|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق91/2/17: «مي 68» را فراموش كن!
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3365
چهار شنبه 24 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1521 17/2/91 > صفحه 11 (جهان) > متن
 
      


«مي 68» را فراموش كن!


نويسنده: رضا آقازاده

مي 1968 براي بسياري نماد لحظه اي آزادي است، زماني كه جوانان به پا خاستند، كارگران با دانشجويان متحد شدند و پايه هاي دولت شبه سلطنتي ژنرال دوگل به لرزه درآمد. براي ديگراني همچون نيكلاساركوزي رييس جمهوري فعلي فرانسه، كه در آن زمان تنها 13 سال داشت، مي 68 يادآور آنارشي، نسبي گرايي اخلاقي و تخريب ارزش هاي اجتماعي و ملي است؛ «حادثه اي» كه بايد به فراموشي سپرده شود.
    44 سال پيش، در دانشگاه نانتر كه در حومه پاريس و در منطقه اي كارگري بنا شده بود، حركت دانشجويان در اعتراض به قوانين سخت و دست و پاگيرانه دانشگاه براي تفكيك جنسيتي تبديل به جنبشي شد كه در عرض يك ماه، حكومت دوگل را تا آستانه سقوط پيش برد. جنبشي كه پيام آن زير سوال بردن پايه هاي فكري سلسله مراتبي و اقتدارگراي حاكم در همه ابعاد آن از تبعيض جنسيتي گرفته تا رابطه بين نسل ها، معلمان و شاگردان، سرمايه داران و كارگران، دولتمردان و شهروندان و... را شامل مي شد. حركتي اعتراضي كه با اشتباه بزرگ «گرافين» رييس دانشگاه سوربن در روز سه مي و دخالت دادن پليس تبديل به يك آشوب تمام عيار شد و خشونت پليس واكنش مردم را برانگيخت. دانشجويان شب دهم مي، «شب سنگرها»، خيابان هاي پاريس را به اشغال خود درآوردند و در روز سيزدهم همان ماه بيش از يك ميليون نفر در پاريس تظاهرات كردند. در طي روزهاي بعد كارگران اعتصاب كردند، كارخانه ها را اشغال كردند و خواستار مذاكره با دولت براي افزايش دستمزدها شدند. روز سي ام ماه مي ژنرال دوگل كه يك روز پيش از آن به «بادن بادن» آلمان رفته بود، به فرانسه بازگشت و در يك نطق چهار دقيقه اي و با لحن خشك و رسمي به مردم گفت: «در چنين اوضاع و احوال و تحت چنين شرايطي من هرگز سقوط نخواهم كرد. من سرور مردم فرانسه هستم و مسووليتم را به بهترين نحو به انجام خواهم رساند.» دوگل عصر همان روز مجالس شوراي ملي و سنا را منحل و تاريخ انتخابات را 23 ژوئن تعيين كرد. به كارگران هشدار داد اگر به سر كار خود برنگردند دولت اضطراري تشكيل خواهد داد. رسانه ها اعلام كردند كه ارتش فرانسه پشت دروازه هاي پاريس است. بلافاصله پس از نطق دوگل، 800 هزار نفر در حالي كه پرچم هاي سه رنگ فرانسه را در دست داشتند، با انگشت هايي به نشانه پيروزي در پاريس در حمايت از دوگل راهپيمايي كردند، كمونيست ها با انتخابات موافقت كردند و موج انقلاب فرونشست! حالارهبران آن جنبش هريك به نوعي از آن فضا و آرمان ها فاصله گرفته اند. دانيل كوهن بنديت، آلن ژيسمار، آلن كريوين و ژاك سوواژو، سه تفنگداري كه از ميان آنان تنها ژاك سوواژو كه پس از جنبش از دنياي سياست كناره گرفت و به تدريس روي آورد، يهودي نبود.
    
    دانيل كوهن بنديت
     چهارم آوريل 1945 از پدر و مادري يهودي - پدر آلماني و مادر فرانسوي- متولد شد. پدر و مادرش در سال 1933 از آلمان فرار كرده و به فرانسه پناهنده شدند. آنها كه از يك خانواده روشنفكر يهودي بودندو در فرانسه ارتباط خود را با روشنفكراني مثل والتر بنيامين، هاينريش بلوشر و هاناآرنت كه دوست نزديك مادر دانيل بود، حفظ كردند. در 14 سالگي با اينكه به لحاظ قانوني مي توانست دومليتي باشد براي گريز از اعزام به خدمت سربازي و حضور در الجزاير به آلمان رفت و دبيرستان را در فرانكفورت تمام كرد. در همين زمان و در سال 1965 در جلسات محاكمه 21 نفر از اعضاي سابق اس اس كه در آشويتز كار مي كردند، شركت و آنجا يك بار ديگر با هانا آرنت كه حالاساكن آمريكا است، ملاقات كرد. خود او در مصاحبه با نشريه دي وِلت (Die Welt) اوج علاقه اش به آثار آرنت را دهه 70 مي داند و مي گويد: «در دهه 70 و با افزايش توجه به توتاليتريسم من يك جوان چپگراي ضد كمونيست بودم و زماني كه در سال 1968 [پس از اخراج از فرانسه] به آلمان آمدم، از اينكه تمايلي براي مقايسه ميان كمونيسم و ناسيونال سوسياليسم وجود نداشت حيرت كردم».
    دانيل در سال 1966 براي تحصيل در رشته جامعه شناسي دانشگاه نانتر به فرانسه برگشت. در نانتر يكي از رهبران حركت هاي اعتراضي با شعار آزادي بيشتر جنسي بود و در اقداماتي همچون اشغال خوابگاه دختران و برهم زدن سخنراني وزير ورزش و جوانان در حين بازديد از دانشگاه براي افتتاح يك استخر شناي بزرگ شركت كرد.زماني كه وزير قصد ترك محل را داشت بنديت جلو رفت و با صداي بلند گفت: « آقاي وزير شما در گزارش 600 صفحه اي كه درباره جوانان تهيه كرده ايد كوچك ترين اشاره اي به مشكلات و مسايل جنسي ما نكرديد. چرا؟ » وزير عصباني پاسخ داد: «من ترجيح مي دهم در اين مورد با مسوولان صحبت كنم و شما مطمئنا يكي از آنها نيستيد. من شخصا ورزش را بر مسايل جنسي ترجيح مي دهم و اگر شما در اين باره دچار مشكل هستيد پيشنهاد من اين است كه به استخر بپريد.» كوهن پاسخ داد: «اين جوابي است كه معمولاهيتلر به كار مي برد».(1) پس از اين موضوع شايعه اخراج او از دانشگاه قوت گرفت كه با اعتصاب دانشجويان اين اخراج منتفي شد. اين اتفاق بر محبوبيت كوهن در بين دانشجويان افزود. او در نانتر گروه آنارشيستي سرخ و سياه را
    تاسيس كرد و يك سال بعد در جريان حمله آمريكن اكسپرس و در دفاع از دستگيرشده هاي اين جريان، جنبش
    22 مارس را با دوستانش ايجاد كرد كه در ميان دانشجويان و دانش آموزان دبيرستاني به سرعت طرفدار يافت در
    22 مارس دانشجويان دفاتر مديريت دانشگاه را اشغال و در دوم مي دانشگاه را تعطيل كردند.
    بنديت از 3 تا 10 مي، تبديل به چهره جنبش شد و عكس معروف او با لبخندش رو در روي پليس كلاهخود به سر در همه دنيا سمبل تظاهرات شد. با اين حال بنديت پس از اينكه مي بيند گروه نانتر در جريان اعتراضات به گروه اقليت و بدون تاثير سياسي تبديل شده است در 10 مي با تعدادي از دوستانش به شهر ساحليSaint-Nazaire رفت. در همين زمان مخالفان سياسي وي با استفاده از گذرنامه آلماني اش او را در 22 مي به عنوان يك «خارجي فتنه گر» از فرانسه اخراج كردند.
    بنديت درباره جنبش مي 68 معتقد است: «كوچك ترين بحثي در براندازي و به زير كشيدن جامعه و دولت بورژوازي نبود.ايجاد يك سري شوك هاي ناگهاني در بعضي قسمت ها كه باعث اصلاحات برگشت ناپذير مي شود، تاكتيك كار بود. اين قبيل اقدامات بايد توسط عده اي اندك اما فعال كه تئوري هاي انقلابي را خوب فرا گرفته بودند، صورت مي پذيرفت.نقش اين عده چون يك جرقه بود كه نقش و تلاشي براي كنترل فرآيندها و اتفاقات بعدي نداشتند و جالب آنكه تمام قدرت اين جنبش بر عدم قابل كنترل بودن آن است و بس. دانشجويان بايد براي كارگران الگو و نمونه اي نشان مي دادند و پيوند و همكاري بين دانشجو و كارگر به جز در نزاع و درگيري مشترك امكان پذير نبود – البته چنين انقلابي زياد نمي تواند پايدار بماند، اما حداقل چشم انداز كوچكي از آنچه امكان پذير است و مي تواند وجود داشته باشد، عرضه خواهد كرد.»(2)
    كوهن در اواخر دهه 70 به جنبش طرفداران محيط زيست عليه انرژي هسته اي و توسعه فرودگاه فرانكفورت پيوست. او در سال 1984 به حزب سبز آلمان پيوست و در سال 1989 به معاونت شهرداري فرانكفورت رسيد. در سال 1994 به عنوان نماينده حزب سبز در پارلمان اروپا انتخاب شد و از طرح مداخله نظامي كشورهاي اروپايي عليه صرب ها و حمايت از مسلمانان در بوسني حمايت كرد. همچنين در سال 1999 كانديداي حزب سبزهاي فرانسه براي انتخابات پارلمان اروپا شد و توانست 72/9درصد آرا را كسب كند. بنديت در طي دوران عضويت خود در پارلمان اروپا از طرح هاي جنجالي مختلفي حمايت كرده است و از سوي احزاب راست به دليل حمايت از اعطاي حقوق بيشتر به مهاجران، گسترش مهاجرت، قانوني كردن استفاده از مواد مخدر سبك، عدم استفاده از انرژي اتمي و از سوي احزاب چپ به دليل طرفداري وي از اقتصاد آزاد، حمايت از مداخله نظامي به بوسني و افغانستان و همكاري با شخصيت هاي ميانه رويي همچون برنارد كوشنر و فرانسيس بايرو مورد انتقاد قرار گرفته است. حالاپس از گذشت چهار دهه مي نويسد: «شايد طرفدارانم و آناني را كه مسحور «انقلاب» هستند نااميد كنم، ولي من رهبر آن انقلاب نبودم. فراموشش كنيد: «مي 68» تمام شده و زير قلوه سنگ ها مدفون شده است، حتي اگر آن قلوه سنگ ها تاريخ ساز بودند و تغييري بنيادي در جوامع ما به وجود آوردند.»
    
     آلن ژيسمار
     در 17 جولاي 1939 در پاريس و از خانواده اي يهودي متولد شد. تحصيلات متوسطه خود را در دبيرستان
    جانسون سالي، بزرگ ترين مدرسه دولتي پاريس، به پايان برد. جايي كه در سال چهارم با آندره سنيك، رهبر آتي اتحاديه دانشجويان كمونيست هم كلاس بود و در مقابل سنيك كه آن زمان هنوز ارتدوكس و طرفدار استالين بود، از استالين انتقاد مي كرد. ژيسمار در طي قيام بوداپست (1959) از خود چهره اي ضد شوروي به نمايش گذارد.
    او پس از اتمام تحصيلات در دوره متوسطه به مدرسه ملي متالورژي و صنعت معدن در نانس رفت و پس از اخذ مدرك در سال 1963 به عنوان استاديار در دانشگاه پاريس مشغول به كار شد. در سال 65 به مقام معاونت دبيركل اتحاديه ملي آموزش عالي، كه در تقابل با حزب ارتدوكس كمونيست فرانسه بود، منصوب و دو سال بعد به دبيركلي اين اتحاديه رسيد. در سوم مي 68 پس از مداخله و ورود خشونت بار پليس به دانشگاه سوربن به صف دانشجويان معترض پيوست.
    ژيسمار در زمان دانشجويي به دانشجويان سوسياليست به رهبري ژان پاپرن، معلم پيشين تاريخ خود در مدرسه جانسون پيوست و پس از آن در سال 1966 با جدا شدن از اين گروه به عضويت حزب سوسياليست هاي متحد درآمد. پس از وقايع سال 68 همراه با بني لوي، سازمان مائوييستي چپ كارگري را بنيان گذاشت. در 22 اكتبر 1970 به اتهام تحريك دانشجويان به خشونت عليه پليس در جريان وقايع جنبش به 18 ماه حبس در زندان فرسنز محكوم شد. ژيسمار حتي پس از آزادي نيز فردي راديكال محسوب مي شد. او يكي از امضاكنندگان مانيفستِ درخواست براي قانوني اعلام كردن مصرف حشيش در روزنامه ليبراسيون بود كه در ژوئن 1976 به چاپ رسيد. با وجود اين روحيه راديكال و سابقه سياسي، در پست ها و مناصب دولتي متعددي، حتي به عنوان مشاور وزير نيز فعاليت كرده است. عضويت در حزب سوسياليست (سال 1986)، بازرس عمومي وزارت آموزش و پرورش (1990)، معاون آندره لايژنل در دولت دوم ميشل روكارد (در وزارت كار و امور اجتماعي)، حضور در وزارتخانه هاي كشور و آموزش و پرورش (در دولت كرسون). ژيسمار همچنين در سال 92 در سمت مشاور معاون نخست وزير در امور آموزش منصوب شد. آخرين سمت ژيسمار نيز از سال 2001 تا زمان بازنشستگي اش در سال 2004، مشاور شهردار پاريس، برتراند دلانو، بوده است.
    اين مائوييست سابق 73 ساله كه حالاروي گوشي آيفون خود اغلب موتزارت گوش مي دهد معتقد است «جنبش در مقام يك انقلاب اجتماعي موفق بود نه به عنوان يك انقلاب سياسي». او همچنين مي گويد: «زماني كه ژنرال دوگل در واكنش به اشغال دانشگاه از سوي دانشجويان به نيروهاي پليس دستور داد با خشونت با آنها برخورد كنند، رهبران جنبش حتي در فكر انقلاب نبودند.» از سوي ديگر متذكر مي شود كه جنبش ماه مي 68 در واقع آغازي بر پايان حزب كمونيست در فرانسه بود «حزبي كه به شدت مخالف چپگرايي جواناني بود كه قادر به كنترل شان نبود. چپگراياني كه موفق شدند اتوريته و تسلط حزب كمونيست فرانسه روي اتحاديه هاي كارگري صنايع بزرگ را از ميان بردارند.» از نظر ژيسمار «جامعه فرانسه در آن تاريخ يك جامعه كاملابسته بود. جامعه اي محافظه كار كه جنگ جهاني، جنگ الجزاير و انفجار جمعيت و هجوم جوانان به سمت دانشگاه ها به آن شوك شديدي وارد كرده بودند.»
    هرچند ژيسمار با اشاره به وضعيتِ خانوادگي و سياسي نيكلاساركوزي و ريشه هاي يهودي ـ مجارستاني وي مي گويد: «بدون حوادث مي 68، آدم مطلقه اي همچون ساركوزي حتي براي شام هم به كاخ اليزه دعوت نمي شد چه رسد به اينكه به عنوان رييس جمهور فرانسه انتخاب شود.»
    
    آلن كريوين
     10 جولاي 1941 در پاريس و در يك خانواده يهودي اوكرايني متولد شد. خانواده وي از مهاجراني بودند كه اواخر قرن نوزدهم و در پي كشتار يهوديان در روسيه به فرانسه مهاجرت كردند. او در زماني كه دانشجوي مدرسه هنر پاريس بود در سال 1956 به جوانان كمونيست (شاخه جوانان حزب كمونيست فرانسه) پيوست. سپس به موازات فعاليت در اتحاديه دانشجويان كمونيست، در رشته تاريخ ادامه تحصيل داد و مدرك كارشناسي ارشد خود را با ژاك دروز گرفت. پس از آن استاديارِ تاريخ در دبيرستان ولتر و سردبير موسسه انتشاراتي هچت شد. او در سال هاي نخست دهه ۱۹۶۰ در شبكه حمايت از جبهه آزادي بخش ملي الجزاير فعاليت داشت و با موضع حزب در مورد الجزاير مشكل پيدا كرد. سپس تروتسكيست شد اما موضع جديد خود را مخفي نگه داشت و به تدريج رفقايي همفكر را كه با سياست هاي محافظه كارانه حزب سر سازگاري نداشتند، حول خود گرد آورد.
    در آوريل ۱۹۶۱ كمونيست هاي جوان اقدام به تاسيس جبهه اي تحت عنوان جبهه دانشگاهي ضد فاشيست كردند كه در مقابل جريان فاشيستي مخوفي موسوم به ارتش سري در فرانسه قد علم كرد. در ژانويه سال ۱۹۶۶ كريوين و همفكرانش ديگر حاضر نشدند با موضع انتخاباتي حزب كمونيست در حمايت از فرانسوا ميتران، كانديداي حزب سوسياليست، كنار بيايند و بالاخره انشعاب كرده و جوانان كمونيست انقلابي (JCR) را تشكيل دادند. در پاييز ۱۹۶۶ JCR همراه دو جريان ديگر جبهه اي براي مبارزه عليه جنگ ويتنام تشكيل دادند. تصويري كه پاتريك سيل و مورين مك كانويل، دو روزنامه نگار غيركمونيست، از آلن كريوين و خصوصيات و وجوه تمايز شخصيتي او به عنوان يك انقلابي ارايه مي دهند، بسيار جالب است: «بيشتر اعتبار و موفقيت JCR در رسيدن به اهدافش مرهون مرد جوان خونسرد و باهوشي به نام آلن كريوين بود. كريوين ۲۷ ساله يك دانشجوي برجسته و ممتاز تاريخ در سوربن بود كه در يك انتشاراتي كتب تاريخي موسوم به هَچِت كار مي كرد كه انقلاب به سراغ او آمد و مجبور شد زندگي زيرزميني را انتخاب كند. او جواني بلند قد با پوستي تيره، خيلي خونسرد و به شدت تاثيرگذار بود. مهم ترين توانايي و خصوصيت او شفافيت زياد، فصاحت و بلاغت فوق العاده و نوعي از رئاليسم بود كه به ندرت نزد سياستمداران افراطي يافت مي شود.»در ژوئن 1968 تشكل جوانان كمونيست انقلابي به دليل فعاليت هاي آن از سوي دولت منحل و آلن كريوين در 10 جولاي بازداشت و زنداني شد.
    كريوين در انتخابات سال 1969 از سوي اتحاديه كمونيست كانديد رياست جمهوري شد كه تنها حدود يك درصد آرا را كسب كرد. پس از تشكيل اتحاديه كمونيست هاي انقلابي در سال 74 به عنوان عضو كميته اجرايي آن تا سال 2006 فعاليت مي كرد. كريوين در سال هاي 2002 و 2007 فعالانه در كمپين انتخاباتي اليور بسان سنوت، چهره جديد اتحاديه كمونيست هاي انقلابي، حضور داشت؛ هرچند كانديداي اتحاديه در نهايت تنها موفق به كسب 4 درصد آراي انتخابات شد. كريوين در سال 2006 از كميته اجرايي اتحاديه كمونيست هاي انقلابي كناره گيري كرد ولي تا زمان انحلال آن در سال 2009 همچنان به عنوان يكي از سه سخنگوي آن باقي ماند. از جمله فعاليت هاي كريوين در سال هاي اخير مي توان به حضور فعال در تشكيل حزب چپگراي افراطي «حزب نوين
    ضد سرمايه داري» در سال 2009 اشاره كرد. حزبي كه نامزد آن فيليپ پوتو در دور اول انتخابات سال 2012 تنها 2/1درصد آرا را كسب كرد.
    
    ژاك سوواژو
     عضو سابق اتحاديه صنفي و متولد 1943 همراه با آلن ژيسمار و دانيل كوهن بنديت يكي از رهبران جنبش دانشجويي مي 68 فرانسه، عضو شاخه دانشجويي حزب سوسياليست متحد و نايب رييس انجمن ملي دانشجويان فرانسه (UNEF) بود كه پس از استعفاي چندماه قبل رييس آن، عملارياستش را برعهده داشت. در روز سوم ماه مي، ژاك همراه با چند صد نفر ديگر از دانشجويان در طي اولين شبِ شورش در محله لاتين (محله اي در پاريس و در ساحل غربي رود سن كه دانشگاه سوربن در آن قرار گرفته) دستگير شد. همزمان با اين دستگيري شهرت او به سرعت افزايش يافت و موجب شد تا همراه با ژيسمار و كوهن بنديت، بتواند نقش مهمي در بيان مطالبات و خواسته هاي جنبش ايفا كند و در روز سيزدهم مي صدها هزار نفر را به خيابان هاي پاريس بكشاند. در ماه جولاي، انجمن ملي دانشجويان با تشكيل جلسه اي سير حوادث و آينده جنبش را مورد بحث و بررسي قرار داد. جلسه اي كه در ادامه و در ماه دسامبر موجب شد تا سازمان دانشجويان به چندين شاخه تقسيم شود. در سال 69 ژاك سوواژو به رياست انجمن انتخاب شد ولي اين رياست دو سال بيشتر دوام نياورد و او در سال 71 پس از شكست در انتخابات بعدي ابتدا از اتحاديه و سپس از حزب سوسياليست متحد كناره گيري كرد. او با كناره گيري از دنياي سياست، به مدرسه هنرهاي زيبا در نانس رفت و به عنوان استاد تاريخ هنر مشغول به تدريس شد. سوواژو همچنين بين سال هاي 1983 تا 2009 مدير منطقه اي دانشكده هنرهاي زيبا در رن بوده است. كتاب ها و تاليفات سوواژو نيز پس از جنبش و بين سال هاي 1970 تا 2010 مربوط به رشته حرفه اي او و درباره هنر و تاريخ هنر بوده است و تنها براي كتاب «در قلب كشمكش هاي دهه 60: دانشجويان سوسياليست متحد: وعده يك اتوپيا؟ » كه در سال 2010 به چاپ رسيد، مقدمه نوشته است. در حالي كه در سال 68 دو جزوه يكي به تنهايي و ديگري با همكاري ژيسمار و كوهن بنديت با نام هاي «راهنماي كنش، بروشوري تنها براي دانشجويان و كارگران» و «دانشجو مي شورد، رهبران حرف مي زنند» از وي و ديگر رهبران جنبش منتشر و پخش شده بود، سال هاي پس از جنبش براي رهبر سابق به سختي طي شدندو تمامي درخواست هايش براي شغل تدريس رد شد. ژاك پيش از به دست آوردن كرسي تدريس در مدرسه هنرهاي زيبا، در روستاها به عنوان كارگر مشغول به كار بود. پس از آن نيز فقط در سازمان هاي محلي به كارهاي اجتماعي و سياسي مي پرداخت و حتي از حضور در برنامه هايي كه براي يادبود و گراميداشت جنبش مي 68 برگزار مي شد، خودداري كرده است.
    پي نوشت:
    1- انقلاب 1968 فرانسه؛ ترجمه حسين بخشنده؛ 1381، ص 35.
     2- انقلاب 1968 فرانسه؛ ترجمه حسين بخشنده؛ 1381، ص 21 و 22.
    «مي 68» را فراموش كن!
    


 روزنامه شرق، شماره 1521 به تاريخ 17/2/91، صفحه 11 (جهان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1265 بار
    



آثار ديگري از "رضا آقازاده"

  دوئل آمريكايي / خوب، بد، زشت انتخابات ايالات متحده آمريكا
رضا آقازاده، شرق 9/6/91
مشاهده متن    
  خوشه هاي خشم / ريشه هاي نارضايتي در جامعه اسراييل
رضا آقازاده، شرق 29/4/91
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله مكانيك سيالات كاربردي
شماره 1 (پياپي 1201)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است