|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران90/7/18: روايت هاي جنجالي كيارستمي و شاملو از حافظ
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6999
شنبه 27 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 4910 18/7/90 > صفحه 21 (ايران فرهنگي) > متن
 
      


روايت هاي جنجالي كيارستمي و شاملو از حافظ
نقبي به مصححان ديوان حافظ

نويسنده: عليرضا مرادي


    حافظ رند است و رندانه حرف مي زند. او بي مرز شعر سروده، طوري كه هر كسي معنايي از غزل او مي گيرد و به ظن خود حافظ را معرفي مي كند. بزرگان و نامداران بسياري به سمت حافظ رفته اند و به تحقيق و پژوهش درباره او پرداخته اند. در حوزه تصحيح چندين نسخه وجود دارد كه يكي از معتبرترين هاي آن تصحيح قزويني – غني كه توسط محمد قزويني و قاسم غني در سال 1320 به نگارش درآمد. همچنين هوشنگ ابتهاج كه خود شاعري پرآوازه است نيز تصحيحي بر ديوان حافظ انجام داده كه تحسين همگان را برانگيخته است.
    جداي از نگاه كارشناسانه و علمي به حافظ چهره هايي بوده اند كه با شيوه خاص نگاه خود به حافظ جنجال و جدلي ايجاد كرده اند. جنجالي ترين اين موارد «حافظ شاملو» و نيز «حافظ به روايت كيارستمي» هستند.
    شاملو در برخورد با شاعري چون فردوسي نيز بحث و حديث هاي فراواني ايجاد كرد و شيوه نگاه عجيب او به شاهنامه باعث انتقادات زيادي شد او اما آن نگاه را در مواجهه با غزل حافظ نداشت و حافظ را تحسين مي كرد، اين بار طراحي و نگارش خاص او و شكل دادن يك نوع ديوان حافظ باعث شد كه اهالي ادب و حافظ شناسان به او خرده بگيرند.
    شاملو با تفسير خاص خود به سراغ حافظ مي رود، تفسيري كه مخالفت هاي زيادي بر مي انگيزد و منتقدان آن را حرف هاي غيرواقعي مي دانند كه برآمده از ذهن شاملو است نه واقعيت ذهن حافظ. او در مقدمه كتابش مي نويسد:
    «به راستي كي است اين قلندرِ يك لاقباي كفرگو كه در تاريك ترين ادوار سلطه ريا كاران زهد فروش؛در ناهار بازار زاهدنمايان و در عصري كه حتي جلّادان آدمي خوار مغروري چون امير مبارزالدين محمد و پسرش شاه شجاع نيز بنيان حكومت آن چناني خويش را بر حد زدن و خُم شكستن و نهي از منكر و غزوات مذهبي نهاده اند؛يك تنه وعده رستاخيز را انكار مي كند خدا را عاشق و شيطان را عقل مي خواند...»
    بهاء الدين خرمشاهي يكي از حافظ پژوهان برجسته كشور در كتاب «ذهن و زبان حافظ» در انتقاد از شيوه شاملو مي نويسد: «معلوم نيست شاملو در تصحيح يا «روايت» اين ديوان چه روشي را در پيش و چه هدف يا منطقي در سر داشته است. آيا روشش قياسي است؟ انتقادي است؟ التقاطي است؟ و يا ابداعاً روش تازه اي در تصحيح متن حافظ يافته است؟ كه گمان مي كنم چنين حدس اخير صائب تر باشد. بي روشي و آسان گيري شاملو در اين كار، حيرت انگيز است.»
    خرمشاهي سپس نتيجه مي گيرد: «اگر به شيوه شاملو راي خودمان را مبناي سنجش قرار دهيم اين شبهه در ميان خواهد آمد كه ممكن است كه دايه مهربان تر از مادر بشويم و چنان ترتيب و منطقي به ابيات فلان غزل بدهيم كه روح حافظ از آن خبر نداشته باشد.»
    اما يكي از منتقدان جدي «حافظ شاملو» كه مقدمه اين كتاب را بشدت زير سوال برد، شهيد مطهري بود. او تفسير شاملو از اعتقادات حافظ را كاملاً غلط مي دانست. البته شهيد مطهري در هيچ كجاي نقدهاي خود كه در كتاب «تماشاگه راز» منتشر شده نام شاملو را نياورد و به صورت غيرمستقيم او را خطاب قرار داد. او اين كتاب شاملو را براي مصادره كردن نام هاي بزرگ به نفع خط فكري حلقه خود اعلام كرد:
    «ماترياليست هاي ايران اخيراً به تشبثات مضحكي دست زده اند. اين تشبثات بيش از پيش فقر و ضعف اين فلسفه را مي رساند. يكي از تشبثات «تحريف شخصيت ها» است. كوشش دارند از راه تحريف شخصيت هاي مورد احترام، اذهان را متوجه مكتب و فلسفه خود بنمايند. يكي از شاعران به اصطلاح نوپرداز اخيراً ديوان لسان الغيب خواجه شمس الدين حافظ شيرازي را با يك سلسله اصلاحات به چاپ رسانده و مقدمه اي بر آن نوشته است «... من حقيقتاً نمي دانم كه آيا واقعاً اين آقايان نمي فهمند يا خود را به نفهمي مي زنند؟ مقصودم اين است كه آيا اينها نمي فهمند كه حافظ را نمي فهمند و يا مي فهمند كه نمي فهمند ولي خود را به نفهمي مي زنند؟ شناخت مانند حافظ، آن گاه ميسر است كه فرهنگ حافظ را بشناسند و براي شناخت فرهنگ حافظ، لااقل بايد عرفان اسلامي را بشناسند و با زبان اين عرفان گسترده آشنا باشند.عرفان، گذشته از اين كه مانند هر علم ديگر اصطلاحاتي مخصوص به خود دارد، زبانش زبان رمز است.»
    
    
    «حافظ به روايت كيارستمي»
    اما پس از گذشت چند سال از اين اتفاق چهره ديگري كار ذوقي ديگري با ديوان حافظ انجام داد و آن كارگردان مشهور سينماي ايران عباس كيارستمي بود. «حافظ به روايت كيارستمي» باز جنجالي به پا كرد و اهالي فرهنگ و هنر هر كدام موضعي خاص در برابر اين اقدام گرفتند. نكته جالب اين اتفاق حمايت خرمشاهي از كيارستمي بود. خرمشاهي يكي از حافظ شناسان متبحري است كه به قول خود روي حافظ غيرت دارد. او در برابر كار شاملو موضع گرفته بود ولي اين بار نه تنها موضعي نگرفت بلكه مقدمه اي نيز براي آن نوشت: «بنده حافظ پژوه دست كم 200 بار حافظ را خوانده ام. ولي اين بار جداسازي و فاصله گذاري و قاب گيري و برجسته سازي شما بر عادت و انس 50 ساله من با شعر حافظ غلبه كرد.»
    اما منتقدان نه تنها با مقدمه اين حافظ پژوه كهنه كار قانع نشدند، بلكه تيغ انتقادات خود را به سمت خرمشاهي بردند و گفتند كه او در برابر شهرت كيارستمي مرعوب شده كه چنين مقدمه تحسين برانگيزي براي وي نوشته است و اگر كس ديگري اين برخورد را با ديوان حافظ مي كرد، خرمشاهي عكس العمل شديدي از خود نشان مي داد و نام كيارستمي باعث شده كه خرمشاهي اين كار ذوقي را تحسين كند.
    داريوش آشوري، محقق و مترجم يكي از كساني بود كه از حمايت خرمشاهي تعجب كرد. او به بهانه اين كتاب كيارستمي، به «حافظ شاملو» اشاره كرد و در يادداشتي نوشت: «در موردِ شاملو داستانِ «روايت» اين است كه او بي هيچ گونه دانش و تجربه اي در نسخه شناسي و متن شناسي، و تنها با تكيه بر ذوقِ خود، با پيشداوري هايِ ايدئولوژيكي كه فهمِ شاملو پسندي از آن ديوان به او مي بخشيد، «حافظ» اي از آب درآورد كه، به هر حال، «حافظِ شاملو» ست و دچارِ لغزش هايِ گزاف در فهمِ متن و ويرايش.»
    او همچنين به نقد كارشناسانه خرمشاهي به «حافظ شاملو» اشاره كرد و از خرمشاهي به دليل تمجيد زياد از كيارستمي انتقاد و كار اين سينماگر را «حافظ بازي» دانست نه «حافظ به روايت كيارستمي»:
    «امّا آنچه مي تواند جهت نمايي برايِ فهمِ اين تجربه تازه «در كار و بارِ شعر و حافظ پژوهي» باشد، آن عبارتِ نامدار از آرتور رمبو، شاعرِ فرانسوي است كه به فرانسه و فارسي در سرلوحه كتاب آمده است: Il faut etre absolument modern.: «بايد مطلقاً مدرن بود.» اما، چه گونه مي توان در كارِ خوانشِ حافظ «مطلقاً مدرن» بود؟ با اين كه شعر او را تكه - تكه از ديوان اش برداريم و از قالبِ آشنايِ سنتي به درآوريم و به دلخواهِ خود، به صورتِ مكانيكي، بشكنيم و در سه ــ چهار پاره، به سبك شعرِ نو، زيرِ هم بنويسيم؟ اما آن اعتبار و نامي را كه كيارستمي، به خاطرِ هنرِ كمينه گرايش در سينما كسب كرده، آيا مي توان در جايي مانندِ شعرِ حافظ نيز خرج كرد و با چنين كمينه گرايي با آن رفتار كرد؟ به نظرِ من، اگر اين كار را هيچ جدي نگيريم، به عنوانِ بازي و بازيگوشي، البته مي شود. اما نامِ حاصلِ چنين كاري را نمي بايد حافظ گذاشت، اگر من بودم، نامِ اين كتاب را مي گذاشتم «حافظ بازي».
    اديبان و پژوهشگران ديگري نيز وارد گود شدند و انتقادات شديدي به اين كتاب كيارستمي وارد كردند. ادامه اين واكنش ها خرمشاهي را به عقب نشيني واداشت و او اعلام كرد مخالف استفاده از كلمه «روايت» در عنوان كتاب است. او همچنين در پاسخ به اشاره همه منتقدين در برخورد متفاوت او با شاملو و كيارستمي گفت:
    «حافظ شاملو با كاري كه كيارستمي انجام داده متفاوت بود. درواقع حافظ شاملو در برگيرنده نظريات او درباره قرائت شعرهاي حافظ و تصحيح ديوان او بود. ديدگاه شاملو دراين باره گاه بسيار علمي و هنري بود و گاه بسيار غير قابل قبول، اما كار كيارستمي خوانشي ديگرگونه از حافظ بر اساس نسخه هاي معروف است... شاملو ادعا دارد و ادعا مي كند؛ در حالي كه كيارستمي چنين ادعايي ندارد؛ هرچند هر دو هم از «روايت» در عنوان كتاب استفاده كرده اند؛ اما كار كيارستمي يك تغيير ذائقه است و شاملو حتي بدون مبنا، ادعا مي كند تصحيح كرده است و از طرفي آمده بسياري از ابيات درخشان حافظ را حذف كرده و شعرهاي بد را گذاشته است و از طرفي بيش از ۴۰ غزل درخشان حافظ را در اين انتخاب هايش نياورده است. از اين منظر كه نگاه مي كنيم، مي بينيم كار شاملو قابل دفاع نيست. البته او شاعر بزرگي بود؛ اما در اين زمينه حرفي براي گفتن نداشت.»
    حتي با بيشتر شدن انتقادات كيارستمي از موضع خود كوتاه نيامد و گفت اين روند را درباره شعر شاعراني چون سعدي نيز انجام خواهد داد هر چند هنوز خبري از چاپ اين كتاب در دست نيست. شايد اين كتاب به سرنوشت كتابي كه شاملو وعده داده بود در آن پاسخ نقدها به «حافظ شاملو» را خواهد داد، منجر شد. آن كتاب شاملو هيچ وقت منتشر نشد.
    البته بايد متذكر شد كه اين دو كتاب موافقاني نيز داشت كه شايد سرشناس ترين آنها آيدين آغداشلو بود كه اعتقاد داشت:
    «عباس كيارستمي ديوان حافظ شيرازي را ورق زده و هر مصراعي را كه دوست داشته تقطيع كرده و در يك صفحه آورده است- و همين. الباقي هم پيله كردن به اوست و تعصب ورزيدن. احمد شاملو هم سال ها پيش ديوان حافظ را ويراستاري كرد و برابر دلخواهش فاصله و نقطه و ويرگول گذاشت در هر جا كه لازم ديد و پيشنهاد كرد كه شعر اگر اين طور خوانده شود بهتر است...
    حالا، به يمن كار عظيم محققين معتبر، بدنه اصلي ديوان حافظ را به مثابه يكي از درخشان ترين و ماندگارترين ميراث هاي تاريخ فرهنگ جهان در اختيار داريم و به همين خاطر، اهل نظر و خلاقيت مي توانند از آن بهره و شكل لازم را اخذ و دستمايه كار خود كنند. هيچ عيبي هم ندارد. مگر با «هملت» ويليام شكسپير چنين نكردند؟»
    جداي از هر اعتقاد و شيوه ديدي كه در هر كسي درباره حافظ وجود دارد اين اتفاقات يك پيام بسيار مهم دارد و آن اين كه حافظ هنوز زنده است و غزل او چنان جاودانه است كه در عصر معاصرنيز هنرمندان نمي توانند بي تفاوت از كنار آن بگذرند. اين رمز غزل حافظ است كه مخاطبانش به هيچ وجه يكرنگ نيستند و تفكرات گوناگوني به آن ارادت دارند.
    تمام اين جنجال ها و جدل ها يعني اين كه حافظ هنوز زنده است.
    
    روايت هاي جنجالي كيارستمي و شاملو از حافظ / نقبي به مصححان ديوان حافظ
    


 روزنامه ايران، شماره 4910 به تاريخ 18/7/90، صفحه 21 (ايران فرهنگي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1589 بار
    



آثار ديگري از "عليرضا مرادي"

  ملودرام ايرانيزه شده / درباره «بيگانه» ساخته بهرام توكلي
عليرضا مرادي، ايران 24/9/93
مشاهده متن    
  شعرهاي گمشده در جنوب پايتخت / گلايه هاي بهمن بزرگي نوشهري، شاعر پيشكسوت
عليرضا مرادي، جام جم 30/2/93
مشاهده متن    
  حال و هواي پرطراوت فخرالديني روي صحنه / گزارشي از بازگشت رهبر اركستر ملي ايران به عرصه موسيقي
عليرضا مرادي، ايران 15/12/92
مشاهده متن    
  مصائب سينماي اپيزوديك
عليرضا مرادي، ايران 1/12/92
مشاهده متن    
  فيلم خوب اقتباسي / نگاهي به فيلم «بيگانه» تازه ترين ساخته بهرام توكلي
عليرضا مرادي، ايران 20/11/92
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
دو هفته نامه موفقيت
متن مطالب شماره 389، نيمه دوم بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است