|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 در    جستجو:  
روزنامه شرق 90/9/2: نقد تاسيس علوم انساني اسلامي
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2196
يكشنبه هفتم دي ماه 1393



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1400 2/9/90 > صفحه 10 (انديشه) > متن
 
      


نقد تاسيس علوم انساني اسلامي


نويسنده: امين ارژنگ

چهارشنبه شب هفته گذشته، 25 آبان در شبكه چهار، در برنامه مجله فرهنگي زاويه مناظره اي ميان بيژن عبدالكريمي و احمد راهدار، به نحو زنده، درخصوص معنا و نيز امكان يا عدم امكان تاسيس «علوم انساني اسلامي» شكل گرفت. نوشته زير مي كوشد بر وجوهي از اين بحث پرتو افكند. انديشيدن به موضوع فوق الذكر، امكان خاص و منحصر به فردي را براي فهم بهتر طرح علوم انساني اسلامي فراهم مي آورد.
    منظر عبدالكريمي به طرح «علوم انساني اسلامي» را مي توان به نحو خلاصه در دو محور پي گيري كرد:
    1. آبشخور و منشاء پيدايش ايده علوم انساني اسلامي مبتني بر يك سلسله سوءتفاهم ها و ابهامات و نيز ناخودآگاهي نسبت به سرشت علوم انساني جديد 2. تلاش براي تحقق ايده علوم انساني اسلامي نتايجي برخلاف آنچه طرفداران اين ايده قصد كرده اند، به بار خواهد آورد. يعني به جاي اينكه به اسلامي شدن جامعه و علوم انساني جديد منجر شود، روند سكولاريزاسيون را در جامعه ايراني افزايش داده، اسلام را بيش از پيش امري كاملاانساني، يعني بشري، عرفي، ناسوتي و سكولار خواهد كرد.
    عبدالكريمي در مورد محور اول معتقد است، طرح ايده علوم انساني اسلامي مبتني بر دركي تئولوژيك از حقيقت دين و تقليل اسلام به طور خاص و معرفت ديني به طور عام، به مجموعه اي از گزاره ها، باورها و عقايد جزمي است. به بيان بهتر، پيروان ايده علوم انساني اسلامي كه عموما از اصحاب تفكر تئولوژيك هستند، مجموعه اي از باورهاي بومي، قومي، جغرافيايي، نژادي، طبقاتي، فرهنگي، سياسي و در يك كلمه «تاريخي» را كه در طول تاريخ به منزله باورهاي اسلامي نهاديته شده اند، به جاي گوهر و حقيقت اسلام نشانده، مجال را براي حضور هرگونه «حقيقتي فراتاريخ» تنگ مي كنند؛ حال آنكه بنا به فرض جان و گوهره اسلام امري فراتاريخي و سرمدي است. عبدالكريمي بر اين باور است كه در پس انديشه اصحاب تئولوژي و پيروان ايده علوم انساني اسلامي، يك پيش فرض سترگ ثنويت گرايانه نهفته است كه با حقيقت توحيد ناسازگار است. به بياني روشن تر، در مواجهه تئولوژيك با عالم، دو نوع تاريخ شناخته مي شود: يكي تاريخ قدسي يا رحماني و ديگري تاريخ ناسوتي يا شيطاني. شكل گيري ايده علوم انساني اسلامي در برابر و به منزله جايگزيني براي علوم انساني غربي مبتني بر چنين درك ثنويت گرايانه از تاريخ است. در اين تلقي ثنويت گرايانه از تاريخ ، چنين تشخيص داده شده است كه علوم انساني جديد به تاريخ ناسوتي و شيطاني غرب تعلق داشته، حال رسالت ما اين است كه در برابر اين علوم جديد، علومي انساني براساس اسلام و سنت تاريخ الهي و رحماني تاسيس شود. عبدالكريمي با چنين نگرش ثنويت گرايانه اي به تاريخ به شدت مخالفت كرده، بر اين نكته متذكر مي شود كه در اين مواجهه ثنوي با هستي و با تاريخ و از بين بردن وحدت آن، نوعي شرك نهفته است، شركي كه صرفا بخش كوچكي از تاريخ را حاصل اراده الهي و بخش عمده تاريخ را حاصل قدرتي غير از قدرت و سنت الهي برمي شمارد. از نظر عبدالكريمي، پيروان اصحاب تئولوژي به جاي نگريستن به تاريخ و درس آموزي از آن به «تاريخ سازي» و جعل هويت سازي هاي دروغين مي پردازند. عبدالكريمي با تكيه بر منظري عميقا «موحدانه»، طرفداران ايده علوم انساني اسلامي را از چنين تلقي ثنويت انديشانه اي از هستي و تاريخ برحذر داشته، به اين حقيقت تذكار مي دهد كه به اعتباري همه علوم، الهي است و از تمام علوم ــ حتي علوم انساني مدرن ــ مي توان نداي هستي و نداي الهي را شنيد.
    از اين منظر ادّله اساسي طراحان ايده علوم انساني اسلامي براي اثبات امكان چنين علومي، مثل تاريخي و غربي بودن علوم انساني جديد، آكسيوماتيك بودن و مبتني بر مفروضات متافيزيكي خاص بودن اين علوم و نيز وصف هرمنوتيكي آنها جملگي ماخوذ از انديشه متفكراني چون هگل، هايدگر، گادامر و نيز برخي ايده هاي انديشمندان پست مدرن (مثل انكار فراروايت ها در انديشه ليوتار) است كه جملگي متفكران متعلق به سنت تاريخ تفكر غربي هستند. بنابراين اين ادعا كه پيروان ايده علوم انساني اسلامي به نحو كامل در برابر غرب و تفكر غربي قد برافراشته اند ادعايي بيش نيست. عبدالكريمي به پيروان ايده علوم انساني اسلامي تذكار مي دهد كه پذيرش ناآگاهانه و نامتاملانه برخي از مباني انديشه هاي متفكران تاريخ تفكر غربي، مثل تكيه بر وصف تاريخي، بومي، غربي و هرمنوتيكي بودن علوم جديد، مي تواند به نتايج و پيامدهايي همچون هيستوريسيسم يا تاريخ گرايي و نسبيت گرايي و نهيليسم حاصل از اين تاريخ گرايي منجر شود و چنانچه اين مباني به نحو نامتاملانه اي پذيرفته شود اما از پذيرش نتايج و لوازم اين مباني سرباز زده شود، جامعه و تفكر ما در شرايط بسيار بحراني و دشواري قرار خواهد گرفت.
    محور دوم، را مي توان با توجه به مباحث پيشين پيگيري كرد. از نظر عبدالكريمي جوهره دين، امري فراتاريخي و نامشروط و جوهره علوم انساني امري تاريخي و مشروط است. وحدت بخشيدن اين دو درون امري تاليفي همچون «علوم انساني اسلامي» به منزله ساختن يك پارادوكس و شطح گويي است. علوم جديد علومي تاريخي، انتقادي، تجربي، سكولار، نسبي، غيريقيني، ابطال پذير و... هستند و در مقابل، حقيقت دين و اسلام امري غيرتاريخي، غيرانتقادي، غيرتجربي، غيرسكولار، مطلق، يقيني، ابطال ناپذير و... است. بنابراين، تركيب «علم جديد» و «معرفت در معناي ديني و اسلامي» اش به منزله نيل به علمي است كه تاريخي و در همان حال غيرتاريخي، مشروط و در همان حال نامشروط، انتقادي و در همان حال غيرانتقادي، سكولار و در همان حال غيرسكولار، ابطال پذير و در همان حال ابطال ناپذير و... باشد. اما يك چنين شيري خدا هم نافريد. ايده متناقض و پارادوكسيكال علوم انساني اسلامي حاصل خلط دو مرتبه از آگاهي و معرفت است.
    نقطه عزيمت عبدالكريمي براساس و مبنايي است كه اين اساس و مبنا مورد پذيرش عميق ترين و متفكرترين قشر طرفدار ايده علوم انساني اسلامي نيز هست. آن مبنا از اين قرار است كه علوم انساني جديد در عالم مدرن كنوني متحقق شده اند و ميان علوم جديد با عالم مدرن ربط و پيوندي وثيق وجود دارد. به بيان ديگر، بدون مباني متافيزيك غربي در دوران مدرن و بدون روح اومانيستي و سكولاريستي اين مباني، تحقق علوم انساني جديد ناممكن مي بود. از اين رو، تلاش به منظور تحقق علوم انساني اي مستقل از عالميت عالم كنوني، به معناي تلاش به منظور تغيير عالميت و سياق تاريخي علوم انساني جديد است. از اين نكته كه تغيير عالميت علوم جديد به معناي توليد هر چيزي غير از خود اين علوم جديد است كه بگذريم؛ نكته اي كه عبدالكريمي به درستي خاطرنشان مي كند اين است كه تغيير دادن عالميت عالَم، امري ارادي و در حد و حدود قامت بشري نيست. عبدالكريمي طرفداران تغيير عالميت عالَم را از «انانيت» برحذر داشته، محدوديت هاي بشري را به آنها يادآور مي شود.
    نقد تاسيس علوم انساني اسلامي
    


 روزنامه شرق ، شماره 1400 به تاريخ 2/9/90، صفحه 10 (انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 243 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله مخاطرات زيستي مواد شيميايي
متن مطالب شماره 4 (پياپي 404)، 2014را در magiran بخوانيد.

- Effect of Bread Making Process on Aflatoxin Level Changes
- Biological Activity and Efficient Synthesis of 3, 4-Dihydropyrimidin-2-(1H)-one/thione Derivatives
و ...
 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1393-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 

 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655

فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!

توصيه می کنيم هنگام استفاده از اين سايت یه ويژه در هنگام جستجو از مرورگر IE استفاده کنيد.
 

تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است