|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق91/4/20: قصه هاي ضد جنگ و فن سايه
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3474
يك شنبه 23 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1573 20/4/91 > صفحه 11 (تئاتر) > متن
 
      


قصه هاي ضد جنگ و فن سايه
چهاردهمين جشنواره بين المللي تئاتر عروسكي تهران- مبارك

نويسنده: رضا آشفته

جشنواره تئاتر عروسكي تهران- مبارك
    پنج روز متوالي در تهران برگزار شد. اين جشنواره برخلاف تمام دوره هاي قبلي خود به اختصار در توليدات، ايجاز در زمان، صرفه جويي در هزينه ها، حذف بولتن و سمينار و كم شدن تعداد كارگاه هاي آموزشي برگزار شد. البته هدف خير پشت اين قضيه است كه خانه تئاتر عروسكي بنا شود. براي آنكه گروه ها و نمايشگران عروسكي پاتوق ثابتي براي مراودات و انجام امور اداري و برگزاري جشنواره خود داشته باشند. البته تا آنجايي كه امثال من مي دانند بودجه هاي عمراني از محل جداگانه اي تامين مي شود و اختصار و صرفه جويي در بودجه برگزاري جشنواره چهاردهم تئاتر عروسكي تهران- مبارك كه از همان آغاز هم روال بين المللي داشته و امروز يك جشنواره شناخته شده در سطح دنياست، منطقي به نظر نمي رسد. در جشنواره امسال فرصتي شد تا تعدادي كار ببينم شايد با مرور اين آثار بشود يك ارزيابي نسبي از جشنواره امسال به دست آورد.
    
    هولستومر
     از بلاروس نمايش «هولستومر» نوشته و كار روسلان كوداسف اجرا شد كه برگرفته از قصه كوتاهي از «لئون تولستوي» بود. اين نمايش در تالار قشقايي اجرا شد. در آن سرگذشت يك اسب به ظاهر زشت به نمايش درمي آمد؛ اسبي كه لياقت، استحقاق و استعداد خيلي از چيزها را دارد اما توسط انسان ها تمام زيبايي و توانايي هايش ناديده انگاشته مي شود و به اشتباه و به دليل ظاهر زشت، اسب مورد ظلم و جور واقع مي شود. حالااسب مرده و او را به بهشت راه نمي دهند. اما اسب به روايت دردها و رنج هاي وارد بر خود براي گماشتگان در بهشت مي پردازد. او در حقانيت خود موفق مي شود و آنان مي پذيرند كه اسب هم پس از مرگ بايد به جاي درخور توجهي پا بگذارد. نمايش تكنيك تلفيقي داشت؛ عروسك باتومي، تن پوش و عروسك سايه اي كه هر كدام در تلفيق با حضور زنده بازيگر به اجرايي در خور تامل مي رسيد. اسب ابتدا به شكل انسان كه همان روح اسب است، نمايان گر مي شد. بعد اسب در حالت باتومي و در داخل اسطبل نمايان مي شد. اين اسب لحظاتي را داشت كه در آن سرعت و پرش به نمايش درمي آمد. در اينجا تكنيك سايه به خدمت گرفته مي شد. يك چرخ گردان مقابل دايره سايه اسب قرار مي گرفت و عروسك گردان چرخ را به حركت درمي آورد، انگار اين اسب است كه با شتاب پيش مي تازد، يا لحظاتي كه اسب دچار كابوس و خيال مي شد باز هم از تكنيك سايه استفاده مي شد. به عبارتي سايه در خدمت اجرا قرار مي گرفت تا لحظاتي از نمايش را به زيبايي منعكس كند. در جاهايي نيز دو دست درون يك لباس و يك جفت كفش هم زير آن قرار مي گرفت. اين به نشانه يك آدم بود كه با آدم ديگر وارد گفت وگو مي شد يا با اسب سروكله مي زد. گاهي هم اسب را شكنجه مي كردند؛ اسب بيچاره اي كه آلت دست اين و آن مي شد تا هرچه بر او روا مي دارند تا پاي جان پذيرا باشد. اصلااين شيوه تلفيقي حس و حال لازم را از حالت حيواني خارج مي كرد و كاملابه مسايل انساني تعميم مي يافت. در اينجا مفهوم برد گي و استثمار انسان ها كه از آن نوعي حيوان مي سازند و هر چيزي را بر آنان تحميل مي كنند، تداعي و تلقين مي شد. چنانچه عروسك گردان و بازيگر نقش اسب به گريه مي افتاد و اين گريه را با خود به رورانس هم مي آورد؛ حس درستي كه حكايت از درد جانكاه وارد بر مظلومان مي كند. نام لئون تولستوي كافي است كه اين نمايش را جدي بگيريم و اجراي درست گروه بلاروسي هم ما را ترغيب مي كرد كه باورمان بشود يك گروه عروسكي با 50سال سابقه كاري مي خواهند شگفتي ساز باشند.
    
    آتش بس
     از ايران هم نمايش «آتش بس» نوشته و كار «فرناز بهزادي» درخور توجه بود. نمايشي ضدجنگ كه در آن عروسك گردانان لباس نيروهاي حافظ صلح سازمان ملل متحد را بر تن كرده بودند. اين خود پارادوكس عجيبي را در صحنه دامن مي زند چون آنها سربازاني را هدايت مي كردند كه آدم هاي بي گناه را به كشتن مي دادند. نمايش سه اپيزود به هم پيوسته داشت. در اولي يك كودك خردسال بازي اش اسباب بازي هاي جنگي است. اين خود مي تواند سرآغاز خطرناكي براي پرورش يك انسان براي رفتن به سمت جنگ باشد. چنانچه او گلدان ها را از روي ميز مي اندازد و مي شكند. در اپيزود دوم، يك چوپان به دليل حمل يك صندوق خالي به دست نيروهاي متخاصم كشته مي شد. در سومي هم يك جوان با چشمان بسته تيرباران مي شد و از محل كشته شدنش درختي سبز و تنومند مي روييد. وقتي پيرمردي مي خواهد درخت را قطع كند از تنه اش خون مي چكد، صداي ناله اي ممتد هم شنيده مي شود و او اين كار را نمي كند و درخت را مقدس مي داند. اجراي آتش بس متكي به شيوه عروسك هاي روي ميزي (تاب تيبل) بود. عروسك گردانان در كنار ميز مي ايستند و عروسك ها را به حركت درمي آورند و با صداسازي من درآوردي سعي بر القاي ديالوگ دارند. در اصل نمايش بي كلام است و عروسك ها به منظور القاي مفاهيم و ايجاد موقعيت طوري گردانده مي شوند كه مخاطب را به باوري درست از نمايش و موقعيت ها برسانند. در اپيزود اول عروسك بچه با اسباب بازي هاي معمولي كه هر بچه اي در اختيار دارد، به بازي گرفته مي شود. بعد يك آدم بزرگ كه گلدان مي آورد اما اين تغيير در خانه و بوي خوش گُل به مذاق كودك خوش نمي آيد. انگار او يكي از اين سربازاني است كه در اپيزودهاي بعدي گمارده مي شود تا به جان مردم بي گناه بيفتد. شايد نشان دادن دوباره ويديو از جنگ كمكي به حس و حال موجود نداشته باشد. يعني همان سه اپيزود با ايجاز كارآمد و لازم تاثيرگذارند و از پرداختن به حواشي و پخش فيلم كه به انحراف محتوا دامن مي زند، بهتر است پرهيز شود. چون نمايش مستقلابيانگر حالت جنگ و القاي بي رحمي ها و شقاوت هاي ناشي از آن است. يعني موقعيت جنگي اصلابا ترحم و خوشايند نيست و اين همه را به نابودي سوق مي دهد.
    
    روز دوست داشتني
     همچنين نمايش «روز دوست داشتني» نوشته و كار «گالاكاندلاكي» از گرجستان كه به شيوه سايه و براساس ساخت عروسك سايه با فيگورهاي دست است، اجرا شد؛ نمايشي موزيكال كه تا حد زيادي موفق بود اما چون مخاطب ايراني عادت به گوش دادن و ديدن نمايش هاي موزيكال ندارد در ميانه راه از آن خسته مي شد. گروه گرجي در هر لحظه تصاوير ناب و خيره كننده اي را با هنر دست ها مي آفريد. خرس، گوريل، خرچنگ، زرافه، فيل و... حالانوازندگي پيانو و آوازخواني را هم به دايره خلاقيت هاي اين گروه اضافه كنيد. همين طوري احساس مي كنيد كه دست هاي گرجي ها بسيار شگفتي ساز بوده اند.
    در تكنيك سايه مهم خلق تصاوير گوياست. در اينجا هم سعي مي شود در پس پرده سفيد تصاوير گويايي خلق شود. يك خرس كه آواز مي خواند و با صداي بم و خرس ديگري آوازخواني او را با صداي زير تكميل مي كند. حركات بدن خرس كاملامشهود است. يعني نحوه خم و راست شدن، راه رفتن، حرف زدن و آوازخواني اش كاملاگوياست. اين موفقيت و خلاقيت هنري گروه گرجي را اثبات مي كند. مهم تر از آن موسيقي است كه به طور پلي بك پخش مي شود. حالاكار واقعا سخت تر مي شود چراكه اين تصاوير بايد با موسيقي ميكس بشود. يعني حركات بايد گوياي رفتاري معمولي و طبيعي باشد. هر لحظه هم اتفاقي را موجب بشود. حتي اين تركيب تا پايان نمايش و اجراي برنامه رورانس نيز تداوم مي يابد. پس قرار نيست تماشاگر بي خيال اين گروه بشود و در اينجا آنان كه كم حوصلگي كرده و تالار را ترك كرده اند متضرر شده اند. بالاخره اين هم تكنيك و شيوه اي است كه با زحمت و تمرين بسيار به نتيجه رسيده است. برآيند نهايي آن نيز مثبت است، چون همه چيز با خلاقيت هنري توام است. در اين نمايش نوع سايه سياه و سفيد تداعي مي شود، چون دست ها نه طلقي اند و نه با تابيدن نور امكان رنگي شدن شان وجود دارد. اما اين سياه بودن به خصوص در لحظاتي كه يك شخصيت بيشتر در صحنه وجود ندارد كمي فضا را دچار اختلال تصويري و تركيبي مي كند. انگار كه چيزي كم باشد. در اينجا احساس مي شود وجود برخي از عروسك هاي رنگي براي ايجاد فضا نياز است. با اين اوصاف نمايش تامل برانگيز است. كمي زمان اجرا طولاني شده بي آنكه گروه توجه داشته باشد كه خيلي زياد به تكنيك خود اميدوار بوده است. بنابراين نمايش تا جايي بسيار زيباست و پس از آن عادي مي شود.
    
    دو اثر آلماني
    از آلمان هم توسط «آندرياس بلاشكه» دو نمايش اجرا شد كه اصلاتعريفي نداشت. شيوه خيمه شب بازي و عروسك دستكشي در آن به كار آمده بود اما اجراها خيلي معمولي بود و زبان آلماني هم مانع از تداوم يك ارتباط منطقي و قوي مي شد. در سال هاي گذشته و از كشورهاي ايتاليا و انگليس نمايشگران خيمه شب بازي به اين جشنواره آمده اند كه با توجه به يك نفره بودن اجرا و داشتن زبان بازهم به ارتباط و تاثير رسيده اند. اين ديگر وظيفه بازيگر و عروسك گردان است كه بتواند حوصله و تامل تماشاگرش را برانگيزد كه پاي كار تا پايان بنشيند و ضمن لذت بردن معنوي، بتواند به نتايج لازم نيز دست يابد. متاسفانه اين عروسك گردان فقط در لحظاتي اندك موفق مي شد جلب نظر كند و انگار اصلابه تماشاگر توجهي نداشت. گويي براي تالار خالي يا خلاداشت عروسك ها را به بازي مي گرفت. انگار يك تمرين بود كه لحظات خوبي هم در آن اتفاق مي افتاد. پس به ناچار تماشاگر تالار را ترك مي گفت. با اين حساب آوردن اين گروه هم در شان يك جشنواره بين المللي نبود.
    
    درفش كاوياني
    «درفش كاوياني» درخور يك جشنواره بين المللي نبود. اول اينكه «زهره بهروزي نيا» بارها كارهاي درخور تامل در كارنامه اش داشته و اين نمايش در حد و اندازه كارهاي قبلي اين كارگردان نوجو و خلاق عروسكي نيست. ثانيا به لحاظ مخدوش بودن متن و در عين حال آوردن عروسك مبارك كه دليلي براي وجود آن يافت نمي شد، اجرا لطمات زيادي مي خورد. هر چند نمايش بهروزي نيا فقط عروسك هاي زيبايي را به خدمت گرفته بود اما متن بسيار مخدوش و پراكنده بود. احساس مي شد كه بايد نويسنده ا ي آن را دوباره نويسي كند. داستان همانا برگرفته از زندگي ضحاك و قيام كاوه آهنگر و پادشاهي فريدون بود. اين داستان بسيار زيباست. متاسفانه بهروزي نيا نتوانسته از آن يك متن در خور تامل و زيبا را براي اجراي عروسكي تنظيم و برداشت كند. اصلامعلوم نبود كه شخصيت اصلي كيست؟ فريدون، ضحاك، يا كاوه؟! اصلاانگيزه زن بودن عروسك گردان ها معلوم نبود چرا كه تاكيدي هم بر حضور زنده آنها (در مقام بازيگر) مي شد. مثلامريم معيني نقش كاوه و مبارك نقش پسرش را بازي مي كرد. يعني عروسك مبارك توسط او خلق مي شد. به نوعي حكايت پينوكيو و پدر ژپتو كه كاملابا اجراهاي اسطوره اي ايرانيان بيگانه بود. اينها نكته هاي لاينحلي است كه بلاتكليفي متن را در حد بالاو بارزي عيان مي كند كه اصلابه ناكجا و تركستان هم راه نمي برد. در حالي كه داستان ضحاك و نبرد و قيام كاوه و فريدون در برابر اين ظلم و جور پادشاه تازي بسيار خواندني و ديدني است.
    
    مَلي
    نمايش «افسانه زماني» به نام «مَلي» هم بيشتر يك نمايش ايراني است كه در تركيب با عروسك آفريده شده؛ نمايشي عامه پسند و نيمه موزيكال كه در جذب مخاطب بسيار موفق است. البته قلم و موسيقي هنگامه مفيد هم در جان گرفتن اين نمايش بسيار موثر بوده است. شايد بهتر باشد اين نمايش در جشنواره آييني و سنتي اجرا شود چراكه ميزان مشاركت عروسك در آن ناچيز بود. همان طور كه هر گردي گردو نيست، وجود هر عروسكي هم بي گدار نمايش را تبديل به يك درام نمايش عروسكي نخواهد كرد. يعني بايد دلايل موجهي هم باشد كه بپذيريم فضا كاملاعروسكي است. در حالي كه در نمايش مَلي رابطه يك رقاص مرد زن پوش با كلفتي در يك خانه عياني و عشق ورزي آنان مدنظر است. حالابه تناسب عروسك هايي هم به كار گرفته شد ه اند كه اين زياد دلالتي بر يك فضاي عروسكي نمي كند. حتي با حذف عروسك هم نه تنها زياني به فضا نمي خورد كه حضور زنده بازيگران كمك زيادي به القاي يك فضاي قدرتمندتر خواهد كرد. وقتي كاركرد عروسك به زيان است، استفاده از آن راهگشا نيست. اينكه بخواهي باشي، چندان منطقي نيست. در حالي كه افسانه زماني در همكاري با هنگامه مفيد نمايش دختران باغ قالي را سال گذشته اجرا كردند كه يكي از بي نظيرترين نمايش هاي عروسكي براي نوجوانان به شمار مي آيد.
    
    حرفه اي ها
     امسال حرفه اي ها كمافي السابق جشنواره را جدي گرفته بودند. بهروز غريب پور با اپراي حافظ، داوود فتحعلي بيگي با مشق لعبتك، فرناز بهزادي با آتش بس، عادل بزدوده با جادوگران نيمه شب، حسن دادشكر با افسانه نو و مريم سعادت با كل كل حشرات شركت كرده بودند. همچنين در جدول اسم رسول نجفيان هم با نمايش «شاه عالم تاب، كنيزك بي تاب، سونات مهتاب» آمده است كه او خودش به عنوان كارگردان نمايش عروسكي شناخته شده نيست و نمي دانم كارش در چه حد و اندازه اي است.
    
    H20
    متاسفانه يكي از كارهاي قابل تامل جشنواره امسال را نديدم اما از آن تعريف شنيدم؛ نمايش «H20» نوشته و كار «وانيا پوچي» از ايتاليا كه در تماشاخانه سنگلج اجرا شد و مي گفتند كه تكنيك نويي هم دارد. اسم شيوه اش هم «شيشه و شن» است. يك نمايش «قره گوز» نيز به نويسندگي و كارگرداني «چنگيز اوزك» اجرا شد. او دو سال پيش هم در جشنواره ضمن برگزاري كارگاه آموزشي ساخت و اجراي قره گوز يك نمايش هم اجرا كرده بود. شيوه اجرايي او نيز كاملاسنتي است و البته در ايران اين شيوه بسيار شناخته شده و كاربردي است. قره گوز با عروسك هاي رنگ آميزي شده و از جنس چرم شتر است؛ طلق هاي شفافي كه رنگ مي شوند و در برابر موضع نور قرار مي گيرند. بر پرده عروسك ها به شكل سايه رنگي نمايان مي شوند. اما چون ايران خودش داراي ريشه تاريخي تئاتر سايه است و حتي بنا بر تاريخ و استنادات موجود قره گوز از ايران به تركيه و مصر و بعد از مصر دوباره به تركيه برگشته است، ضرورتي براي چندين بار بازآموزي آن در يك جشنواره نيست. مگر چند سالي از اين حضور گذشته باشد و لزومي براي تكرار آن باشد. از سوي ديگر مي توانيم از استادان بنام تئاتر سايه در ايام جشنواره بهره مند شويم. به همين دليل تكرار اين حضور چندان هم كارآمد نيست.
    قصه هاي ضد جنگ و فن سايه / چهاردهمين جشنواره بين المللي تئاتر عروسكي تهران- مبارك
    


 روزنامه شرق، شماره 1573 به تاريخ 20/4/91، صفحه 11 (تئاتر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 83 بار
    



آثار ديگري از "رضا آشفته"

  حاضران و غايبان جشنواره هفدهم عروسكي
رضا آشفته، شرق 13/6/97
مشاهده متن    
  برگزيده هاي تهران / نگاهي به 2 اجراي ايراني «هديه اسرارآميز» و «منو نمي بره»
رضا آشفته، شرق 6/6/97
مشاهده متن    
  تقابل موسيقي و جنگ / گفت و گو با مهرداد كورش نيا، نويسنده و كارگردان چهارمين شنبه
رضا آشفته، شرق 22/5/97
مشاهده متن    
  خود سانسوري به مثابه عقيم شدن انديشه است / گفت و گو با روح الله جعفري، دراماتورژ و كارگردان نمايش «ريچارد سوم اجرا نمي شود»
رضا آشفته، شرق 17/5/97
مشاهده متن    
  خرس هاي پانداي دوست داشتني / يك افتخار ديگر براي عليرضا كوشك جلالي، نمايش نامه نويس و كارگردان ايراني، در آلمان
رضا آشفته، شرق 9/4/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه محيط زيست جانوري
متن مطالب شماره 1 (پياپي 1101)، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است