|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق90/12/1: ايرج صهبايي، در آستانه اجراي اركستر پارسيان در تهران: بياييم اركستري در سطح آسيا داشته باشيم
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1469 1/12/90 > صفحه 15 (ادب و فرهنگ) > متن
 
      


ايرج صهبايي، در آستانه اجراي اركستر پارسيان در تهران: بياييم اركستري در سطح آسيا داشته باشيم


نويسنده: رامين درگاهي

ايرج صهبايي آهنگساز و رهبر اركستر، در تهران زاده شده است. در 10 سالگي به هنرستان عالي موسيقي رفت و در آنجا از استاداني چون ثمين باغچه‏بان (1304-1386)، حسين ناصحي (1304-1356)، شيفته صدقي و مصطفي كمال پورتراب بهره جست. پس از به پايان رساندن هنرستان عالي موسيقي، با رتبه يك و به‏ دست آوردن بورس، به كشور فرانسه رفت و در كنسرواتوارهاي پاريس و استراسبورگ ادامه تحصيل داد.
    صهبايي پس از اقامت در شهر استراسبورگ فرانسه اركستر مجلسي شيلتيگهايم را بنياد نهاد و مدت 11سال برنامه هاي گوناگوني از آثار موسيقي مجلسي تا سمفونيك سده هاي هجدهم، نوزدهم و بيستم را با اين اركستر اجرا كرد. وي چندين سال سرپرست كنسرواتوار شيلتيگهايم استراسبورگ بود و در دانشگاه استراسبورگ و شعبه آن در شهر سلستا، موسيقي شناسي تدريس كرد. ايرج صهبايي اركسترهاي گوناگوني مانند اركستر مجلسي راديو و تلويزيون ملي ايران، اركستر دانشگاه استراسبورگ، اركستر جوانان شربروك كانادا، اركستر فيلارمونيك استراسبورگ، اركستر هارموني پاريس، گروه سازهاي كوبه‏اي استراسبورگ و اركستر رويال فيلارمونيك لندن را رهبري كرده است. او همچنين هشت سال به عنوان رهبر ميهمان اركستر سمفونيك تهران، كـنسرت هاي گوناگوني با اين اركستر اجرا كرده و از سال 1381 نيز به مدت يك سال رهبر ثابت اركستر سمفونيك تهران بوده است.
    آثار صهبايي در كشورهاي گوناگون، مانند آلمان، فرانسه، انگلستان، كانادا، لهستان و ايران اجرا شده و مي‏شود. وي همچنين عضو انجمن بين‏المللي آهنگسازان است. برخي از آثار ضبط شده صهبايي از فرستنده هاي راديويي فرهنگي فرانسه، مانند «فرانس موزيك» و «فرانس كولتور»، پخش مي شود.
    كتاب 14 آواي بومي براي پيانو (انتشارات چنگ، 1381) و لوح هاي فـشرده ايرج صهبايي و ايگر استراوينسكي (انتشارات ماهور، 1382) و ۲۶ آهنگ محلي و چهار قطعه براي پيانو (انتشارات ماهور، 1390) بـرخي از آثاري است كه از صهبايي در ايـران منتشـر شده اند. قطعه عصيان (براي هارپ و اركستر زهي و سازهاي كوبه اي)، اثر حسين عليزاده- كه در آلبـوم آواي مهر (انتشارات ماهور، 1370) منتشـر شد- توسط اركستر فيلارمونيك استراسبورگ و به رهبري ايرج صهبايي اجرا و ضبط شده است. با آمدن ايرج صهبايي به ايران، براي رهبري اركستر پارسيان در كنسرتي كه چهارم و پنجم اسفند در تالار وحدت به مناسبت دهمين سال بنيانگذاري اين اركستر برگزار مي شود، بر آن شدم تا با وي، پس از سال ها، گفت وگويي انجام دهم.
    
    شما فراگيري موسيقي را در هنرستان عالي موسيقي آغاز كرديد و پس از آن به فرانسه رفتيد و در كنسرواتوارهاي پاريس و استراسبورگ به تحصيل ادامه داديد. انگيزه ها و فضاي آموزشي در فرانسه چه اندازه با آنچه در ايران تجربه كرده بوديد، تفاوت داشت؟
    از دو جهت مي توان نگاه كرد: يكي، برخورد با اجتماع ديگري به نام فرانسه بود كه با اجتماع و فضاي ايران بسيار فرق داشت. جوي بسيار پرشتاب كه ما را به شناختن و يادگيري هرچه بيشتر وامي داشت و ديگري، فضاي خود كنسرواتوار. كنسرواتوار پاريس سطح بسيار بالايي دارد و بايد با گذر از آزمون وارد آن شد. از آنجا كه سيستم آموزشي هنرستان عالي موسيقي با سيستم آموزشي كنسرواتوار پاريس بسيار فرق داشت، گذر از اين آزمون و ورود به آن دشوار بود. اين دو تفاوت- اجتماعي و آموزشي- خيلي مشكل زا بود، ولي خودم را براي رويارويي با هر چالشي آماده كرده بودم؛ يعني براي روبه رو شدن با تغييرات آماد گي روحي داشتم. زماني كه به فرانسه رسيدم تنها براي پنج تا 10 دقيقه پشيمان شدم، ولي پس از آن همه چيز فراموش شد و به سوي آينده اي كه بايد مي ساختم، پيش رفتم.
    
    هنرجويان در ايران با چه انگيزه اي به هنرستان موسيقي مي آمدند و جامعه چه دورنمايي براي آنها به تصوير مي كشيد؟ تفاوت اين انگيزه ها و دورنماها با آنچه در فرانسه ديديد، چه بود؟
    به اين پرسش تنها از جانب خودم مي توانم پاسخ دهم. در آن زمان خانواده ها مانند امروز پشت فرزندان خود نبودند. من خودم كاملااتفاقي وارد هنرستان شدم. يكي از خويشاوندان ما به كلاس هاي شبانه هنرستان مي رفت. يك روز من را با خود به هنرستان برد تا ببيند آيا براي فراگيري موسيقي مستعد هستم يا نه. آقاي فريدون فرزانه، آموزگار سلفژ، با پيانو نواختند و من هم نت هاي نواخته شده را خواندم و من را مستعد يافتند. ولي روز آزمون ورودي كسي نبود كه من را به هنرستان ببرد! يعني مي خواهم بگويم كه من هيچ ديد درستي از موسيقي و آينده آن نداشتم. پس از آنكه به هنرستان وارد شدم و از موسيقي كمي شناخت پيدا كردم، اركستر سمفونيك تهران را در پيش چشم داشتم و هدفم آن بود كه پس از هنرستان بايد به عضويت اركستر سمفونيك تهران درآيم - كه البته بعدها به عنوان نوازنده ترومبن به مدت يك سال، در زمان آقاي حشمت سنجري، به عضويت آن درآمدم. پس از آن بود كه با بورس به كشور فرانسه رفتم. در فرانسه سيستم به خوبي مشخص است. مثلا، براي ورود به كلاس آهنگسازي بايد چندين آزمون را پشت سر بگذارنيد. پس از
    به پايان رساندن اين كلاس هم يا بايد به كارهاي آموزشي بپردازيد يا به سراغ مديريت كنسرواتوارها برويد. در واقع، آهنگسازي كه بتواند در جواني آهنگسازي را پيشه خود كند تقريبا يافت نمي شود، البته به جز استثناها. با گذر زمان و ارايه كارهاي شاخص و خوب مي توان به جايگاه آهنگسازي رسيد. يا مثلا، اگر هنرجو استعداد و پشتكار بالايي داشته باشد و در آزمون نوازندگي پذيرفته شود، به عنوان سليست پيش مي رود، وگرنه وارد اركستر يا آموزش مي شود.
    شما از نزديك با اركستر سمفونيك تهران سروكار داشته ايد و مشكلات آن را به خوبي مي شناسيد. سطح كيفي و مشكلات اين اركستر در گذشته چه بوده است؟ البته در سنجش با يك اركستر سمفونيك استاندارد در سطح كشورهايي است كه پيشينه فرهنگي موسيقي كلاسيك غربي ندارند.
    تا آن زمان كه من در ايران بودم، اركستر سمفونيك تهران، از ديد ما دانشجويان، كمبودهاي بسياري داشت. از لحاظ وضعيت مالي نمي دانم، ولي از لحاظ سطح كيفي چندان پيش رفته نبود و نمي توانست به عنوان يك اركستر سمفونيك در سطح جهان مطرح شود. پس از رفتن من به اروپا تحولاتي در اين اركستر پديد آمد كه دورادور از آنها آگاه بودم. مثلا، اركستر از بودجه كافي برخوردار شد، نزديك به 50درصد از نوازندگان آن را نوازندگان خارجي تشكيل دادند و سطح كيفي اش بالاتر رفت. تا آنجا كه من مي دانم، عموما، 10تا 15 درصد از نوازندگان يك اركستر سمفونيك را نوازندگان خارجي تشكيل مي دهند و مابقي بايد از نوازندگان بومي همان كشور يا شهر يا منطقه باشند. با اين حال، سطح اين اركستر در اندازه لازم براي ايران و آغاز يك جهش خوب بود و بايد ادامه پيدا مي كرد. بايد روي تربيت هنرجويان هنرستان سرمايه گذاري بيشتري مي شد. اين از آن موضوعاتي است كه هنوز هم در ايران به آن توجه چنداني نمي شود.
    
    آيا اركستر سمفونيك توان دستيابي به يك سطح استاندارد جهاني را دارد؟
    چون در اين سال ها اعضاي اركستر بسيار تغيير كرده اند، نمي توانم پاسخ درستي بدهم ولي رسيدن به يك سطح استاندارد جهاني نيازمند يك خواست فرهنگي- سياسي است. يعني سياستمداران بايد تصميم بگيرند كه فرهنگ اركستر سمفونيك باشد يا نباشد. تا اين خواست فرهنگي- سياسي نباشد، چيزي عوض نمي شود. من فكر مي كنم ما نبايد به دنبال اين باشيم كه حتما به يك استاندارد جهاني برسيم بايد نخست زمينه را آماده كنيم. كنسرواتوارها بايد خوب كار كنند. اركستري در سطح آسيا داشته باشيم و كارهايش را خوب انجام دهد. آثار آهنگسازان ايراني را اجرا كند. موسيقي كلاسيك را بشناساند. بعدها بايد به دنبال اين بود كه آيا در سطح جهان هستيم يا نه. در حال حاضر زمينه را نداريم. فعلاصحبت در اين زمينه زود است. اين بحث در رشته هاي ديگر موسيقي هم هست. مثلا، هميشه پرسيده مي شود كه آيا موسيقي سنتي ايران مي تواند در سطح جهاني باشد يا نه؟ بايد ببينيم سطح جهاني به چه معناست. آيا، مثلا، انتظار داريم روزي موسيقي سنتي ما مانند موسيقي بتهوون در همه جا باشد و نواخته شود؟ اين به نظر من، انتظار بيهوده اي است ولي اگر منظور از سطح جهاني اين باشد كه جهانيان، از طريق نوازندگان ايراني، موسيقي سنتي ما را بشناسند، بله مي تواند.
    
    البته منظور من از «در سطح جهاني بودن» يا «به سطح جهاني رسيدن»، بيشتر داشتن نوعي «ميان كنش فرهنگي» (Cultural Interaction) با جهان است. به هر حال، اركستر سمفونيك تهران بيش از 80 سال قدمت دارد. ولي در اين 80 سال نتوانسته به استانداردي دست يابد كه بتواند با جهان به يك ميان كنش و ارتباط متقابل برسد. برخي گره كار را در نبود پيشينه فرهنگي موسيقي كلاسيك در ايران مي دانند. مي بينيم كشورهايي مانند ژاپن، چين و تركيه نيز، درست مانند ايران، اين پيشينه فرهنگي را نداشته اند، ولي توانسته اند به سطح جهاني برسند و با جهان ميان كنش فرهنگي و هنري داشته باشند. چرا اين اتفاق در ايران نيفتاده است؟
    شما كافي است نگاهي به اركسترهاي همين كشورهايي كه نام برديد، بيندازيد. اين كشورها اركسترهايي با بودجه كافي و كنسرواتوارهايي فعال دارند. ساده است. چون اين مساله در ايران اتفاق نيفتاده براي ما پرسش برانگيز شده است. تنها بودجه كافي، نظم و ترتيب و خواست كلان فرهنگي مي تواند ما را به اين سطح برساند. فكر مي كنم نبايد دنبال علت ناگفته عجيب وغريبي گشت. راهكار بسيار ساده است. اما متاسفانه، با همه ساد گي، هنوز نتوانسته ايم آن را عملي كنيم.
    
    گرچه دولت ها به موسيقي، به طور عام و موسيقي كلاسيك، به طور خاص، روي خوشي نشان نداده اند ولي اركستر سمفونيك تهران، در واقع نماينده فرهنگي دولت است و از سوي دولت حمايت مالي مي شود. با اين حال، همچنان مشكل دارد. كساني مانند شما براي بهبود وضعيت اركستر راهكارهايي نيز ارايه داده اند. مانند مشاركت و پشتيباني شهرداري ها، سازمان هاي مردم نهاد (NGOs)، انجمن هاي شهر، شركت هاي جامعه انديش (Civic-minded) و... . گرچه اين راهكارها در همه جاي جهان به كار رفته و مي رود، ولي در ايران نتيجه اي در بر نداشته است. آيا راهكار ديگري وجود دارد؟
    مساله ساده است. همان طور كه گفتيد، مثلااركستر فيلارمونيك استراسبورگ از شهرداري، دولت، اسپـانسر، فروش بليت و... تامين بودجه و درآمدزايي مي كند. يك راهكار بيشتر وجود ندارد؛ مسوولان بايد حس كنند كه اركستر سمفونيك، نهادي فرهنگي است كه بايد وجود داشته باشد و بايد به آن بودجه داد. من در آن يك سالي كه رهبر ثابت اركستر سمفونيك تهران بودم، همه كوششم بر اين بود كه بودجه اي براي اين اركستر مشخص بشود ولي به من گفته شد بودجه اي وجود ندارد. يك بودجه كلي براي امور فرهنگي هست كه بخشي از آن به اركستر سمفونيك تهران داده مي شود. من يك سال صبر و سعي كردم با همين شرايط اركستر را پيش ببرم. اما بعد از يك سال ديدم، هم وقت خودم را دارم تلف مي كنم و هم وقت اركستر را.
    
    شهرداري ها كه در اين زمينه پا نمي گذارند. دولت به همان بودجه اندك بسنده كرده است. حاميان مالي هم به دليل گيروگرفت هاي قانوني و ديوان سالارانه كمتر خود را درگير اين موضوع مي كنند. آيا راهكار بومي اي مي توانيد پيشنهاد كنيد؟
    راهكار بومي «اركستر پارسيان» است. چند جوان عاشق موسيقي براي اجراي كنسرت به طور خودجوش دور هم جمع شده اند البته اينها هم معضلات بسياري دارند. معضلاتي مثل كرايه سالن كنسرت، مكان تمرين، هماهنگي هاي اداري و... .
    پس شما راهكار بومي را در بخش خصوصي و گرد هم آمدن نوازندگان و تشكيل اركسترهايي مانند اركستر پارسيان مي دانيد؟
    البته اين تنها مي تواند يك اتفاق باشد، نه يك برنامه ريزي براي فرهنگ موسيقي يك كشور. مگر چند اركستر مانند اركستر پارسيان مي توان داشت؟ البته چيزي كه واقعا قابل تمجيد و توجه است، تداوم 10 ساله اركستر پارسيان است. اين موضوع بسيار قابل تحسين است زيرا اركسترهاي ديگري هم بوده اند كه دوام نياوردند. اما كار اركستر پارسيان قابل تحسين و تمجيد است.
    
    چه شد كه درخواست اركستر پارسيان را پذيرفتيد؟
    من فكر مي كنم دنياي ما دارد به طور سريع و وحشتناكي به سوي ماديات مي رود. همه چيز ماديات شده است. البته ماديات در زند گي مهم است، ولي اگر قرار باشد همه چيز را دربربگيرد كساني مانند من كه توان و امكاناتي در اختيار دارند، بايد با اين حالت مبارزه كنند. من دورادور هميشه كارهاي اركستر پارسيان را دنبال كرده و مي كنم. يكي، دو بار هم در كنسرت هاي آنها شركت كرده ام. براي من هميشه جاي شگفتي بوده است كه چگونه توانسته ايم در اين محيط و شرايط يك چنين اركستر و نوازندگاني داشته باشيم. دو سالي مي شد كه اركستر پارسيان، كنسرتي برگزار نكرده بود. البته اصل مطلب نبود بودجه است ولي تنها به دلايل مادي نبود. دوبار لغو كنسرت شان به رهبري آقاي علي رهبري نيز مشكلاتي ايجاد كرد. در ايران گاه مشكلات غيرموسيقايي هم روند موسيقي را مختل مي كند. چيزي كه الان براي من مهم است اين است كه اين سعي و كوشش ها به يك نتيجه حداقلي موسيقايي برسد و لحظه ارايه فرهنگ و هنر به مردم داراي سطح خوب و مطلوبي باشد.
    
    ارزيابي شما از وضعيت اركستر پارسيان و سطح كيفي آن چيست؟
    تمرينات براي بالاتر بردن سطح كيفي است. آنچه من در اين اركستر مي بينم پيشرفت است. پيشرفتي حتي بيشتر از آنچه فكر مي كردم. اين واقعا قابل تمجيد است. زيرا، اين اركستر هم زمينه لازم براي پيشرفت دارد و هم عشق و علاقه. فكر مي كنم همين ها براي رسيدن به يك نتيجه خوب كافي است.
    
    به نظر شما چه چيزي ممكن است به سطح كيفي اركستر پارسيان آسيب برساند و آن را به سرنوشت اركستر سمفونيك تهران دچار كند؟
    من اركستر زهي پارسيان را نمي توانم با اركستر سمفونيك تهران مقايسه كنم زيرا نوازندگان اركستر پارسيان كساني هستند كه دوست دارند كار كنند و هدف مادي را كاملاكنار گذاشته اند. من فكر نمي كنم اركستر پارسيان، با اين اهداف و روحيه اي كه دارد، بتواند آسيبي ببيند. البته در اين راه به حمايت و كمك ديگران هم نياز دارند. حمايت و كمك كساني چون من كه دوست دارند فرهنگ موسيقي پيشرفت كند و يك چنين اركستري از بين نرود.
    
    آيا اركستر پارسيان به سطحي از اجرا دست يافته است كه بتوان اجراهاي آن را اجرايي تفسيرگرانه (Interpretative) ناميد؟
    به نظر من به اين سطح رسيده است. البته بخشي از رسيدن به سطح اجراي تفسيرگرانه وظيفه رهبر اركستر است. اينكه آيا من توانسته ام از اين زمينه مساعد و مطلوب اركستر براي ارايه يك اجراي تفسيرگرانه استفاده كنم يا نه را بايد كارشناسان و منتقدان موسيقي بگويند. كمي سخت است خودم منتقد كار خودم باشد. هدف رهبر اركستر اين است كه اثر موسيقي را به آنجايي برساند كه آهنگساز و پارتيتور خواسته است. من فكر مي كنم به اين سطح رسيده ايم.
    
    آيا اركستر پارسيان به آن سطح استاندارد جهاني رسيده است كه بتواند با جهان ميان كنش فرهنگي و هنري داشته باشد؟
    به يك شرط مي توانند اين سطح را داشته باشند. به شرط آنكه كوشش، پيشرفت و كنسرت هايشان را ادامه دهند. اگر اين كار را ادامه دهند حتما به اين سطح مي رسند و مي توانند ارتباطات فرهنگي با جهان داشته باشند.
    درباره رپرتواري كه با اركستر پارسيان در چهارم و پنجم اسفند اجرا خواهيد كرد، توضيح دهيد.
    در نظر داشتيم قطعاتي براي كنسرت انتخاب شوند كه هم براي اركستر خوب باشد، يعني تكنيك و امكانات اركستر را نشان دهد و هم براي مخاطب. كنسرت را با هشت قطعه هيندميت آغاز مي كنيم. هيندميت آثار گوناگوني براي اركستر زهي دارد. يكي پنج قطعه است و ديگري هشت قطعه. پنج قطعه بيشتر شناخته شده است. گرچه هشت قطعه كمتر اجرا شده، ولي ارزش كاري دارد و براي آغاز يك كنسرت مناسب است. پس از آن، كـنسرتو پيانوي موتزارت اجرا مي شود كه يكي از زيباترين كنسرتو پيانوهايي است كه موتزارت براي پيانو نوشته است. سليست اين كار آقاي رافائل ميناسكانيان است. اثر بعدي، رندو براي ويلن و اركستر زهي اثر شوبرت است كه سلوي ويلن آن را آقاي مازيار ظهيرالديني مي نوازند. اين اثر جزو قطعات ويرتوز براي ويلن به شمار مي رود. آخرين قطعه هم سرناد براي اركستر زهي اثر دورژاك است. اين قطعه، هم تكنيك اركستر را نشان مي دهد و هم موزيكاليته را و با روحيه شرقي نيز سازگاري دارد.
    چندي پيش در استراسبورگ كنسرتي به مناسبت بزرگداشت شما برگزار شده بود. درباره اين رويداد توضيح دهيد.
    اين كنسرت در قالب فستيوالي بود به نام «فرهنگ پارسي». اين فستيوال كه ويژه فرهنگ و هنر ايران بود، نمايشگاه نقاشي، بحث و گفت و گو درباره ادبيات ايران، نمايشگاه عكس و كـنسرت موسيقي را دربرداشت. بخشي از كنسرت هاي موسيقي اين فستيوال به اجراي چند اثر از من، در قالب موسيقي مجلسي، در سالن مركزي موسيقي شهر استراسبورگ و با شركت كنسرواتوار استراسبورگ و اجراي هنرجويان دوره عالي كنسرواتوار استراسبورگ اختصاص داشت. در اين كنسرت چندين اثر از من اجرا شد: آثاري براي پيانو؛ قطعه «ققنوس» روي شعري از نيما يوشيج براي آواز و پيانو؛ قطعه تازه اي به نام «قوس و قزح» براي دو پيانو و سازهاي كوبه اي كه خودم آن را رهبري كردم؛ قطعه اي براي دو آواز و آنسامبل روي غزلي از حافظ كه توسط دو خواننده ژاپني اجرا شد؛ آواهاي بومي براي هارپ و آواز كه توسط يك خواننده فرانسوي به اجرا درآمد.
    
    ايرج صهبايي، در آستانه اجراي اركستر پارسيان در تهران: بياييم اركستري در سطح آسيا داشته باشيم
    


 روزنامه شرق، شماره 1469 به تاريخ 1/12/90، صفحه 15 (ادب و فرهنگ)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 164 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه شهر و ساختمان
متن مطالب شماره 121، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است