|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق91/11/1: سناتوري كه ماشين حساب نداشت
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3364
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1652 1/11/91 > صفحه 10 (علم) > متن
 
      


سناتوري كه ماشين حساب نداشت
روايت هاي «ايرج حسابي» از پدر

نويسنده: محمدرضا دستوراني

بسياري معتقدند عامل اصلي و مسبب همه اغراق ها نزد مردم عادي (و در نتيجه مخالفت دانشگاهيان براي اغراق ها و تاکيد بر بزرگداشت دکتر «حسابي» واقعي) «ايرج حسابي»، فرزند دکتر «محمود حسابي» است. او خاطرات و کمالات بسياري از پدر نقل مي کند ولي سند و مدرکي رو نمي کند. يکي از ادعاي طرفداران دکتر «حسابي» درباره مقام علمي برجسته وي کسب عنوان «مرد علمي جهان در سال 1990» از دانشگاه کمبريج است. منتقدان هم مي گويند عنوان مرد علمي جهان در سال 1990 که از سوي مرکز بين المللي زندگينامه ها اعطا شده، بي اعتبار است چرا که اعطاکننده آن، موسسه اي پولي است و هيچ ربطي هم به دانشگاه کمبريج يا دانشگاه ديگري ندارد، به ويژه آنکه افراد ديگر هم مي توانند با پرداخت مبلغي، نام خود را ثبت و عنواني براي خود بخرند. اما «ايرج حسابي» از جواب دادن به اين انتقاد طفره مي رود: «اين سوال را بايد از کسي پرسيد که چنان پولي را داشته و به آن موسسه پرداخت کرده تا آقاي دکتر حسابي مرد علمي سال 1990 معرفي شود! ما اگر پول داشتيم، بدهي اي را که به بانک داريم، بابت منزل پدري دکتر حسابي، پرداخت مي کرديم. من ديگر نمي توانم بروم به آن موسسه بگويم چرا دکتر حسابي را مرد علمي سال 1990 اعلام کردي! و اصلابعيد مي دانم کسي در ايران بتواند برود به آن نهاد يا هر نهاد ديگري پول کلاني بدهد تا مرد علمي سال اعلام شود. در موزه دکتر حسابي، هيچ اثري از موسسه مد نظر شما نيست. ما در موزه، مدارک تجليل آکادمي علوم نيويورک، آکادمي علوم فرانسه و قصر علوم پاريس از دکتر حسابي را داريم. همين! درباره آن عنواني که شما فرموديد و ما در موزه مان نداريم، نمي دانم چه بايد بگويم يا چه دفاعي بايد از آن مدرک بکنم!» اين در حالي است که وي در صفحه 211 کتاب «استاد عشق» نوشته است: «استاد همچنين در 1990 م به عنوان «مرد اول علمي جهان» برگزيده شدند.» در صفحه هشت کتاب «نماهايي از زندگي پروفسور سيد محمود حسابي» نوشته است: «ايشان از سوي جامعه علمي جهاني به عنوان «مرد اول علمي جهان»، 1990 م برگزيده شدند.» يکي ديگر از نکات مهمي که فرزند دکتر «حسابي» درباره جايگاه علمي دکتر مطرح کرده است، تعداد زياد مقاله هايي است که وي منتشر کرده و دانشمندان ديگر هم به آن استناد کرده اند. از آن طرف منتقدان هم مي گويند دکتر حسابي مقاله اي را براي نشريه اي مي فرستد و داور آن نشريه مقاله را براي چاپ مناسب نمي داند؛ زيرا در آن مقاله خطاي محاسباتي وجود داشت. فرزند دکتر حسابي در اينجا به جاي پذيرش يا رد اين ادعا، ماجراي هميشگي فقر دکتر «حسابي» را به ميان مي کشد: «آدم وقتي آن محاسبات را مي بيند، دلش مي سوزد که چرا به آقاي دکتر يک ماشين حساب نداده بودند تا اين محاسبات را راحت تر انجام دهد. چرا وقتي يک انتگرال گرفته يک غلط در آن پيدا شده، شش ماه طول کشيده تا آن غلط را اصلاح کند و اصلاچرا اين آدم بايد 47 سال از عمرش را صرف اين محاسبات مي کرد؟ چرا به داد آقاي دکتر نرسيدند و برخلاف همه جاي دنيا، در ايران کسي به ايشان کمک نکرد؟» (توجه کنيد؛ کسي ماشين حساب نداشته و از تهيه آن عاجز و ناتوان بود که سال ها استاد دانشگاه، رييس دانشکده، سناتور و خيلي سمت هاي ديگر داشته است!)
    بعد هم نوبت به ماجراي وطن دوستي و عشق وطن مطرح مي شود؛ «آقاي دکتر وقتي در خارج از کشور بودند، در طول سه ماه، 16 معادله را حل کردند. در ايران کسي به دکتر حسابي کمک نکرد و ايشان هم ترسيدند کارشان را در آمريکا ادامه دهند. هميشه مي گفتند مي ترسيدم کارم به اسم آمريکايي ها و سوييسي ها تمام شود و خجالت کشيدم که مبادا چنين شود.» يکي ديگر از خاطرات «ايرج حسابي» از پدر، ماجراي سفره هفت سين است. «ايرج حسابي» مي گويد زماني پدرش به مناسبت نوروز، در منزل سفره هفت سين انداخته و بزرگان فيزيک را دعوت و مراسم نوروز ايراني را به آنها معرفي کرده است و «اينشتين» هم شيفته اين مراسم شد و از فرهنگ و تمدن چندهزار ساله ايرانيان تعريف و تمجيد کرد. منتقدان هم مي گويند داستان ساختگي است زيرا هيچ گاه «اينشتين»، «بور»، «فرمي»، «ديراک»، «شرودينگر» (ميهمانان دکتر«حسابي») همزمان در پرينستون نبودند. «ايرج حسابي» به جاي آنکه بپذيرد اين داستان ساختگي است يا براي اثبات ادعاي خود سند معتبري ارايه دهد يا دست کم بگويد ماجرايي اتفاق افتاده اما سندي براي اثباتش ندارد، مي گويد: «آن هفت سين روي ميزي چيده شده به اندازه يک وجب در دو وجب. سفره اي نبوده! حالااينها مي گويند که ما گفته ايم آقاي دکتر سفره اي آنچناني چيده و آش رشته درست کرده و اينشتين را دعوت کرده و ساز مي زده و گودل هم مي رقصيده! آخر آدم راجع به يک انسان بزرگ اين حرف هاي زشت را که نمي زند. کي مي رقصيده؟ آخر مزخرف گفتن هم اندازه دارد!» به گمان «ايرج حسابي»، همه اين شيطنت ها زير سر دکتر «منصوري» است (يعني همان که باني بزرگداشت دکتر «حسابي» بود!) حالاچرا دکتر «منصوري» اين داستان ها را از خودش ساخته و به دکتر «حسابي» نسبت داده؟ چون از پدرش کينه شخصي به دل داشت. به نظر «ايرج حسابي»، «رضا منصوري» مي خواسته با اين داستان ها، وجهه دکتر «حسابي» را تخريب کند. البته او براي اين کينه توزي خيالي دکتر «منصوري» دليل هم رو مي کند: «اين آقا پيش از عروسي اش، به خانه ما آمد و از ما شماره و آدرس نمايندگان مجلس و وزرايي را خواست که با دکتر حسابي آشنايي و رابطه داشتند. آقاي دکتر هم به او گفت عروسي يک مراسم خانوادگي است و جاي وزير و وکيل نيست. «بعد از اين ماجرا، اين آقا دشمن دکتر «حسابي» شد و مدت هاست که مي کوشد ريشه دکتر «حسابي» را بکند. اما دکتر «منصوري» در جواب مي گويد: «عروسي من در سال 1372 برگزار شد و دکتر حسابي سال 1371 فوت شد. چطور من مي توانستم يک سال پس از مرگ دکتر حسابي به سراغ او بروم تا آدرس رجل سياسي را از او بگيرم براي دعوت کردن آنها در مراسم عروسي ام؟! اين حرف هاي مبتذل، در بهترين حالت، شوخي است.» به گمان «ايرج حسابي»، بدجنسي هاي دکتر «منصوري» تا همين جا تمام نمي شود. مدت ها پيش عکسي از «گودل» و «اينشتين» منتشر شد و طرفداران دکتر «حسابي» ادعا کردند اين عکس دکتر «حسابي» و «اينشتين» است اما بعدها که مشخص شد اين عکس دکتر «حسابي» نيست و عکس «کورت گودل» است، «ايرج حسابي» مدعي شد همه اين ماجراها زير سر دکتر «منصوري» است: «دکتر حسابي عکسي با آلبرت اينشتين ندارد. اين عکس را هم ساخته اند تا آبروي دکتر حسابي را ببرند. آقاي منصوري يک شب با دوستانش بحث مي کرده که ما چه کار کنيم تا آبروي دکتر حسابي را ببريم. يکي از دوستان ايشان، که مرا قسم داده اسمش را نگويم، به من گفت اين آقا در آن جلسه، عکس کورت گودل را آورد و گفت اين عکس را به عنوان عکس دکتر حسابي و اينشتين منتشر مي کنيم.» «ايرج حسابي» مدعي است پدرش به دکتر «منصوري» لطف داشت. «دکتر حسابي از رياست انجمن فيزيک استعفا داد و اين آقا را جانشين خودش کرد. دکتر حسابي به همه استادان سفارش کردند تا به رضا منصوري راي بدهند تا اين آقا رييس انجمن فيزيک ايران شود.» وي براي اين توصيه دکتر «حسابي» دليل هم دارد: «از بس که آمد التماس کرد و تملق گفت. از صبح تا شب در خانه ما بود.» البته باز هم جاي شکر دارد، «ايرج حسابي» که هميشه چهره پدر را پاک و منزه نشان مي داد اين بار اعتراف کرد که دکتر «حسابي» اشتباه کرد، اشتباهي بزرگ: «اين اشتباه بزرگ دکتر حسابي بود و خودشان هم هميشه مي گفتند چه اشتباهي کردم که حرف هاي اين آدم را پذيرفتم.» و بعد خطاب به دکتر «منصوري» مي گويد: «چرا وقتي که مي خواستي در انجمن فيزيک ترقي کني و نياز داشتي که دکتر حسابي سفارشت را به فيزيکدان هاي ايران بکند تا رييس انجمن فيزيک شوي، فرش و لوح نقاشي مي آوردي تعارف مي کردي؟ در کتابت هم نوشته اي اگر دکتر حسابي نبود، فيزيک هم در ايران نبود. بعدا چطور همه چيز وارونه شد و گفتي که دکتر حسابي سناتور بوده و ما نبايد يک سناتور را بزرگ کنيم؟» به ادعاي «ايرج حسابي»، دکتر «حسابي» با همه سناتورهاي ديگر فرق داشت: «آقاي دکتر حسابي، تنها سناتوري بودند که با کاپيتولاسيون قبل از سال 42 مخالفت کردند و همين باعث شد ماشين او را در خيابان ولي عصر منفجر کنند. نصف تن خواهرم در آن ماجرا سوخت، پيشاني من شکست، بيني مادرم شکست، چهار تا از دنده هاي آقاي دکتر خرد شد و ايشان مدت ها در بيمارستان بستري شدند. بعد هم آقاي دکتر را از مجلس سنا اخراج کردند و ايشان مجبور شد خانه اش را بفروشد تا پول ماشين آتش گرفته سنا را بدهند.»
    سناتوري که ماشين حساب نداشت / روايت هاي «ايرج حسابي» از پدر
    


 روزنامه شرق، شماره 1652 به تاريخ 1/11/91، صفحه 10 (علم)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 872 بار
    



آثار ديگري از "محمدرضا دستوراني"

  اتلاف هم زمان وقت و استعداد / لزوم شناخت درست استعداد دانش آموزان و هدايت تحصيلي آنان
محمدرضا دستوراني، شرق 4/8/96
مشاهده متن    
  تصويربرداري مولكول ها در مقياس اتمي / نگاهي به پژوهش ها و دستاوردهاي برندگان نوبل شيمي ٢٠١٧
محمدرضا دستوراني، شرق 20/7/96
مشاهده متن    
  آسمان پرستاره / تاريخچه طرح رصدخانه ملي ايران
محمدرضا دستوراني، شرق 6/7/96
مشاهده متن    
  آيا بايد نگران تسلط ماشين بر انسان باشيم؟ / پيامدهاي پيشرفت هوش مصنوعي
محمدرضا دستوراني، شرق 23/6/96
مشاهده متن    
  تلسكوپي فراتر از انتظار / ١٠ دانستني جالب درباره هابل
محمدرضا دستوراني، شرق 2/6/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه اطلاع
متن مطالب شماره 211، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است