|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق91/4/20: «محمد عثمان اف» و ابر سفيد «چنگيزخان»
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3473
شنبه 22 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1573 20/4/91 > صفحه 11 (تئاتر) > متن
 
      


«محمد عثمان اف» و ابر سفيد «چنگيزخان»



محمد عثمان اف نمايشنامه نويس، كارگردان، طراح و نقاش تاجيك كه در دو كشور تاجيكستان و قرقيزستان تئاتر كار مي كند، به تهران آمد و در برنامه نمايشنامه خواني اكو يك نمايش به نام «ابر سفيد چنگيزخان» را روخواني كرد. متاسفانه برخلاف نشست هاي پيشين اكو كه به علي رضا نادري، محمد چرم شير، محمود استاد محمد و نغمه ثميني اختصاص داشت، مخاطبان كمتري از اين نشست استفاده كردند. در حالي كه ديدن يك نمايشنامه نويس هم زبان كه در جغرافياي ديگري مي نويسد و زندگي مي كند، جذابيت خاص خود را داشت. به ويژه استفاده و كاركرد زبان كه در ميان تاجيك ها تعريف جداگانه و متفاوتي با كشور ما دارد، چرا كه در ايران زبان بسيار تغيير كرده اما در تاجيكستان مردم همچنان به زبان كهن دري سخن مي گويند و مي نويسند. چنانچه در اين نشست هم پرسش اساسي علي رضا نادري اين بود كه اين زبان به كار رفته در متن مربوط به گذشته يا امروز است؟ پاسخ اين بود كه زبان امروز است و اين سوء تفاهم را ايجاد مي كرد كه با زبان امروز نمي شود به سراغ تاريخ و گذشته رفت و اين رويه متن را برهم خواهد ريخت. اما مساله اين است كه زبان در تاجيكستان و افغانستان و حتي در نواحي خاصي از ايران مثل خراسان چندان تغيير محسوسي نداشته مگر آن كه يك سري واژگان تازه بر دامنه و گستره واژگان فرسي افزوده شده باشد اما لحن، بيان و حتي خود واژگان چندان تغيير محسوسي نداشته است.
    محمد عثمان اف قد متوسط، موهاي جو گندمي و يك عينك بر چشمان اش داشت. او بسيار آرام و متين به نظر مي رسيد و حتي در پاسخ به پرسش ها و انتقادات اين ملايمت را بيشتر آشكار مي كرد. عثمان اف به نرمي متن را خواند. قصه خيالي بود و يك فضاي نسبتا فانتزي نيز بر آن حاكم بود و برخلاف زندگي چنگيز فضاي آن چندان خشونت آشكاري نداشت. قصه درباره درويشي بود كه به چنگيز خبر داد، تكه ابري سپيد مي آيد و بر فراز محل زندگي ات بر آسمان معلق مي ماند. اين ابر نشانه سعادت، اقبال و پيروزي توست. تو اگر وفادارانه به آن عمل كني، در تمام دنيا محبوب خواهي شد. اما درويش راه و چاه را نگفت. يعني آزاد گذاشت كه چنگيز خودش به اين مهم دست پيدا كند. از سوي ديگر چنگيزخان سوداي يك يورش بزرگ را در سر مي پروراند و به همين دليل هم دستور داد تا زمان حمله هيچ كس از سربازان، افسران و نوكران درباري حق ازدواج، آميزش و بچه دار شدن را ندارند. اما به رغم ميل باطني چنگيز برخي از اين امر مهم تخطي مي كردند. يك افسر و يك زن، كه كارشان دوختن پرچم است، با هم سروسري پيدا مي كنند و حاصل به دنيا آمدن يك دختر است. در ابتدا افسر خود را مخفي مي كند. اما زماني كه مي بيند جان عزيزش در خطر است خود را معرفي مي كند چون او مي پندارد كه چنگيز هم دچار اين مساله در زندگي شخصي اش شده است. وقتي به همسر چنگيز تهمت ناروا مي زنند كه فرزندش از مرد ديگري است، چنگيز همسرش را از اين تهمت مبرا مي داند و او و فرزندش را با دل و جان قبول مي كند. اما با شنيدن اين اتفاق، چنگيز نمي تواند گذشت كند چون در آستانه يورش به دنيا هستند و اگر آن دو را ببخشد ديگران از او نافرماني مي كنند و گستاخي هايي اتفاق مي افتد. اين زمينه ساز دستور قتل براي اين مادر و پدر بي گناه است. فرزند را به زن دايه اي مي سپارند. تكه ابر سپيد از روي محل زندگي چنگيز مي رود و ما آن را بالاسر دايه اي مي بينيم كه به شكل معجزه آسايي از سينه هاي خشكيده اش شير مي جوشد. درويش به چنگيز اعلام مي كند كه تو با دادن چنين فرماني محبوبيت و بخت و اقبال بزرگ را از خود دور ساختي.
    ابر سفيد چنگيزخان كه برگرفته از رماني به همين نام به قلم چنگيز آيتماتوف قرقيزستاني است، يكي از نمايشنامه هاي خواندني و ديدني است. آنقدر لطيف و عاشقانه است كه در آن نمي پنداري كه فرمان قتلي هم باشد. اما هست و اين نگاه منتقدانه اي بر سرنوشت شوم آدمي است كه گاهي موقعيت هاي بزرگ را خودخواسته نابود مي كند. كسي كه مي تواند خود و ديگران را با اقبال و رستگاري مواجه كند در مسيري پا مي گذارد كه نه براي خود و نه براي ديگران هيچ نكته جالبي يافت نمي شود. امروز چنگيز يكي از خونخوارترين پادشاهان عالم به شمار مي آيد كه هنوز آثار شقاوتش در بسياري از كشورها پيداست. محمد عثمان اف بر آن بوده كه در يك فضاي تمثيلي و فانتزي يك فرصت طلايي را ايجاد و آن را توسط انتخاب آدمي نابود کند. شايد اين فرصت در اختيار تك تك ما نيز قرار بگيرد و ما آن را خودخواسته از بين ببريم. اين نكته اي است كه هر مخاطبي را متوجه اين موضوع مي كند كه لگد بر بخت و اقبال خود نزنيم. فقط كافي است كه با حسن نيت خود را برقرار سازيم و نتيجه هم كاملامثبت باشد.
    در متن، شخصيت هاي زيادي حضور دارند كه هر يك به نوعي بخش هايي از درام را به پيش مي برند. انگار ازدواج و تلاقي عاشقانه دو آدم عنصر رد كننده يورش به ديگران است. اما چنگيز از اين يادآوري عاشقانه حتي به رغم ميل باطني اش غفلت مي كند. نتيجه غفلت هم نابودي خود اوست. خود ويراني اي كه به درازاي تاريخ، انسان هاي زيادي را به نابودي كشانده است.
    «محمد عثمان اف» و ابر سفيد «چنگيزخان»
    


 روزنامه شرق، شماره 1573 به تاريخ 20/4/91، صفحه 11 (تئاتر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 101 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه فيزيولوژي گياهان زراعي
متن مطالب شماره 41، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است