|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق91/6/29: رويكرد مدرنيته
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1630 29/6/91 > صفحه 9 (انديشه) > متن
 
      


رويكرد مدرنيته
نشست نقد و تبيين انديشه هاي «فوكو» و «دلوز» در موسسه پرسش

نويسنده: افشين جهانديده/افشين جهانديده / عادل مشايخي

عكس: امير جديدي، شرق

    تانيا تجلي: جلسه نقد و تبيين انديشه هاي ميشل فوکو و ژيل دلوز پنجشنبه گذشته در موسسه پرسش برگزار شد. افشين جهانديده با موضوع «فوکو: نقد امر سياسي» و عادل مشايخي با موضوع «دلوز: نقد امر سياسي» به سخنراني پرداختند. البته محمدجواد غلامرضاکاشي هم قرار بود با موضوع نقدي بر انديشه فوکو و دلوز در اين همايش حضور داشته باشد که از غايبان اين جلسه بود. افشين جهانديده اولين سخنران اين جلسه بحث خود را با پرسش روشنگري چيست آغاز کرد؛ پرسشي که فلسفه مدرن بيش از دو قرن در تلاش براي پاسخگويي به آن است. وي با بيان اينکه تمام تلاش فوکو آن است که مدرنيته را رويکرد ببينيم تاکيد کرد: از منظر فوکو منظور از رويکرد آن وجهي است که با اکنونيت و زمان حال داريم. يعني انديشيدن براي فراتر رفتن از وضعيت کنوني. فوکو بر اين باور است که ما هيچ گاه در بديهيات تامل نمي کنيم و اين در حالي است که رويکرد مدرن شک کردن به همه بداهت هاست. هدف فوکو تبارشناختي و روش وي ديرينه شناختي است. آنچه در رويکرد مدرن - انتقادي و زندگي فلسفي ما اهميت دارد تکرار نظريه ها نيست بلکه تحليل تجربي موقعيت هاست. سخنران بعدي اين نشست عادل مشايخي بود که با موضوع دلوز: نقد امر سياسي به موضوع نقد از منظر دلوز اشاره کرد و گفت: از منظر دلوز نقد بايد ايجابي باشد، يعني ضمن متزلزل کردن و انحلال موضوع نقد، امر ديگري را آشکار کند؛ امري که تکوين موضوع نقد را ممکن کرده است. به بيان دقيق تر، نقد بايد تکويني دوگانه را نشان دهد: تکوين موضوع نقد و تکوين امري که تکوين موضوع نقد را ممکن کرده است. آنچه در پي مي آيد متن سخنراني افشين جهانديده و عادل مشايخي است كه از جانب ايشان در اختيار روزنامه قرار گرفته است.
    
    در 1784 يک نشريه آلماني متن کوتاهي را چاپ کرد که پاسخي بود به پرسش «was ist Aufklarung» («روشنگري چيست؟»). با اين متن کوتاه که پاسخ کانت به پرسش نشريه آلماني بود، پرسشي وارد تاريخ انديشه شد که فلسفه مدرن هيچ گاه نتوانسته از آن خلاصي يابد و در عين حال هيچ گاه قادر به دادن پاسخي به آن نبوده است. در واقع، اگر بخواهيم تعريفي از فلسفه مدرن ارايه دهيم، شايد بتوانيم بگوييم فلسفه اي که طي بيش از دو قرن همواره کوشيده با احتياط تمام به پرسش «روشنگري چيست؟» پاسخ دهد؛ فيلسوفي نيست که مستقيم يا غيرمستقيم با اين پرسش مواجه نشده باشد: از هگل تا نيچه، وبر، هورکهايمر يا هابرماس و ديگران.
    متن کوتاه کانت به نوعي روي خط اتصال و لولاي تامل انتقادي و تامل روي تاريخ قرار دارد. تاملي که کانت روي اکنونيت اقدام خودش مي کند. البته اين اولين بار نيست که يک فيلسوف دلايل نگارش آثارش را بيان مي کند، اما به نظر مي رسد که اولين بار است که يک فيلسوف رابطه اي تنگاتنگ و دروني برقرار مي کند ميان دلالت آثارش، تامل روي تاريخ و تحليلي ويژه از لحظه تکيني که دست به نوشتن زده و به علت آن دست به نوشتن زده. تامل روي «امروز» به مثابه تفاوت در تاريخ و به مثابه انگيزه اي براي يک کار فلسفي خاص. به اين ترتيب، شايد بتوانيم نقطه عزيمتي را در اين متن کوتاه بيابيم: طرح اوليه و کلي رويکرد مدرنيته.
    اغلب مدرنيته را يک دوره يا مجموعه اي از ويژگي هاي سرشت نماي يک دوره به شمار مي آورند، دوره اي در ميان دو دوره قبل و بعد، يک دوره پيشامدرنيته که کم وبيش مهجور و کهنه و ساده لوحانه است و يک دوره پسامدرنيته که معماوار و اضطراب آور است. با اين حال، آيا نمي شود نگاه ديگري داشت و مدرنيته را بيشتر يک رويکرد دانست تا يک دوره تاريخي و منظور از رويکرد عبارت است از وجه رابطه با اکنونيت، انتخاب رضايتمندانه اي که برخي مي کنند و دست آخر شيوه اي از انديشيدن و نيز شيوه اي از کنش و رفتار؛ به عبارتي چيزي اندکي شبيه به آنچه يونانيان êthos (خويگان، خلق وخو، اخلاق) مي گفتند.
    رويکرد مدرنيته براي اکنونيت ارزش بسياري قايل است، اما اين ارزش بالاي زمان حال تفکيک ناپذير است از سرسختي و سماجت در اين که زمان حال را به گونه غير از آنچه هست، تصور کنيم، سرسختي در دگرگون کردن زمان حال و اين دگرگوني به معناي تخريب و ويران کردن زمان حال نيست، بلکه به معناي آن است که آن را در آنچه هست از آن خود و دگرگون کنيم. رويکرد مدرنيته کرداري است که در آن توجه بي اندازه به امر واقع مواجه است با کردار آزادي که در عين احترام به امر واقع، مي کوشد آن را زير پا بگذارد و نقض کند.
    با اين حال، رويکرد مدرنيته صرفا شکلي از نسبت با زمان حال نيست، بلکه شيوه اي است از نسبت با خود. در واقع، پرسشگري فلسفي که در روشنگري ريشه دارد، هم نسبت با زمان حال را به مساله بدل مي کند، هم وجه تاريخي بودن را و هم برساختن خود به منزله سوژه اي خودمختار و مستقل را. وانگهي، رشته اي که ما را به روشنگري پيوند مي دهد، وفاداري به عناصر اين آموزه نيست، بلکه بازفعال سازي دايمي يک رويکرد، بازفعال سازي يک اتوس فلسفي به مثابه نقد دايمي هستي تاريخي مان است: نقد آنچه مي گوييم، آنچه مي انديشيم، آنچه مي کنيم. چنين نقدي تحليل محدوده ها و تامل روي آنها است، يعني چه بخش از آنچه به منزله امري جهانشمول و ضروري و اجباري به ما ارايه شده، تکين و اتفاقي و ناشي از الزام هاي دل بخواهي است. به اين ترتيب، نقد در شکل محدوده هاي ضروري بدل مي شود به نقد عملي در شکل فراتررفتن و برگذشتن ممکن. بنابراين، نقدْ جست وجوي ساختارهاي داراي ارزش جهانشمول نيست، بلکه جستاري است تاريخي در رويدادهايي که ما را سوق داده اند به بازشناختن و برساختن خودمان به منزله سوژه هاي آنچه مي انديشيم، آنچه مي گوييم و آنچه مي کنيم. در اين معنا، چنين نقدي استعلايي نيست و هدف از چنين نقدي اين نيست که نوعي متافيزيک را امکان پذير کند؛ بلکه غايت چنين نقدي تبارشناختي است و روش آن ديرينه شناختي. اين نقد در اين معنا ديرينه شناختي است و نه استعلايي که نمي کوشد ساختارهاي جهانشمول و عام هر شناخت ممکن يا هر کنش اخلاقي ممکني را آشکار سازد، بلکه مي کوشد گفتمان هايي را مطالعه کند که آنچه را مي انديشيم، مي گوييم و مي کنيم، به مثابه رويدادهايي تاريخي مفصل بندي مي کنند. و اين نقد در اين معنا تبارشناختي است که از آنچه هستيم، آن چيزي را نتيجه نمي گيرد که امکان شناخت يا انجام اش را نداريم؛ بلکه از اتفاق و پيشامدي که ما را به آنچه هستيم وامي دارد، اين امکان را آزاد و آشکار مي کند که ديگر آنچه هستيم، مي کنيم يا مي انديشيم، نباشيم، نينديشيم و نکنيم. چنين نقدي در پي آن است که کار بي پايان آزادي را هرچه دورتر و هرچه وسيع تر پيش ببرد.
    به علاوه، اين رويکرد تاريخي-انتقادي بايد رويکردي تجربي نيز باشد. اين کار روي محدوده هايمان بايد از يک سو عرصه اي از تحقيقات تاريخي را باز کند، از سوي ديگر واقعيت و اکنونيت را بررسي کند تا هم نقاطي را بيابد که تغيير در آنها امکان پذير و خواستني است، هم شکل دقيقي را که اين تغيير بايد بيابد، تعيين کند. در واقع، اين هستي شناسي تاريخي خودمان بايد از تمامي پروژه هايي دست بشويد که ادعاي فراگيربودن و ريشه اي بودن دارند. به تجربه دريافته ايم که همه اين ادعاهاي کلي و عام برون رفت از سيستم کنوني و رسيدن به جامعه اي ديگر، فرهنگي ديگر و جهان بيني ديگر چگونه ما را به خطرناک ترين سنت ها سوق داده است.
    اين اتوس فلسفي هستي شناسي تاريخي-انتقادي خودمان يک آزمودن و تجربه کردن تاريخي-عملي محدوده هايي است که مي توانيم از آنها برگذريم و فراتر رويم و در نتيجه کاري است روي خودمان به منزله موجوداتي آزاد.
    هستي شناسي انتقادي خودمان يک نظريه، يک آموزه يا حتي دانشي انباشت شونده نيست؛ بلکه يک رويکرد است، يک اتوس، يک زندگي فلسفي که در آن نقد آنچه هستيم، هم يک تحليل تاريخي محدوده هايي است که برايمان وضع شده است، هم تجربه کردن و آزمودن امکان برگذشتن از اين محدوده ها.
    دست آخر اين پرسش باقي مي ماند که آيا کار نقد بايد همچنان متضمن نوعي ايمان به روشنگري باشد؟ پاسخ هرچه باشد، در هر حال بايد گفت که کار روي محدوده هايمان ضروري است، کاري سخت و صبورانه که به بي صبري آزادي شکل مي دهد.
    * اين گفتار چکيده اي است از متني که فوکو در 1984 تحت عنوان «روشنگري چيست؟» چاپ کرد.
    رويکرد مدرنيته / نشست نقد و تبيين انديشه هاي «فوکو» و «دلوز» در موسسه پرسش
    


 روزنامه شرق، شماره 1630 به تاريخ 29/6/91، صفحه 9 (انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 256 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه اطلاع
متن مطالب شماره 211، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است