|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق91/6/11: پرسه نخ آبي- سبز
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3364
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1615 11/6/91 > صفحه 9 (كتاب) > متن
 
      


پرسه نخ آبي- سبز
نگاهي به «كارلا» نوشته هرمز رياحي

نويسنده: ناتالينا ايوانووا


    «کارلا» سومين کتاب «هرمز رياحي» در نشر ني (1390) از مفهوم «ژانر» فراتر رفته و پديدارشناسي «متن» را مطرح مي کند. گفتمان بس نرم و مهربان «نخ آبي ـ سبز» چهار جهت جغرافيايي و شش جانب انديشه ادبي ايراني را مي پويد و مي گسترد؛ بر گرد چيزي لايه لايه جان مايه مي تند تا ديواره اي، حريمي و جان پناهي برايش بسازد. باري، انديشيدن و شدن کلمه ها و چيزها در آثار هرمز رياحي به ژرفانماي معکوس مي انجامد و نقطه گريز را متغير و متحرک رسم مي کند. متن با حجم بالقوه از درون انباشته مي شود، مي بالد و به بلوغ رسيده با ترنمي در سفره هاي آب زيرزميني ساحتي معمارانه و ابعادي رُمان وار را مي کاود. خواننده حس يونس توراتي در دل ماهي را دارد. با اين باور که با «نخ آبي ـ سبز» مي توان از تاريکا گريخت و نيم دايره سايه وار هستي را در تجلي نيم دايره آفتابي مستحيل کرد و اينچنين غسل تعميد داده شده به ساحل آرامش نشست. چه آب فراواني و چه خنکايي در «نخ آبي ـ سبز» هست... از شکم ماهي که درآمده باشيم، زمين را از فاصله اي دور و عظيم تماشا مي کنيم، تبعيدشده از باورهاي ساده؛ زمين ديگر خانه آدم يا محيط زندگاني او نيست، گويچه اي در ميان گويچه ها، سياره اي از سيارات، رويايي از روياهاست و به گفته آنري کربن ايران شناس فرانسوي «زمين فرشته اي بيش نيست». باري، چنين چشم اندازي از حال و هواي رُمانتيک يا شبه رمانتيک بري است: «نه سرم به جايي خورده بود و نه ستاره هايي به هر سو پريده بودند... » (کارلا، ص . 32)
    «نخ آبي ـ سبز» انسان هزاره سوم را با خاطره فرود آمدن حضرت آدم (ع) بر زمين و دايره آسماني ـ زميني اش تجهيز مي کند. نخستين انسان «ميرا» آفريده شده و فراموشکار است؛ فايق آمدن بر چنين جبري- يعني پذيرش آن- در زمره گزينش هاي سرنوشت ساز نقر شده است. نويسنده تسليم و تن سپارِ نخي آبي ـ سبز که قهرمان اصلي اين ماجراست آيين انسانِ آگاه بر مرگ و زندگي را به جا مي آورد. وصف آهنگ و عزيمت، پيچ و خم، خاموشي و صداها، شتاب و درنگ، گرفتگي و نرما، لغزش و سبکاي اطمينان، فراز و نشيب، حرکات و سکنات طرفه و ماهيت آبي ـ سبزِ نخي رازآلود که نه مبدا نه مقصدش را مي توان دانست، اما خواننده را به مبدا، و مقصد مي رساند در تکه نثرهايي بي همتا خانه مي سازد، و خستگي مي اندازد. ماجراي ساده نخي آبي ـ سبز معنايي تازه از حکايت ميثاق و روز الست مي گشايد و به زمان ـ مکان لايتناهي کليساي عرفاني آنتوني گائودي- Sagrada familia (خانواده مقدس)- مي پيوندد. در اصل و اساس چه بسا اين نخ سرنخ از همانجا دارد. بي آنکه شمه اي، وجيزه اي يا سايه اي از لحن تعليمي، درس اخلاقي و خردنمايي به ميان آيد، در پي نخ آبي ـ سبز رفتن - گويا به نياز مبرم هستي پاسخ دادن است- ناموس اخلاقي والايي را نهادينه مي کند. منشا اضطراب نخ آبي ـ سبز دل نگراني رسيدن يا نارسيدن است، اضطرابي که با پيدايش Sagrada familia گائودي شکل و شمايل معمارانه خود را يافته.
    «هرکس به هواي نفس و حقد و حسد اگر پرسشي از من دارد از خود بپرسد خود چه کرده است. تا حالابه همين سادگي دل به نخي بسته است؟ به منزل دوست داشتن رسيده است؟ آه، اما روي تختم در ايوان از پشت پشه بندم دنيا را افقي همان طور که روي ياس ها غلت مي زدم ديدم و تار بودن لوزي مسقطي ها در قندان دردار بلور صورتي و بوي هل مي داد. اين خواب، آسودگي بود، خواب آلودگي نبود، رموز تازه اي در چشم تازه بود که الفبايش را قطره قطره به من مي نوشاند.» (کارلا، ص. 32)
    سفر با نخ آبي ـ سبز ميان دو انگشت دست راست يا چپ، غايت تجربه فردي و خاموشي يک تنه اي را وصف مي کند که همنوايي دو رنگ، دو فکر، دو تن را ستايش مي کند. حتي اگر تصور کنيم که اين نخ از کلاف آبي ـ سبز کره زمين ــ از آبي درياها و اقيانوس ها و سبز دشت ها و کوهساران ــ تنيده شده، يا از آبي گنبد کبود و سبز باغ ارم وام گرفته شده باشد، باز هم به سفري عمومي، پُرهياهو و همگاني بدل نمي شود؛ سرشت و سرنوشت آدمي را با معناي شخصي رنگ آميزي و تطهير کرده. ردپاهاي انسان هزاره سوم چه بسا قطره هاي رنجي آبي ـ سبز باشد: «معناي کلمه رفتن در شب محدود است. فقط روي همين صفحه و به اندازه کلمه رفتن ارزش دارد. اين رفتن حتي براي شما و افراد نامعدود و نامحدود که زندگي و پيوند هايشان يک شکل و رفتن شان يکنواخت است، رفتن خوانايي نيست. اين نوع راه آموزي حتي نمي تواند باشد. اين نسبت منِ آدم و رفتنش به جانب شمال و براي يافتن کارلااست. نخ سرعت ناپذير، اتفاقي آرام و سفري به شمال زمين، نروژ است.» (کارلا، ص . 32) در نگاه اول با بداهه نوازي بر پرسش شکسپير «بودن يا نبودن» و معضل اريک فروم «داشتن يا بودن» سروکار داريم، اما فرونشاندن عطشناکي سفر نخ آبي ـ سبز به نوعي بودني که نبودن، گفتني که نگفتن، رسيدني که نارسيدن و داشتني که نداشتن است و به آستان «کارلا»ـ ايسم مي رساندمان.
    
    پرسه نخ آبي- سبز / نگاهي به «کارلا» نوشته هرمز رياحي
    


 روزنامه شرق، شماره 1615 به تاريخ 11/6/91، صفحه 9 (كتاب)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 177 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه تيتر صبح
متن مطالب شماره 13، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است