|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق91/4/20: گاه از درون خالي ام
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3471
چهار شنبه 19 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1573 20/4/91 > صفحه 14 (كتاب) > متن
 
      


گاه از درون خالي ام
نگاهي به كتاب «با مادرم همراه» نوشته سيمين بهبهاني

نويسنده: ناهيد كبيري

كتاب داراي دو شخصيت اصلي موازي است: راوي و مادرش. كه در طول داستان، با افت و خيزهاي زماني و موقعيتي، پا به پاي هم پيش مي روند.
    يكي از آن دو شخصيت «فخري ارغون» است و ديگري نويسنده كتاب. اما زندگي فخري ارغون به روايت نويسنده كتاب آنچنان پرشور و خواندني ا ست كه مي توانست به عنوان شخصيت اصلي يك رمان مستقل يا يك فيلم سينمايي براي هر نويسنده و فيلمسازي جذابيت هاي هنري، داستاني و نمايشي خودش را داشته باشد.
    زني كه در آن مقطع زماني و تاريخي، با دنيايي از شعر و شعور و آرزوهاي بزرگ، در دنياي كوچك دور و برش نمي گنجد، به اين در و آن در مي زند تا ديواري را فرو بريزد، پرده اي را كنار بكشد، پنجره اي را بگشايد و خواب زدگان هم ديارش را به تماشاي آسمان و نسيم و ستاره ها و آفتاب ببرد و بي اعتنا به همه آن سنت ها و خرافه ها و اعتقادات بازدارنده جامعه خودش بي درنگ بياموزد و بي درنگ به پيش برود.
    او خرد و دانش را نجات دهنده جامعه و نجات دهنده زنان مي داند. با تاريكي مي ستيزد، با فقر و بي پولي مي ستيزد و مسير متعالي اش را با تدريس و روزنامه نگاري و نوشتن شعر و مطالب بيداركننده ، تا پايان عمر ادامه مي دهد. «انجمن نسوان وطن خواه» را بنياد مي گذارد؛ انجمن هاي ادبي بسيار و...
    با آنكه سه ماه، تنها سه ماه از نخستين بارداري اش مي گذرد از كنار بي وفايي هاي همسر بي اعتنا مي گذرد و شعار عاميانه «با لباس سفيد عروسي تا كفن» را زير پا له مي كند.
    يكي از نكته هاي پرفراز كتاب شناساندن همين فخري ارغون است كه به يقين با زنان بزرگ تاريخ برابري مي كند.
    كتاب، مولفه ها و ساختارهاي داستاني خودش را دارد. اصلانه داستان است و نه نيست. نه نامه نگاري است و نه نيست. نه صرفا خاطره نگاري است و نه نيست. هر چه هست از جذابيتي برخوردار است كه خواننده را با اشتياق تا 507 صفحه كتاب به دنبال خود مي كشد. البته نام محبوبِ سيمين بهبهاني هم در كنجكاوي مضاعف مخاطب و پي گيري ماجراهاي زندگي او و مادرش بي تاثير نيست به ويژه با نامه نگاري هايش به يك مرد ناشناس كه سرتاسر متن را از فضايي عاشقانه و راز آميز سرشار مي كند. در جايي مي گويد: «كارم از عاشقي گذشته و به عرفان رسيده است. آه! اي مراد... اي پير!»
    و مخاطب مي خواهد بداند اين مرد خوشبخت كيست؟ نه نامي... نه نشاني...
    و اميد به كشف اين شخصيت مجهول و جذاب را كه دل از شاعر ربوده است تا انتهاي كتاب رها نمي كند. اما نويسنده به اين تعليق و ابهام شاعرانه تا پايان وفادار مي ماند.
    كتاب داراي دو شخصيت اصلي و چند شخصيت محوري است. فخري و سيمين شخصيت هاي اصلي اند. مرد ناشناس با همه ناپيدا بودنش نيز حضور دارد و ذهن مخاطب را درگير مي كند. دايي سالار از شخصيت هاي مثبت است. شخصيت خانم سردار يا عزيز كاشي هم در خور تامل است. يا پدربزرگ كه جاي مهربانِ بوسه هايش هميشه در پيشاني كودكان بود و تولد افراد خانواده را در نخستين ورق قرآن مي نوشت و سر آخر تايه خانم با رقص سرخِ گلبرگ ها در ميان تنگ قليانش و اسفندهايي كه در آتشدان مي ريخت و دود مي كرد...
    «با مادرم همراه» از مولفه هاي چندصدايي نيز برخوردار است. مونولوگ هاي ذهني نويسنده با صداي بلند از سوي يك «مدعي پرحرف» در اينجا و آنجا به طور پراكنده با زباني ساده و عاميانه شنيده مي شود و دلتنگي هاي فضاي داستان را مي شكند و پر از طنز و شيرين و مفرح است. مثلاوقتي راوي درباره نان سيلو حرف مي زند او به ميان صحبتش مي دود و مي گويد «هر چي گم كرده بودي توش پيدا مي شد. يه روز از توش پاره آجر دراومد!» نامه هاي سيمين با عنوان «اي مهربان» فضاي گسترده اي دارد كه همه زندگي نويسنده را از تولد تا به امروز به موازات زندگي فخري ارغون به همراه همه رنج ها و شادي ها و سرخوردگي ها و سازندگي هايش تا پايان عمر دربر مي گيرد. جذابيت اين روايت ها در مسير خاطره هاي مشترك ملتي است كه تاريخ و رويدادهاي سياسي و اجتماعي سرزمين خويش را يا خوانده اند، يا شنيده اند يا تجربه كرده اند. بيدار كردن حافظه تاريخي مردم يكي ديگر از فرازهاي هوشمندانه اين كتاب است. مثل سال محرقه، سال تيفوس، حمله متفقين، ترور سرلشگر رزم آرا، ملي شدن نفت، داستان مصدق، جبهه ملي، بي مهري توده اي ها، كودتاي بيست و هشتم مرداد و اشاره به چند حادثه ديگر بعد از انقلاب سال 57. جنگ ايران و عراق و... كه با پرش هاي زماني بارها به نوستالژياي دوران كودكي و نوجواني راوي مي رود و به امروز بازمي گردد؛ امروزي كه نويسنده شاعر يا شاعر نويسنده با يك دهم بينايي هنوز بي وقفه مي نويسد و تاريكي را از روشنايي پرهيبت خود شرمنده كه هيچ! مي هراساند...
    سيمين بهبهاني در اين كتاب نفس گرمي دارد. نامه نگاري اش اغلب به خاطره نگاري تبديل مي شود. از خاطره ييلاق هاي گلاب دره، دربند، الاغ سواري تا اعتراض به بي عدالتي و كتك كاري با دكتر جهانشاه صالح در زمان دانشجويي در رشته مامايي و كتك كاري با هووي مادر و ماجراهاي خواندني ديگر... البته خودش هم در جايي مي گويد «هيچ گاه عنان قلم در دست من نيست. خودش مي تازد و مرا به همه بيراهه ها مي برد.» از صفحه 249 تا 258 به مقوله شعر كلاسيك و نوآوري نيما و وزن عروضي و آهنگ طبيعي واژه هاي شعر شاملو مي پردازد و بحثي را كه احيانا از پيش با آن مهربان سفركرده داشته در نامه پي مي گيرد. نويسنده داراي گرايش هاي مذهبي است با ارادت به امام علي و امام حسين. مي گويد از اين رو اين نام هاي مقدس را بر دو فرزندش نهاده است. اما در جاي ديگري مي گويد: «نمي دانم چرا استعداد و قبول باورهاي بي دليل را ندارم. خواه در مبحثي والاچون عرفان يا در مقولات معنوي ديگر.»
    او باز هم به بهانه نوشتن نامه در زمينه هايي نظريه پردازي مي كند؛ نظريه هايي كه البته اغلب قابل درنگ و اعتنا هم هستند.
    در جايي نوشته بود «مردانه با مشكلات دست و پنجه نرم مي كند» من بي آنكه جهت گيري جنسيتي داشته باشم ترجيح مي دادم واژه ديگري مثل «سرسختانه» مثلايا چيزهايي از اين دست به جاي اين كلمه كه به غلط نمادي از شهامت و مقاومت شده است به كار برده مي شد و اين را تنها به اين دليل مي گويم كه نويسنده هم گويا مثل من به اين خط كشي هاي زنانه و مردانه هيچ اعتقادي ندارد و زن و مرد را مردماني هم سرنوشت در جامعه خويش مي داند. به خصوص در سال هايي كه زنان به ضرورت تحولات تاريخي، اجتماعي، تكنولوژي و مسايل اقتصادي و سياسي و معيشتي، آن ظرافت كلاسيك خود را به ناگزير از دست داده اند. مي نويسد: «زن و مردي كه در يك جامعه زندگي مي كنند از جنس و جنم يكديگرند و دليلي ندارد كه مردان ديو و زنان فرشته باشند. قوانين هستند كه شرايط زندگي را براي زنان مشكل مي كنند.» اما نويسنده هر چه هست و هر كه هست شاعر است. و اين شاعرانگي گاه و بي گاه در متن جرقه مي زند و خود را مي نماياند؛ متني كه جاي پاي زمان، خستگي، بيماري، بي وفايي در لحظه هايي تلخ و تاريكش مي كند. بخش هاي شاعرانه متن اغلب از يك گزاره آغاز مي شود و به تصوير مي رسد. مثل چيدمان اين كلمه ها در توصيف يك ليوان شربت خنك كه دهان مخاطب را آب مي اندازد. «غلظت خوشرنگ شربت آلبالو در آب دويده بود و تكه هاي يخ روي آن مي درخشيد. مثل سرخي غروب در آسمان...» نويسنده كتاب را در حالي به پايان مي برد كه هنوز به كنجكاوي مخاطب پاسخي نداده است. آن مهربان كيست؟ شاعر، شعر «درخت نارنج شيراز» را براي كه سروده است؟
    گاه از درون خالي ام / نگاهي به كتاب «با مادرم همراه» نوشته سيمين بهبهاني
    


 روزنامه شرق، شماره 1573 به تاريخ 20/4/91، صفحه 14 (كتاب)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 176 بار
    



آثار ديگري از "ناهيد كبيري"

  پشت نقاشي هاي رنگي ديوار
ناهيد كبيري، شرق 5/6/97
مشاهده متن    
  «شيرهاي خان باباسلطنه» نمايشي كه مرا به گريه انداخت... / نگاهي به نمايش كمدي موزيكال
ناهيد كبيري *، شرق 22/2/97
مشاهده متن    
  خاك و خاكستر و خيابان
ناهيد كبيري، شرق 29/6/95
مشاهده متن    
  فيلمي كه نام ديگرش زندگي است / نگاهي به فيلم «ابد و يك روز»
ناهيد كبيري *، شرق 4/2/95
مشاهده متن    
  اتوبوس چيني
ناهيد كبيري، شرق 7/4/94
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله سنجش از دور راداري و نوري
شماره 1 (پياپي 3)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است