|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق91/4/20: استوديوي من خاك مي خورد
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1573 20/4/91 > صفحه 9 (موسيقي) > متن
 
      


استوديوي من خاك مي خورد
روزهاي سخت تورج شعبانخاني، آهنگساز

نويسنده: اميرحسين فخر

گاهي انسان ها پا در راهي مي گذارند كه اگر به عقب برگردند شايد آن را تكرار نكنند. تورج شعبانخاني، آهنگساز و همراه ديروز فريدون فروغي، امروز زياد روبه راه نيست. وضع مالي خوبي ندارد، بيمار است و بيمه هم نيست. او كه روزگاري از آهنگسازهاي پركار ايران بود، امروز در۶۰ سالگي براي امرار معاش خود دچار مشكل است. دفعه پيش كه با او ديدار كردم، مي گفت ما در ايران مانديم. براي چه؟ به خاطر مملكت مان، چون متعلق به اين آب و خاكيم» اما اين بار حرف هايش فرق كرده بود... .
     از شعبانخاني مي پرسم نخستين كارتان را كي انجام داديد؟ پاسخ مي دهد كه در ۱۹ سالگي و براي فيلمي به نام «آدمك» كه «خسرو هريتاش» كارگردان آن بود و با صداي فريدون فروغي پخش شد: «اين نخستين كارم بود كه ترانه اش را هم خودم سروده بودم. بين سال هاي ۵۰ تا ۵۲ وارد عرصه آهنگسازي شدم و تا پيش از انقلاب حدود ۱۸۰ ترانه و چهار موسيقي فيلم ساختم.» از او درباره تنظيم آهنگ مي پرسم، مي گويد: «كار تنظيم مي كردم ولي الان نمي كنم. مثلاآدمك را خودم تنظيم كردم، ولي ترجيح مي دهم تنظيم كننده، اين كار را انجام دهد چون تخصص من بيشتر در ترانه سرايي و ملودي سازي است. وقتي تنظيم آهنگ هايم را كسي انجام دهد كه خط فكري اش با من يكي باشد، كار بهتر از آب درمي آيد.»
     شعبانخاني از دوستان قديمي فريدون فروغي است و دو تا از كارهاي اين خواننده بزرگ را آهنگسازي كرده است. او را به ياد فريدون انداختم، از اينكه او ديگر زنده نيست ناراحت است، خاطراتش با او را به ياد مي آورد: «فريدون غير از اينكه همكارم بود، رفيق من هم بود، خانه فريدون با ما صد متر فاصله داشت و در خيابان «گلبرگ» نارمك بوديم. «بابك بيات» هم در خيابان دردشت بود كه او را هم زياد مي ديدم. فريدون خيلي اهل دل بود؛ حيف شد رفت. تا وقتي زنده بود من كار موسيقي نمي كردم، چون در دهه ۶۰ و ۷۰ موسيقي پاپ را تنها عده اي از آدم هاي خاص اجرا مي كردند و دست ما بسته بود. دهه ۸۰ كه موسيقي پاپ دوباره رونق گرفت من هم كار را شروع كردم و در دوره جديد فعاليتم حدود صد آهنگ براي ترانه هاي پاپ ساختم.»از او مي پرسم كدام كار فريدون را بيشتر دوست داريد، مي گويد: «آدمك، چون ملودي با صداي فريدون خيلي خوب از آب درآمد، آدمك هم نخستين كار من و هم نخستين كار فريدون بود.»
     شعبانخاني با «فرهاد مهراد» هم رابطه صميمانه اي داشته است. از او خواستم كه ما را به آن روزها ببرد: «خانه خواهر فرهاد طرف ميدان گلها و خانه «اردلان سرفراز» هم در همان نزديكي ها بود. اردلان را زياد مي ديدم، يا من خانه اش بودم يا او پيش من بود. فرهاد هم زياد به اردلان سر مي زد؛ اين طور شد كه با هم آشنا شديم. حدود سه سال، من و فرهاد و اردلان شب و روزمان يكي بود. عقايد فرهاد را خيلي مي پسنديدم، فرهاد يك هنرمند بالفطره بود، اگر كسي ۱۰ دقيقه پيش او مي نشست و با او حرف مي زد، مي فهميد كه اصلامتعلق به اين دنيا نيست. آدم خاصي بود، ساعت چهار نيمه شب گيتار دست مي گرفت و آواز مي خواند. بعد از مرگ فرهاد حس كردم كه نوبت ما هم مي رسد.»انگار شرايط امروزش را با سال هاي آخر زندگي فرهاد يكي ديد، به صحبتش ادامه مي دهد: «وضع مالي ام چندان خوب نيست، چون كار زياد نيست، مزد كار ما را هم خُردخُرد مي دهند، چون جوان هاي تازه كار هم ندارند كه يكباره چند ميليون هزينه كنند. جواني كه خواننده است و بايد خودش در كار سرمايه بگذارد، يا دانشجوست يا نان خور پدر، اينها كه سرمايه دار نيستند. از طرف ديگر بازار آنقدر خراب شده كه كسي حاضر نيست سرمايه گذاري كند. بازار موسيقي خوب نيست.»شعبانخاني از نهادهاي فرهنگي و هنري كشور گلايه دارد: «ما جايي داريم به نام خانه موسيقي، اين خانه موسيقي براي من كه عمري در اين حوزه فعال بودم چه کار كرده است كه بخواهد براي جوان ترها بكند؟ همسرم مي گفت برو خانه موسيقي، بگو بيمه نيستم؛ من بروم چه بگويم، بگويم بيمه ام كنيد؟!» باز هم حرف داشت: «هنرمند در ايران اگر چهار ستون بدنش به هم بريزد، خانواده اش بايد بيفتند به گدايي. موسيقي فكر راحت مي خواهد.»او از شركت هاي پخش موسيقي به شدت گلايه مي كند و مي گويد: «شركتي كه پخش مي كند بايد خرج كار را بدهد، ولي افسوس كه همه هزينه ها را هنرمند مي دهد و سود كار نصيب شركت ها مي شود؛ شركت هايي كه به اشخاصي خاص وابسته اند. صاحبان برخي از اين شركت هاي پخش اصلابه هنر اهميت نمي دهند، فقط دنبال پول اند. آنها حتي پول جلد سي دي ها را هم نمي دهند. شايد در نهايت مبلغ خيلي كمي به هنرمند بدهند. كار پخش سي دي كلاف سردرگمي است، قوانين درستي هم وجود ندارد.»
    استوديوي من خاك مي خورد / روزهاي سخت تورج شعبانخاني، آهنگساز
    


 روزنامه شرق، شماره 1573 به تاريخ 20/4/91، صفحه 9 (موسيقي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 148 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
پژوهشنامه زبان و ادبيات روسي
شماره 2 (پياپي 13)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است