|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق92/1/21: موسيقي فلامنكو با شعر سعدي
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1704 21/1/92 > صفحه 8 (موسيقي) > متن
 
      


موسيقي فلامنكو با شعر سعدي
از آهنگسازي «خونه مادربزرگه» تا «آب پريا» در گفت وگو با بهرام دهقانيار

نويسنده: مرجان صائبي

عكس:مهدي حسني، شرق
داستان آغاز به کار «بهرام دهقانيار» در موسيقي فيلم از زبان خودش شنيدني ا ست: «يکي از هنرجويان پيانوي من، خانم «مريم سعادت» بودند که در پروژه «خونه مادربزرگه» فعاليت مي کردند. خانم «مرضيه برومند» کارگردان اين مجموعه براي آهنگسازي کارشان دنبال يک چهره جديد مي گشتند. خانم سعادت پيشنهاد دادند تا مرا براي آهنگسازي اين پروژه معرفي کنند. من هم سربازي ام تمام شده بود و اين کار را خيلي دوست داشتم و قبول کردم؛ با خانم برومند ملاقات کردم و بعد شعر ها را آوردند و بلافاصله ساخت موسيقي اين کار شروع شد. آن زمان هنوز استوديوي ديجيتالي نبود و تمام کار ها در استوديو۱۱۰ صدا و سيما با ارکستر زنده ضبط شد. من يک سينتي سايزر از دوستم قرض گرفته بودم و در کار از آن استفاده کردم. در آن زمان که تعداد آهنگسازاني که به صورت تلفيقي از صداهاي الکترونيک استفاده مي کردند خيلي کم بودند.» همين، آغاز گفت وگوي ما شد و همين روند را ادامه داديم. دهقانيار در کارنامه اش آثار مطرح بسياري دارد، اما چند سالي بود که کمي کم کار شده بود که دلايلش را در همين مصاحبه توضيح داده است. نکته مهم و جالب آنکه اين آهنگساز با سابقه و پيشرو، حالادارد با کارگرداني کار مي کند که کارش را با او آغاز کرده است: مرضيه برومند. مجموعه «آب پريا» اين دو همکار قديمي را دوباره با هم همکار کرده است. از «خونه مادربزرگه» که حالاديگر يک سريال نوستالژيک است تا «آب پريا» که به زودي پخش خواهد شد.
    
     گفتيد که توسط «مريم سعادت» به «مرضيه برومند» معرفي شديد و موسيقي «خونه مادربزرگه» را ساختيد. بعد چه اتفاقي افتاد؟
    بعد از آن «رضا بابک» که در يکي از مجموعه هاي «خونه مادربزرگه» حضور داشتند و همزمان در يک فيلم سينمايي بازي مي کردند، مرا به «کاظم بلوچي» معرفي کردند و اولين آهنگسازي فيلم را براي فيلم «ارثيه» انجام دادم و به اين شکل از طريق يک سريال کودک و يک فيلم سينمايي وارد موسيقي فيلم شدم و پشت سرش کارهاي ديگري بود مثل؛ «زير گنبد کبود» که با «بهرام شاه محمد لو» کار کردم و مجموعه «آقاي حکايتي» و سري دوم «خونه مادر بزرگه» هم بعد از چند وقت کار شد و تا سه سال بعد دايم کار ها و پيشنهاداتي داشتم. سال ۱۳۶۸ شرايطي برايم پيش آمد که براي تکميل تحصيلات موسيقي به آلمان رفتم و در شهر فرانکفورت در کنسرواتور فرانکفورت ثبت نام کردم و در رشته «پيانو پداگوژيک» که معادل همان تربيت معلم است، شروع به تحصيل کردم. در سال 73-72 وقتي به ايران برگشتم با آقاي «رسام» و آقاي«بيرنگ»، در ارتباط با سفارش کار تيزر تبليغاتي که داشتند آشنا شدم. آن موقع اوج دوران تبليغات و موسيقي کارهاي تبليغاتي بود. بعد از يک مدت آنها شروع به ساخت سريال «همسران» کردند که طبيعتا چون نتيجه کارهاي قبلي مورد تاييدشان بود، شروع به ساخت موسيقي مجموعه «همسران» کردم و همان زمان سريال ديگري به من پيشنهاد شد به نام «پدر سالار» با آقاي «اکبر خواجويي» که موسيقي اين سريال را هم کار کردم.
    
    موسيقي مجموعه «پدر سالار» هم که با کارهايي که تا آن زمان کرده بوديد، متفاوت بود.
    کاملا. موسيقي بزرگسال و جدي بود و در دستگاه «چهارگاه» ساخته شده بود. بعد در ادامه، سري اول سريال «خانه سبز» را کار کردم و خوشبختانه همه اين کار ها آن دوران مورد استقبال واقع شد. البته در سال هاي گذشته بعضي وقت ها از ايران رفتم و دوباره برگشتم که در هر بار از اين رفت و آمد ها سعي مي کردم آخرين دستاوردهاي ضبط موسيقي و آهنگسازي را تهيه کنم و با خودم بياورم. در مجموعه کارهايي که تا حالابوده، مي توانم بگويم تمام ژانرهاي سينمايي را کار کردم؛ از سينماي کودک تا سريال هاي اکشن، دراماتيک، عاطفي و... .
    
     در حال حاضر در کنار آهنگسازي فيلم، به موازات تدريس هم مي کنيد وفکر مي کنم بيشتر وقت شما به تدريس اختصاص دارد. آيا رفتن به آلمان و تحصيل در رشته تدريس موسيقي باعث شد بيشتر وقت تان را روي موسيقي فيلم نگذاريد يا دليل ديگري داشته است؟
    در طول سال هاي گذشته، با ورود نسل جديدتري به کار موسيقي فيلم (که کارشان خيلي هم از نظر کيفيت مورد تاييد من نيست)، منجر به محدود شدن سفارش هايي از طرف دوستاني بود که با آنها همکاري مي کردم و طبيعتا تعداد کار موسيقي فيلم من کمتر شد.
    
     يعني به خاطر آدم هايي که وارد اين کار شدند؟
    بله و دليل دوم اينکه دوستاني که با آنها کار مي کردم به مرور از جريان توليد سريال و فيلم خارج شدند؛ يا کار نمي کنند، يا کم کار مي کنند. طبيعتا در رشته هاي ديگر هم افراد جديدتري آمده اند و توليد کننده و تهيه کننده به تبع آنها هم عوامل و ارتباطات خودشان را دارند.
     جوان تر ها هم دوست دارند با عوامل حرفه اي و قديمي تر همکاري کنند. مثلايک کارگردان جوان ترجيح مي دهد از بازيگران پيشکسوت و حرفه اي استفاده کند. موسيقي مجموعه هاي «خانه سبز»، «همسران»، «خونه مادربزرگه»، «پدر سالار» و... همه موفق بودند و يک مقدار بعيد است که دلايل کم کاري شما در آهنگسازي فيلم فقط ورود نسل جديد باشد... .
    شرايطي بوده که اين اتفاقات افتاده. طبيعتا من در طول گذر زمان نه تنها کيفيت کارم کمتر نشده، بلکه تجربه کارم بيشتر شده. با ابزارهايي کار مي کنم که کيفيت شان بالاتر رفته و نکته هم اينجاست. تا يک حدي من مي توانم براي کار اعلام آمادگي کنم، براي اينکه از يک جايي به بعد من به دو دليل کار نخواهم کرد: يکي آنکه کارهايي که مي آورند آن قدر نازل هستند که من در شان و کيفيت کار خودم نمي بينم که بخواهم آن کار ها را قبول کنم و ديگر اينکه کارهايي که بايد به طريقي به دست امثال من برسد کم شده و نمي رسد حالااين مي تواند به دليل هزينه دستمزد ما باشد که به دليل تجربه کاريمان بيشتر از کساني است که تازه کارشان را شروع کرده اند يا مسايلي مثل، عدم تطبيق خواسته هاي کارگردان هاي جديد با نسل ما.
     حالادوباره با خانم برومند در مجموعه «آب پريا» همکاري داشتيد که در اصل کار آهنگسازي فيلم را هم با ايشان شروع کرديد.
    تقريبا دو سال و نيم پيش کار موسيقي اين سريال آغاز شد و طي 13 قسمت از اين سريال هشت ترانه در مراحل اول ضبط که طي فيلمبرداري به صورت پلي بک پخش شد و بازيگران با ترانه ها بازي کردند و لب زدند و پس از تدوين نهايي، زمان بندي موسيقي انجام شد و سپس ساخت تم ها و ساخت موسيقي متن و ضبط و سينک نهايي انجام شد.
    
     در ديداري که چند ماه قبل داشتيم، گفتيد هنوز خواننده تيتراژ پاياني انتخاب نشده است. چرا انتخاب خواننده اين قدر طول کشيد؟
    خانم برومند خيلي اصرار داشتند که صداي خواننده و فضاي ترانه اي که در تيتراژ آخر استفاده مي شود، فرم کليشه اي اکثر سريال ها ي متداول را نداشته باشد و اين وسواس باعث شد که ما بيشتر از ميزان انرژي را که معمولابراي يک تيتراژ لازم است صرف تست صداي دوستان خواننده کنيم و در نهايت صدا و کيفيت اجراي آقاي «مهرداد بهزاد اول» نظر کارگردان را تامين کرد و به همين دليل ايشان انتخاب شدند.
    
     فضاي تيتراژ پاياني سنتي نيست ولي در آن از شعر سعدي استفاده کرده ايد. از تلفيق اين شعر با موسيقي بگوييد؟
    تلفيق موسيقي فلامنكو با شعر سعدي: «باد بهاري وزيد از طرف مرغزار...» در تيتراژ آخر فضاي مورد نظر ما را به وجود آورد که اين شعر در طول کار هم به صورت دکلمه اجرا مي شود؛ چون اين غزل خيلي با مضمون قصه سريال هماهنگ است. در حقيقت حس کردم فرم هاي استانداردي که براي ساخت موسيقي بر اساس اشعار قدما تا به حال کار شده، غالبا کليشه اي و تکراري است و نظر کارگردان هم اين بود که تنظيم تيتراژ آخر با ساز بندي سنتي اين نوع موسيقي مغايرت داشته باشد و فضاي مدرن و فانتزي تري داشته باشد و به همين دليل اين موسيقي به فضاي موسيقي پاپ- فلامنكو نزديک شد.
    
     تيتراژ اول سريال «آب پريا» فضاي متفاوتي دارد که بيشتر در کارهاي فانتزي غربي شنيده مي شود...
    آيتم ابتداي کار يک ترکيب صوتي است که در بسياري از باله ها و فيلم هاي سينمايي استفاده مي شود و ترکيبي است از صداي سازها و قطعه هاي صوتي که به شنونده حس ورود به فضاي فانتزي و دنياي متافيزيک را القا مي کند. اين صدا ها را در باله هاي چايکوفسکي مي شنويد. مثلادر «درياچه قو» در قسمت هايي که مربوط به حرکت قو ها ست استفاده شده. همچنين در کارهاي سينمايي «تيم برتون» به ويژه در قسمت هاي تخيلي کار هايش اين فضا وجود دارد و در آهنگسازي مجموعه فيلم هاي «هري پا تر» هم خيلي از اين الگوهاي صوتي استفاده شده است. در نتيجه مي توانم بگويم اين الگوهاي صوتي ابزاري است براي معرفي فضاي خاصي از تخيل و جادو. براي اين ترکيب در سازبندي مثلااز سازهايي مثل هارپ و چِلستا (که سازي ا ست مثل پيانو ولي چکش در آن به جاي سيم روي فلز مي خورد.) استفاده شده. اين ترکيب هاي صوتي، وقتي با تم اصلي تلفيق مي شود شنونده بلافاصله در فضا ي تخيل و جادو قرار مي گيرد. در تيتراژ اول مجموعه «آب پريا» از اين تکنيک استفاده شده و بعد تم اصلي سريال شروع مي شود و باقي تم هاي سريال پي درپي معرفي مي شوند. روند داستان اين سريال در نقاط مختلف ايران مي گذرد و من به عنوان آهنگساز اين کار، تلاش کردم غير از تم هاي اصلي سريال از موسيقي نواحي هم استفاده کنم. مثلادر شمال، موسيقي آن منطقه با ويژگي و لحن آن منطقه شنيده مي شد، همچنين در لوکيشن هاي ديگر که در نقاط مختلف کشور اتفاق مي افتد باز همين روند ادامه داشت.
    
     يعني ديگر آن تم اصلي وجود ندارد؟
    در آن قسمت ها کمتر استفاده مي شود. اولويت با فضاي محلي آن منطقه است. وقتي داستان و کاراکتر ها به تهران برمي گردد ما دوباره به تم اصلي موسيقي بر مي گرديم. در نتيجه يک شوخي هايي شده که يکدفعه تم شمالي مي آيد و باز ما برمي گرديم به تم اصلي و باز برمي گرديم به تم شمالي. اين ترکيبات براي من هم خيلي جالب بود و به نظرم بسيار زيبا شده. يا مثلاوقتي به يزد مي روند، موسيقي کاملامحلي مي شود و از سازهاي محلي مثل کمانچه و سه تار استفاده مي شود.
    
     نوازنده هاي موسيقي سنتي به صورت زنده در استوديو اين قطعات را اجرا کردند؟
    بله، در موسيقي که شما صداي سازهاي محلي را مي شنيديد زيرسازي اش قبلاساخته شده و سازهاي محلي در جاي خودشان استفاده مي شود و بعد اين فضا ها با هم ترکيب مي شوند. مثلاممکن است زير صداي موسيقي محلي يک صداي خاص که از قبل ساخته شده بود شنيده شد و جايي فقط و فقط موسيقي محلي و بعد کاملاموسيقي ديگري را شنيديد.
    
     به نظر خانم برومند روي موسيقي مجموعه «آب پريا» حساسيت زيادي به خرج دادند؟
    بله، البته اين حساسيت شامل تمام ابعاد توليد اين پروژه بود، از موسيقي گرفته تا تدوين، بازي، گريم، طراحي صحنه و... . اگر فيلمنامه را ببينيد کاملامتوجه مي شويد که خانم برومند از ثانيه اول که فيلمنامه را مي نوشتند، براي ورود و خروج موسيقي ها کاملافکر شده عمل کرده اند، اين فقط شامل ترانه ها نبود، بلکه شامل موسيقي متن هم بود، حتي شروع و پايان زمان موسيقي در صحنه تعيين شده بود. با وجودي که انرژي زيادي براي اين کار صرف شده و ساخت موسيقي مجموعه «آب پريا» نزديک به دو سال و خرده اي زمان برد، ولي نتيجه کار به دليل تجربيات قبلي من با کارگردان، روان تر و مشخص تر بود، اگرچه وسواس کارگردان در اين کار به مراتب بيشتر از کارهاي قبلي بود؛ چون مي خواستند کار از کيفيت بالايي برخوردار باشد. من هم تلاش خودم را کردم. شايد بتوانم بگويم سريال «آب پريا» از بهترين کار هاي من در 10سال گذشته است. در حقيقت ترکيبي است از ارکستر سمفونيک، سازهاي محلي ايراني، موسيقي ديجيتال و همه اين موسيقي ها کاملاآگاهانه استفاده شده و هيچ کدام جاي ديگري را تنگ نکرده اند. ما هيچ محدوديتي نداشتيم تا چيزي را به نفع چيز ديگري کم و کاست کنيم. همه چيز سر جاي خودش بود.
    
     کمي هم بپردازيم به همکاري هاي متعدد شما با مهران مديري...
    همکاري من با مهران مديري از سريال «شب هاي برره» آغاز شد و با سريال «باغ مظفر» و«گنج مظفر» ادامه پيدا کرد که در اين دو سريال، موسيقي تيتراژ تنظيمي از يک کار قديمي و محلي بود و موسيقي متن بر اساس شرايط و روند داستان ساخته شد. در پروژه«قهوه تلخ»تيتراژ اول تنظيمي از تصنيف «شب مهتاب» ساخته زنده ياد «علي اکبر شيدا» بود ولي موسيقي متن آن از آثار مختلف موسيقي به شکل انتخابي استفاده شده بود.
    
     در تنظيم قطعه معروف و به ياد ماندني «شب مهتاب» چه نکاتي را لحاظ کرديد که اصالت اصلي اين قطعه از بين نرود، همچنين با فضاي فانتزي سريال هماهنگ باشد؟
     طبق نظر آقاي مهران مديري، قصه به جهت قدمتي که داشت و در دوره قاجار اتفاق مي افتاد، ما اين تصنيف را انتخاب کرديم که ريشه اش براي آن دوره باشد. هدف ما اين بود که اين تصنيف را به روايت مدرن تري تنظيم کنيم و براي همين در کنار سازهاي ايراني مانند تار، سه تار، کمانچه و سازهاي ضربي از پيانو و پيانو الکتريک و سازهاي زهي استفاده کرديم. موسيقي تيتراژ سري دوم «قهوه تلخ» يک ملودي خراساني است: «چشم سياهت، برق نگاهت...» آقاي مهران مديري به عنوان ماخذ کار اجراي خانم «سيما بينا» را به من دادند و از آن استفاده کردم. در اين قطعه هم سعي کرديم به جاي اينکه تم محلي مطلق در تنظيم وجود داشته باشد، با استفاده از ترکيب سازهاي محلي و کلاسيک يک مقدار فضاي فانتزي موسيقي را بيشتر کنيم.
    
     روي خواندن آقاي مديري شما نظر خاصي داشتيد؟
    آقاي مديري يک کارگردان و بازيگر بسيار موفق هستند و به خوانندگي خيلي علاقه دارند. من در بخش خوانندگي زياد با ايشان وارد بحث و چالش نمي شوم، فقط تلاش مي کنم در حد امکاناتي که هر دو طرف داريم نتيجه کاري که ضبط مي شود، کمترين ميزان ايرادهاي فني را داشته باشد و با توجه به ميزان توانايي ايشان نتيجه کار قابل قبول شود. کارهاي بعد هم به همين شکل است. همکاري بعدي ما باز هم يک ترانه است که تيتراژ کاري خاصي نيست و يک مبدا محلي دارد. آقاي مديري به اين نوع موسيقي خيلي علاقه دارند و طبيعتا هم ترجيح مي دهند خودشان بخوانند، من هم خيلي اصرار نمي کنم که از خواننده ديگري استفاده کنند، چون درخواست شان از روز اول همکاري اين بود که خودشان بخوانند.
    
     البته مهران مديري مخاطبان خودش را در خوانندگي دارد و اينکه خودش تيتراژ کار هايشان را مي خواند و خيلي اوقات به نفع کار هايشان بوده.
    بله، ايشان درتشخيص اين مساله فوق العاده باهوش هستند. حتي اگر مهران مديري خواننده حرفه اي هم نباشد ولي اين ترکيب بازتاب خوبي داشته است.
    
     اگرموسيقي متن مجموعه«قهوه تلخ» را هم شما مي ساختيد چقدر با چيزي که ما شنيديم متفاوت بود؟
    براي موسيقي متن از موسيقي هاي انتخابي استفاده شد، اگر موسيقي متن اين کار را من مي ساختم حتما با چيزي که استفاده شد کاملامتفاوت بود زيرا نگاه فردي آهنگساز در توليد موسيقي خيلي موثر است.
    
     براي ساخت موسيقي متن، به مهران مديري پيشنهاد نداديد؟
    مطمئنا براي ساخت موسيقي متن با ايشان صحبت کردم، ولي زمان لازم براي ساخت و ضبط و سينک تمام قسمت ها نبود و سرعت بالاي توليد تا پخش آن قدر زياد بود که براي ساخت موسيقي اورژينال زماني باقي نمي ماند، به همين دليل آقاي مديري تصميم گرفتند از موسيقي انتخابي به جاي موسيقي ساخته شده استفاده کنند و چند قطعه هم توسط پسرشان، فرهاد مديري ساخته شد.
    
     براي موسيقي مجموعه«ويلاي من» هم همين روند طي شد و باز فرصت ساخت موسيقي متن نبود؟
    بله، موسيقي تيتراژ اول بر خلاف کارهاي قبلي در سبک موسيقي راک ساخته شد و آقاي مديري به سبک موسيقي راک لاتين تمايل داشتند و براي اجراي سازهاي کوبه اي بر عهده دوست عزيزم همايون نصيري و اجراي ليد گيتار بر عهده مسعود همايوني بود. در موسيقي متن هم از قطعات موسيقي انتخابي استفاده شده است و تيتراژ آخر هم يکي از قطعات گروه جواني به نام «پالت» است.
    
     با توجه به اينکه تسلط بالايي روي نواختن دستگاه هاي ايراني داريد برنامه اي براي انتشار آلبوم پيانو نداريد؟
    اتفاقا در فکر انتشار آلبومي هستم که البته اين کار کاملاروي رديف نوازي نخواهد بود، چون به نظرم نياز هاي شنوندگان امروزي اقتضا مي کندکه ما هر چيزي را با رنگ آميزي جديد تري ارايه دهيم، ولي ريشه هاي موسيقي سيستماتيک ايراني صددرصد در اين کار دخالت خواهد داشت. در سازبندي اش هم احتمالاپيانوساز اصلي و تک نواز خواهد بود در کنار سازهاي کلاسيک يا حتي شايد سازهاي الکترونيک؛ بستگي دارد اين کار چه فضايي را ايجاد کند اما مطمئنا خواننده نخواهد داشت و بي کلام است.
    موسيقي فلامنكو با شعر سعدي / از آهنگسازي «خونه مادربزرگه» تا «آب پريا» در گفت وگو با بهرام دهقانيار
    


 روزنامه شرق، شماره 1704 به تاريخ 21/1/92، صفحه 8 (موسيقي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 565 بار
    



آثار ديگري از "مرجان صائبي"

  از طرح هاي سينمايي بابك زنجاني تا ابهام در منابع مالي <شهرزاد> / گزارش «ايران» از اعتراض ها به ورود «پول هاي مشكوك» به سينما و شبكه نمايش خانگي
مرجان صائبي، ايران 15/9/95
مشاهده متن    
  موسيقي در افغانستان سانسور نمي شود / گفت و گو با مسعود حسن زاده خواننده، نوازنده و ترانه سراي گروه موسيقي مورچه ها
مرجان صائبي، شرق 23/4/95
مشاهده متن    
  موج سواري با نامه اي منتسب به «حبيب»
مرجان صائبي، شرق 31/3/95
مشاهده متن    
  فرزند فروغ بودن / گفت وگو با كاميار شاپور
مرجان صائبي، شرق 22/2/95
مشاهده متن    
  موسيقي شهري مي سازم نه تلفيقي / گفت وگو با «رامين بهنا»، آغازگر جريان موسوم به تلفيقي
مرجان صائبي، شرق 8/2/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله پايش
متن مطالب شماره 6 (پياپي 82)، آذر و دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است