|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق91/4/20: «اليور استون»، كارگردان «وحشي ها»: «اوباما» توانايي مقابله با مشكلات را ندارد
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3470
سه شنبه 18 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1573 20/4/91 > صفحه 10 (سينماي جهان) > متن
 
      


«اليور استون»، كارگردان «وحشي ها»: «اوباما» توانايي مقابله با مشكلات را ندارد


نويسنده: مايكل هوگان
مترجم: رهام سجادي
منبع: هافينگتون پست

«وحشي ها»ي «دن وينسلو» يك رمان پر از خشونت در مورد دو جوان دلال مواد مخدر در ساحل لاگونا و دوست مشترك شان است كه وقتي كارتل هاي مواد مخدر مكزيك تجارت آنها را هدف قرار مي دهند، در منجلابي از مشكلات مي افتند. البته اين رمان آنقدرها هم ادبي نيست ولي سوالات آزار دهنده زيادي را در مورد جنگ با مواد مخدر و اثرات مخربش بر هر چيزي كه ما دوست داريم، مطرح مي كند. وقتي اليور استون، نفر اول فيلمسازهاي تندرو آمريكا، اعلام كرد كه قصد دارد از روي رمان فيلمي براي كمپاني يونيورسال پيكچرز بسازد، كاملاروشن بود كه يكي از اين دو اتفاق مي افتد: يا به داستان مي پردازد يا فيلم را سياسي مي كند. خوشبختانه او گزينه اول را انتخاب كرد. تايلور كيچ، آرون جانسون و بليك لايولي قهرماناني هستند كه در ساحل مي گردند و به تن خود كرم ضدآفتاب مي زنند و وقتي اتفاقاتي وراي حد تسلط شان پيش مي آيد، به ناچار ارزش هاي شخصي خود را تغيير داده و با آنها مواجه مي شوند. در عين حال سلما هايك، بنيتسيو دل تورو و جان تراولتا در رقابتي تنگاتنگ براي مشخص كردن بي رحم ترين نقش منفي در هر دو طرف مرز آمريكا صحنه ها را به خاك و خون مي كشند. ولي خيال تان راحت باشد: سياست هنوز در پس زمينه فيلم هست و اتفاقات را در هر لحظه به پيش مي راند. اگر مواد مخدر غيرقانوني نبود، به اين اندازه خطرناك نمي شد. اگر اين همه خطر نبود، اين همه پول و خشونت هم در كار نبود. اگر اين همه پول و خشونت هم نبود، اين فيلم هم نبود. اليور استون در مورد اين كنش ها و واكنش ها از هر فيلمساز آمريكايي بيشتر آگاه است. هر چه باشد او در 36سالگي اش فيلمنامه «صورت زخمي» را نوشته است. او همچنين يك مستند جنجالي در سال 2009 در مورد «هوگو چاوز» و بقيه رهبران آمريكاي جنوبي كه در تجارت، سياست مالي، مبارزه عليه مواد مخدر و ساير قضايا عليه آمريكا مقاومت كرده اند، ساخته است. استون در اين گفت وگوي تلفني با «هافينگتون پست» در مورد فيلمش و اتفاقاتي كه در به وجود آوردن آن نقش داشته اند، صحبت كرده است.
    
    اولين واكنش تان پس از خواندن كتاب چه بود؟
    مرا خيلي تحت تاثير قرار داد. دن وينسلو به خوبي از پس خلق دنيايي جديد در رمانش برآمده است. دنيايي امروزي بود، زيرا به باندهاي قاچاق مكزيكي مي پرداخت كه به دلالان مستقلي كه در كاليفرنيا به صورت قانوني مواد مخدر توليد كرده، تعدي مي كنند. من در هيچ كتابي اين دنيا را نديده ام. فكر مي كنم افراد جوان نماينده نسل جديد و نوع جديدي از تفكر هستند و بعد البته آنها در برابر كساني كه منافع تجاري در اين كار داشتند قرار مي گيرند. اگر قوانين مربوط به مواد مخدر اين طور نبود، آن منافع هم در كار نبود.
    
    كتاب بيشتر اعتراضي به جنگ با مواد مخدر بود ولي شما در فيلم كمي محتاطانه با مساله برخورد كرديد. آيا اين كار عمدي بود؟
    در يك كتاب، حتي اگر به شيوه پست مدرن نوشته شده باشد، شما مي توانيد به فلسفه بپردازيد، در مورد اقتصاد نظر بدهيد و به جنگ با مواد مخدر اعتراض كنيد. در فيلم، شما شش شخصيت داريد و دو ساعت بيشتر زمان نداريد. خط داستان مشخص و فشرده است. در حقيقت آنقدر فشرده كه مجبور به حذف شخصيت هايي مانند مادر از كتاب شديم. او شخصيت خوبي بود و «اوما تورمن» خوب بازي اش كرد. صحنه ها خوب بودند ولي زمان نداشتيم. ما در فيلم يك هدف داريم، ما از خط شروع عبور مي كنيم و مثل يك مسابقه اسب دواني به سرعت مي تازيم.
    
    چه كسي به اوما تورمن زنگ زد و گفت ديگر در فيلم نيست؟
    او خيلي راحت متوجه شد، چون مادر در روند فيلم واقعا نقشي نداشت. ما شخصيت اسپين را كه «اميل هيرش» نقش او را بازي مي كرد، هم حذف كرديم. چندين شخصيت حذف شدند. دن وينسلو خودش در اين تصميم گيري ها شركت كرد. درست است كه در طول كار اختلاف نظر وجود داشت ولي او جزو تيم بود و فكر مي كنم متوجه محدوديت هاي فيلمنامه نويسي و تاثيرش شد.
    
    پس فيلم و كتاب كاملابا هم فرق دارند.
    درست است، متفاوت هستند. البته اين بحث ادامه دارد ولي من معتقدم كه مقايسه فيلم و كتاب با هم بي فايده است. چون ذهن حين خواندن كتاب و ديدن فيلم عملكرد متفاوتي دارد.
    
    فكر مي كنيد تبهكاران واقعي در جنگ با مواد مخدر چه كساني هستند؟
    من فكر مي كنم از اولش هم اشتباه بود كه شروعش كرديم و نبايد به آن يك جنگ مي گفتيم. من به ياد مي آورم كه «نيكسون» در دوره اول رياست جمهوري اش در سال 1971 جنگ را شروع كرد و اعلان جنگ دادن اشتباه بزرگي بود. اين عبارت وضعيت را بدتر كرد. اولش يك عمليات صدميليون دلاري كوچك بود. ولي حالانيروي مبارزه با مواد مخدر بودجه اي حدود 25 تا 30ميليارد دلار دارد و زندان ها هم مملو از قربانيان به دام افتاده است. اين جنگ بي شباهت به جنگ آمريكا در عراق، ويتنام و افغانستان نيست. مخصوصا در مكزيك كه اوضاع با فرستادن شبه نظاميان مان براي مبارزه با مواد مخدر وخيم تر شده است. الان يك مساله مهاجرتي و امنيتي است، و به تروريسم هم در حال نزديك شدن است. ما اين فرانكشتاين را درست كرديم، همان طور كه هميشه از روي ترس مان اين كار را مي كنيم و حال اين مشكل تبديل به غولي بي شاخ و دم شده است. بياييد رنجي را كه بر دوش جمعيتي از ما زنداني شده برداريم. طبق آمار ما بيشترين جمعيت زنداني در دنيا را داريم كه از روسيه و چين هم بزرگ تر است و اين براي من تكان دهنده است كه شما مردم را براي داشتن ماري جوآنا به زندان مي فرستيد، و از آنها خلافكاران واقعي مي سازيد. بعد آنها را از زندگي در جامعه معمولي منع و زندگي آنها را خراب مي كنيد. بيشتر اين افراد سياهپوست هستند كه خود مساله ديگري است.
    
    در فيلم «جان تراولتا» كه نقش يك مامور فاسد مبارزه با مواد مخدر را دارد به دلالان مي گويد كه مواد در چند سال بعد قانوني مي شود. فكر مي كنيد كه آمريكا ماري جوآنا را قانوني مي كند؟
    خب كاليفرنيا اين كار را انجام داده ولي جو پرتنشي در نظام فدرال هست. باراك اوباما گفت به اين مساله عارض نمي شود و بعد عارض شد. او نظرش را تغيير داد و ما در اين گم گشتي هستيم كه ماري جوآنا را، كه براي بيماران ارزش پزشكي دارد، در كجا به صورت قانوني بكاريم. ولي اين مساله دوباره سياسي شده است. من مطمئن هستم كه «رامني» راه هاي ديگري را انتخاب مي كند. پس اين مهم است كه جان تراولتا درباره اش چه مي گويد؟ آن طور كه او مي گويد، وضعيت سيال و متغير است. مثل اين است كه ما بهترين نوع ماري جوآنا را مي كاريم ـ ما كارمان درست است ـ و اين كار را در طول زمان از طريق آزمون و خطا ياد گرفته ايم. ما بهترين نوع محصول را درآورده ايم. درود بر كامپيوتر! درود بر شركت اپل! درود بر كاليفرنيا! پس چه قانوني باشد و قانوني توزيع شود و چه قانوني نباشد، براي مردم پول مي آورد، زيرا بهترين نوع است. اگر قانوني نباشد پول بيشتري درمي آورد. اگر قانوني داراي ماليات باشد، پول كمتري دارد. ولي بيشترين پول در خارج از كشور مبادله مي شود. آنها بي هيچ شك و شبهه اي از دسترس قانون به دور هستند. آنها خارج از قانون هستند.
    
    آيا آرزو داريد كه اوباما بيشتر شبيه «هوگو چاوز» و بقيه رهبران آمريكاي جنوبي كه در فيلم مستندتان «در جنوب مرز» به تصوير كشيديد، باشد؟
    البته. او از نيازهاي مردم جهان سوم و اتفاقات آمريكاي جنوبي آنقدر بي اطلاع است كه براي من حيرت آور است. منظورم اين است كه در اول علامات خوبي نشان داد، و بعد در لحظه اي كه در سال 2009 كودتاي هوندوراس اتفاق افتاد، آمريكا هيچ شجاعتي براي مقابله با آن زورگويان نشان نداد. آنها اجازه دادند كه آن رييس جمهور تازه به كار خودش ادامه دهد و هوندوراس تبديل به جهنم شد. آن كشور حالامثل السالوادور، يك شريك جرم در جنگ با مواد مخدر است. ما اصلاح طلبان را در السالوادور و نيكاراگوئه به دور نگه داشتيم، ما نظام هاي اصلاح طلب در آمريكاي جنوبي را تخريب كرده يا با همكاري با طبقه مرفه و ياران راستي شان براي بردن از طريق كودتا و فشار اقتصادي و امثال آن به تخريب شان كمك كرديم.
    
    فكر مي كني اين كم كاري از طرف اوست؟ واضح است كه او علاقه اي به تعقيب قانوني كشت كاران ماري جوآنا ندارد؟
    نه، شما مي توانيد اوباما را سرزنش كنيد ولي او كارهاي هوشمندانه اي انجام داده است. كار آخرش در مورد مهاجرت را تحسين مي كنم. او هوشش را دارد، ولي مايل به روبه رو شدن با مشكلات واقعي نيست. من فكر مي كنم كه مشاوران بدي دارد. گذاشتن «هيلاري كلينتون» در وزارت خارجه كمكي نمي كند. وقتي شما «رابرت گيتس» در وزارت دفاع و «جيمز استينبرگ» در وزارت كشور را ابقا مي كنيد در واقع نظام قبلي را ادامه مي دهيد. آنها مخالف هرگونه نظام و حركت اصلاح طلب در آمريكاي جنوبي هستند.
    
    به فيلم برگرديم. سلما هايك بازي خوبي را ارايه مي دهد. كار كردن با فيلمنامه اي كه نقش منفي زن قدرتمندي دارد چگونه بود؟
    خب، او فقط يك نقش منفي نيست، قلب خوبي هم دارد. همان طور كه مي دانيد نقطه ضعف هم دارد. ولي سلما در تغييرات فيلمنامه شركت داشت و در مورد نقشش خيلي كمك كرد. او مثل بليك چالش برانگيز بود. اين دو زن در فيلم خيلي قوي بودند. آنها هر دو در اصلاح و بازنويسي فيلمنامه نقش داشتند.
    
    با وجود دلالان مواد مخدر به عنوان قهرماناني كه قرار است با تماشاگر ارتباط برقرار كنند، واقعا داريد به خط قرمز نزديك مي شويد.
    براي همين است كه فكر مي كنم بليك ما را به آن سفر جالب مي برد. اگر او «دختري با خالكوبي اژدها» بود، من چنين احساسي نداشتم.
    
    «اليور استون»، كارگردان «وحشي ها»: «اوباما» توانايي مقابله با مشكلات را ندارد
    


 روزنامه شرق، شماره 1573 به تاريخ 20/4/91، صفحه 10 (سينماي جهان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 90 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله گزارشات بيوتكنولوژي كاربردي
شماره 1 (پياپي 601)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است