|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد90/12/28: روزي براي تمام صنعت نفت ايران
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4274
شنبه 15 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 2358 28/12/90 > صفحه 6 (نگاه اقتصادي) > متن
 
      


روزي براي تمام صنعت نفت ايران
به مناسبت 29 اسفند، روز ملي شدن صنعت نفت

نويسنده: نرگس رسولي

طرح: جمال رحمتي

    آن زمان كه اين طرح تصويب شد و 29 اسفند به عنوان روز ملي شدن صنعت نفت در تقويم ايرانيان به ثبت رسيد، دكتر مصدق كه با همراهي آيت الله كاشاني نقش بسيار موثر و انكارناپذيري در ملي شدن صنعت نفت داشت، نماينده مجلس شانزدهم بود، اما با آغاز سال 1330، او در ارديبهشت ماه به نخست وزيري رسيد و با اصلاح جزئي در گزارش 9ماده يي كميسيون نفت، اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت در سرلوحه برنامه هاي دولت مصدق قرار گرفت. اين گونه بود كه تلاش هاي مستمر و پيگير ايرانيان در كوتاه كردن دست بيگانگان از نفت ايران، به ثمر نشست
    
    27 اسفند ماه 1329 نمايندگان طرحي را با عنوان قانون ملي شدن صنعت نفت با مضمون «به نام سعادت ملت ايران و به منظور كمك به تامين صلح جهاني، امضاكنندگان ذيل پيشنهاد مي نماييم كه صنعت نفت ايران در تمام مناطق كشور بدون استثنا ملي اعلام شود يعني تمام عمليات اكتشاف، استخراج و بهره برداري در دست دولت قرارگيرد» در مجلس شوراي اسلامي به تصويب رساندند و پس از آن نيز مجلس سنا اين پيشنهاد را در 29 اسفند 1329 تصويب كرد تا رسما دست انگليسي ها و به طور كل غربي ها را از صنعت نفت ايران كوتاه كرده و منافع حاصل از اين طلاي سياه به چرخه اقتصادي ايران بازگردد: از آن سال تاكنون ايرانيان با كوبيدن بر اين طبل استقلال صنعتي در نفت توانسته اند به خودكفايي هاي در اكتشاف، توسعه و توليد نفت ايران دست يابند.
    
    حال با گذشت 61 سال از آن روز صنعت ملي شده نفت ايران روزگار ديگري را طي مي كند، اين بار نه با نام حضور غربي ها در ميادين نفت و گاز ايران كه با نام تحريم هاي نفتي عليه ايران: صنعت نفت روزگار ديگري را به هم مي دوزد.
    
    ملي شدن صنعت نفت ايران را به جرات مي توان يكي از رويدادهاي مهم تاريخ معاصر ايران ارزيابي كرد كه نقش بسيار مهم و تاثيرگذاري در جنبش هاي آزادي خواهانه و استقلال طلبانه ملت ايران داشته و به اين دليل است كه همه ساله آخرين روز اسفندماه كه مصادف با تصويب اين قانون است را با نام سالروز ملي شدن صنعت نفت ايران جشن مي گيرند و رويدادهاي مرتبط با اين موضوع مهم تاريخي بازخواني مي شود تا علاوه بر تبيين شرايط حساس و مهمي كه به ملي شدن صنعت نفت ايران منجر شده است، از اين رويداد مهم تاريخي، درس هاي بزرگي براي طي كردن مسيرهاي سختي كه پيش روي ما است گرفته شود تا بتوان با تكرار اين آموزه ها موفقيت هاي بيشتري براي ايران در حوزه هاي مختلف كسب كرد.
    
    ابتدا بايد اين نكته را مورد توجه قرار داد كه ملي شدن صنعت نفت ايران و خلع يد بيگانگان از طلاي سياه ايران، صرفا به 29 اسفند 1329 منحصر نمي شود و بازيابي ريشه هاي 29 اسفند و ملي شدن صنعت نفت نيز از گذرگاه هاي مهمي است كه بايد به آن توجه كرد تا عواملي را كه موجب آفريده شدن چنين افتخار ملي شده بيابيم.
    
    نخستين چاه نفت در جنوب غربي ايران - خوزستان - در يك قرن پيش حفر شد تا براي نخستين بار كشور از موهبت طلاي سياه بهره مند شود اما گويا بايد براي پايه گذاري صنعت نفت ايراني از قرني كه گذشته كمي فاصله گرفته و چهار دهه جلوتر بياييم: زماني كه دولت شوروي خواستار امتياز نفت شمال شد، يعني سال 1322 خورشيدي، 35 سال بعد از اكتشاف نفت در ايران.
    
    نزديك به چهار دهه پس از اكتشاف نفت در ايران و همزمان با جنگ جهاني دوم، ايران اشغال شده توسط انگليس و شوروي به دو بخش شمالي و جنوبي تحت سيطره شوروي و انگليس تقسيم شده بود و رقابت استعمارگران براي كسب نفت ايران افزايش مي يافت. انگليس درصدد كسب سهميه هاي بيشتري از نفت ايران بود و حتي در اين ميان سابقه يي به مراتب بيشتر از روسيه در دست اندازي به منابع نفت ايران داشت. چرا كه نفت ايران در جنوب قرار داشت و جنوب ايران نيز تحت سيطره و نفوذ انگليس محسوب مي شد.
    
    اما تلاش ها براي خارج كردن بيگانگان از حوزه نفت ايران از اوايل دهه نخستين 1320 خورشيدي آغاز شده بود. ابتدا شوروي از دست اندازي به نفت ايران محروم شد كه البته ماجراي ساده يي نبود. در زمان نخست وزيري قوام، قراردادي بين ايران و شوروي در تهران به امضا رسيد كه بر مبناي اين قرارداد، قرار شد نيروهاي شوروي خاك ايران را ظرف مدت كوتاهي ترك كنند و در عوض، شركت مختلط نفت ايران و شوروي ايجاد شود. اما در سي ام مهرماه 1326، نمايندگان مجلس شوراي ملي، ماده واحده يي را به تصويب رساندند كه منتفي شدن قرارداد نفت ايران و شوروي هدف اصلي آن بود. در اين ماده واحده همچنين تاكيد شده بود دادن هرگونه امتيازي به خارجي ها ممنوع است و دولت مكلف است براي استيفاي حقوق ملت ايران از نفت جنوب اقدام كند و بدين ترتيب نوبت به انگليس رسيد.
    
    انگليسي ها از اينكه دست رقيب شان، شوروي، از منابع نفتي ايران كوتاه شده بود، بسيار خشنود بودند و به همين دليل براي حفظ سلطه خود بر نفت جنوب، با مقامات ايران وارد مذاكره شدند تا قراردادي را براي تاييد و تكميل قرارداد 1933 به امضا برسانند. بنابراين گلشاييان نماينده دولت ايران كه وزير دارايي وقت ايران هم بود و «گس» نماينده شركت نفت انگليس قراردادي را امضا كردند كه به قرارداد الحاقي به قرارداد 1933 يا قرارداد گس -گلشاييان معروف شد. بر اساس اين قرارداد، سلطه انگليس بر منابع نفت ايران به مدت 33 سال تمديد شد تا اين كشور بتواند تا سال 1361 خورشيدي، بر منابع نفت ايران تسلط داشته باشد. اما اوضاع به همين منوال باقي نماند. مجلس شانزدهم شوراي ملي تشكيل شد تا چهره هاي مطرح اين مجلس، براي بازگرداندن حقوق مسلم ايرانيان تلاش كنند. مجلس شانزدهم در 20 بهمن 1328 آغاز به كار كرد و در 27 اسفندماه همين سال، دولت ساعد با راي عدم اعتماد مجلس جديد ساقط شد و علي منصور مامور تشكيل كابينه شد. اما مخالفت هاي زيادي با او صورت گرفت چرا كه منصور مانعي بزرگ در راه ملي شدن صنعت نفت ايران محسوب مي شد. در آن زمان، تلاش ها و تحركات آيت الله كاشاني و دكتر محمد مصدق، دو بال مهم ملي شدن نفت ايران، افزايش يافت و نتيجه آن شد كه در پنجم تيرماه 1329، منصور پس از حدود سه ماه مجبور به استعفا شد و رزم آرا به نخست وزيري رسيد. رزم آرا آمده بود تا كار نيمه تمام منصور را كه اعطاي لايحه الحاقي گس-گلشاييان به مجلس براي تصويب از سوي نمايندگان بود تكميل كند. زماني كه رزم آرا به نخست وزيري رسيد، اين لايحه در كميسيون نفت مجلس شوراي ملي در حال بررسي بود. كميسيون نفت در 19 آذر 1329، نظر نهايي خود را درباره لايحه الحاقي اينچنين اعلام كرد: «چون قرارداد الحاقي كافي براي استيفاي حقوق ايران نيست، لذا مخالفت خود را با آن اظهار مي دارد». يك هفته بعد، در روز 26 آذرماه گزارش كميسيون نفت در صحن مجلس مطرح شد و با راي مثبت نمايندگان، قرارداد گس -گلشاييان از دور خارج شد. در همين حال بود كه سخن از ملي شدن صنعت نفت ايران به طور جدي تري مطرح شد و حتي طرح با 11 امضا براي نيل به اين هدف تقديم مجلس شد، اما چون امضاي كافي نداشت، زمينه يي براي طرح آن در مجلس فراهم نشد. در اين ميان، رزم آرا كه از رد لايحه الحاقي در مجلس ناراحت بود، روز سوم دي ماه در جلسه يي خصوصي در مجلس شركت كرد و ملي كردن صنعت نفت را خيانت بزرگ ناميد.
    
    اما مخالفت هاي رزم آرا و قرارگرفتن او در مقابل خواسته ملي ايرانيان، در نهايت به ضرر او تمام شد و در روز 16 اسفند 1329، توسط خليل طهماسبي ترور شد و از پاي درآمد. با ترور رزم آرا، ديگر از نمايندگاني هم كه در مجلس به انگليس وابستگي داشتند كاري ساخته نبود و بدين ترتيب، كميسيون نفت پيشنهاد ملي شدن صنعت نفت در سراسر كشور را پذيرفت و اين طرح را به مجلس تقديم كرد: «نظر به اينكه ضمن پيشنهادهاي واصله به كميسيون نفت مبني بر ملي شدن صنعت نفت در سراسر كشور مورد توجه و قبول كميسيون قرار گرفته و از آنجايي كه وقت كافي براي مطالعه در اطراف اجراي اين اصل باقي نيست، كميسيون مخصوص نفت از مجلس شوراي ملي تقاضاي دو ماه تمديد مي نمايد. بنابراين ماده واحده ذيل را با قيد دو فوريت براي تصويب، تقديم مجلس شوراي ملي مي نمايد. ماده واحده: مجلس شوراي ملي تصميم مورخ 17/12/29 كميسيون مخصوص نفت را تاييد و با تمديد مدت موافقت مي نمايد. تبصره1: كميسيون نفت مجاز است از كارشناسان داخلي و خارجي در صورت لزوم دعوت نمايد و مورد استفاده قرار دهد. تبصره 2: آقايان نمايندگان حق دارند تا پانزده روز بعد از تشكيل كميسيون حق حضور داشته باشند».
    
    بدين ترتيب ماده واحده ملي شدن صنعت نفت در روز 24 اسفند در مجلس شوراي ملي مطرح شد و به اتفاق آرا به تصويب رسيد و در آخرين روز از اسفند ماه 1329 اين مصوبه در مجلس سنا تاييد و اعلام شد: «به نام سعادت ملت ايران و براي تامين صلح جهان، امضاكنندگان ذيل پيشنهاد مي نماييم كه صنعت نفت ايران در تمام مناطق كشور بدون استثنا ملي شود، يعني تمام عمليات اكتشاف، استخراج و بهره برداري در دست دولت قرار گيرد».
    
    آن زمان كه اين طرح تصويب شد و 29 اسفند به عنوان روز ملي شدن صنعت نفت در تقويم ايرانيان به ثبت رسيد، دكتر مصدق كه با همراهي آيت الله كاشاني نقش بسيار موثر و انكارناپذيري در ملي شدن صنعت نفت داشت، نماينده مجلس شانزدهم بود، اما با آغاز سال 1330، او در ارديبهشت ماه به نخست وزيري رسيد و با اصلاح جزئي در گزارش 9ماده يي كميسيون نفت، اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت در سرلوحه برنامه هاي دولت مصدق قرار گرفت. اين گونه بود كه تلاش هاي مستمر و پيگير ايرانيان در كوتاه كردن دست بيگانگان از نفت ايران، به ثمر نشست.
    
    قطعا اگر در اسفند ماه 1329، نفت ايران ملي نمي شد و سيطره بيگانگان تداوم مي يافت، پيشرفت هاي ايران در حوزه نفت و به طور اعم در بخش انرژي، تا اين حد امكان پذير نمي شد. در حقيقت پيشرفت هاي امروز نفت ايران، ريشه در همان روزهاي تاريخي دارد و اكنون وظيفه ما است كه با درس گرفتن از آن حوادث و رويدادهاي تاريخ ساز و افتخارآفرين، زمينه پيشرفت هاي بيشتر را در اين حوزه مهم و تاثيرگذار اقتصاد كشورمان فراهم سازيم. البته پس از به نخست وزيري رسيدن مصدق در ارديبهشت 1330 و اصلاح جزيي در گزارش 9 ماده يي كميسيون نفت، اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت در سرلوحه برنامه دولت قرار گرفت.
    
    با ملي شدن نفت هيات خلع يد به جنوب عزيمت كرده و تابلوي «رياست شركت» از سردر دفتر مركزي خرمشهر كنده شد و به جاي آن «هيات مديره موقت» نصب شد. از آن پس كليه تاسيسات و ادارات شركت زير نظر هيات مديره جديد بود، كاركنان خارجي كه از اين رويداد ناراضي بودند، در تاريخ دهم مهرماه 1330 همگي ايران را ترك كردند.
    
    
    
    بازگشت خارجيان و تشكيل كنسرسيوم 1330
    آنچه ذكر شد، مروري بود بر مهم ترين وقايع منجر به ملي شدن صنعت نفت ايران كه بيشتر تلاش فعالان حوزه قانونگذاري و دولتمردان و نخبگان جامعه را در برمي گرفت، اما حقيقت اين است كه صنعت بزرگ نفت در فرآيندي طولاني با گذر از پيچ و خم ها و فراز و نشيب هاي بسيار گريبان خود را از دست بيگانگان به در آورده و پس از افت و خيز بسيار سايه سنگين خارجي ها را از سر خود كم كرده است. اين مساله ساده يي نيست كه تا زمان ملي شدن صنعت نفت تعداد كارمندان عاليرتبه ايراني در تمام مناطق نفت خيز و ادارات شركت نفت از 30 نفر تجاوز نمي كرده است، با اين وصف بايد ملي شدن صنعت نفت را به عنوان يك نقطه آغاز براي بومي شدن اين صنعت پيچيده در نظر گرفت، صنعتي كه تماما وارداتي بود. نفت و يكسره شدن كار كمپاني نفت ايران و انگليس پايان نمي يابد و بعد از اين واقعه باز حضور خواهران نفتي و تشكيل كنسرسيومي جديد را در تاريخ هفتم آبان ماه 1333 شاهد هستيم. در اين تاريخ قراردادي بين دولت ايران از يك سو و كنسرسيومي از شركت هاي صاحب نام نفتي منعقد شد. شركت هاي عضو كنسرسيوم نفت ايران دو شركت به نام هاي «شركت سهامي اكتشاف و توليد نفت ايران» و «شركت سهامي تصفيه نفت ايران» تشكيل دادند كه روي هم «شركت هاي عامل نفت ايران» ناميده مي شد. اين دو شركت به ترتيب اختيار اكتشاف و توليد نفت خام و گاز طبيعي در حوزه معيني در جنوب ايران به نام «حوزه قرارداد» و تصفيه نفت خام و گاز حاصله را عهده دار بودند. شركت هاي عامل نفت ايران طبق قوانين كشور هلند تشكيل شده و در ايران به ثبت رسيده بودند. هريك از شركت هاي عضو كنسرسيوم نفت ايران يك شركت بازرگاني تاسيس كرده و در ايران به ثبت رسانده بودند كه منفرد و مجزا از يكديگر عمل كرده و نفت خام و گاز طبيعي حاصل از حوزه قرارداد را از شركت ملي نفت ايران خريداري كرده و به خارج از كشور صادر مي كردند. اين شركت هاي بازرگاني همچنين بخشي از نفت خام خريداري شده را پالايش كرده و به صورت فرآورده به خارج صادر مي كردند. تعهدات مالي شركت هاي بازرگاني تاسيس شده در دل شركت هاي عضو كنسرسيوم، عبارت بود از يك پرداخت مشخص تحت عنوان حق الارض كه شامل همه نفت خام صادراتي مي شد و ماليات بر درآمدي بود كه به نسبت درصدي از منافع حاصل از صدور نفت بر اساس بهاي اعلام شده نفت خام به دولت ايران مي پرداختند (اين درصد از 23 آبان ماه 1349 به 55درصد افزايش يافت).
    
    
    
    وظايف و اختيارات شركت ملي نفت
    تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي شركت ملي نفت ايران كار توزيع و فروش فرآورده هاي نفتي و گاز طبيعي جهت مصارف داخلي را به عهده داشت. شركت هاي عامل نفت ايران فرآورده هاي نفتي، گاز طبيعي و نفت خام مورد نياز براي مصارف داخلي را به شركت ملي نفت ايران تحويل مي دادند. شركت ملي نفت ايران همچنين مسووليت تامين، نگهداري و اداره خدمات پشتيباني توليد را تحت عنوان «خدمات غيرصنعتي» به عهده داشت كه در مقابل «عمليات صنعتي» قرار مي گرفت كه انحصارا در اختيار خارجيان بود. تاسيسات ثابت صنعت نفت ايران در اين دوره اگرچه متعلق به شركت ملي نفت ايران بود، اما بر اساس قرارداد، شركت هاي عضو كنسرسيوم حق استفاده انحصاري از آنها را در طول مدت قرارداد داشتند. با آغاز فعاليت كنسرسيوم اگرچه قرار بود قانون ملي شدن نفت اجرا شود اما در عمل دولت ايران و شركت ملي نفت اختيارات بسيار محدودي داشتند، تا مهرماه 1353 اعضاي كنسرسيوم بدون دخالت دولت ايران براي تعيين ميزان توليد و قيمت نفت كه عوامل اصلي و تعيين كننده درآمد كشور بودند، تصميم مي گرفتند و دولت ايران در اين خصوص هيچ اختياري نداشت. از سال 1353 و تشكيل شركت سهامي خاص خدمات نفت ايران (OSCO) تغييرات عميق و عمده يي در ارتباط با نحوه نظارت و دخالت دولت در كار كنسرسيوم به وجود آمد اما واقعيت اين است كه تا وقوع انقلاب اسلامي، مالكيت ايران بر منابع نفتي خود به طور كامل تحقق نيافته بود.
    
    
    
    وقوع انقلاب و اعتصاب هاي گسترده
    شعله هاي خشم مردم از حكومت پهلوي به تدريج تمام كشور را در بر مي گرفت. نفت، صنعت مادر و اصلي ترين شريان اقتصادي كشور بيش از اين نمي توانست نظاره گر حضور بيگانه و تحمل تحقير ديرپايي باشد كه از ابتداي قرارداد دارسي بر نيروهاي بومي روا داشته مي شد. سرانجام در آبان ماه 57 نخستين جرقه اعتصاب ها در مناطق نفت خيز جنوب زده شد و در يك اقدام نسبتا هماهنگ، گروه هاي كارگري دست از كار كشيدند. به تدريج دامنه اعتصاب ها به شركت خاص خدمات نفت ايران (OSCO) نيز كه در اختيار خارجي ها بود و عمليات توليد را راهبري مي كرد، كشيده شد. گروه هاي منسجم كارگري و كارمندي چند نقطه از منطقه شركتي نيوسايت از جمله ساختمان مركزي شركت نفت در اهواز موسوم به دوطبقه را محل تجمع خود قرار داده و ظهرها به نماز جماعت مي ايستادند تا بر نگراني روزافزون چشم آبي ها كه از پس پنجره هاي نيمه باز دفاتر خود، به اين تجمعات روزافزون مي نگريستند، بيفزايند.
    
    به سرعت دامنه اعتصاب ها گسترده شد، آبادان كه مثل هميشه پيشگام بود و گچساران و خارك و مارون و آغاجاري و مسجدسليمان و هفتكل: هفت اقليم نفت ايران تصميم تاريخي خود را گرفته بودند. كاركنان پالايشگاه تهران نيز كه مركز حوادث انقلاب بودند. در جنوب اما كار به همين سادگي ها نبود، كاركنان ايراني كه در طول سال هاي بعد از ملي شدن نفت به تدريج بر تعدادشان افزوده شده و جز راهبري عمليات و مديريت ميدان هاي نفتي، تقريبا بر تمام امور راه اندازي و نگه داشت تاسيسات اشراف داشتند، اكنون دست از كار كشيده و به صفوف متراكم مردم و انقلاب پيوسته اند. لذا ماموران امنيتي تلاش مضاعفي براي برگرداندن نيروهاي گريزپاي نفت آغاز كردند و فشارها از هرسو بر اعتصاب كنندگان فزوني مي گرفت. بستن شيرهاي نفت اوضاع را به كلي دگرگون كرده و انقلاب را به پيروزي نزديك ساخته بود: موقعيت دشواري بود و بيم آن مي رفت كه رژيم با شكستن اعتصاب ها و ازسر گيري صادرات نفت، جاني تازه گرفته و روحيه انقلابيون را نيز خدشه دار كند. كاركنان نفت جنوب تا اين زمان به هر دردسري كه بود در برابر فشارهاي مختلفي كه از بيرون صنعت وارد مي شد، دوام آورده و به اعتصاب خود ادامه مي دادند اما نيروي قاهره يي نياز بود كه شر برخي مديران خارجي را كه بي اعتنا به اوضاع كلي كشور و خواسته مردم، براي پايان دادن به اعتصابات و برگرداندن اجباري كاركنان به تاسيسات مي كوشيدند، از سر اعتصاب ها كم كند. دراين مقطع از انقلاب، نيروها و تشكل هاي سياسي فعال كه تا اين زمان دورادور مراقب وضع اعتصابيون بودند، لازم دانستند در چند مورد مستقيما وارد عمل شوند، از جمله در برخورد با برخي مديران شركت خاص خدمات نفت ايران كه بي توجه به اوضاع جاري و خواست عموم، همچنان بر طبل توليد و صدور نفت مي كوبيدند. باري، اختلافات كه بالاگرفت يكي دو تن از مديران ارشد و مياني نفت جنوب جان بر سر لجاجت خود نهاده و از بين رفتند. در ششم دي ماه 57، درست زماني كه سران كشورهاي غربي و امريكا در گوادلوپ گرد هم آمده بودند و اجلاس فشرده يي را در باب اوضاع ايران پي مي گرفتند، انتشار يك خبر تكان دهنده در رسانه ها، سران دنياي صنعتي را شگفت زده كرد: «امروز صادرات نفت ايران به كلي قطع شد!»
    
    
    
    خروج خارجيان
    سرانجام اختيار امور تاسيسات نفتي به دست كاركنان ايراني افتاد و خارجي ها براي دومين بار درتاريخ صنعت نفت مهياي رفتن شدند. در مناطق خارجي نشين اهواز، آبادان و ساير مناطق، كارشناسان امريكايي و اروپايي با شتاب هرچه تمام بخشي از اموال، اثاثيه شخصي و اتومبيل هاي خود را به حراج گذاشته و خانه و باغ ها را رها كرده و مناطق نفت خيز را ترك مي كردند.
    
    آنان اما با توجه به وضع اداره و راهبري صنعت نفت ايران كه به نظر مي رسيد بدون حضور خارجيان سامان نخواهد يافت، تصور مي كردند اين اتفاق نيز چيزي شبيه جريان خلع يد و خروج يك باره انگليسي هاست كه به تدريج فروكش مي كند و آنان به زودي بازخواهند گشت. فرودگاه اهوازكه زماني ورود به موقع كارشناسان خارجي را تسهيل مي كرد، اكنون در آخرين روزهاي مانده به پيروزي انقلاب اسلامي، با پروازهاي پي درپي، خروج ناگهاني آنان را سرعت مي بخشيد: در آستانه در ورودي فرودگاه، يك مهندس ميانسال امريكايي در حالي كه چمدانش را پشت سر مي كشيد، رو به يكي از كارمندان ايراني گفت: دوباره مي بينمت دوست عزيز! ما زود برمي گرديم! و او بي درنگ پاسخ داد: نه اين بار نه! بعيد است دوباره برگرديد!
    
    
    
    روزي براي تمام صنعت نفت ايران / به مناسبت 29 اسفند، روز ملي شدن صنعت نفت
    


 روزنامه اعتماد، شماره 2358 به تاريخ 28/12/90، صفحه 6 (نگاه اقتصادي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 221 بار
    



آثار ديگري از "نرگس رسولي"

  مستاجران، حاشيه نشينان جديد / آيا برنامه هاي دولت براي بخش مسكن شكست خورد؟
نرگس رسولي، اعتماد 26/6/97
مشاهده متن    
  تازه ترين آمارهاي بانك مركزي از رشد نقدينگي و تورم خبر مي دهد: شناي آمار روي نمودار بانكي
نرگس رسولي، اعتماد 20/6/97
مشاهده متن    
  شاهد خودرويي سرمايه هاي سرگردان / با نقدينگي افسار گسيخته چه كنيم؟
نرگس رسولي، اعتماد 18/6/97
مشاهده متن    
  خالي هاي پرحاشيه / چرا داستان ماليات اماكن خالي به صفحه آخر نمي رسد؟
نرگس رسولي، اعتماد 13/6/97
مشاهده متن    
  كارت قرمز به بي برنامگي اقتصادي / مجلس با راي عدم اعتماد به دولت هشدار داد
نرگس رسولي، اعتماد 5/6/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه مطالعات راهبردي
متن مطالب شماره 3 (پياپي 81)، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است