|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران91/2/12: بهانه اي براي اتحاد ميان اقوام
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7003
چهار شنبه 1 اسفند 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 5066 12/2/91 > صفحه 17 (ايران فرهنگي) > متن
 
      


بهانه اي براي اتحاد ميان اقوام
گزارش از لزوم توجه به زبان ها و گويش هاي درحال فراموشي

نويسنده: مريم شهبازي

ايران سرزمين پهناوري است.سرزميني که از گذشته هاي دور تا به امروز فراز و فرودهاي فراواني را به خود ديده و روزگار تلخ و شيرين بسياري را هم از سر گذرانده است. سرزميني دربردارنده اقوام و نژادهايي مختلف که سرتاسر اين سرزمين وسيع را دربرگرفته اند و از روزگاران پيشين تا دوران معاصر به خوبي و خوشي درکنار يکديگر روزگار گذرانده اند.
    فرقي ندارد که اهل کدام خطه از اين آب و خاک هستيم؛ يا به کدام زبان و گويش رايج در آن سخن مي گوييم. مهم اين است که همه ايراني هستيم و به ايراني بودن خود نيز افتخار مي کنيم. آنچنان که اگر فرد يا حکومتي قصد تعرض به سرزمين مادري مان را داشته باشد با تمام وجود دربرابرش خواهيم ايستاد و از ايراني که امروز به امانت به دستان ما سپرده شده است دفاع خواهيم کرد.
    بااين وجود، اين گفته ها نبايد ما را به اين اشتباه بيندازد که توجهي به تفاوت هاي فرهنگي و زباني ميان اقوام ساکن در کشورمان نكنيم. تفاوت هايي که با قرار گرفتن در کنار يکديگرموجب شکل گرفتن آن چيزي مي شوند که امروز با عنوان فرهنگ و تمدن اسلامي - ايراني از آن ياد مي شود. بخشي از اين تفاوت ها به زبان و گويش هاي مختلفي بازمي گردد که مردم نقاط مختلف کشورمان به آن تکلم مي كنند. گويش ها و زبان هايي همچون کردي، لري، گيلکي، بلوچي، مازني و...
    زبان و گويش هاي محلي امروز بخشي از تاريخ و تمدن چند هزار ساله ما را به دوش خودگرفته اند . تاريخ و تمدني که در برخي از موارد بدون آشنايي به اين زبان ها و گويش ها امکان دسترسي به آن ممکن نخواهد شد. متاسفانه بايد يادآور شد که اين بخش از فرهنگ و تمدن کشورمان هم از زندگي و گرفتاري هاي دنياي مدرني که انسان امروزي به آن مي بالد؛ در امان نمانده است. روزگاري که بشر را تحت سيطره انواع و اقسام وسايل ارتباط جمعي و تکنولوژي هاي نوين مسخ خود نموده است. اگرخوب توجه کنيم متوجه خواهيم شد که نفوذ تکنولوژي هاي ياد شده بويژه وسايل ارتباط جمعي و رسانه هاي نوين در زندگي انسان امروز تا حدي است که زبان و گويش هاي ايراني را تحت تاثير زبان معيار به معرض فراموشي سپرده است. خطر بزرگي که بي رحمانه درکمين اين بخش از زبان ايراني نشسته است. البته نبايد فراموش کنيم که اين مشکل تنها گريبان کشور ما را نگرفته است و تمام کشورها و زبان هاي دنيا به نوعي با آن دست و پنجه نرم مي کنند.
    در ارتباط با آنچه امروز گريبان زبان ها و گويش هاي رايج در کشورمان را گرفته است به سراغ چند تن از فعالان عرصه هاي مختلف زبان و ادبيات فارسي مي رويم تا از نظر آنها پيرامون اين امر مطلع شويم.
    پشــتيباني قوي براي زبان معيار
    يدالله منصوري عضــــو هيات علمي فرهنگستان زبان و ادب فارسي، با اشاره به لزوم توجه به لهجه ها و گويش هاي ايراني كه بخشي از آنها از ميان رفته و باقي آنها نيز در معرض نابودي هستند مي گويد: با تلاش دستگا ه هاي فرهنگي كشور مانند فرهنگستان زبان و ادب فارسي و دانشگاه ها و پژوهشگاه ها مي توان تا حد زيادي از نابودي گويش ها و لهجه ها جلوگيري كرد. البته اين امر در صورتي محقق خواهد شد که سازمان هاو نهادهاي مربوطه تمام كوشش و تلاش خود را به كاربندند و به اين موضوع به عنوان يك اولويت فرهنگي نگاه كنند.
    اين استاد زبان هاي باستاني درخصوص اين که برخي از كارشناسان معتقدند ازميان رفتن زبان ها و گويش ها و توجه به زبان معيار موجب وحدت هرچه بيشتر ميان اقوام ساکن در كشور مي شود؛ مي افزايد: ديدگاه اين دسته از كارشناسان با ديدگاه و باور من هيچ گونه همخواني اي ندارد. به سخن ديگر، نه تنها زبان و گويش و لهجه هاي گوناگون ايراني سبب از ميان رفتن زبان معيار نمي شوند، بلكه پشتيبان و بن مايه هاي بسيار استواري براي زبان معيار هستند و براي ادامه حيات زبان معيار كمك بسيارخوبي به شمار مي آيند. تا جايي که زبان معيار مي تواند از واژگان سرشار و پرمايه آنها استفاده هاي بهينه بكند. بهترين نمونه دراين خصوص گويش ها و زبان هاي رايج در كشور هندوستان است به طوري که در كنار زبان رسمي اين کشور، گويش ها، زبان هاي بومي و محلي آن نيز ادامه حيات مي دهند.
    منصوري درباره اين که نهادهاي علمي و فرهنگي همچون آموزش و پرورش، آموزش عالي و رسانه ها تا چه اندازه در حفظ و پاسداري از اين گنجينه هاي با ارزش کشورمان موثر و کوشا بوده اند؛ تصريح مي کند: ايفاي نقش اين نهادهاي فرهنگي تا به امروز ناچيز بوده است. با تدوين كتاب هاي درسي براي فرهنگ و گويش هاي محلي در كنار زبان رسمي و معيار، دانش آموزان هر منطقه بهتر مي توانند با پيشينه فرهنگي و زبان بومي خود آشنا شوند. به سخن ديگر، دانش آموز بومي، اول فرهنگ و زبان خود را مي شناسد و سپس فرهنگ و زبان رايج كشورش را. شايسته است كه راديو و تلويزيون، ساخت برنامه هاي محلي با زبان محلي را بيش از پيش در دستور كار خود قرار دهد. مجريان كارآزموده و كاردان تربيت كرده و در اين حوزه به كار بگيرد. روزنامه ها، مجلات و ديگر رسانه هاي گروهي دست كم بخشي از مطالب خود را به موضوعات بومي و محلي اختصاص بدهند. انتشار نشريات محلي به زبان و گويش بومي يكي ديگر از اين کارها است.
    وي به دنبال اشاره به برخي از راهکارهايي که مي توان در جهت حفظ و نگهداري از اين گنجينه هاي فرهنگي عملي ساخت؛ مي گويد: با اجراي طرح هاي فراگير و ملي از سوي دستگاه هاي فرهنگي كشور بتدريج مي توان همه داده هاي گويشي را گردآوري كرد. براي نمونه، دانشگاه ها و دانشکده هاي زبان و ادبيات فارسي بهتر است بخشي از پايان نامه هاي دانشجويان كارشناسي ارشد و دكتراي خود را به اين حوزه اختصاص دهند. فرهنگستان زبان و ادب فارسي نيز مي تواند با ارائه كمك هاي مالي و معنوي هرچند ناچيز به پايان نامه هاي دانشجويي، به آموزش و ارائه راهكار براي گردآوري زبان ها و گويش هاي ايراني اقدام كند.
    اين عضو هيات علمي فرهنگستان زبان و ادب فارسي در ادامه مي افزايد: بهتر است وب گاهي از سوي دستگاه هاي فرهنگي كشور، طراحي شده و روش گردآوري گويش ها در آن ثبت شود تا ازاين طريق از افراد دانش آموخته و علاقه مند خواسته شود اطلاعات زبان مادري و محلي خود را در آن به ثبت برسانند. درصورتي که اين اقدام سازماندهي شده و علمي باشد موجب ماندگاري زبان ها و گويش هاي رايج در کشورمان خواهد شد.
    
    راهي براي شناسايي خرده فرهنگ ها
    محمدجعفري قنواتي، پژوهشگر فرهنگ عامه ، شفاهي و استاد دانشگاه هم با اشاره به لزوم حفظ و احياي زبان ها و گويش هايي که امروزه بخش قابل توجهي ازآنها از ميان رفته اند، مي گويد: ايران از قديم الايام کشوري در بردارنده اقوام مختلفي بوده است. سرزميني که به تبع برخورداري از چنين وسعت قابل توجهي زبان ها و گويش هاي مختلفي را در خود جاي داده است. زبان ها و گويش هايي که در کنار زبان فارسي که به عنوان زبان معياراين سرزمين در نظر گرفته شده است از گذشته هاي دور به حيات خود ادامه داده و هنوز هم مي دهند. نقش زبان فارسي به عنوان زبان معيار در ميان اين زبان ها و گويش ها تا حدي است که از سال ها پيش اديبان و علماي ساکن در اين مرز و بوم به اهميت آن پي برده بودند به طوري که به عنوان مثال ادباي کشورمان برخلاف زبان مادري خود اشعار و نوشته هاي شان را با زبان فارسي به ثبت مي رساندند. زبان فارسي به عنوان زبان معيار و واسطه اي ميان اقوام از سوي اين افراد از گذشته هاي بسيار دور همواره مورد توجه ايرانيان قرار داشته است. متاسفانه امروز بر اثر گذشت زمان و برخي از بي توجهي ها اين زبان ها و گويش هاي ايراني در معرض فراموشي و نابودي قرار گرفته اند.
    اين پژوهشگر فرهنگ عامه و شفاهي کشورمان در ادامه مي افزايد: يکي از مهم ترين نکات در لزوم توجه به اين زبان ها و گويش هاي کشورمان در اهميتي است که از طريق آنها مي توان با فرهنگ ها و خرده فرهنگ هاي کشورمان آشنا شد. از سوي ديگر آشنايي با اين زبان ها و گويش ها را مي توان به عنوان پشتوانه اي براي زبان فارسي به شمار آورد. در لزوم توجه به زبان ها همين گفته بس که انسان براي طرح هر مفهومي از زبان استفاده مي کند و در صورتي که از ابزار زبان بهره نجويد؛ امکاني براي انتقال مفاهيم مورد نظر خود به ديگران نخواهد يافت. اگر روزي انسان را از ابزار ارتباطي زبان محروم کنيم بي اغراق بايد بگويم که همه چيز او را گرفته ايم. با شناخت ويژگي هاي زبان در ميان هر قوم و کشوري مي توان به شناختي نسبي از فرهنگ و مسائل فرهنگي آن دست يافت. اگر سري به خاطرات مسافران و مستشرقان خارجي به کشورمان بزنيم متوجه اين امر خواهيم شد. به عنوان نمونه يکي از مستشرقان در خاطرات خود از سفر به ايران از آداب و رسوم ايرانيان اظهار شگفتي مي کند و مي گويد: «برايم عجيب است که چرا ايرانيان تا به يکديگر مي رسند از چاقي دماغ هم پرس وجو مي کنند.» شايد اگر اين فرد به اندازه کافي از اصطلاحات رايج در زبان فارسي باخبر بود دچار چنين سوء تفاهمي نمي شد و مي توانست کمي با فرهنگ رايج در کشورمان ارتباط برقرار سازد.
    جعفري قنواتي ضمن اشاره به اين که شناخت زبان اقوام مختلف چه اهميتي در آشنايي با فرهنگ آنان دارد، خاطرنشان مي کند: همان گونه که پيشتر اشاره شد براي شناخت فرهنگ و آشنايي با آداب و رسوم هر قوم و کشوري ابتدا بايد با زبان آن قوم يا کشور آشنا شد. با وجود اهميتي که در لزوم پرداختن به اين مسئله احساس مي شود. دانشگاه ها و دانشکده هاي ما به گونه اي که بايد و شايد به آن توجه نمي کنند. البته مدتي است که فرهنگستان زبان و ادب فارسي به زبان ها و گويش هاي ايراني مي پردازد که جاي قدرداني دارد. از جمله اين که پروژه اي براي انتشار گويش هاي محلي ايران اختصاص داده است که به ثمر رساندن آن به حفظ و بقاي اين گنجينه هاي فرهنگي کشورمان کمک بسياري خواهد کرد.
    اين استاد دانشگاه درخصوص اين که برخي مي گويند تحت سيطره قرار گرفتن زبان ها و گويش هاي رايج کشورمان توسط زبان معيار موجب افزايش وحدت ميان اقوام مختلف ايراني مي شود؛ مي گويد: با وجود حضور اقوام مختلف و متعدد ايراني در کشورمان، هزاران سال است که اين اقوام و مردم در کنار همديگر و در کمال آرامش زندگي مي کنند. اقوامي که با وجود حفظ اصالت و داشته هاي خود با وحدت هر چه بيشتر در کنار يکديگر به سر برده اند به طوري که جلوه هاي آن را مي توان در دوره هاي مختلف تاريخي اين سرزمين مشاهده کرد. به عقيده من اين تنوع قومي و زباني نه تنها کوچک ترين لطمه اي به حفظ وحدت ساکنان ايران زمين نخواهد زد، بلکه قرار داشتن زبان واسطه فارسي ميان آنها موجب مرتبط شدنشان با يکديگر خواهد شد. زبان فارسي ارتباط دهنده ميان اقوام ايراني و مرتبط کننده تمام آن با يکديگر است تا جايي که حتي شاعران اقوام مختلف به زبان فارسي سروده هاي خود را مکتوب کرده و براي نسل هاي بعد به يادگار گذاشته اند.
    
    شاهنامه پايه اي براي احياي زبان ها و گويش هاي فراموش شده
    عزيزالله جويني مصحح «نسخه فلورانس» کهن ترين نسخه خطي شاهنامه و استاد بازنشسته دانشگاه تهران هم مي افزايد: لهجه ها و گويش ها در هر کشوري زاييده زبان اصلي و معيار آن به شمار مي آيند. به عنوان مثال زبان دري در گذشته خود در زمره گويش ها به شمار مي آمده است. گويشي که به دليل استفاده در دربار ساساني و تکلم به آن کم کم از حالت گويش درآمده و به عنوان زبان مورد استفاده قرار مي گيرد. از همين رهگذر هم زبان هاي مختلفي چون کردي در شاخه هاي مختلف کردستان، شمال خراسان، ترکيه و عراق به وجود مي آيد که در عين تفاوت شباهت هايي هم به يکديگر دارند. تفاوت اين زبان ها از آميختگي آنها با زبان معيار هر يک از اين سرزمين ها به وجود آمده است به گونه اي که تحت تاثير زبان هاي مختلف قرار گرفته اند. زبان همانند انسان زنده است و به حيات خود ادامه مي دهد. در توضيح اين که چرا برخي از زبان ها و گويش ها به مرور زمان دستخوش تغيير و دگرگوني شده اند بايد گفت که زبان هم مانند انسان مدام در حال تغيير و دگرگوني است. زبان هم همانند انسان به مرور زمان چيزهايي بر آن افزوده و چيزهايي از آن کاسته مي شود. امروز اگر سري به روستاها و مناطق دورافتاده کوهستاني هم بزنيد با وسايل ارتباط جمعي و رسانه هاي مدرني روبه رو خواهيد شد که حتي در اين مناطق نيز نفوذ کرده اند. برتن دختران و پســـران روستايي نيز همچون جوانان تهران لباس هاي امـــروزي ديده مي شود. همان طور که وضعيت ظاهري انسان هاي امروز دستخوش تغيير شده، زبان و گويش آنها نيز با تغييرات بسياري روبرو شده است.
    اين استاد زبان و ادبيات فارسي در ادامه مي گويد: از طريق حفظ و احياي اين گويش ها و زبان ها که برخي از آنها ازميان رفته اند مي توان به بسياري از آئين ها و رسوم نياکانمان پي برد. آئيني که از روزگار گذشته بر جاي مانده و امروز بخشي از آن به فراموشي سپرده شده اند . از اين جهت زبان ها و گويش هاي محلي را مي توان بخشي از تاريخ و حتي اسطوه هاي هر کشور به شمار آورد. از جمله راه هايي که مي توان به احياي اين بخش از زبان ايراني پرداخت مي توان به توجه هرچه بيشتر به متون کهني چون شاهنامه اشاره کرد. شاهنامه را بي اغراق مي توان پايه گذاري در جهت معرفي و احياي مجدد زبان ها و گويش هاي کشورمان دانست. آموزش و پرورش و رسانه ها نيز مي توانند در حد توان خود به اين مسئله کمک کنند.
    جويني درباره از ميان رفتن تدريجي زبان ها و گويش هاي رايج در ميان هر اجتماع و کشوري مي افزايد: اين مسئله تا حدي طبيعي است. شايد بد نباشد که اين گفته خود را با ذکر مثالي شرح دهم. فرض کنيد آموزش و پرورش به يکي از روستاهاي کشور معلمي براي تدريس اعزام مي کند. معلمي که با گويش تهراني به بچه ها آموزش مي دهد. چندان عجيب نيست که در چنين شرايطي زبان فارسي با گويش تهراني به مرور جاي خود را در ميان ساکنان اين روستا باز کند.
    
    بهانه اي براي اتحاد ميان اقوام / گزارش از لزوم توجه به زبان‌ها و گويش‌هاي درحال فراموشي
    


 روزنامه ايران، شماره 5066 به تاريخ 12/2/91، صفحه 17 (ايران فرهنگي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 212 بار
    



آثار ديگري از "مريم شهبازي"

  شعر زير تيغ دو دم فضاي مجازي / بايد و نبايدهاي حضور شاعران در «فضاي مجازي» و «شبكه هاي اجتماعي» در گفت و گو با اهالي شعر و ادب
مريم شهبازي، ايران 27/6/97
مشاهده متن    
  حمايت دولت فقط محدود به كاغذ نباشد / مديران عامل دو تعاوني «چاپخانه داران» و «ليتوگرافان» عنوان كردند
مريم شهبازي، ايران 24/6/97
مشاهده متن    
  نامي كه آبروي ادبيات معاصر است / سومين دوره جايزه ابوالحسن نجفي برگزار مي شود
مريم شهبازي، ايران 24/6/97
مشاهده متن    
  خانه «سيمين و جلال» چشم انتظار هيات امنا / خواهرزاده جلال آل احمد در سالگرد درگذشت او عنوان كرد
مريم شهبازي، ايران 18/6/97
مشاهده متن    
  راهي براي ماندگاري آثار ادبي / مرادي كرماني به بهانه انتشار نسخه صوتي «قصه هاي مجيد» عنوان كرد
مريم شهبازي، ايران 18/6/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه تعليم و تربيت
متن مطالب شماره 4 (پياپي 136)، زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است