|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق91/6/19: شرط خوانندگي داشتن گوش موسيقايي است
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3364
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1622 19/6/91 > صفحه 12 (موسيقي) > متن
 
      


شرط خوانندگي داشتن گوش موسيقايي است




    اين روزها گرايش به بازار خوانندگي، تب داغ و تندي دارد. اما دانستن مسيري صحيح براي رسيدن به نقطه اي مطلوب در اين عرصه، همواره سخت و دشوار بوده و هست. يکي از راه هاي آگاهي از مسيري درست براي طي طريق هنرجوياني که به تازگي پا به اين عرصه مي گذارند يا گذاشته اند، رايزني با استادان کاربلد و متخصص است. بنابراين بر آن شديم تا در اين رابطه صحبتي با محمدرضا صادقي خواننده باريتون و سوليست ارکسترسمفونيک تهران و مدرس صداسازي کلاسيک داشته باشيم. او متولد يکم مهر 51 در شهر اراک، از شاگردان ارشد مرحوم استاد محمد نوري و دکتر محمد سرير بوده و از جمله فعاليت هاي او مي توان به همکاري اش با ارکستر ملي ايران و ارکستر زهي ارمنستان اشاره کرد. او فعاليت حرفه اي اش را در سال 73 آغاز کرد و از جمله آثارش در مدت سه سال شاگردي نزد استاد نوري خوانندگي تيتراژ پاياني فيلم «ليلي با من است» است. در سال 75 جذب ارکسترسمفونيک تهران شده و از همان سال ها با تدريس در همان گروه پا به عرصه تدريس گذاشته و در سال 80 پس از تاسيس اولين آموزشگاه استاد نوري از طرف ايشان به عنوان مدرس، دعوت به همکاري مي شود. در سال 88 و در دومين آموزشگاه استاد نوري هم فعاليت تدريس خود را در کنار استاد ادامه داده و در اين سال ها هم در آموزشگاه هاي ديگر در سطح تهران به تدريس مشغول بوده و هست.
    
     به اعتقاد برخي منتقدان خواننده هايي که به شکل علمي و صحيح آواز مي خوانند به تعداد انگشتان دست اند! طي تجربه هايي که از مسير فراگيري تا تدريس خود در اين چندساله حرفه اي تان داشته ايد، به نظر شما روش صحيح علم آموزي در رشته آواز چيست؟
    شرط اول داشتن يک گوش موسيقايي خوب است. يعني توان تشخيص نت هاي زير از بم سپس ورود به کلاس هاي تئوري و سلفژ (که به آشنايي با الفباي موسيقي چون دانستن جايگاه روي خطوط حامل، وزن خواني، شناخت گام ها و فواصل مي پردازد و پس از آن سلفژ که به خواندن فرکانس هاي مربوط به هر نت مي باشد). هنرجو بعد از گذراندن اين دوره يا همزمان با آن مي تواند به فراگيري تکنيک هاي صداسازي و خوانندگي بپردازد. لازم به ذکر است اين شيوه آموزش در مدارس ابتدايي کشورهاي پيشرفته، درسي از دروس الزامي آنهاست.
    
     از آنجايي که تخصص شما تدريس در رشته صدا سازي است، مي خواهم بپرسم صداسازي چيست و چه کاربردي دارد؟
    تعريف کلي آن دوري از تقليد و پرورش وسعت، حجم، رنگ دهندگي صدا و ايجاد قدرت انعطاف در صوت است. در اين دوره، هنرجو با آناتومي اندام هاي تنفسي (ديافراگم) و صوتي اش (در حنجره) آشنا مي شود. ياد مي گيرد که چگونه طبيعي و به دور از هر تنش تنفس کرده و آواز بخواند. ياد مي گيرد که چطور بدون کمک گرفتن از عضلات مزاحم در گردن، فک و صورت و همچنين هدايت صدا به حفره هاي سينوسي در جمجمه، صدايي منحصربه فرد داشته و با اين شيوه همچون خوانندگان اپرا با صوتي حجيم، پرقدرت و منعطف به اجرا بپردازد.
    
     آيا صداسازي فقط مخصوص رشته آواز است يا خير؟
    خير. اصولاصداسازي پايه هرنوع از صداپيشگي است. خواننده هاي سنتي، پاپ، راک، کلاسيک و تمام ژانرهاي آوازي حتي قاريان قرآن، مداحان، وکلا، گويندگان، مجريان، آنهايي که به نوعي مجبورند از صدايشان کار زيادي بکشند به دانستن و گذراندن دوره صداسازي توصيه مي شوند. البته زمان دوره و سطح کار در هر مورد فرق مي کند. روشن است که براي خوانندگان، اين دوره طولاني تر و براي ديگر گروه ها کوتاه تر است.
    
     هنرجويي که براي اولين بار پا به کلاس صداسازي مي گذارد، چه چيزي براي جذب وي در بدو ورود، نياز است؟
    دارا بودن گوش موسيقايي خوب، ملاک پذيرش ماست بعد هم، ارزيابي سلامت صوت توسط يک گفتاردرمان و اگر هنرجويي بيماري صوتي داشته باشد و از آن مطلع نباشد پس از بازيابي سلامت حنجره مي تواند تمرين هاي صداسازي خويش را آغاز کند. شايان ذکر است که در اين راه تعيين هدف، پشتکار و تمرين هاي منظم هنرجو نيز تضمين کننده پيشرفت او خواهد بود.
    
     يعني هدفمندي هنرجو در اين مسير بر تدريس شما هم تاثير مي گذارد؟
    بله، به طور مثال فردي که مي خواهد در زماني کوتاه آلبومي روانه بازار کند و کلاس هايش را پس از چند ماه رها مي کند، نمي تواند هنرجويي جدي در اين راه باشد. عدم جديت وي علاوه بر آسيب به صداي خويش به جايگاه معلمش نيز در جامعه لطمه وارد مي کند. دوره صداسازي بايد کامل شود تا تاثير آن بر صوت هميشگي و پايدار باشد.
    
     دوره صداسازي به طور متوسط چقدر طول مي کشد؟
    فيزيولوژي حنجره و اندام هاي گفتاري افراد از بافت حنجره گرفته تا بافت دهاني- گفتاري، اندازه فک، چيدمان دندان ها، بافت سينوس ها در جمجمه، اندازه بيني، مختصات فيزيکي صوت (شکل و طول تارهاي صوتي) با هم متفاوت است بنابراين طول دوره براي افراد مختلف فرق مي کند اما به طورکلي، مبنايي ترين دوره صداسازي دو سال طول مي کشد.
    
     و بعد؟
    وقتي هنرجو بر امکانات صداي خود اشراف پيدا کرد و در حقيقت سکان دار کشتي خود شد آنگاه بنا بر ميل و علاقه شخصي اش براي ادامه کار به مدرس متخصص آن ژانر موسيقي سپرده مي شود حال خواست او آواز سنتي باشد يا راک يا کلاسيک. مي خواهم اين را هم بدانيد که در کشورهاي غربي که صداسازي صحيح از آنجا نشات گرفته دوره آواز کلاسيک نزديک به 10سال است. اما در ايران به دليل عدم آگاهي لازم در اين راه و شرايط روز جامعه از نظر اقتصادي، آشفتگي توليد انواع موسيقي در بازار و دلايلي ديگر خوانندگان در اين عرصه، زمان کافي صرف اين کلاس ها نمي کنند و بدون گذراندن دوره به صورت کامل، آلبومي نه چندان حرفه اي (از نظر محتواي ترانه و بافت موسيقايي غالب بر آن) روانه بازار کرده و متاسفانه چندسال بعد نيز به دليل عدم استقبال مردم يا اقبال عمومي سرخورده شده و خوانندگي را رها مي کنند.
    
     همان طور که مي دانيم داشتن يک معلم صداساز خوب، يکي از ملزومات فراگيري در اين رشته است. چه فاکتورهايي براي شناسايي يک مدرس صداساز خوب لازم است؟
    يک معلم صداساز بايد اطلاعات کاملي راجع به آناتومي بدن به خصوص حنجره و سيستم تنفسي داشته باشد. خود نيز بايد الگوي مناسبي از صدا باشد. من معتقدم براي فراگيري بهتر اين فن بايد يک هنرجوي خانم پيش استادي خانم و يک هنرجوي آقا پيش استادي آقا و ترجيحا در محدوده صوتي خويش درس بگيرد. يک معلم خوب بايد بتواند نقص هاي صداي هنرجو را دريافته و با بياني ساده و روان راهکار مناسبي براي رفع آنها به هنرجو ارايه کند. در تدريس نکته بين و نکته سنج بوده و با نوازندگي پيانو آشنا باشد.
     بعضي از معلمان در کلاس شان با نواختن گيتار از هنرجو مي خواهند قطعه اي را که او مي خواند تقليد کنند آيا اين شيوه آموزش صحيح است؟!
    خير، به هيچ وجه. ببينيد براي هنرجوي مبتدي دشوار است که از يک گيتار صدا بگيرد تا يک پيانو. پيانو غالبا يک ساز هميشه کوک است و فرکانس هاي دقيق و تميزتري از نت ها را اجرا مي کند اما گيتار با دماي هواي کلاس يا زياد نواختن، کوک خالي مي کند و نت هايي فالش و غيردقيق ارايه مي دهد که مي تواند براي گوش هنرجو مضر باشد. من تاکنون شيوه تدريس آواز با گيتار را در هيچ کجاي دنيا نديده و نشنيده و در هيچ کتابي مطالعه نکرده ام! اين را هم بگويم که کار کردن روي يک قطعه آوازي قبل از آموزش تمرينات نفس گيري صحيح، شناخت اندام هاي گفتاري و صوتي، غير از آسيب رساندن به حنجره، نتيجه اي در بر نخواهد داشت و قطعا اين روشي غيرعلمي و غيرحرفه اي است. متاسفانه در کلاس هاي آواز پاپ بيشتر شاهد اين گونه کار کردن هستيم تا استادان کلاسيک، که از مجراهاي آموزشي درستي عبور کرده اند و صاحب يک متد تدريس کارآمد هستند.
    
     بعضي ها فکر مي کنند صداسازي کلاسيک فقط مختص به سبک کلاسيک است، يعني مثلايک خواننده پاپ بايد پيش يک استاد صداساز پاپ برود، آيا اين درست است؟
    خير، صداسازي کلاسيک اصولي ترين متد صداسازي در جهان است، همواره شاهد هستيم که خوانندگان درجه يک غربي قبل از پرداختن به شيوه خوانندگي پاپ از دوره صداسازي کلاسيک بهره مي برند تا در ارايه صدايي بهتر توانمند ظاهر شوند (مانند خانم ماريا کري). در کل صداسازي کلاسيک يک پايه و پيش نياز براي پرداختن به تمامي مکاتب آوازي است.
    
     چه آينده اي براي افرادي که دوره هاي صداسازي را مي گذرانند متصور هستيد؟
    بستگي دارد که خود هنرجو به چه هدفي پا به کلاس صداسازي گذاشته است. اما در کل اگر هنرجويي پيگير و به واقع علاقه مند باشد علاوه بر مشورت با من از مشورت با استادان ديگر هم بهره خواهد برد. مثلادوستاني که هدف شان توليد قطعه در بازار پاپ ايران است با معرفي به يک شاعر، آهنگساز و تنظيم کننده خوب به توليد اولين اثرشان مشغول مي شوند و مسير هاي مختلف را براي جذب مخاطبان خود مي پيمايند و اين راه را ادامه مي دهند تا توليد آلبوم، کنسرت و کليپ که البته از محدوديت هاي موجود براي جوانان و دشواري هاي معرفي خود به جامعه و کسب مجوز هاي وزارت ارشاد نبايد غافل شد! متاسفانه اين مسير معرفي هم اکثرا باعث سرخوردگي آنان مي شود. خوانندگان علاقه مند به ژانر موسيقي سنتي هم به همين شکل، پس از معرفي به استادي در اين رشته با آموختن دستگاه ها، گوشه ها و ادوات تحريري و راهنمايي هاي استاد مزبور طي طريق خواهند کرد. خوانندگان علاقه مند در حوزه کلاسيک هم به طور معمول جذب گروه هاي کر شده يا با مهاجرت به کشورهاي غربي براي ادامه تحصيل اقدام مي کنند و در گروه هاي اپراکلاسيک غربي شاغل مي شوند. درباره خانم ها هم بايد گفت به دليل محدوديت ها اکثرا جذب گروه هاي کر مي شوند. پيرامون معرفي جوانان دوره ديده البته رسانه هاي جمعي چون صداوسيما هم خود مي تواند سکويي باشد که متاسفانه گه گاه با معرفي صداهاي غيرعلمي باعث لغزش جوانان در انتخاب الگوهاي صدايي مطلوب مي شود.
    
     جايگاه صداسازي در ايران کجاست و آيا تا امروز مورد استقبال جويندگان رشته آواز قرار گرفته است؟
    متاسفانه به صداسازي خيلي جدي پرداخته نمي شود، در صورتي که اساسي ترين قسمت رشته آواز است، حتي گاهي در کلاس هاي آواز کلاسيک مي بينيم که بيشتر وقت هنرجو در کلاس، به خواندن قطعات آوازي کلاسيک و جمع آوري رپرتواري سنگين مي گذرد و تنها دقايقي به صداسازي اختصاص مي يابد. بايد بگويم شايد خواندن اين قطعات به خواننده کمک زيادي کند اما نمي تواند نقايص زمينه اي او را براي ارتقاي کيفيت لازم در اجرا از بين ببرد. گاهي هم يک هنرجو پس از چند سال در چنين کلاسي با وجود يادگيري چندين قطعه آوازي پي به نقايص زمينه اي صداي خود برده بنابراين تصميم مي گيرد تمرينات بيسيک صداسازي را از سرگيرد. البته در اين بين هستند استاداني که کار خود را به درستي پيش مي برند.
    
     شرايط حال حاضر موسيقي آوازي در حوزه پاپ را چگونه ارزيابي مي کنيد و در چنين شرايطي مي توان يک خواننده متعهد به موسيقي فاخر باقي ماند؟
    به دليل هجوم ماهواره ها، سرعت انتقال داده ها در اين شاخه از موسيقي در اينترنت، سردرگمي بدي براي مخاطبان به خصوص جوانان ايجاد شده است، به طوري که تمييز دادن يک موسيقي فاخر از غيرفاخر براي آنها کار مشکلي است. من اين اتفاقات را خوشايند نمي بينم. گاهي اوقات هم خواننده از مجراي درست و سالمي عبور مي کند اما به دليل فشار هاي موجود در جامعه و همين درهم ريختگي توليدات، مجبور به تغيير مسير صحيح مي شود و در اين غرقاب، جريان آب براي او تصميم مي گيرد. شايد بايد توسط استادان صاحب نام در کشور يک بررسي کلي و يک آسيب شناسي جدي بشود و راهکار مناسبي براي حل اين مشکل ارايه شود.
    
     شما در اپراي عروسکي مولوي هم حضور داشتيد، اگر امکان دارد راجع به اين تجربه کمي توضيح بدهيد؟
    بله، آقاي بهزاد عبدي-که از آهنگسازان خوب زمانه ماست- به من پيشنهاد حضور در اين کارها را دادند و من وقتي فضاي کلي کار را شنيدم علاقه مند شدم تا توانمندي آواز کلاسيک را بر زبان زيباي فارسي تجربه کنم. جان بخشيدن به عروسک پارچه اي «امير تومان مغول» برايم تجربه جالبي بود و اخيرا هم شنيدم که اپراي حافظ روي صحنه رفته که متاسفانه با اينکه من از صداهاي تاثيرگذار در اپراهاي قبلي بودم هنوز به طور رسمي دعوتي به جهت بازديد از اين نمايش از من به عمل نيامده است!
    
     پيرامون همکاري با دکتر محمد سرير توضيح دهيد. آيا اثر تازه اي به همراه ايشان در دست توليد داريد؟
    دکتر محمد سرير پس از استاد نوري دومين استادي هستند که در مسير موسيقي ام بسيار تاثيرگذار بوده است. حقيقتا شايد اگر آموزش ها و حمايت هاي پدرانه ايشان نبود به نقطه درخشان فعلي نمي رسيدم. در اين راه تا به دشواري هايي برمي خوردم ايشان مشوق من مي شدند و مرا به ادامه راه دلگرم مي کردند. من و دکتر سرير به طورجدي از سال81 با توليد چند قطعه «به خاطر پرنده/عاشقانه/ زر ناب/ پويم سمفوني آب و...» همکاري مان را شروع کرديم. همچنين تيتراژ پاياني فيلم: «ازدواج به سبک ايراني» با شعري از مرحوم فريدون مشيري و آهنگسازي ايشان. درباره آلبوم هم بايد بگويم که ترانه هايش از نامداران ادبيات ايران همچون: حميد مصدق، فريدون مشيري، وحيد اديبي، شيون فومني و... است که به دست تواناي ايشان آهنگسازي شده و مراحل تنظيم را سپري مي کند و تمرينات ما در منزل ايشان به صورت هفتگي ادامه دارد.
    
     در روزهاي اخير گويا کاري به ياد استاد نوري خوانده ايد؟
    بله، کار «يادها» به مناسبت دومين سالمرگ ايشان به آهنگسازي دکتر سرير و شعري از دکتر افشين يداللهي. درباره شعر بگويم که آقاي يداللهي انصافا به خوبي حق مطلب را ادا کرده اند به طوري که در اين ترانه بسيار به شخصيت حقيقي استادنوري نزديک شده اند. پس از پخش از شبکه آموزش (برنامه محترم راديو هفت) احساسات خوبي از شنوندگان دريافت کرديم.
     از آنجايي که مي دانيم شما رابطه بسيار نزديکي با استاد نوري داشته ايد، ايشان را چگونه ديديد؟
     محمد نوري يک اسم نيست، مجموعه اي از خصايل پاک و روحيات انساني است، محمد نوري ساده زندگي کرد، مهربان، تاثيرگذار، دوست داشتني و نمونه واقعي يک هنرمند بود. به من و ديگر شاگردانش مي آموخت که هميشه راستگو، اميدوار و صبور باشيم و با ديگران با محبت برخورد کنيم و چطور يک هنرمند اصيل باقي بمانيم. سراسر روزهايي که خدمت ايشان بودم براي من درس اخلاق بود و زندگي.
    شرط خوانندگي داشتن گوش موسيقايي است
    


 روزنامه شرق، شماره 1622 به تاريخ 19/6/91، صفحه 12 (موسيقي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 5073 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه مبدل گرمايي
متن مطالب شماره 95، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است