|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق91/11/17: مجسمه: از ميدان تا سقاخانه
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3364
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1665 17/11/91 > صفحه 16 (صفحه آخر) > متن
 
      


واژگان يك فرهنگ 
مجسمه: از ميدان تا سقاخانه


نويسنده: ناصر فكوهي

سنت مجسمه سازي ايران به صورتي تقريبا مستقيم به سنت اروپايي (فرانسوي و ايتاليايي) جايي که کمال الملک پيش از بازگشت به ايران در دوره مشروطه در آنجا تحصيل کرده بود و جايي که شاگرد او ابوالحسن خان نيز در آنجا با هنر مجسمه سازي آشنا شد تا از سال 1312/1933 پس از بازگشت به ايران، حرکتي جديد را آغاز کند.
    البته اين سنت بسيار زود به حوزه سياسي پيوند خورد؛ جايي که پيش از آن بزرگان و پادشاهان از دوران صفوي به نوعي جاودانگي در قالب تابلوهاي نقاشي رسيده بودند. اما تفاوت اصلي ظاهرا در نيازي بود که در اين دوران، هويتي ملي در قالب به «تجسم» در آوردن ايراني بود که دولت سياسي (به ويژه پهلوي اول) به دنبال آن بود؛ نخستين مجسمه هاي مهم صديقي در کنار مجسمه شاهان قديم و جديد: نادرشاه، محمدرضا شاه و رضا شاه، تنديس هاي فردوسي، اميرکبير، سعدي و خيام بودند.
    مجسمه به اين ترتيب، به زودي در ايران هر چند با گام هايي بسيار نااستوار بر زميني که آمادگي لازم را نداشت، نمادشناسي سياسي و انطباق خود را با حاکمان مي يافت و البته همراه با خود، يکي از جنبه هاي مدرنيته را نيز مي آورد که اشيا و اذهان را دگرگون مي کرد. سياسي بودن اما، اصل بود، ميدان «24 اسفند» (ميدان انقلاب کنوني) در سال هاي 1340 و 1350 با عنوان «ميدان مجسمه» نيز شناخته مي شود و در بسياري از شهرهاي ايران «ميدان شاه» با مجسمه اي قدرت حاکم را به نمايش مي گذاشت، همانگونه که ساعت هاي بالاي شهرداري ها، دولت هاي ملي پس از انقلاب هاي سياسي در اروپاي قرن 19، تجسمي از قدرت دولتي در برابر ناقوس کليسا ها بودند. و اين نکته نيز جالب است که «ميدان هاي ساعت» در شهرستان هاي ايران در دوران پيش از انقلاب هر چند به نقاطي مرکزي بدل مي شدند، اما فاقد آن اقتدار «ميدان هاي شهرداري» در کشورهاي اروپايي بودند که در «ميدان هاي مجسمه» (شاهان پهلوي) به وجود مي آمد.
    به هر رو با تاسيس دانشکده هنرهاي زيبا و با رشد شهرهاي ايران در دوراني که افزايش درآمد نفتي امکان گسترش شديد روساختارها و تزيينات شهري را مي داد، شهرها با سرعتي زياد، مجموعه بزرگي از مجسمه هاي «شاه» را در خود جاي دادند؛ همان مجسمه هايي که هدف حمله انقلابيون در انقلاب اسلامي قرار گرفتند تا سرنگوني شان نمادي باشد از فرو ريختن رژيمي که خود را همچون سنگ و آهن هاي ساخت اين مجسمه ها، پرتوان و شکست ناپذير مي ديد.
    اما رقابتي که درون حاکميت ميان وزارت فرهنگ از يک سو و وزارت کشور و ساير نهادهاي شهري از سوي ديگر در گير شده بود، سرنوشت مجسمه هاي شهري و مجسمه سازي در ايران را نيز تا حد زيادي تعيين مي کرد. ايجاد موزه هنرهاي معاصر (تاسيس: 1356/1966) اثر کامران ديبا (1315/1936) و حرکات هنري موازي با آن که جنبه هاي روشنفکرانه و هنري داشتند نظير آنچه هنر سقاخانه اي و عمدتا در نقاشي، خطاطي و کولاژ بازتاب داشت، نام گرفت. و سرانجام پا در ميدان گذاشتن مجسمه سازان و معماران برجسته اي که آثاري زياد از خود درسطح شهر بر جاي گذاشتند براي مثال بناي سردر دانشگاه تهران (1345) اثر کوروش فرزامي (1389-1316/ 2010-1937)، ميدان آزادي (تاسيس: 1349/ 1970) (شهياد) اثر حسين امانت (1321/ 1942) و موج نويي در نقاشي که با مبادلات زيادي با هنرمندان خارجي از خلال آن موزه و خريداري آثار هنري گران قيمت جهان انجام مي گرفت و با گشايش نخستين گالري هاي هنري و شکل گرفتن بازار هنر و ارزشيابي محصولات هنرمند به مثابه يک سوژه مستقل، مطرح مي شد، نسل جديدي از مجسمه سازان و معماران مجسمه ساز را به ميان کشيد که تلاش مي کردند ميان فرآيند هاي گوناگون فکري و عقيدتي جامعه ايران نوعي سازش مدرن به وجود بياورند، هر چند اين تلاش ها اغلب آميخته به نوعي اسنوبيسم و گاه دنباله روي هايي آشکار از فرآيندهاي سياسي حاکم نيز در مورد برخي از آنها بود. در اين دوره هنرمندان مهم و تاثيرگذاري نقش ايفا کردند و اثري دراز مدت بر مجسمه سازي ايران برجاي گذاشتند. بنابراين اگر نسل نخست را در کنار صديقي، هنرمنداني چون علي قهاري (1305-1378/1926-1999)و علي اکبر صنعتي(1385-1295/2006-1916)، تشکيل مي دادند در نسل دوم هنرمنداني چون بهمن محصص (1310-1389/1931-2010)، ژازه تباتبايي (1386-1309/1930-2007)، پرويز تناولي (1316/ 1937)، چنگيز شهوق (1375-1312/1996-1933) و سيروس قائم مقامي (1381-1308/2002-1929) ديده مي شدند که به نگارخانه هايي (گالري هايي) که مهم ترين آنها «سيحون» (تاسيس: 1345/ 1966) ساخته معصومه (1389-1313/2010-1934) و هوشنگ سيحون (1299/ 1920)، «بورگز»، «هنر جديد» و «مس» و... بودند را به محافل و مکان هاي جديد خاطره تبديل کرده بودند.
     واژگان یک فرهنگ: مجسمه: از ميدان تا سقاخانه
    


 روزنامه شرق، شماره 1665 به تاريخ 17/11/91، صفحه 16 (صفحه آخر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 339 بار
    



آثار ديگري از "ناصر فكوهي"

  هشدار داده بوديم
ناصر فكوهي، اعتماد 6/4/97
مشاهده متن    
  جامعه دو قطبي به كجا مي كشد؟
ناصر فكوهي، اعتماد 21/3/97
مشاهده متن    
  كلان شهرهاي غيرقابل زندگي؟
ناصر فكوهي *، شرق 8/11/96
مشاهده متن    
  ويروس اعتراض ها را درمان كنيد
ناصر فكوهي *، شرق 27/10/96
مشاهده متن    
  خشونت، راه حل نيست
ناصر فكوهي، شرق 19/10/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه رهبري و مديريت آموزشي
متن مطالب شماره 3 (پياپي 1203)، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است