|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران91/9/21: استاد اصغر طاهرزاده تشريح كرد: عبرت هاي پديده احمدي نژاد
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6645
پنجشنبه بيست و پنجم آبان ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 5247 21/9/91 > صفحه 26 (سياسي) > متن
 
      


استاد اصغر طاهرزاده تشريح كرد: عبرت هاي پديده احمدي نژاد



اصغر طاهرزاده از اساتيد بنام عرفان اسلامي كه محضر علماي بزرگ و نامي عرفان و فلسفه اسلامي را درك كرده چندي پيش در يك جلسه پرسش و پاسخ با فضلاي حوزه علميه و طلاب علوم ديني به بررسي آسيب ها و نقاط قوت و ضعف دوران رياست جمهوري «دكتر محمود احمدي نژاد» پرداخته كه حاوي نكات دقيق و قابل توجهي است. توجه خوانندگان عزيز را به بخشي از اظهارات استاد طاهرزاده به نقل از پايگاه اطلاع رساني گروه فرهنگي الميزان (منتشركننده آثار ايشان) جلب مي نماييم.
    
    در مورد اين كه هر فكر و هر شخصي از نظر تاريخي جاي خاصي دارد شما مي توانيد پديده احمدي نژاد را در تاريخ خودمان در نظر بگيريد و با عبرت گرفتن از آنچه پيش آمد جايگاه فرهنگي خودتان را ارزيابي كنيد و سعي بفرماييد آنچه در اين سال ها گذشت را بازخواني كنيد. بنده تحليلم اين است؛ آقاي احمدي نژاد معتقد است انقلاب اسلامي اهداف بسيار بزرگي دارد كه دولت هاي گذشته نه تنها قدمي به سوي آن اهداف برنداشتند بلكه حجاب آن اهداف شدند و ايشان احساس كرد توانايي اين را دارد كه به ميدان بيايد و انقلاب را از آن حجاب ها آزاد كند و به مسير اصلي برگرداند و مقام معظم رهبري هم دولت ايشان را دولت برگشت به اهداف انقلاب توصيف كردند ولي به نظر بنده آقاي احمدي نژاد ظرفيت زمانه اي را كه مي خواست برنامه هايش را در آن پياده كند در نظر نگرفت، چون از يك طرف رهبري را ديد كه بسيار مايل اند ما از تنگناي پيش آمده عبور كنيم و از طرف ديگر مردم را ديد كه بشدت آماده تحولي اساسي در نظام اداري و اقتصادي هستند، ولي متوجه نشد در عين آن كه انسان هميشه بايد اهداف مقدسي را مد نظر داشته باشد، بايد به ظرفيتي كه زمانه براي تحقق آن اهداف دارد نيز توجه كند. عنايت داشته باشيد بنده هرگز نمي خواهم بگويم نبايد آقاي احمدي نژاد مي آمد يا اگر نمي آمد بهتر بود يا حضور ايشان در اين مقطع تاريخي بركات خاص خود را به همراه نداشت، عرض بنده اين است كه بياييد راز ممانعت هايي را كه از طريق جريان هاي اصولگرا در مقابل ايشان شد بيابيد.
    
    ● جبهه مذهبي نمي تواند متوجه جايگاه تاريخي احمدي نژاد شود
    بخواهيد و نخواهيد ما از پديده احمدي نژاد در تاريخ خود چيزهايي به دست خواهيم آورد ولي چرا كار به اينجا كشيد كه نيروهاي مذهبي و معتقد به انقلاب نه تنها به كمك او نيامدند بلكه تا حدي مانع كار او هم شدند، در حالي كه مقام معظم رهبري در ديدارشان با مجلس هشتم فرمودند با اين دولت انقلابي خيلي مي توانيد كارها را جلو ببريد. حتي تعبير دولت انقلابي را بكار بردند و معلوم بود كه رهبري خوشحال بودند كه شرايطي به وجود آمده كه مي توانيم از چندين بن بست تاريخي عبور كنيم ولي ديديد كه جريان هاي مخالف بعد از 4 سال به خود آمدند و ممانعت ها را شروع كردند و آقاي احمدي نژاد را در دولت دهم زمين گير كردند. در اين كه انقلاب اسلامي بحمدالله از تجربه پديده احمدي نژاد نردبان بزرگي مي سازد و با جهشي شايسته موانع را پشت سر مي گذارد، شك نداشته باشيد. اما بالاخره از اين پديده ساده نگذريد كه چرا ساختارهاي فرهنگي ما در جبهه مذهبي نمي تواند متوجه جايگاه تاريخي احمدي نژاد شود و با طرح بهانه هايي نه چندان مطمئن به او پشت مي كند، به طوري كه بين دولت ايشان و نيروهاي اصول گرا تعارض پيش مي آيد. با اين كه مي توان از سخنان رهبري در دولت نهم اين طور فهميد كه دولت آقاي احمدي نژاد دولت ايده آل رهبري بود و دولت مي خواست مقاصد امام را در نظام اجرايي دنبال كند و سخنان رئيس جمهور نشان مي دهد كه به عمق معارف عاليه اهل البيت(ع) آگاهي و ايمان دارد. به همين جهت بنده تاكيد مي كنم پديده احمدي نژاد در اين برهه از تاريخِ انقلاب بايد ما را بيدار كند كه چرا هنوز تاريخ ما در بين نخبگان ظرفيت تحقق اهداف متعالي خود را ندارد، فكر مي كنم براي همه اين عبرت پيش آمد كه گويا مذهبي هاي ما نيز تا آنجاها كه احمدي نژاد مي خواهد جلو برود همراهي نمي كنند و بدخواهان مي توانند از طريق جريان هايي كه در تاريخ ما خانه كرده اند نيروهاي مذهبي ما را تحت تاثير قرار دهند و ما را متوقف كنند. عقلااين عبرت را گرفتند كه در بين جريان هاي اصول گرا هم هنوز تاريخِ دفاع مستقيم از احمدي نژاد نرسيده و اگر رهبري مستقيماً از دولت دهم دفاع كنند همان نيروهاي مذهبي آقا را تنها مي گذارند، در حالي كه انتظار داشتند با توجه به تاييدهايي كه از دولت در برهه هاي مختلف، حتي بعد از خانه نشيني آقاي احمدي نژاد داشتند، نيروهاي مذهبي طور ديگر عمل مي كردند. مقام معظم رهبري با آن بصيرت الهي كه دارند متوجه اند هنوز بايد با نيروهاي انقلاب مدارا كرد و احمدي نژاد هم بايد بپذيرد كه فدا شدن براي انقلاب عين نور است و احتمالاً هم پذيرفته است.
    
    ● موتلفه خود را به هاشمي نزديكتر احساس مي كند تا به احمدي نژاد
    همه بايد متوجه باشيم كه اعضاي حزب موتلفه نه ضد دين اند و نه ضد انقلاب، با آن همه سابقه مجاهده و زندان و شكنجه، ولي نوع نگاهشان به مذهب و انقلاب طوري است كه خود را به آقاي هاشمي نزديك تر احساس مي كنند تا به آقاي احمدي نژاد، و اين در حالي است كه آقاي احمدي نژاد ابداً انتظار نداشت جريان هاي مذهبي مثل موتلفه جايگاه او را درك نكنند. آقاي هاشمي ادبيات ارتباط با جريان هايي مثل موتلفه و علما را مي شناسد و در همين راستا در زمان رياست جمهوري خدمت علما مي رفت و حساسيت هاي آن ها را رعايت مي كرد در حالي كه آقاي احمدي نژاد با نگاه مخصوص به خود متوجه بود در شرايط موجود ساختار حوزه در خطر است، چون طلبه و خانواده او آينده ندارد، بي سر و صدا بودجه لازم جهت بيمه و بازنشستگي طلبه را حل كرد. انتظارش آن بود كه نيروهاي مذهبي متوجه شوند با اين كار تاريخِ حوزه تغيير مي كند و از اين جهت معني حضور تاريخي احمدي نژاد را بفهمند بدون آن كه انتظار داشته باشند آقاي احمدي نژاد برود گزارش كارهاي جزئي را به علما بدهد. اين مثال را به اين منظور عرض كردم كه يك مقدار بتوانيم به همديگر نزديك تر بشويم و معناي جايگاه تاريخي احمدي نژاد را روشن كنيم و عرض كنيم در همه امور حساسيت آقاي احمدي نژاد از همين جنس بود كه مي خواهد ما را از مشكلات بنيادين موجود رهايي دهد. ولي روح تاريخي ما اين نوع حساسيت ها را نمي فهمد. در همين راستاست كه بايد ما از پديده احمدي نژاد عبرت بگيريم و ظرفيت زمانه خود را بشناسيم كه چرا هنوز به اهدافي كه انقلاب بايد به طور جدي پشت سر بگذارد، حساس نيستيم و تنگناهاي اساسي خود را نمي شناسيم و از حساسيت هايي بالاتر از حساسيت هاي اصولگرايي سنتي جلوتر نمي رويم. حتي عده اي بحث وقت شناسي از نظر اهل البيت(ع) را كه بنده با آن همه اميد مطرح كردم، برنتابيدند و گفتند يعني چه كه طاهرزاده مي گويد هر كاري در هر زماني قابل عمل نيست.
    
    ● مقابله با تفسير الميزان علامه طباطبايي
    در مورد مباحث فرهنگي نيز موضوع از همين قرار است كه تا ظرفيت هر حرف حقي فراهم نباشد نمي توانيد بزنيد. وقتي بعضي از جريان ها در حوزه علميه قم در آن زمان كه علامه طباطبايي «رحمئ الله عليه» با آن همه احتياط الميزان را مي نويسند، باز با او مقابله مي كنند شما نيز بايد پذيرش زمانه را در نظر بگيريد. حضرت امام در درددل خود مي گويند:
    «در شروع مبارزات اسلامي اگر مي‏خواستي بگويي شاه خائن است، بلافاصله جواب مي‏شنيدي كه شاه شيعه است! عده‏اي مقدس نمايِ واپسگرا همه چيز را حرام مي‏دانستند و هيچ كس قدرت اين را نداشت كه در مقابل آنها قد علم كند. خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختي هاي ديگران نخورده است. وقتي شعار جدايي دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان، غرق شدن در احكام فردي و عبادي شد و قهراً فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست و حكومت دخالت نمايد، حماقت روحاني در معاشرت با مردم فضيلت شد. به زعم بعضي افراد، روحانيت زماني قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاي‏ وجودش ببارد و الاّ عالِم سيّاس و روحانيِ كاردان و زيرك، كاسه‏اي زير نيم كاسه داشت. و اين از مسائل رايج حوزه‏ها بود كه هركس كج راه مي‏رفت متدين تر بود. يادگرفتن زبان خارجي، كفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرك به شمار مي‏رفت. در مدرسه فيضيه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفي از كوزه‏اي آب نوشيد، كوزه را آب كشيدند، چرا كه من فلسفه مي‏گفتم. ترديدي ندارم اگر همين روند ادامه مي‏يافت، وضع روحانيت و حوزه‏ها مانند وضع كليساهاي قرون وسطي مي بود.»
    
    ● چرا امام به ديدار شريعتمداري رفت
    شما اگر فعلاً بتوانيد نشان بدهيد مي توان يك هندسه فكري داشت كه در ذيل شخصيت اشراقي امام«رضوان الله تعالي عليه» انقلاب را جلو برد و اين را در كنار ساير فكرها مطرح كنيد، كار خوبي كرده ايد ولي به شرطي كه كارتان به تعارض با ساير فكرها كشيده نشود و به شرطي كه مثل حضرت روح الله خميني بفهمانيد كه نه تنها دست علما بلكه دست طلاب را هم مي بوسم. به امام ايراد گرفتند چرا خانه آقاي شريعتمداري رفتيد؟ بنده نظرم اين است خدا پاداشي كه به حضرت امام داد و موانع بزرگي را از جلو انقلاب عقب زد به جهت آن بود كه ايشان در آن شرايطِ تاريخي به خانه شريعتمداري رفتند. شما شرايط تاريخي آن روز را در نظر بگيريد كه جريان هايي ذيل آقاي شريعتمداري داشتند يك جريان فرهنگي مي شدند. امام وظيفه خود ديدند بروند و به اين ها امنيت بدهند تا انگيزه مقابله با نظام در آنها از بين برود، امنيت به كسي دادند كه بعداً حاضر به ترور امام توسط قطب زاده شد تا او را به جاي امام بنشانند و نتيجه ملاقات امام با شريعتمداري آن شد كه خدا كمك كرد تا او از سر راه انقلاب برداشته شود. اين يك مثال بود، انطباق و عدم انطباق آن با موضوع به عهده شما است. آنچه به دنبال آن هستم اظهار مكنونات دروني ام است در عبرت گيري از پديده احمدي نژاد در تاريخي كه در آن هستيم و اين را نكته مهمي مي دانم، هر چند درك حقيقت مطلب محسوس و قابل اشاره نيست.
    
    ● احمدي نژاد انقلابي عمل كرد
    بنده از ارديبهشت سال 1390 تا حال دائم به موضوع تقابل جريان اصولگرايي سنتي با آقاي احمدي نژاد فكر مي كنم و معتقدم اين موضوع چيزي نيست كه بتوان از فكركردن در مورد آن رها شد. كمي موضوع را بازخواني كنيد و جايگاه آقاي احمدي نژاد را و خدمات بسيار تاريخ ساز او را در نظر بگيريد. چه در تغيير جهت انقلاب به سوي اهداف اصلي در داخل و چه در نماياندن حقيقت انقلاب در جهان، كه دقيقاً در هر دو جبهه به عنوان كسي عمل كرد كه از جنس انقلاب بود و بدانيم اين سنت خدا است كه به ما وعده داده «إِن رو الله لايُضيعُ اَجْرَ الْمُحْسِنينَ» يقيناً آنچه را ايشان در داخل و خارج شروع كرد نتايج خود را به بار مي نشاند. خداوند به ايشان توفيق بدهد كه جايگاه خود را بداند كه چه نقشي در كنار انقلاب اسلامي در تاريخ آينده دارد و از آن مهم تر بفهمد راز مقابله جريان اصولگرايي سنتي با او چيست و از اين جهت به زمان خود عارف شود كه به تعبير امام صادق(ع): «الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللوايس»آن كه نسبت به زمان خود دانا است، گرفتار امور اشتباه انگيز كه مايه گمراهي است نمي‏شود.
    
    ● مخالفين تلاش مي كنند تا وانمود كنند احمدي نژاد پديده جديدي نبود
    تمام موضوعاتي كه روي سايت ها در نقد آقاي احمدي نژاد مطرح مي شود بر اين اساس است كه نگذارند اين روحيه در آينده ادامه پيدا كند و طوري خبرسازي مي كنند كه بگويند احمدي نژاد چيز مهمي نبود حتي در ريخت و پاش هاي اداري مثل قبلي ها بود، پس پديده جديدي ظهور نكرده تا اميدوار شويد انقلاب در آينده خود چنين اشخاصي را مي پروراند، ادامه انقلاب همان روش آقاي هاشمي و آقاي خاتمي است و احمدي نژاد چيزي است كه نبايد مي آمد. علامه اميني مي فرمايند تك تك اين رواياتي كه در وصف خليفه اول و دوم و سوم جعل شده روي حساب جعل شده تا آن حدي كه به تعبير بنده افرادي مثل محي الدين بن عربي و مولوي هم كه ارادت كامل به علي(ع) دارند، نمي توانند خيلي بين آن خلفا با علي(ع) تفكيك كنند. همه آن روايات را در وصف سه خليفه جعل كردند تا بگويند علي(ع) چيز جدايي نيست، ادامه اسلام در آينده هماني است كه خليفه اول و دوم و سوم نشان دادند و علي(ع) غير از آن ها نيست، تا ما در آينده اسلام نظر به مهدي(عج) نداشته باشيم. جريان هاي فكري مقابل آقاي احمدي نژاد وقتي متوجه شدند با ظهور احمدي نژاد همه معناي آن ها نفي مي شود با تمام قدرت به ميدان آمدند و آقاي موسوي را كه در نمك خوابانده بودند براي مقابله با آقاي احمدي نژاد به ميدان آوردند تا كار را تمام كنند و وقتي اين پروژه به نتيجه نرسيد به دنبال پروژه بعدي بودند كه در اولين فرصت عملياتي كنند و با جريان خانه نشيني آقاي احمدي نژاد فرصت را غنيمت شمردند و موضوع را طوري طرح كردند كه جريان اصول گراي سنتي تصميم بگيرد به كلي از احمدي نژاد عبور كند، بدون آن كه متوجه تبعات عبور از احمدي نژاد باشد. با اين كه مقام معظم رهبري«حفظه الله» همان زمان كه آقاي احمدي نژاد خانه نشيني كرده بود فرمودند ايشان با اصل نظام و ولايت فقيه مسئله اي ندارد، ولي به هر صورت معلوم شد اصولگرايي سنتي جايگاه تاريخي احمدي نژاد را نمي فهمد و با هر جرياني كه غير جريان اصولگرايي سنتي باشد به چشم دشمن خود، حتي دشمن انقلاب نگاه مي كند.
    
    ● رهبري از سخنان احمدي نژاد در نيويورك دفاع كردند
    آقاي احمدي نژاد در مورد گفت و گو با امريكا در سفر اخيرشان به نيويورك گفتند: «اگر امريكا رفتارش را نسبت به ملت ايران تغيير دهد و بر اساس عدالت و راستي و عقلانيت حركت كند و همچنين حيثيت خود را خرج رژيم جعلي صهيونيستي نكند امكان برقراري رابطه با امريكا دور از تصور نيست». از طرف بعضي نمايندگان مجلس و يا بعضي از روزنامه ها و سايت هاي اصول گرا برخوردهايي تندي با اين سخنان شد و تلاش كردند بگويند مواضع رهبري با رئيس جمهور متفاوت است. حتي بعضي گفتند از موضع رئيس جمهور احساس شرم مي كنند. عده اي گفتند: سخن گفتن رئيس جمهور در اين زمينه يك اشتباهي است كه بايد انگيزه طرح اين گونه مباحث را براي مردم روشن كند و دست گروه انحرافي در كار است و اين اوج انحراف است. در حالي كه مقام معظم رهبري در ديدار با برگزيدگان اقشار مختلف مردم در خراسان شمالي با اشاره به پيشرفت خوب در ادبيات مقابله با زورگويان جهاني فرمودند: «يكي از عرصه هاي پيكار با دشمنان، عرصه حرف زدن هاي بين المللي است و مسئولان ما امروز در پشت ميز مذاكرات گوناگون و تريبون ها، حرف هاي پخته، جامع و جالب و درست مي زنند» كه معلوم است اين جملات دفاعي است از آقاي احمدي نژاد در مقابل آن نوع برخوردهاي تندي كه با سخنان ايشان شد.
    
    ● جريان هاي مذهبي به يك سرگيجه دچار مي شوند
    درست است كه روح انقلاب اسلامي به چيزي بيش تر از آنچه آقاي هاشمي در نظر دارند نظر دارد و حتماً از آقاي هاشمي بيش از پيش عبور مي كند و طبيعي است كه در جريان عبور از آقاي هاشمي به احمدي نژاد و چيزي گسترده تر از آقاي احمدي نژاد مي رسد ولي بالاخره براي مدتي جريان هاي مذهبي به يك سرگيجه دچار مي شوند و اين يك پديده بسيار عبرت آموزي است تا ما متوجه باشيم در امور فرهنگي نيز بايد تحمل زمانه را در نظر بگيريم و اگر رسول خدا(ص) مي فرمايند: «انا مَعَاشِرَ الْاَنْبِيَاءِ اُمِرْنَا اَنْ نُكَلم عَلَي قَدْرِ عُقُولِهِمْ»ما گروه انبيا دستور داريم در حد عقل مردم به آن ها سخن بگوييم. بفهميم اگر نتوانيم از پديده احمدي نژاد در امور فرهنگي عبرت بگيريم در ارائه معارف عاليه اي كه حضرت امام بجا گذاردند، عقيم مي شويم.
    
    ● زمان شناسي امام صادق (ع)
    امام صادق(ع) با توجه به ظرفيت زمانه عمل مي كردند آنجايي كه دوانقي به جهت سعايتي كه از حضرت در نزد او كرده بودند منصور به ربيعِ حاجب دستور داد حضرت صادق (ع) را حاضر كنند. وقتي خليفه چشمش به حضرت افتاد گفت: «َقتَلَنِيَ الله إِنْ لَمْ اَقْتُلْكَ اَتَلْحَدُ فِي سُلْطَانِي ‏وَ تَبْغِينِيَ الْغَوَائِل‏» خدا مرا بكشد اگر تو را نكشم! آيا تو درباره سلطنت من به جدال پرداخته و مردم را بازگرداني، و نقشه براي (به هم زدن خلافت) من مي كشي؟ حضرت صادق(ع) در چنين فضايي و با توجه به زمانه اي كه در آن به سر مي برند مي فرمايند: «وَ الله مَا فَعَلْتُ وَ لَا اَرَدْتُ وَ إِنْ كَانَ بَلَغَكَ فَمِنْ كَاذِبٍ وَ لَوْ كُنْتُ فَعَلْتُ لَقَدْ ظُلِمَ يُوسُفُ فَغَفَرَ وَ ابْتُلِيَ اَيُّوبُ فَصَبَرَ وَ اُعْطِيَ سُلَيْمَانُ فَشَكَرَ فَهَوُلَاءِ اَنْبِيَاءُ الله وَ إِلَيْهِمْ يَرْجِعُ نَسَبُكَ فَقَالَ لَهُ الْمَنْصُورُ اَجَلْ ارْتَفِعْ هَاهُنَا فَارْتَفَع‏» به خدا من چنين نكرده و نه چنين قصدي داشته‏ام! و اگر سخني در اين باره به تو رسيده از دروغگويي بوده است (كه به من دروغ بسته) و اگر خواهي كرد (آنچه گفتي) پس همانا به يوسف ستم شد و او بخشيد و ايوب به بلادچار شد و صبر كرد و به سليمان نعمت داده شد و او شكر كرد و اينان پيغمبران خدا هستند و نژاد تو نيز به آنان رسد. منصور به كلي تغيير روحيه داد و حضرت را به نزد خود خواند. ملاحظه كنيد حضرت چگونه شرايط را تشخيص مي دهند و عمل مي كنند، در زماني كه صلاح نمي بينند با منصور دوانقي در رابطه با حكومت بني عباس درگير شوند و از مردمي كه آمادگي حكومت امام معصوم را ندارند غافل نيستند وگرنه امام نه از منصور دوانقي مي ترسند و نه نگران آينده خود هستند ولي مي فهمند زمانه هنوز ظرفيت حاكميت امام معصوم را ندارد و به همين جهت به تدوين معارف اسلامي پرداختند و پايه فرهنگي شيعه جعفري را بنيان نهادند.
    
    ● سعي كنيم تاكيد رهبري بر عقلانيت گم نشود
    مقام معظم رهبري «حفظه الله» در چهاردهم خرداد 1390 كه در حرم حضرت امام صحبت مي كردند يكي از مشخصه هاي مكتب حضرت امام خميني «رضوان الله تعالي عليه» را عقلانيت معرفي كردند. همه بايد سعي كنيم اين حرف گم نشود، ايشان روشن كردند، عقلانيت در مكتب امام يعني شناختن زمان. ملاحظه كرديد امام صادق(ع) نفرمودند چون كه ما بر حقيم پس كوتاه نمي آييم، اگر مي خواهيد اين انقلاب بماند و آنچه كه معتقديد حق است جاي خود را در تاريخ آينده باز كند از برخورد حضرت صادق(ع) و نمونه هاي شبيه به آن نتيجه لازم را بگيريد، اسم اين كار محافظه كاري نيست، عقلانيت است كه براي انجام كارهاي بزرگ و اهداف متعالي بايد شرايط را در نظر گرفت و شرايط را براي آن كارها آماده كرد. ممكن است اشكال كنيد كه اين مثال شما با موضوعي كه مطرح است تطبيق ندارد بنده هم اصراري ندارم بر اين كه حتماً مثال من با موضوع منطبق است، همين طور كه عرض بنده به اين معنا نيست آن جايي كه شرايط ما «بدر» و «خيبر» است مثل وقتي عمل كنيم كه شرايط ما شِعب ابي طالب بود، ولي بايد بدانيم در موقعيت «بدر» و «خيبر» چگونه عمل كنيم كه كار جلو رود و همراهان تنهايمان نگذارند. آنچه نبايد فراموش كنيم اين است كه چنين فرهنگي در سيره اهل البيت (ع) هست كه متوجه ظرفيت زمانه بودند و بر اين اساس تاكيد مي كنم حرف هاي شما در جبهه فرهنگي نبايد طوري باشد كه حاصل آن نفي ساير جريان هاي فرهنگي گردد كه در ذيل امام و رهبري قرار دارند و يا اگر در ذيل شخصيت فكري و فرهنگي امام و رهبري نيستند حدّاقل به طور آشكار بناي مقابله با امام و رهبري را ندارند.
    
    ● بخشي از اصولگرايان علي رغم تذكرات رهبري كار خود را مي كنند
    اگر با دقت روي سخنان امام متمركز شويم چيزي براي غرب و جريان هاي غرب زده نمي ماند ولي طوري عمل كنيم كه غرب زدگانِ غافل را آگاه نماييم و از اين جهت عبرت گيري از پديده احمدي نژاد را فراموش نكنيم وگرنه به راحتي در جبهه فرهنگي از ميدان به خارج پرت مي شويد. آقاي احمدي نژاد ظرفيت جايگاه تاريخي را كه بايد در آن اقدام مي كرد بيش از آن مي ديد كه واقع شد و ما بايد از اين موضوع عبرت بگيريم، بخصوص كه در اين راستا بسياري از آرمان هايي كه رهبري مد نظر داشتند آسيب ديد و با موضع گيري جريان اصولگرايي سنتي در مقابل آقاي احمدي نژاد عملاً آرمان هاي عدالت خواهي و اصلاح امور اداري كشور و عبور از اصولگرايي حزبي، به حاشيه رفت. مجلس با انگيزه مقابله با آقاي احمدي نژاد عملاً سخنان رهبري را نشنيده گرفت. رهبري در تاريخ 21/10/1388 در ملاقاتي كه فراكسيون انقلاب اسلامي با ايشان داشتند فرمودند:
    «من بارها اين نكته را به بعضي از همين آقايان هم گفته ام. بنده معتقدم لايحه دولت را بايد گرفت؛ اگر اشكالي دارد، اشكال را به دولت گفت تا خود دولت برطرف كند و مجدداً لايحه را بياورد و تصويب شود. اين حرفي كه دولت مي زند و مي گويد لايحه من را مي گيرند و 100 درصد را تبديل مي كنند به 50 درصد، 60 درصد، به اعتقاد ما اين اشكال واردي است، اين اشكال درستي است. حتي در مورد وزرا هم اعتقادم همين است. يك وقتي هم اينجا گفتيم، آقايان هم بودند؛ روساي سه قوه همه شان بودند، جماعت ديگري هم بودند. بعضي ها گفتند آقا دولت خودش ناسازگاري مي كند، شما هم يك حرفي مي ‍ زنيد. گفتم اين اعتقاد من است. واقعاً اگر چنانچه رئيس جمهور هيات وزيران را به مجلس بياورد و مجلس بگويد نه، من به خاطر اين يك نفر، هيات وزيران را قبول نمي كنم؛ برگرداند، او تركيب را هر جور كه مي خواهد درست كند، مجدداً بياورد؛ اين براي دولت و مجلس بهتر است تا اين كه بگيرند وزرا را يكي يكي تكه پاره كنند. البته بايد طبق قانون عمل كرد.»
    ولي ملاحظه فرموديد بعد از اين صحبت، هر دو سالي كه دولت لايحه بودجه را به مجلس داد، مجلس كار خود را كرد.
    مقام معظم رهبري «حفظه الله» با جرياني از اصولگرايي روبه رو هستند كه در عين احترام به رهبري، كار خودش را مي كند و بحمدالله رهبري با تذكرات پي در پي روشن مي كنند چه جرياني صادقانه به دنبال رهبري است و چه جرياني صرفاً ادعاي پيروي از رهبري را دارد. با توجه به چنين فضايي مباحث را به هر صورتي كه تشخيص مي دهيد شكل دهيد و مطرح كنيد ولي مواظب باشيد كه در شرايطي هستيم كه در بسياري موارد روي موضوعات – اعم از سياسي و يا فرهنگي – فكر نمي شود، بايد جامعه را به سوي تفكر جلو برد و نه به سوي دسته بندي ها و ما هم بشويم يك دسته اي كنار ساير دسته ها.
    
    ● طرفداران احمدي نژاد دو دسته هستند
    بنده معتقدم طرفداران آقاي احمدي نژاد دو نوع هستند. عده اي از اصولگرايان كه براساس اشارات مقام معظم رهبري به آقاي احمدي نژاد وقتي شهردار تهران بودند، نظر كردند، آن وقتي كه رهبري فرمودند: امروز رايحه خوش خدمت از شهرداري به مشام مي رسد. اين اصولگرايان در عين طرفداري از آقاي احمدي نژاد، سايه به سايه رهبري جلو مي روند و در عمل، ميل و تحليل رهبري از امور را بر ميل و تحليل خودشان ترجيح مي دهند، اينها موفق اند و خدا هم كمكشان مي كند تا به تعبير رهبري جايگاه گفتماني آقاي احمدي نژاد را درك كنند، خداوند نوري به اين ها مي دهد كه مي فهمند مبناي موضع گيري مقام معظم رهبري نسبت به دولت دهم كجاست. اين افراد طرفدار احمدي نژادي هستند كه خود را فرزند انقلاب اسلامي مي داند و نه فرزند اصول گراياني كه با يك نگاه حزبي چنگ بر اقتصاد و سياست و فرهنگ ما انداخته اند، بدون آن كه بتوانند يك «نه گفتن» به ظالمان را در عرصه جهاني از خود نشان دهند. اما عده اي را هم مي شناسم كه از سر احساسات و در راستاي مقابله با رقباي آقاي احمدي نژاد از آقاي احمدي نژاد طرفداري مي كنند، بدون آن كه تحليل درستي از جايگاه تاريخي آقاي احمدي نژاد و يا مباني فكري ايشان داشته باشند كه بايد بشدت از اين افراد فاصله گرفت، اين ها بايد آمدن پا به پاي امام و رهبري را تمرين كنند، آن وقت ان شاءالله از اين كه گرفتار افراط گري شوند نجات پيدا مي كنند. ما در روش عرفايي مثل حضرت امام (ره) و مرحوم ملاصدرا چيزي داريم به نام «مخفي كاري عرفاني» كه در آخر كتاب هايشان مي نويسند: از تو مي خواهم كه اين مطالب را جز نسبت به اهلش، بخل بورزي. و در همين راستا آيت الله جوادي فرمودند: «علامه طباطبايي «رحمه الله عليه» معتقد بودند زمان طرح معاد در حوزه ها نرسيده است» و بنده فكر مي كنم ما در طرح بعضي از معارف الهي در چنين شرايطي هستيم به طوري كه حق بودن آن معارف يك جنبه قضيه است، جنبه ديگر آن اين است كه به ظرفيت مخاطبان هم بايد توجه كرد. بايد فكر كنيم كه در حال حاضر در كجاي تاريخ خود قرار داريم. رهبري معظم انقلاب با توجه به همه اين امور مي فرمايند: بحمدالله ما رو به جلوييم. چون جايگاه انقلاب اسلامي را مي شناسند و از نفوذ روح انقلاب غافل نيستند.
    
    ● انقلاب اسلامي از همه جريان هاي غيروفادار عبور خواهد كرد
    حقيقتي در درون انقلاب اسلامي حاضر است كه به مرور از همه جريان هايي كه به اهداف انقلاب وفادار نيستند عبور مي كند و به فرهنگي رجوع دارد كه حضرت روح الله «رضوان الله تعالي عليه» در سياست و در فرهنگ پايه گذاري كرد و مسلم نقشه هاي دشمن عقيم مي ماند. مقام معظم رهبري در 14 خرداد امسال - سال 1391- در حرم حضرت امام (ره) اين نكته را تذكر دادند كه چرا مي گوييد حيات معنوي انقلاب ضعيف شده است، چرا به اعتكاف هايي كه تشكيل مي شود نگاه نمي كنيد؟ از يك طرف در دانشگاه با چند دختر و پسر بي پروا روبه رو مي شويد كه موازين اسلامي را رعايت نمي كنند ولي در همان دانشگاه برويد و به جوانان ناب، از دختر و پسر نظر كنيد كه جهت انجام اعتكاف از همديگر سبقت مي گيرند، مواظب باشيد اين همه رجوع به معنويت را نديده نگيريد و بدانيد حاصل انقلاب اين است كه شما در اعتكاف ها مي بينيد و آن بي پروايي ها رفتني است و چون فرهنگ غرب رفتني است. وقتي غرب خود را بي آينده مي يابد حاضر است با تمام وجود با ما بجنگد. روش ما حكمت است و نه درگيري، بر عكس سعودي ها كه مجبورند همين حالايشان را حفظ كنند، چون آينده اي ندارند، آينده از آن فرهنگ اهل البيت(ع) است كه روايات به آن اشاره دارد، ما در مقابله با جريان بي حجابي يك جبهه درست نمي كنيم ولي بدون اين كه به آنها ارزش بدهيم مي دانيم تاريخ ما با حيات فرهنگي با نشاط خود آنها را پشت سر مي گذارد. انقلاب اسلامي با روح معنوي خود كاري مي كند كه به لطف الهي اينها به حاشيه بروند و استقبال دانشجويان از حضور در مراسم اعتكاف اين را نشان مي دهد. براي اين كه زمانه مان را درست بشناسيد و گرفتار افراط و تفريط نشويد اين اعتكاف ها را از يك طرف و نهادهايي كه با انقلاب هماهنگي لازم را ندارند، از طرف ديگر بررسي كنيد و تنها ناكامي هاي ما را در آن نهادها مد نظر نداشته باشيد.ما از نظر نشاط تاريخي خود در شرايطي هستيم كه مي توانيم از شكست هاي خود سرمايه بزرگي بسازيم، همان طور كه تحريم ها را به فرصت تبديل كرديم.
    
    درباره استاد طاهرزاده
    استاد اصغر طاهرزاده متولد 1330است. وي پس از اخذ ديپلم در سال 1350، در رشته زمين شناسي وارد دانشگاه اصفهان شد و در همين سال پس از آشنايي با مباني فكري امام خميني(ره) و كتاب ولايت فقيه يگانه محور زندگي خود را دين تعيين كرد. (ديني كه از سياست جدا نيست.) استاد طاهر زاده پس از فراغت از دانشگاه در حين اشتغال به كار در يكي از شركتهاي مهندسي در تهران، مطالعات حوزوي را آغاز كرد و بالاخره به توصيه شهيد بهشتي(ره) جهت كمك به تحقق انقلاب اسلامي به استخدام در وزارت آموزش و پرورش درآمد و در كنار آن نيز مطالعات حوزوي را در قم دنبال كرد.
    گرچه استاد در چند دوره مسئوليت هاي اجرايي نظير معاونت پرورشي و مدير كل آموزش و پرورش و مدير كل بنياد شهيد استان اصفهان را عهده دار شد ولي همواره دغدغه اصلي ايشان توجه به فرهنگ عميق و ناب اسلامي و فهم و ارائه آن بوده است و لذا هنگامي كه احساس مي كرد مسئوليت اجرايي شرعاً برايش واجب نيست كار را به ديگري مي سپرد و خود به كار ديني مي پرداخت كه در اين راستا جلسات تفسير قرآن و نهج البلاغه و شرح روايات معصومين را طرح ريزي كرد كه تاكنون ادامه دارد. استاد طاهرزاده عمدتاً تحت تاثير حكمت متعاليه ملاصدرا و عرفان محي الدين است و امام خميني(ره) و علامه طباطبايي(ره) و آيت الله جوادي آملي را براي خود نمونه هاي خوبي از تفكر ديني و تحرك سياسي اجتماعي مي داند و معتقد است اگر سازمان فكري جامعه ما از چشمه ناب تفكر اين بزرگواران سيراب شود، سعادتي را كه دين اسلام براي آنها آورده، بدست خواهند آورد و آنچه ايشان در دانشگاه و مراكز تربيت معلم و جلسات منظم هفتگي كه با حضور تعداد زيادي شاگرد برگزار مي شود دنبال مي كنند، همه و همه در راستاي تحقق همين عقيده است.
    استاد اصغر طاهرزاده تشريح كرد: عبرت هاي پديده احمدي نژاد
    


 روزنامه ايران، شماره 5247 به تاريخ 21/9/91، صفحه 26 (سياسي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 509 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه بازار و سرمايه
متن مطالب شماره 91-92، مهر و آبان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است