|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 در    جستجو:  
روزنامه ايران91/5/22: فقر اطلاعات نظري در ترجمه قرآن
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5781
پنج شنبه هشتم آبان ماه 1393



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 5150 22/5/91 > صفحه 12 (دين و انديشه) > متن
 
      


فقر اطلاعات نظري در ترجمه قرآن
ترجمه هاي قرآن در گفت وگوي با مشاور سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران آسيب شناسي شد


ترجمه شناسي شاخه اي از علوم انساني است که هدف آن مطالعه سازمان يافته ابعاد نظري و عملي ترجمه است. ترجمه شناسي که از سال ۱۹۷۲ بر سر زبان ها افتاد، براي نخستين بار توسط برايان هريس کانادايي مطرح شد.ما نيز به منظور بررسي موضوع ترجمه شناسي در ترجمه هاي فارسي قرآن و نحوه نقد اين آثار، با مرتضي رزم آرا، دکتراي زبان شناسي تطبيقي- تاريخي و مشاور سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران در امور ايران شناسي و اسلام شناسي، به گفت وگو نشستيم. موضوع پايان نامه ايشان «دوستان غلط انداز در ترجمه يا واژه هاي فريب كار در ترجمه» بود كه در سال 2010 از آن دفاع كرد. مثلاً، «طوفان» در زبان قرآن با «طوفان» در عربي و فارسي چه فرقي دارد، موضوع بحث دوستان غلط انداز در ترجمه يا واژه هاي فريب كار است.
    
    نظر شما درباره وضعيت نقد در ايران چيست؟
    موضوع نقد در ايران رو به رشد است ولي شتاب زيادي ندارد و اين هم به موضوعات مختلفي برمي گردد؛ يکي اين که ما در حوزه هاي مختلف افراد منتقد متخصص تربيت نکرده ايم که بخشي از اين مشکل به نظام آموزشي بر مي گردد. مشکل ديگر اين است که نقد نويسي و نقد کتاب جايگاه شايسته اي ندارد؛ مقاله هايي كه نقد كتاب اند كمترين امتياز را در نظام امتيازدهي وزارت علوم دارند. طبيعي است خواسته يا ناخواسته جايگاهي که نقدنويسي بايد داشته باشد، بسيار پائين مي آيد. همچنين در حوزه دين به مراتب احتياط ها بيشتر است و ورود افراد به اين عرصه، با ملاحظاتي همراه است.
     كلاً عرض كنم كه نقد ترجمه در ايران به رغم توفيق هايي نتوانسته در قبال ترجمه هاي «من درآوردي» يا تحميلي يا خودسرانه، مثل «ادبيات حديثي» براي ترجمه Hadith Literature به جاي «متون حديثي» يا «آثار حديثي» واكنش مناسب نشان دهد. مترجم تصور كرده كه Literatureيعني «ادبيات» و از معني ديگر آن كه «متون» يا «آثار مكتوب» است، غافل بوده است. لفظ «مطالعات» براي studies به جاي «علوم» نمونه اي ديگر از آن است. مثلاً، Quranic studies(علوم قرآني) را «مطالعات قرآني» ترجمه كرديم و از معني هاي ديگر study كه «علم» و «پژوهش» است غالباً غافل شديم. در مقايسه با روس ها كه در اين موارد، بهتر عمل كردند، كار ما در ترجمه سنجيده نبود.
     اگر منظور نقد آثاري است كه در پژوهش هاي قرآني نوشته شده، بايد عرض كنم كه هرگز به تاريخ علوم قرآني توجه خاصي نشد تا به يك خودآگاهي برسيم؛ خودآگاهي، يعني بدانيم چه مي كنيم و پيش از ما چه كرده اند. بررسي هاي تاريخي ما را مقايسه كنيد با آنچه كه روبينز در تاريخ زبان شناسي انجام داده است. در علوم قرآني، چيزي به نام «تاريخ قرآن» وجود دارد كه از روش علمي غربي در تاريخ اسلام شناسي گرفتيم و وارد علوم قرآني كرديم و اين كار مسلمانان سنجيده نبود. مسلمانان نيازي به وارد كردن آن نداشتند اما در غياب بررسي منسجم تاريخ علوم قرآني، اين كار اتفاق افتاده و ممكن است لغزش هاي ديگر در راه باشد.
    
     به نظر شما نقدهاي صورت گرفته درباره ترجمه هاي قرآن در کشور تا چه حد علمي هستند؟
     بحث هاي ترجمه کلام الهي در ايران خيلي جامه ترجمه شناسي به تن نکرده است و اين بدين دليل است که در تاريخ علوم قرآني خوب کار نکرده ايم. واقعيت اين است که در کشور ما نظريه و نظريه پردازي پشت سر عمل و کاربرد قرار مي گيرد. در اصل، تئوري بايد جلو باشد و عمل پشت سر آن قرار بگيرد ولي در اينجا عکس اين اتفاق مي افتد يعني اينکه کاري انجام مي شود و پس از آن سعي مي کنيم تا از بطن آن، نظريه بوجود بياوريم. به همين دليل، اول قرآن ترجمه مي كنيم و بعد به دنبال مباحث نظري ترجمه قرآن مي رويم. اگر ما به طور غيرآکادميک به ترجمه قرآن نگاه کنيم نقد ترجمه هم غيرآکادميک و ذوقي خواهد بود. بنابراين،نگاه به علوم قرآني بويژه نقد ترجمه هاي کلام الله مجيد بايد کاملاتخصصي باشد.بايد توجه داشت که وقتي علمي مي تواند راهگشاي مسائل مربوط به ترجمه باشد، عدم استفاده از آن و بهره گيري از روش هاي غيرآکادميک باعث آسيب خواهد شد.برداشت من اين است که در رشته علوم قرآني زبان شناسي جديد و کاربردي جايگاهي ندارد که اين مسئله دو علت دارد؛ يا زبان شناس ها نتوانسته اند اهميت و کاربرد آن را به صاحبنظران علوم ديني نشان دهند يا اينکه اين بزرگان ديني احساس نياز به زبان شناسي نکرده اند.
    نظريه، چارچوبي براي تشخيص درست از نادرست بنيان مي گذارد و هرچه در آن چارچوب قرار نگيرد، باطل مي شمارد. اما رويكرد يا رهيافت، فرصتي فراهم مي كند تا فرد توانايي خود را محك بزند يا خود را بازسازي كند يا به روز كند. به نظر من، وضع ترجمه قرآن در ايران بيشتر به رويكرد يا رهيافت متمايل است تا نظريه.
    
     بزرگترين آسيب ترجمه قرآن در کشور از ديدگاه شما چيست؟
    يک سال پيش يعني در سال 90 موسسه ترجمان وحي اعلام کرد که هزار مقاله در حوزه ترجمه کلام وحي جمع آوري شده و اين گام بسيار مهمي است ولي سوال اينجاست که اگر اين همه مقاله نوشته شده است پس چرا با فقر نظري در حوزه ترجمه قرآن مواجهيم؟ به عقيده من، بزرگ ترين آسيب ترجمه قرآن در ايران، فقر و ضعف در حوزه اطلاعات نظري ترجمه است و اين واقعاً حيرت انگيز است.
     در نقدهاي حال حاضر، تاکيد بيشتر بر تقابل بين کلمات متن مبدا و مقصد است و منتقد نيز فقط به قياس مي پردازد. در حالي که انتظار اين است منتقد بگويد از نظر ترجمه شناسي فلان ايراد يا ايراد ها بر ترجمه وارد است و قالب شكني decoding و قالب ريزي encoding در انتقال پيام از زبان مبدا به زبان مقصد چنين بوده است و چنان. به اين ترتيب، مترجم از منتقد چيزهايي ياد مي گيرد و مترجم اين حق را براي منتقد محفوظ مي داند كه نوشتن چيزي، يعني در ميان گذاشتن خلوت خود با ديگران، و ديگران اين حق را دارند كه طبق آدابِ نقد، آن را نقد كنند و با اين نقد در ويرايش بعدي اصلاحاتي صورت دهند. نقد به ناشر و مترجم كمك مي كند و بايد سپاسگزار بود.
    
     روشمند کردن نقد ترجمه قرآن به چه معناست؟
    در عالم علم بخصوص در علوم انساني وجود خطا گريزناپذير است. همه ممكن است خطا کنند و اين در ترجمه قرآن نيز ممكن است اتفاق افتد. زماني نقدنويسي ترجمه قرآن روشمند مي شود که جامه زبانشناسي بر تن کرده باشد. در ايران، هنوز زبانشناسي و ترجمه شناسي در حوزه علوم قرآني وارد نشده اند.
    
     پس به عقيده شما براي روشمند کردن نقدنويسي در حوزه علوم قرآني چه بايد کرد؟
    ياد بگيريم كه بگوييم از منظر چه علمي نقد و نظر داريم و نحوه تدريس در علوم قرآني را به سمت سمينارهاي دانشجويي در كلاس كه ارزيابي آثاري در ارتباط با آن درس نوشته شده اند، سوق بدهيم. تاسيس رشته اي دانشگاهي براي ورود زبانشناسي به حوزه علوم قرآني شايد در حال حاضر کمي مشکل به نظر برسد و اين آمادگي نباشد ولي لااقل مي توان چند واحد زبانشناسي را در علوم قرآني گنجاند و با استفاده از اساتيد برجسته اين علم، دروس متناسب را انتخاب کرد. همچنين نبايد از اهميت بررسي مقابله اي بين زبان قرآن و زبان فارسي غافل بود. دهه 1960 در اروپا دهه بررسي مقابله اي نامگذاري شده است. در اين دهه همه زبان هاي اروپايي را با هم مقايسه کردند و زماني که کار ترجمه را شروع کردند دست شان پر بود چراکه تفاوت ها و شباهت هاي زبان ها را به صورت علمي بررسي کرده بودند.با ورود زبان شناسي به ترجمه، فضا عوض مي شود. ترجمه و نقد ترجمه کاملاً تغيير مي يابد و رشد پيدا مي کند. خوشحالم از اينکه کم کم نياز به اين علم احساس شده و خصوصاً چند سالي است جشنواره نقد در ايران برگزار مي شود.
    
     نقد ترجمه هاي قرآن به زبان فارسي را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
    چنانكه قبلاً عرض كردم ترجمه فارسي قرآن غالباً به رويكرد تمايل دارد تا مترجم خود را محك بزند و كار ترجمه را فرصتي براي محك توانايي خود مي دانند. نقدها هم غالباً در همين فضا دور مي زند. لازم نيست که يک متخصص علوم قرآني به زبانشناسي متبحر تبديل شود بلکه آگاهي نسبي وي از اين حوزه و کاربردهاي آن مي تواند باعث رشد و پيشرفت علوم قرآني در ارتباط با آن شود. کسي تاکنون نظريه مدوني در حوزه ترجمه قرآن به فارسي ارائه نکرده است و اگر اين خلااز ميان برود مي توان موانع نقدنويسي و ترجمه قرآن را از ميان برداشت. در نقد نمي آييم چند کلمه را پيدا کرده و آن را برجسته کنيم و ترجمه را به طور کلي زير سوال ببريم بلکه بايد با تکيه بر اصول ترجمه شناختي مشکلات و ايرادها را گوشزد و ابعاد مثبت را نيز تحسين كرد. مثلاً نقدي كه استاد حق شناس بر «ذهن و زبان حافظ» نوشت يا نقدي كه استاد علي اشرف صادقي بر ترجمه تاريخ مختصر زبان شناسي نوشت و در مجله زبان شناسي چاپ شد، خواندني اند. پيدا كردن چند كلمه غلط در ترجمه نه مترجم را پاي چوبه دار مي برد و نه توجيهي براي ترجمه جديد مي تواند باشد.
    
     به عقيده شما ترجمه هاي قرآن به زبان فارسي تا چه اندازه آکادميک است؟
    در ترجمه هاي فارسي قرآن بحث ترجمه تجربي پررنگ تر است. اگر مترجمي در ايران کلام وحي را به زباني غير از فارسي ترجمه مي کند بحث تجربي بودن در کارش کم رنگ تر مي شود چراکه آنان از طريق زبان هاي اروپايي از مرحله زبان داني گذشته اند و به زبان شناسي رسيده اند. من همواره مجله هاي قرآني ايران را رصد مي کنم ولي سياستگذاري اين مجلات به گونه اي نبوده است که خلامباحث نظري ترجمه قرآن از منظر زبان شناسي را پر كنند. در ايران نقد ترجمه قرآن غالباً در غياب زبان شناسي انجام مي گيرد.زماني شنيديم که تا مي توانيم بايد قرآن را ترجمه کنيم. به نظر من در حال حاضر به ترجمه مجدد قرآن به فارسي نياز نيست تا زماني که به سلاح ترجمه شناسي و پيش نيازهاي آن مجهز شويم و از حوزه زبان شناسي بهره مند شوند. ولي در زمينه ترجمه قرآن به زبان هاي ديگر اين حکم صادق نيست چراکه در حوزه ترجمه قرآن به زبان هاي غيرفارسي آثار علمي زيادي درباره ترجمه قرآن نوشته شده است.
    
     پس افرادي که قصد دارند اشتباهات موجود در ترجمه هاي فارسي قبلي را اصلاح کنند، تکليف شان چيست؟
     به نظر من به جاي ترجمه هاي فارسي جديد بايد ابتدا از مترجم خواسته شود که چه ضرورتي براي اين کار حس مي کند. اگر پاسخش اين بود که فلان کلمه در فلان جا بايد تغيير کند بهتر است که دوباره ترجمه نکند بلکه اين مسئله را در قالب مقاله بنويسد تا مشخص شود که اين ايراد او تا چه اندازه صحيح است. باز هم متذکر مي شوم که ما با فقر مباحث نظري مواجهيم و از بطن اين مقالات است که مي توان نظريه هاي ترجمه قرآن را تدوين کرد. در خارج از ايران بررسي مقابله اي را نيم قرن پيش انجام دادند و ما هنوز اين کار را انجام نداه ايم و چون در اين حوزه هيچ تکيه گاه علمي نداريم نظرم اين است که قبل از هر چيز بخش نظري را تقويت کنيم. اگر بتوانيم به اين سمت و سو برويم در اين صورت مترجم –هر فرد صاحب صلاحيتي كه باشد- کلي مواد نظري در اختيار دارد و مي تواند اين کار را انجام دهد. عرض بنده اين است که تکيه گاه ما براي ترجمه قرآن مي تواند همين مترجمان فعلي باشند چون تجربه ارزشمندي اندوخته اند ولي باز هم تاکيد مي کنم که اين تجربه ها با بهره گيري از اصول زبان شناسي مي تواند به ثمر بنشيند زيرا:
     كرم داران عالم را درم نيست
    درم داران عالم را كرم نيست
    
    فقر اطلاعات نظري در ترجمه قرآن / ترجمه هاي قرآن در گفت وگوي با مشاور سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران آسيب شناسي شد
    


 روزنامه ايران، شماره 5150 به تاريخ 22/5/91، صفحه 12 (دين و انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 139 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه مطالعات فرهنگي اجتماعي خراسان
متن مطالب شماره 2 (پياپي 30)، زمستان 1392را در magiran بخوانيد.

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1393-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 

 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655

فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!

توصيه می کنيم هنگام استفاده از اين سايت یه ويژه در هنگام جستجو از مرورگر IE استفاده کنيد.
 

تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است