب مي شود تا اتفاق بسيار خوبي براي خواننده رخ دهد. اما شكل درست اين قضيه بايد به گونه يي باشد كه اساتيد از خوانندگان جوان دعوت به كار كنند. يعني استعدادهاي جوان را شناسايي كرده و در عين حال اعتماد لازم را به آنها داشته باشند. مثل اتفاقي كه زماني براي آقاي شجريان افتاد و اساتيدي چون احمد عبادي و برومند به او توجه كردندو با وي آثاري را به انتشار درآوردند. هم اكنون اما جريان كاملابرعكس است و اين جوانان هستند كه از اساتيد درخواست دارند تا با آنان همكاري داشته باشند. اين چيزي بوده است كه من هيچ وقت دنبال آن نبوده ام. هميشه دلم خواسته است تا روي پاي خودم بايستم. به همين خاطر است كه با جوانان و كساني كه در رده سني من بوده اند كار كرده ام و خوشبختانه توانسته ايم با همكاري يكديگر كارهاي موفقي را نيز ارايه دهيم.
    
    شما را پيش ترها به عنوان خواننده يي مي شناختيم كه بيشتر فعاليت هاي خود را روي اركسترهاي بزرگ متمركز كرده بود، اما هم اكنون مدتي است كه بيشتر با آنسامبل هاي كوچك فعاليت داريد. در اين خصوص توضيح مي دهيد؟
    شايد بخشي از اتفاقاتي كه براي يك فعال اهل موسيقي رخ مي دهد، به خود او و همچنين تصميم گيري هايش بستگي نداشته باشد. اين مساله به خاطر ناهماهنگي هايي است كه در زمينه فعاليت موسيقي در ايران وجود دارد. من مدت ها به عنوان خواننده در اركستر موسيقي ملي به رهبري استاد «فخرالديني» حضور داشتم و ايشان بنا به دلايلي كه فكر مي كنم براي همه روشن باشد، فعاليت هاي خود با اين اركستر را متوقف كرد و من نيز رسم «وفاداري» به جا آورده و ديگر با اين گروه كار نكردم. اين مساله در بسياري از دوره هاي كاري من وجود دارد، حال بماند كه اين اساتيد زماني كه دوباره فعاليت هاي خود را آغاز كردند، ديگر توجهي به اين مساله نداشتند و ما را فراموش كردند، اما به هر حال اين مساله اهميت چنداني ندارد، هر چند كه خواه ناخواه باعث دلسردي جواناني مي شود كه در عرصه موسيقي فعاليت مي كنند. شايد اين دلخوري را من نبايد مطرح كنم، اما من در اين سال ها ياد گرفته ام كه بايد مسائل را مطرح كرد تا شايد كسي به آنان توجه داشته باشد.
    
    اين جملات را مي توان اينگونه تلقي كرد كه قرار نيست ديگر فعاليتي همراه با اركستري چون ملي داشته باشيد؟
    به هيچ عنوان. اين گروه اگر بطور رسمي از من دعوت به همكاري كند، بطور قطع به آن فكر خواهم كرد. بسياري از مشكلاتي كه اين روزها در عرصه موسيقي وجود دارد به اين خاطر است كه با اهالي موسيقي تعاملي انجام نمي شود و مسوولان خود بي توجه به نظر اهالي موسيقي فعاليت هاي خود را انجام مي دهند. در صورت برقراري اين تعامل مي توان بسياري از مشكلات را مرتفع دانست. اهالي موسيقي سال ها عمر خود را صرف هنرشان كرده اند تا آن را عرضه كنند و بنابراين هيچ كس از اين مساله كه فضا و زمينه براي عرصه هنرش وجود نداشته باشد، راضي و خوشنود نيست. اما در عين حال نمي توان اين مساله را ناديده گرفت كه بي توجهي در اين زمينه در نهايت منجر به آن خواهد شد تا سياستگذاران عرصه موسيقي با مشكل مواجه شوند، چرا كه هنرمندان خواه ناخواه جايگاه خود را دارا بوده و مردم به دنبال كارهاي او خواهند رفت.
    
    اما به هر حال اين سياست هاي نادرست تاثير منفي خود را در عرصه موسيقي برجاي خواهد گذاشت.
    قطعا همين طور است. متاسفانه وقتي پايتان را از ايران بيرون مي گذاريد با اين مساله مواجه مي شويد كه هيچ كس موسيقي ايران را نمي شناسد جز تعدادي از محققان. هنرمندان ايراني نيز در دنيا به همين اندازه غريب هستند، مگر آناني كه با آهنگسازان كشورهاي ديگر همكاري دارند. مساله زماني ابعاد دردناك تري به خود مي گيرد كه به اين مساله توجه داشته باشيم كه موسيقي ما و همچنين كساني كه در اين عرصه فعاليت مي كنند، حتي در داخل ايران هم شناخته شده نيستند. نمي توان اشكالي هم به جواناني وارد دانست كه موسيقي ملل ديگر را بسيار بهتر از موسيقي سرزمين خودشان مي شناسند، چون در اين سال ها نه تنها هيچ تبليغي روي موسيقي سنتي ما انجام نشده است كه جفاهاي بسيار نيز به موسيقي ما وارد شده است. مجموع اين دلايل است كه سبب شده است تا موسيقي ما با تمام قدرتي كه دارد، بسيار مهجورتر از موسيقي ملل ديگر و حتي همسايگان خود باشد. در بسياري از فروشگاه هاي بزرگ موسيقي در دنيا سي دي موسيقي تمام كشورها را مي توان مشاهده كرد مگر موسيقي ايران را و اين جاي تعجب و درد بسيار دارد. بويژه اينكه موسيقي زبان زنده دنياست و نياز به ترجمه ندارد.
    
    شما در تعدادي از آثار خود مثلا«رومي 2» وارد مرزهاي جديدي شده ايد، مثلاتعدادي از قطعات اين آلبوم اشاره هايي به موسيقي هاي مدرن مثلاراك دارد. اين طور نيست؟
    من مشكلي در اين زمينه نمي بينم. ريتم و هيجان عامل بسيار مهمي در زمينه موسيقي است كه متاسفانه در بسياري مواقع در موسيقي ايران به فراموشي سپرده مي شود. اين تصور كه ذات موسيقي اصيل ما غمگين است، تصوري بسيار نادرست است كه بايد در زمينه آن اصلاح شود. به نظر مي رسد كه هم اكنون وقت آن فرا رسيده است كه اهالي موسيقي به دنبال تازه كردن جريانات موسيقي باشند. نمي توان اين مساله را ناديده گرفت كه بخش اعظمي از مخاطبان موسيقي به دنبال ريتم هستند و به همين خاطر است كه تيراژ آلبوم هاي موسيقي پاپ در بسياري مواقع از موسيقي سنتي ما بالاتر است. به همين خاطر است كه مي گويم بايد در اين زمينه فعاليت هايي انجام داد تا موسيقي اصيل ايران بتواند همپا با جريانات روز پيش برود و در اين زمينه فعاليت هايي انجام گيرد.
    نمي خواهم از نردبان ديگران بالابروم / گفت وگو با سينا سرلك به بهانه اجراي كنسرت با همراهي گروه اينك
    


 روزنامه اعتماد، شماره 2281 به تاريخ 18/7/90، صفحه 6 (موسيقي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 694 بار
    



آثار ديگري از "ميشا طهرانچي"

  در حسرت روزگاران از دست رفته / گفت وگو با بهرام دبيري به بهانه برگزاري نمايشگاهش در گالري جرجاني
ميشا طهرانچي، اعتماد 28/8/90
مشاهده متن    
  ادعاي بزرگي مطرح نكرده ايم / گفت وگو با وحيد شريفيان به بهانه برگزاري نمايشگاه«فراسوي مسير» در گالري هما
ميشا طهرانچي، اعتماد 21/6/90
مشاهده متن    
  مداحي علم مي خواهد / گفت وگو با شهروز حبيبي – مداح – به بهانه فرارسيدن ليالي قدر
ميشا طهرانچي، اعتماد 29/5/90
مشاهده متن    
  اين آثار بازنمايي صرف از واقعيت نيست / گفت وگو با دانا نهداران به بهانه برگزاري نمايشگاه آثارش در« گالري شيرين»
ميشا طهرانچي، اعتماد 10/5/90
مشاهده متن    
  به اين بي مهري ها عادت كرده ام / گفت وگو با كيوان ساكت به بهانه اجراي قطعه اش در افتتاحيه جام جهاني فوتبال زنان
ميشا طهرانچي، اعتماد 1/5/90
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه بازي و اسباب بازي
متن مطالب شماره 63، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است