|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق90/8/11: تحصن در سنا
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1384 11/8/90 > صفحه 11 (تاريخ) > متن
 
      


تحصن در سنا
جبهه ملي و تداوم مشروطه خواهي

نويسنده: ضياء مصباح

در تير ماه 1339 شاه انتخابات دوره بيستم مجلس شوراي ملي را آزاد اعلام كرده و نخست وزير وقت «دكتر اقبال» با ياد كردن سوگند «به شرف مادر» بر آزادي انتخابات تاكيد کرد.
    «اللهيار صالح» دبيركل حزب ايران كه از مفاد جرايد و مجلات انگليسي دريافته بود كه شاه از اين بابت زير فشار آمريكاست و تعديل ديكتاتوري مورد نظر است، ضمن اعلاميه اي، خود را نامزد انتخابات كاشان اعلام کرد و از همگان براي حصول آزادي انتخابات ياري خواست و عده اي از مليون را نيز براي مذاكره در پيرامون اين موضوع و لزوم پيگيري به خانه خود فراخواند كه افراد زير از دعوت شدگان بودند: محمد نريمان، باقر كاظمي، دكتر غلامحسين صديقي، مهندس احمد رضوي، مهندس مهدي بازرگان، علي اشرف منوچهري، دكتر مهدي آذر، دكتر كريم سنجاني، اصغر پارسا، دكتر شاپور بختيار، علي شهيدزاده، دكترمحمد علي خنجي، حسن نزيه، جلال غني زاده، نصرت الله اميني، محمد علي كشاورز صدر، اديب برومند و... در اين گردهمايي به تفصيل راجع به انتخابات و اهميت آن در سرنوشت ملت سخن گفته شد و با تاييد نامزدي اللهيار صالح، قرار شد در تهران و شهرستان ها هم، به شرط تحقق آزادي، كسان ديگري هم از جبهه ملي نامزد نمايندگي شوند. مردم كاشان كه دلبستگي خاصي به نمايندگي صالح داشتند، تصميم گرفتند به هر قيمت كه شده از وي پشتيباني و هر كس به رقابت او برخيزد، به طور اصولي با او رقابت كنند، از اين رو محلي را در كاشان به عنوان ستاد انتخاباتي «صالح» در اختيار گرفتند و از بام تا شام در آن خانه براي «صالح» برنامه هاي مبارزات، تنظيم و با سخنراني ها و تشكيل جلسات براي او تبليغ مي نمودند. چون مردم كاشان، دور بودن «صالح» را از كاشان و ماندنش را در تهران مصلحت نمي دانستند، چند تن را به نمايندگي خود به تهران فرستادند، تا صالح را با خود به آنجا ببرند، ولي صالح پيش از رفتن به كاشان به دعوت شدگان منزل خود سفارش كرد كه جلسه مذاكرات را ادامه دهند و با صدور بيانيه و سخنراني در مجامع، موضوع تاكيد بر آزادي انتخابات را پي گيرند.
    به اين ترتيب بعد از آن، جلسات در خانه «امير تيمور كلاني» تشكيل مي شد و چون اوضاع قدري مساعد به نظر مي رسيد، در دو جلسه بعد نسبت به زيان هاي ناشي از عملكرد هاي خلاف قانون اساسي بحث شد و حاضران مجلس گفتند: اين جمع نه تنها براي آزادي انتخابات بايد تاكيد ورزند، بلكه به منظور استيفاي حقوق ملت ايران در كليه آزادي هاي مطرح در قانون اساسي بايد به مبارزه برخيزند. در سومين جلسه سخن از نام گذاري اين جمعيت به ميان آمد و نام هايي عنوان گرديد كه پذيرفته نشد تا بالاخره «دكتر سنجابي» نام «جبهه ملي» را براي ادامه فعاليت هاي سابق اين جبهه پيشنهاد كرد كه به اتفاق آرا به تصويب رسيد. در جلسه بعد عده حاضر بنيان گذار و اعضاي شوراي مركزي جبهه ملي شناخته شدند و روانشاد «باقر كاظمي» به رياست اين شورا برگزيده شد.
    نخستين حركت سياسي جبهه ملي، پس از تشكيل اولين جلسه رسمي و اعلام موجوديت به وسيله اعلاميه، انتخاب تني چند از اعضاي شورا براي تهيه و تنظيم اساسنامه و ارسال نامه اي به وزارت كشور بود كه به موجب آن نسبت به گزينش اعضاي هيات نظارت انجمن هاي اصلي و فرعي، اعتراض و تقاضاي تجديد نظر در آن شده بود و چند نفر از اعضاي شوراي مركزي مامور بردن نامه به همراهي عده اي از بازاريان و پيشه وران شدند. در اساسنامه جبهه ملي، هدف هاي سياسي جبهه، ترتيب افزودن شخصيت هاي ديگر به شورا، تشكيل كميته هاي استان، شهرستان تهران، سازمان هاي وابسته به آن و موضوع هاي ديگر مشخص شد و در جلسات متعدد، ماده به ماده و فصل به فصل مورد بحث قرار گرفته، تصويب شد و بعد از آن هدف جبهه كه در هر اعلاميه ذكر مي شد، اين بود كه: «استقرار حكومت قانوني، هدف جبهه ملي ايران است. از جمله برنامه هاي عملي، از آن پس از سخنراني در خانه هاي هواداران جبهه درباره انتخابات و تحصيل آزادي هاي فردي بود كه به وسيله اعضاي شورا انجام مي گرفت».
    در مرداد همان سال 1339 جبهه ملي دوبار در باشگاه موقت خود واقع در خيابان فخر آباد اقدام به دادن ميتينگ 15 تا 30 هزار نفري كرد و اعتراضات خود را از اوضاع جاري به گوش ملت ايران و محافل جهاني رسانيد.
    چون اوضاع انتخابات دوره بيستم، در حالي كه حتي رقابت بين دو حزب ساختگي شاه يعني حزب «مليون» و «مردم» به رهبري منوچهر اقبال و اسدالله علم، هم آزاد نبود و دخالت هاي عملي ساواك و پريشان گويي شاه، برعكس وعده هاي صريح او درباره آزادي انتخابات، وضع نمايندگي را به شكل بسيار زننده و فضاحت آميز در آورده بود، شاه تحت تاثير عواملي كه نداي فرمايشي بودن انتخابات را به گوش جهانيان مي رسانيد، ناچار فرمان ابطال نتايج آن را صادر كرد. بعد از آن نخست وزير مجبور به استعفا شد و مهندس جعفر شريف امامي به رياست دولت منصوب شد. در گيرو دار انتخاباتي كه به ابطال انجاميد، نامزدهاي جبهه ملي به استثناي كاشان، در هيچ كدام از شهرستان ها اجازه فعاليت نيافتند و دونفر از آنان مرحوم دكتر عبدالرحمن برومند و آقاي دكتر پرويز دبيري را كه در اصفهان به فعاليت انتخاباتي مشغول شده بودند، ساواك به تهران فرستاد و در قزل قلعه زنداني كرد.
    پس از نخست وزير شدن «شريف امامي» انتخابات زمستاني در آن سال تجديد شد و بر خلاف انتظارعموم باز هم رسوايي بيشتري در اين امر حياتي به ظهور رسيد و معلوم شد ابطال انتخابات تابستاني يك صحنه سازي مبتذل و مسخره اي بيش نبوده. شريف امامي در اين مورد مي گويد: من از مقامات بالاخواسته ام كه دست كم بين سرسپردگان دربار، انتخابات آزاد و بي طرفانه باشد و آن هم پذيرفته نشده و گفته اند بايد كسي انتخاب شود كه نامش در «ليست» قرار دارد. در يكي از جلسات مهرماه 39، اعضاي شوراي مركزي جبهه ملي تصميم گرفتند كه به منظور اعتراض نسبت به چگونگي برگزاري انتخابات، در مجلس سنا متحصن شوند، براي اين كار قرار شد چند نفر براي تحصن به «سنا» بروند و بقيه در بيرون بمانند و برنامه ها و ميتينگ هاي جبهه را اداره كنند، عده اي كه مقرر شد در تحصن شركت كنند عبارت بودند از: باقر كاظمي، دكتر غلامحسين صديقي، مهندس مهدي بازرگان، محمدرضا اقبال كرمانشاهي، مهندس كاظم حسيبي، دكتر عبدالحسين اردلان، مهندس عبدالحسين خليلي، اصغر پارسا، سيد محمدعلي كشاورزصدر، جلال غني زاده، نصرت الله اميني و اديب برومند.
    اين عده در سالن كتابخانه سنا و در اتاق مجاور آن مستقر شدند و چند ساعت بعد صدرالاشراف «محسن صدر» كه رييس مجلس سنا بود، به ديدن بست نشينان آمد و غرض از تحصن را پرسيد كه اين موضوع به وسيله روانشاد باقر كاظمي به آگاهي صدرالاشراف و در بيانيه اي به آگاهي هم ميهنان رسيد.
    مفاد اعلاميه اين بود:
    چون آزادي هاي ياد شده در قانون اساسي به كلي زيرپا گذاشته شده و انتخابات مجلس پس از يك بار ابطال بار ديگر به گونه دستوري در پيش است و به دست ساواك و بي اعتنا به جنب وجوش ملت، انجام مي يابد، اعضاي شوراي جبهه ملي در عالي ترين مرجع قانون گذاري متحصن شده اعتراض خود را به سمع هموطنان و قانون گذاران مي رسانيم و رفع اين قانون شكني را خواستاريم. رييس سنا گفت: اين موضوع را بايد به عرض برسانيم و منتظر نتيجه بمانيم. روز بعد از تحصن روانشاد سيد حسن تقي زاده «سناتور وقت» به ديدن متحصنان آمد، قبل از آن روز چند جزوه از سخنراني «تقي زاده» كه در باشگاه مهرگان ايراد كرده و مجاهدت خود را در طليعه عصر مشروطه خواهي و فداكاري مشروطه طلبان به تفصيل شرح داده بود، دست به دست مي گشت و خوانده مي شد.
    تقي زاده پس از تعارفات معمول آغاز سخن كرد و با در نظر گرفتن اوضاع سياسي روز و تصميماتي كه براي امور كشور ايران در نظر گرفته شده گفت: اين گونه تحريك و تحرك فايده اي ندارد و خطر كردن آقايان ممكن است پيامدهاي خوبي نداشته باشد. پس از تقي زاده، دكتر صديقي با لحن تند و با منطقي گويا و استوار به گفته هاي تقي زاده اعتراض كرد و با در دست داشتن رساله سخنراني تقي زاده گفت: اگر چنين است كه مي گوييد، پس آن همه فداكاري شما و هم پيمانان شما در انقلاب مشروطه براي چه بوده است، آن وقت ندانستيد كه ايرادها فايده دارد يا ندارد؟ چرا شما كه در جواني آن گونه نظرات مثبت نسبت به مبارزات ملي داشتيد، امروز با چنين لحن سرد و نوميدانه نسبت به اين گونه اقدامات سخن مي گوييد «لم تقولون ما لاتفعلون» به چه جهت به جاي تحسين از چنين مجاهدات و هماهنگي با ما نظر مخالف اظهار مي داريد؟! سخن گفتن زنده ياد دكتر صديقي به قدري موثر و منطقي بود كه تقي زاده را در هاله اي از شرمندگي و خاموشي قرار داد و خداحافظي كرد و رفت. در همان روز عده اي از خبرنگاران داخلي و خارجي براي استفسار از موضوع تحصن و شناسايي بست نشينان به دفتر «سنا» آمدند و «كشاورز صدر» سخنگوي جبهه ملي با آنان ملاقات كرد و علت تحصن و اسامي متحصنان را كه از اعضاي شوراي جبهه ملي بودند به اطلاع شان رسانيد كه خبر آن در داخل و خارج كشور منعكس شد. سومين روز از تحصن روانشاد «آيت الله سيد محمود طالقاني» و «مرحوم شمشيري» با دو، سه نفر از بازاريان به ديدن آمدند. طالقاني موضوع راهپيمايي دانشجويان و دانش آموزان برخي از دبيرستان ها و برخورد خود با ماموران انتظامي را شرح داد و شمشيري نيمه تعطيل شدن بازار را به حمايت از متحصنان گزارش كرد و اينان با اظهار اميدواري از نتيجه بخش بودن اين تحصن رفتند. در روز چهارم تحصن، تلفن ها قطع و درهاي سالن بسته شد و پشت هر در يك سرباز مسلح، براي منع خروج و ورود ايستاد و يك سرهنگ ارتش نيز به مراقبت مامور شد. ديگر كسي غير از تقي زاده و علي اصغر حكمت نتوانستند به آنجا بيايند. سناتور ها هم هيچ يك نيامدند. در اوايل بهمن كه هيجانات عمومي در تهران براي اعتراض به شيوه رفتار حكومت بالاگرفته بود، دانشجويان دانشگاه از باب حمايت از متحصنان اعتصاب كردند و اين اعتصاب هم منجر به زنداني شدن آنان در محوطه دانشگاه شد به گونه اي كه دور تا دور دانشگاه به وسيله پليس و نظامي ها محاصره شد و هيچ كس نمي توانست از دانشگاه بيرون بيايد. اعتصاب دانشگاهي ها تا نيمه شب ادامه داشت و خانواده ها نگران فرزندان خود بودند، آن روز هنگام ظهر وقتي مردم شنيدند كه دانشجويان در دانشگاه زنداني شده و نمي توانند بيرون آيند، از لابه لاي نرده ها مواد خوراكي به آنان مي رسانيدند و مخصوصا زنده ياد شمشيري دستور داد تعداد زيادي چلوكباب از مغازه خود براي دانشگاهيان بياورند و به همين جرم روز بعد از اعتصاب از طرف ساواك زنداني شد.
    چون عدم خروج دانشجويان از دانشگاه به درازا كشيد و موجب نگراني خانواده ها شد، روانشاد دكتر كريم سنجابي رييس هيات اجراييه كه در تحصن نبود به دكتر شاپور بختيار دستور داد كه به دانشگاه رفته و به نام جبهه ملي از دانشجويان تقاضا كند كه اعتصاب خود را بشكنند و پس از آن بود كه درهاي دانشگاه براي خروج دانشجويان باز شد. ناگفته نماند كه بين سال 1339 تا 1343 اكثر دانشجويان عضويت جبهه ملي را پذيرفته و نام نويسي كرده بودند. يك روز بعد از اين رويدادها مرحوم تقي زاده و علي اصغر حكمت به ديدن اعتصاب كنندگان آمدند. تقي زاده كه تاثير تحصن سران جبهه ملي را در تهران و تعطيلي بازار و اعتصاب دانشگاه را شنيده و سوءتاثير گفته هاي خود را در نخستين ملاقات دريافته بود، به پوزش خواهي پرداخت و گفت: معلوم مي شود مزاج مردم و جوانان براي جنبش هايي از اين قبيل آمادگي دارد و جاي نوميدي نيست. علي اصغر حكمت هم كه از دست شاه ناخرسند بود، با تاييد اقدام جبهه ملي در تحصن، از باقر كاظمي رييس شورا درخواست كرد كه اجازه دهد او نيز به متحصنان بپيوندند. ولي مرحوم كاظمي گفت: اين بست نشيني، جنبه اختصاصي براي جبهه ملي دارد و از اين رو عذرخواهي كرد. يكي از علت هاي ناخرسندي علي اصغر حكمت اين بود كه در بازديدي كه شاه از آرامگاه «سعدي» به همراهي ميهمانان خارجي خود مي كند، نام حكمت را در كتيبه بزرگي مشاهده مي نمايد كه پيش از نام شاه ذكر شده است، از اين موضوع بر آشفته مي شود و دستور مي دهد آن كتيبه را بردارند و عوض كنند، به اين جهت «حكمت» هم در يكي از سخنراني هاي خود در ضمن گله مندي از وضع مزاجي خويش اين شعر «حافظ» را كه تعريضي به شاه در آن هست، مي خواند:
    به تنگ چشمي آن ترك لشكري نازم/ كه حمله بر من مسكين يك قبا آورد. بد نيست يادآوري شود كه در يكي از شب هاي تحصن، خانم مهندس حسيبي، وضع حمل مي كند و سرهنگي كه مراقب بود اين خبر را به مهندس مي دهد و او با اجازه از سنا خارج مي شود كه به زايشگاه برود. ولي ماموران حكومت نظامي او را مي گيرند و به زندان مي برند و مهندس بامداد آن شب موفق مي شود به ديدار خانم خود برود. پس از ختم اعتصاب دانشجويان، دكتر سنجابي و دكتر بختيار هم به جمع پيوستند و عده متحصنان به 14 نفر رسيد. در مدت اقامت سران جبهه ملي در زندان سنا هر 10 روز يك بار مرحوم «صدرالاشراف» محض احترام به ديدار مي آمد و پاره اي از خبرها را كه در خارج سنا اتفاق افتاده بود، مي گفت. از آن جمله بود: آتش زدن ماشين دكتر اقبال از طرف دانشجويان. چون قسمتي از مدت تحصن، مقارن ماه مبارك رمضان بود و بيشتر متحصنان روزه مي گرفتند، در پذيرايي شام و سحر رييس مجلس سفارش هاي لازم را به خدمت گزاران مربوط كرده بود و در پايان تحصن از پذيرفتن هزينه هاي غذا كه شوراي جبهه مي خواست بپردازد، به شدت امتناع كرد. روزي «صدر» با «باقر كاظمي» ملاقاتي محرمانه كرده، گفته بود: «سرلشکر نصيري» رييس كل شهرباني آمده و اظهار مي دارد كه بر حسب دستور اعليحضرت بايد هر يك از تحصن كنندگان به ناحيه اي از نواحي كشور تبعيد شوند، به او گفتم: «شما مي توانيد اين كار را بكنيد، ولي من بي درنگ استعفا مي دهم. زيرا اين عمل ديگر آبرويي براي مجلس سنا باقي نمي گذارد، به اين ترتيب تصور مي كنم از اين كار منصرف شوند.» اوقات در «سنا» به مطالعه كتاب هاي كتابخانه سنا و بحث هاي سياسي مي گذشت و در سالن راه رفتن هم يكي ديگر از مشغوليات بود. پس از مدت بيش از يك ماه زنداني بودن در سنا، چند روز پيش از آمدن ملكه انگلستان به ايران كه مقارن با اواخر آبان ماه بود براي جلوگيري از تظاهرات ضد حكومت و آرام نشان دادن اوضاع كشور متحصنان را از زندان مجلس مرخص كردند.
    تحصن در سنا / جبهه ملي و تداوم مشروطه خواهي
    


 روزنامه شرق، شماره 1384 به تاريخ 11/8/90، صفحه 11 (تاريخ)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 184 بار
    



آثار ديگري از "ضياء مصباح"

  در مسير رفع دغدغه حقوق بگيران
ضياء مصباح *، شرق 28/12/96
مشاهده متن    
  اهمال آشكار سيستم بانكي
ضياء مصباح، شرق 11/11/96
مشاهده متن    
  خروج از واپس ماندگي ها ( قسمت دوم)
ضياء مصباح، شرق 26/10/96
مشاهده متن    
  خروج از واپس ماندگي ها
ضياء مصباح، شرق 21/10/96
مشاهده متن    
  از منظري ديگر
ضياء مصباح، شرق 18/10/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله پژوهش نفت
متن مطالب شماره 102، 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است