|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق90/8/8: گفت وگو با سينا سرلك، خواننده:اعتقادي به خواننده سالاري ندارم
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3365
چهار شنبه 24 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1381 8/8/90 > صفحه 12 (موسيقي) > متن
 
      


گفت وگو با سينا سرلك، خواننده:اعتقادي به خواننده سالاري ندارم


نويسنده: مرجان صائبي


    محمدرضا شجريان، شاگردان زيادي را به جامعه موسيقي معرفي كرد. بدون شك يكي از آنها سينا سرلك، خواننده 29ساله بختياري است كه كار خوانندگي را از سنين كودكي آغاز كرد و در هفت سالگي در سريال «شاخه طوبي» ترانه محلي خواند. وي نواختن تنبك را زيرنظر استاداني چون حسن جزايي و جمشيد محبي فرا گرفت و پس از آن به مدت شش سال زير نظر ناصر فرهنگ فر فعاليت خود را ادامه داد. سينا سرلك مدتي هم نزد كيوان ساكت به فراگيري تار مشغول بود و سرانجام بعد از مدتي از طرف قربان سليماني به استاد محمدرضا شجريان معرفي شد. او تا به حال 12 آلبوم موسيقي وارد بازار كرده است از اين ميان مي توان به پريچهره فرزند ايران و رومي و رومي2 اشاره كرد. بهانه گفت وگوي ما با او كنسرت اخيرشان در تالار وحدت بود به همراهي گروه اينك و آهنگسازي آقاي حامد فكوري.
    
     زماني از استاد محمدرضا شجريان سوال كردند به كدام يك از شاگردان شان بيشتر از همه اميدوار هستند؟ استاد جواب دادند: سينا سرلك. پاسخ استاد چه تاثيري در روند حرفه اي كار شما داشت؟
    استاد شجريان اسطوره آواز ايراني هستند. اين پاسخ از لطف استاد به من است. من هميشه خودم را مديون محبت هاي ايشان مي دانم و تا آخر عمر هنرجوي استاد هستم. ايشان بسيار بدون تعارف و رك هستند و بي مورد از كسي تعريف يا انتقاد نمي كنند. طي دوره اي كه من در خدمت ايشان مشغول فراگيري تكنيك ها، رديف ها و گوشه هاي آوازي بودم، هميشه تمرينات را درست انجام مي دادم و كارم مورد تاييد استاد بود. وقتي كسي مثل استاد شجريان از كسي نام مي برند به نظر من بار سنگيني از مسووليت روي دوش شخص قرار مي گيرد. هميشه روي كارهايشان براي من جملاتي نظير اميدوارم بار امانت را خوب بر عهده بگيري و جملاتي ديگري با همين مضمون نوشته اند و من آنها را به عنوان افتخارات زندگي ام نگه داشته ام. وظيفه خيلي سنگين مي شود، اما شرايط هم خيلي مهم است. هرچقدر تلاش كنيد اما اگر شانس با شما يار نباشد به حق هايي كه بايد برسيد نمي رسيد. حالايا مي توان گفت شانس يا سلسله اتفاقاتي كه در جامعه ما رخ مي دهد از جمله تبعيض ها و تفاوتي هايي كه بين هنرمندان قايل مي شوند. مثلاگروهي ممكن است هنرمندي را ساپورت كنند كه از لحاظ بار هنري و تكنيكي در سطح بالايي نباشد. رسانه اي مثل تلويزيون كه مي توان گفت فراگيرترين رسانه كشور است در معرفي هنرمندان به جامعه خيلي موثر است. ما شاهد اين هستيم كه خوانندگاني در شبكه هاي مختلف سينما برنامه اجرا مي كنند و بارها كارشان در مراسم هاي مختلف پخش مي شود و عكس شان هر روز در روزنامه هاست در صورتي كه كارشان بار هنري ندارد و به اندازه ما زحمت نكشيده اند اما افراد خاصي آنها را ساپورت مي كنند. حالاسرمايه داران هستند يا اسپانسرها يا از طريق ارتباطاتي كه خودشان يا خانواده شان با كساني دارند كه دست و بال شان باز است و مي توانند اين سياست گذاري ها را انجام دهند. من تا به حال با هيچ باند و گروهي نه ارتباط داشته ام و نه از چنين روابطي استفاده كرده ام و با توجه به پشتوانه ام كه استاد شجريان هستند، كارهاي شاخصي در موسيقي انجام داده ام. من 12 آلبوم رسمي در بازار موسيقي اين كشور دارم، كه همه آنها مورد تاييد استادان هستند و مردم هم آنها را دوست دارند. اما از لحاظ ماركتينگ، باند بازي هاي وجود دارد كه من هيچ وقت در آنها قرار نگرفتم. البته ناراضي نيستم، فقط گلايه من از اين است كه كساني كه در يك جامعه زحمت مي كشند و گرد آن راه را مي خورند بايد از طريق سيستمي كه در هر كشوري وجود دارد به حق واقعي خودشان برسند. متاسفانه در اينجا اصلابه هنرمندان واقعي توجهي نمي شود.
    
     بخشي از اين داستان به همان ماركتينگ كه فرموديد برمي گردد و ربطي به زدوبندها ندارد و بستگي به سليقه سرمايه گذاران دارد چون سرمايه گذاران معمولاهنرمند نيستند، درك صحيحي از هنر ندارند...
    خب مثلادر تلويزيون هم بايد شخصي باشد كه دستور بدهد هر روز يك خواننده برنامه اجرا كند...
    
     در اين شكي نيست كه رسانه ملي بايد هنر و موسيقي اصيل البته نه به معناي صرفا سنتي را معرفي كند...
    بله، اما متاسفانه اين مشكل وجود دارد و خيلي بد است كه در دوره اي كه شما زندگي مي كنيد، اين امكان رشد براي شما وجود نداشته باشد.
    من تمام عمرم را از سنين كودكي تا به حال روي اين هنر گذاشته ام، به طبع هنرمند زماني پاسخ زحماتش را مي گيرد كه اكثريت مردم جامعه، او را بشناسند و دوستش داشته باشند و با او در ارتباط باشند. وقتي در بين جمعيت 70 ميليوني فقط تعداد كمي يك هنرمند را بشناسند؛ يعني سيستم موسيقي اين سرزمين دچار ضعف است.
    
    ايرج بسطامي با آن هنر و قدرت زماني در بين ما بود و خيلي ها او را نمي شناختند وقتي از دنيا رفت همه افتادند به دنبال شناخت ايشان، كه حالاسي دي هايش را بخرند. اين مرده پرستي ايراني ها خصلت خيلي بدي است. ما بايد تا زماني كه زنده هستيم از جايگاه و محبوبيت و زحمات مان لذت ببريم و قدر هم را بدانيم وگرنه وقتي از اين دنيا برويم و حضور نداشته باشيم، چه فايده اي دارد؟
    اما اين روزها كساني به شهرت مي رسند كه نه تنها من بلكه خيلي ها از اين اتفاق متعجب مي شوند زيرا سطح كارهايشان اصلابه مقدار محبوبيت و شهرت شان نيست.
    
     يك بحث ديگر، اين است كه چون در صداوسيما ساز و نوازنده را نشان نمي دهند، آنها هميشه مهجور واقع مي شوند كه در مورد خواننده اين ايراد واقعا به صداوسيما وارد است...
    كساني هستند كه فعاليت موسيقي دارند و كارهايشان از شبكه هاي ماهواره اي پخش مي شود و مردم آنها را بيشتر از ما كه در اين مملكت براي موسيقي اينقدر زحمت كشيده ايم، مي شناسند. اگر مردم، هنرمند را نشناسند او با چه دل گرمي كار هنري كند. بزرگ ترين جواب هنرمند اين است كه مردم او را بشناسند و به او محبت كنند، چون هنرمند روحيه لطيفي دارد، حساس است و بايد در تعامل با مردم باشد. ما كه مردم را دوست داريم، اما مردم كه اصلاما را نمي شناسند، اين تقصير آنها نيست بلكه اين ضعف مديريت، در مورد معرفي هنرمندان به جامعه است. آقايان حامد فكوري، شاه حسيني، باطني، نويد دهقان، مديا فرج نژاد و جوان هاي ديگري كه به طور جدي مشغول فعاليت هستند، خواننده اي مثل من كارهاي شان را مي خواند و به جامعه معرفي مي شوند اما مردم اصلاآهنگسازان را نمي شناسند كه هيچ دليلي موجهي براي اين مساله وجود ندارد.
    
     حالابا شرايطي كه فرموديد- كساني كه كارشان بار هنري ندارد اما از طريق شبكه هاي ماهواره اي با تبليغات معروف شده اند- مي خواستم بدانم با توجه به اينكه شما يك خواننده سنتي هستيد اما از نسل جوان، براي جذب جوان ترها به موسيقي سنتي چه كارهايي انجام داده ايد؟
    
    همان طور كه گفتم ماركتينگ خيلي مهم است. در آلبوم پريچهره، آهنگ پريچهره ساخته پيمان خازني و كاري است كه خيلي از دخترها و پسرهاي جوان آن، را دوست دارند و به من گفته اند كه در فهرست آهنگ هاي موردعلاقه شان است. يا مثلاآشفته گيسو ساخته مهدي باطني با اين شعر آشفته گيسو بردي قرارم بر شانه غم سر مي گذارم /مضمون شعر اين آهنگ عاشقانه است و بيانگر احساسي است كه بين تمام انسان ها ممكن است اتفاق بيفتد. هم در شعر و هم در موسيقي ما، هميشه صحبت از عشق و عرفان و ارادت انسان ها به يكديگر بوده است.
    
     يعني شما براي برقراري ارتباط با جوان ها سعي كرده ايد از اشعار عاشقانه استفاده كنيد؟
    شعري كه براي آهنگ انتخاب مي شود بايد با روحيه و ذات انسان ها همسان باشد. وقتي شعر بر دل مردم بنشيند به طبع اگر موسيقي هم براي آن شعر درست انتخاب شود، اين مجموعه مي تواند تاثيرگذار باشد. حالااين دوره عاشقي را مسن ترها در سنين جواني داشته اند و جوان ترها هم در حال حاضر. پس نسل هاي مختلفي مي توانند با اين آهنگ ارتباط برقرار كنند. اگر همين آهنگ پريچهره را 50 بار از تلويزيون پخش كنند، مي بينيد كه مي تواند طيف وسيعي از مخاطبان را جذب كند اما وقتي كار را نمي شنوند، به طبع نمي توانند با آن ارتباط برقرار كنند و كار را دوست داشته باشند.
     پس به نظر شما عدم برقراري ارتباط با آهنگ هاي سنتي در ميان جوانان به خاطر اين است كه كارها را نمي شنوند، نه به علت نوع و سبك اجراي آهنگ... بله، كارها شنيده نمي شود. مثلادر آلبوم بيگاه آهنگ
    «به فردا» ساخته نويد دهقان يك آهنگ بسيار زيباست با يك شعر اجتماعي. يا آلبوم رومي2، يك كار تلفيقي بود از موسيقي سنتي و كلاسيك كه در آن آلبوم آهنگ هواي عاشقي و زهي عشق مولانا خيلي طرفدار دارد. اين آهنگ ها به سبك هاي جديدي اجرا شده با سازبندي هاي مختلف مثل درام، سازدهني، گيتار و پيانو. اين آهنگ ها بايد به گوش مردم برسد. وقتي اين موسيقي همه گير شود، حتما بازتاب بهتري خواهد داشت. به نظر من براي هنرمنداني كه در اين عرصه جدي كار مي كنند و هرچند وقت يك بار آلبوم جديدي وارد بازار مي كند بايد مراسمي بگذارند براي رونمايي كار جديد و از مردم براي شنيدن كار جديد هنرمند دعوت كند. مركز بتهون كار زيبايي انجام داد، آقاي چمن آرا طي مراسمي از آلبوم فرزند ايران رونمايي كردند، اين كار تاثيرگذار بود و آلبوم فرزند ايران خيلي سروصدا به پا كرد. خانم بهاره رهنما و علي دهكردي راجع به آن نوشتند و در خانواده موسيقي خيلي از هنرمندان از جمله استاد شجريان كار را تاييد كردند.
    
    ولي ماركتينگ كار را بايد سيستم موسيقي انجام دهد. آقايان چمن آرا، حميد اسفندياري مسوول آواي باربد يا آقايان سعيدي مسوولان شركت هفت اقليم، تا يك حدي مي توانند ماركتينگ اين كار را انجام دهند.
    من فكر مي كنم بزرگ ترين خيانت را فروشگاه هاي موسيقي، به موسيقي اصيل اين سرزمين مي كنند. تمام موسيقي هاي سطح پايين و نازل را جلو ديد مردم مي گذارند و موسيقي هاي خوب را لاي قفسه ها تا كسي نبيند. من بارها وارد فروشگاه هاي موسيقي شدم و ديدم كارهايم را جايي گذاشته اند كه هيچ كس نمي بيند.
    
     به سوال اولم برمي گردم. اينكه شما شاگرد استاد شجريان هستيد، رويكردي مثبت به اين مساله است. اما در حال حاضر كساني هم كه شاگرد استاد نيستيد به نحوي تحت سيطره سبك خواندن ايشان قرار دارند. شما به عنوان شاگرد استاد، نگران نبوديد خواندن تان تحت تاثير استاد باشد.
    هم كارشناسان موسيقي و هم كساني كه خيلي حرفه اي پيگير موسيقي نيستند، مي توانند تشخيص دهند كه در نوع استفاده از تكنيك صدايي، چه خواننده اي آن سبك و شيوه را درست اجرا مي كند. من شيوه استاد شجريان را طبق همان چيزي كه فرمودند مي خوانم. هيچ كدام از خواننده هاي ديگري كه فرموديد شبيه به استاد مي خوانند، تكنيك شان دقيق مثل استاد نيست. اين را همه مي دانند شايد جاهايي صدايشان را شبيه استاد كنند، اما در استفاده از ادوات تحريري و تكنيك ها و گردش ها اصلابه استاد شبيه نيستند.
    
     آيا به نظر شما اينكه شبيه استاد بخوانيد، خوب است؟
    نه، خوب نيست. من هيچ وقت سعي نمي كنم شبيه استاد بخوانم. شايد در جاهايي به دليل استمرار و تمرين و استفاده از تكنيك هايشان، شيوه من شبيه استاد شود، اما هيچ وقت سعي نكردم صدايم در آن قالب باشد. صداي استاد با دل و روح مردم عجين است. مردم از اصل آن صدا برخوردارند. به كپي آن صدا نيازي نيست، اشتباهي كه اكثر خوانندگان انجام مي دهند و دچار اين سردرگمي هستند. شما اگر اصل مدرك تان را جايي نشان دهيد، قبول مي كنند اما اگر كپي مدرك را ببريد، قبول نمي كنند و مي گويند اين كپي حداقل بايد يك مهر برابر اصل داشته باشد كه تازه ما قبول كنيم اين كپي آن مدرك اصل است در خوانندگي هم به همين صورت است، وقتي اصل وجود دارد ديگر نيازي به كپي نيست.
    
     چه چيزي باعث مي شود كه شما در عين رعايت شيوه هاي آوازي بتوانيد سينا سرلك هم باقي بمانيد؟
    سال هاست كه من شيوه خودم را پيدا كرده ام و از تقليد خارج شده ام.
    
     از چه زماني اين اتفاق افتاد؟
    از اولين آلبوم، من سبك خودم را داشته ام زيرا فكر مي كنم تقليد از استادي كه با او زندگي مي كني، خيلي جسارت مي خواهد. استاد شجريان مي گويند، تقليد براي يادگيري در دوره آموزش لازم است ولي بعد از آن هنرجو بايد شخصيت صدايي خودش را پيدا كند پس اگر ما سعي كنيم در ادامه راه باز هم شبيه خواني كنيم در واقع به حرف استاد حرمت نگذاشتيم.
    
     از همكاري تان با گروه اينك بگوييد...
    از همان ابتدا كه اين گروه تشكيل شد، آقاي فكوري با من صحبت كردند و قبل از هر چيز شخصيت و انسانيت ايشان باعث شد من به دعوت شان با تمام وجود پاسخ مثبت بدهم چون فكر مي كنم شخصيت و انسان بودن مهم ترين خصلت يك هنرمند است و ايشان بسيار براي اين گروه زحمت كشيده اند. كارهايي كه ساختند به قلب و روح مردم نزديك است. اميدوارم اين همكاري ادامه دار باشد و تمام سعي ما، اين است كه كار اين گروه به چند كنسرت ختم نشود و پايدار بماند.
    گفت وگو با سينا سرلك، خواننده:اعتقادي به خواننده سالاري ندارم
    


 روزنامه شرق، شماره 1381 به تاريخ 8/8/90، صفحه 12 (موسيقي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 769 بار
    



آثار ديگري از "مرجان صائبي"

  از طرح هاي سينمايي بابك زنجاني تا ابهام در منابع مالي <شهرزاد> / گزارش «ايران» از اعتراض ها به ورود «پول هاي مشكوك» به سينما و شبكه نمايش خانگي
مرجان صائبي، ايران 15/9/95
مشاهده متن    
  موسيقي در افغانستان سانسور نمي شود / گفت و گو با مسعود حسن زاده خواننده، نوازنده و ترانه سراي گروه موسيقي مورچه ها
مرجان صائبي، شرق 23/4/95
مشاهده متن    
  موج سواري با نامه اي منتسب به «حبيب»
مرجان صائبي، شرق 31/3/95
مشاهده متن    
  فرزند فروغ بودن / گفت وگو با كاميار شاپور
مرجان صائبي، شرق 22/2/95
مشاهده متن    
  موسيقي شهري مي سازم نه تلفيقي / گفت وگو با «رامين بهنا»، آغازگر جريان موسوم به تلفيقي
مرجان صائبي، شرق 8/2/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه ايران پاك
متن مطالب شماره 132، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است