|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق92/3/1: مهندس «عبدالرضا ذكايي» طراح ساختمان بهارستان در گفت وگو با «شرق»: نمايندگان با طرح هرمي مجلس مشكل داشتند
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3364
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1739 1/3/92 > صفحه 9 (معماري) > متن
 
      


مهندس «عبدالرضا ذكايي» طراح ساختمان بهارستان در گفت وگو با «شرق»: نمايندگان با طرح هرمي مجلس مشكل داشتند


نويسنده: نيما توسلي

آيدين رهبر، شرق

    مهندس عبدالرضا ذکايي، بيشتر بابت طراحي و مديريت پروژه ساختمان جديد مجلس در بهارستان مشهور است. او با اين حال پروژه هاي ارزنده ديگري را هم طراحي و اجرا کرده است. اين معمار که سال 1319 در خانواده اي اهل هنر و کتاب به دنيا آمده، اولين تجربه حرفه اي اش را در مهندسان مشاور و دفتر سردارافخمي (طراح و مدير پروژه تئاترشهر) سپري کرد. به جز معماري، يک دوره آموزشي تعمير آثار باستاني را هم نزد پروفسور دتسي باردسکي (Detsi Bardeski) ديد که مرمت مقبره الجايتو از کارهاي اين پروفسور است. او خواهرزاده عبدالرضا صديقي، مجسمه ساز معروف و خالق آثاري چون فردوسي و يعقوب ليث است. به گفته مهندس ذکايي، جلال آل احمد و نيما يوشيج از همسايگانش بودند و حتي جلال آل احمد در دوران دبستان معلم انشاي او بود. او، دوران مدرسه را در دبستان شاپور تجريش (که در حال حاضر موزه شده) و دبيرستان البرز سپري کرد و در دانشگاه ملي (شهيد بهشتي کنوني) کارشناسي ارشد معماري را گرفت. هدف از اين گفت وگو، آگاهي از برخي حواشي طراحي ساختمان مجلس جديد بود و همين طور تجربيات کاري ذکايي در معماري معاصر ايران. از طرف ديگر، با توجه به گفت وگويي که روزنامه «شرق» اواخر سال گذشته با آقاي سردار افخمي کرده بود، به برخي ابهامات پاسخ داد.
    
     تا آنجا که مي دانيم فعاليت معماري را در دفتر معماري «سردار افخمي» آغاز کرديد. ممکن است درباره فعاليت معماري تان بگوييد؟
     همان طور که اشاره کرديد، من از سال 1348 در دفتر آقاي سردار علي افخمي کار معماري را شروع کردم. در ايران، ابتدا کارها توسط اصل 4 (ترومن) انجام مي شد که يک موسسه آمريکايي بود و کمک هاي فرهنگي و علمي مي کرد. بعد از مدتي، تعداد فارغ التحصيلان معماري افزايش يافت و از طرف ديگر، دانشجوياني که در خارج از کشور بودند نيز به ايران بازگشتند. به اين ترتيب بحث هايي مطرح شد که اصل4 کم کم بسته شود. براي اين کار نياز به NGOهايي بود که بتواند کارهاي عمراني از جمله ساختن راه ها و بيمارستان ها و پل ها و دانشگاه ها و... را انجام دهد. اين، آغاز پيدايش مهندسان مشاور پس از انحلال اصل 4 بود.
    اوايل کار، مهندسان مشاور فرمايشي بود و به واسطه ارتباط با فلان وزير و فلان وکيل به افرادي که مهندسان مشاور بودند کار داده مي شد. البته، معماران آن زمان همگي از افتخارات معماري کشور محسوب مي شوند. کم کم مهندسان مشاور به شکل امروزي مطرح شد. اين را هم بگويم که از سال هاي دهه 1340 به بعد، نسبت به حجم کارهاي معماري، امکانات عملياتي نمودن آنها کم بود. براي مثال يادم مي آيد که پروژه اي را در اصفهان مطالعه مي کرديم اما کارخانه ها در آن زمان توان تامين آجر و سيمان و... را نداشتند. بنابراين، طرح ها مدام کوچک تر مي شد و پروژه ها با آن سرعتي که سازمان برنامه مي خواست پيش نمي رفت و عملياتي نمي شد.در آن زمان در دفتر سردار افخمي به همراه من چهار معمار خارجي شامل دو معمار انگليسي، يک معمار آمريکاي جنوبي و يک معمار فرانسوي فعاليت مي کردند. هر يک مسوول پروژه اي بوديم. در آن زمان مهندس کم داشتيم و در روزنامه هاي خارجي آگهي مي داديم. حتي در آن زمان به اين افراد ماشين پيکان و خانه براي اقامت نيز داده مي شد.يکي از دلايلي که در آن زمان باعث مي شد تا به مهندسان مشاور کار زياد ندهند و جلوي رشد اين شرکت ها را مي گرفتند، حضور سازمان برنامه بود که در راس آن دکتر اصفيا قرار داشت. در واقع، اين سازمان نگران بود که با کار دادن به مهندسان مشاور، خودشان بيکار بمانند. در سال 1356، دفتر سردار افخمي تعطيل شد چون ايشان به پاريس رفتند و من از طرف ايشان وکالت گرفتم تا کارهاي دفتر را انجام دهم. تا حدود شش ماه بعد از رفتن سردار افخمي، با وکالتي که داشتم دفتر را اداره کردم تا اينکه يک مدير دولتي که معمار هم بود به دفتر آمد. پس از آن حسابرسي سازمان برنامه آمد و کم کم من هم از دفتر بيرون آمدم.
    
     در معماري معاصر، نام شما بيشتر به عنوان مدير پروژه طراحي مجلس بر سر زبان هاست. اين در حالي است که کارهاي معماري ديگري نيز انجام داده ايد. کمي از ساير کارهاي معماري، به ويژه معماري شهري خود و شرکت پل مير براي ما بگوييد؟
     شاخص ترين کار معماري من مربوط به همين مجلس مي شود که در هر حال اکثر مردم آن را مي شناسند. با اين حال از جمله کارهاي ديگري که کرده ام مي توان به پروژه دو هزار واحد مسکوني در ساري اشاره کرد که پروژه زيبايي بود و در سال 1355 به کارفرمايي شرکت چوب مازندران اجرا شد.
     در گفت وگويي که چندي پيش سردار افخمي با روزنامه «شرق» داشت، ايشان اشاره کردند که طراح مجلس بوده اند و گويا شما در اين خصوص نظري داريد...
    ايشان بخشي از تيم پروژه مجلس بودند و طراح و مدير پروژه مجلس، من بودم که از طرف مهندسان مشاور پل مير اين پروژه را طراحي کرديم و ساختيم. سردارافخمي اصولاچندان معمار پرکاري نبودند و پروژه هاي زيادي اجرا نکردند. در آن زمان، معماران خلاق و پر کاري مانند سيحون، کامران ديبا و... داشتيم که روال کاري آنها متداول ديگران نبود. ديگران، از جمله در دفتر سردار افخمي، پروژه را از طريق مهندسان ارشدي که در دفتر داشتند پيش مي بردند و خودشان چندان به پروژه ها سر نمي زدند.
    
     با اين حال، اثر شاخص تئاترشهر را آقاي سردارافخمي انجام دادند. نظرتان درباره الگوي معماري تئاترشهر چيست؟
     تئاترشهر در دوراني از معماري مدرن ايجاد شد و به نوعي اقتباسي مناسب و خوب از دو بناي شاخص مي باشد. يکي پروژه ايستگاه راه آهن ناپل از کارهاي مري لويي جينر و ديگري پاويون آمريکا در نمايشگاه بروکسل در سال 1950. کانسپت اصلي معماري مربوط به ايستگاه ناپل است، اما هنري که سردار افخمي به خرج داده و با استفاده از نماي سنتي، معماري تئاترشهر را به سرانجام رسانده، هنر ارزشمندي است.در هر صورت، اقتباس خوبي صورت گرفته و کار مدرن و خوبي ايجاد شده است.
    
     به جز شما، افراد شاخص ديگري چون سردار افخمي، عباس قريب، مسعود قاضي زاهدي، منصور وکيلي، داريوش فيروزلي و بهروز احمدي نيز در طراحي مجلس فعال بوده اند. نقش چه افرادي در طراحي اين مجموعه شاخص تر بوده و تقسيم وظيفه در تيم همکاري چگونه بوده است؟
     سردار افخمي بيشتر به عنوان مدير موسسه سردار افخمي و همکاران، در پروژه همراه بود و دو يا سه بار در جلسه هاي پروژه حضور يافت. علت آن نيز اين بود که پروژه در فاز يک به تيم پروژه تحويل داده شده بود. حسن متقي مسوول معماري داخلي بود. بهروز احمدي مسوول نماي ساختمان مجلس بود. هر يک از افراد در بخشي از پروژه همکاري داشتند و به طور کلي گروه طراحي شامل سردار افخمي، عباس قريب، مسعود قاضي زاهدي، منصور وکيلي، داريوش فيروزلي و بهروز احمدي مي شد و من هم مدير پروژه بودم.
    
     تجربه طراحي مجلس چه تفاوت هايي با ساير فعاليت هاي معماري شما داشته است؟
     هر اثر معماري تجربه خاص خود را دارد. به جز کانسپت معماري، ساختمان مجلس، بيشتر به دليل اهميت ملي که داشت، تجربه خاصي هم داشت. هماهنگي هايي در سطح کلان در ارتباط با مسايل مديريتي، مالي و اداري صورت مي گرفت و وزارت مسکن، مجلس و رييس جمهور وقت، نقش مهمي در عملياتي شدن اين طرح داشتند.مهندس آخوندي، در وزارت مسکن و شهرسازي آن زمان، نقش مهمي در هماهنگي ها داشت و مهندس تابش نيز به عنوان مجري طرح هاي دولتي و معاون وزارت مسکن به برقراري ارتباطات و هماهنگي ها براي رفع مشکلات مبادرت مي کردند. آقاي ناطق نوري، هم به عنوان رييس مجلس وقت نقش مهمي در پاسخ به سوالاتي که در رابطه با مجلس مي شد و رفع مشکلات احتمالي داشت. واقعيت آن است که در آن زمان برخي نمايندگان مجلس ايراداتي مي گرفتند که چرا طرح شبيه هرم است. آقاي ناطق نوري، يک بار جلسه اي گذاشت و من از نظر فني توضيح دادم که چرا شکل مجلس به اين صورت طراحي شده است. مسايلي از جمله پيشرفت معماري معاصر، ويژگي هاي محيطي و موقعيت مکاني زمين مجلس، ايستايي و... که در آن زمان البته نمايندگان مجلس با اين توضيحات به خوبي توجيه شدند. در واقع مي خواهم به اين اشاره کنم که از يک سو تيم فني و طراحي نهايت تلاش خود را مي کرد تا پروژه به درستي پيش رود و از سوي ديگر تيم مديريتي و هماهنگي کارفرما نيز نقش موثري داشت. به عنوان مثال يادم مي آيد که قرار بود خرپاهايي که براي سازه ساخته بوديم را روي ستون بنشانيم و نياز به مِفصل داشتيم و آن را به تنها شرکتي که در آلمان هم بود و مي شد سفارش داد، سفارش داده بوديم. اما همان زمان اين شرکت به کشور انگليس واگذار شد و کار به تاخير افتاد. آقاي تابش آن زمان پيشنهاد دادند که فعلاخرپاها بدون مِفصل روي ستون کار گذاشته شود تا موقعي که مفصل برسد و آن هنگام مِفصل گذاري صورت گيرد. همين طور هم شد و بعد از اينکه مِفصل ها آمد، پيمانکار با جک خرپاها را حدود 50 تا 60 سانت بالابرد و مِفصل ها را کار گذاشت. اين يک نمونه از مديريت زمان و هماهنگي هاي کارفرما بود.
    
     کمي از ايده طراحي بناي مجلس و کانسپت هاي معماري (به ويژه معماري ايراني) که در آن به کار رفته براي ما بگوييد؟
     حجم کلي مجلس در جلسات، به دست آمد و نهايي شد. طرح اوليه اي که آقاي «مويد عهد» داده بودند دايره اي بود و در ابتدا نمي دانستيم که اين طرح داده شده و حتي ساخته شده، زيرا حتي فوندانسيون آن هم ريخته شده بود و هنگام خاک برداري متوجه آن شديم. از نيروي انتظامي مواد منفجره گرفتيم و به سختي و با استفاده از کتراک فوندانسيون را تخريب کرديم. با توجه به اينکه پروژه مجلس طراحي و ساخت بود، نقشه ها مصوب نشده به دست پيمانکار مي رفت تا ساخته شود.براي ساخت اين بنا، ساختمان قبلي نمايندگان را که کار آقاي شيخ زين الدين، بود خراب کرديم و براي اين کار اجازه ايشان را هم گرفتيم و اگر اجازه نمي دادند خراب نمي کرديم. دليل خراب کردن اين ساختمان اين بود که بيشتر يک کار معماري پست مدرن بود و با اينکه در زمان خودش خيلي هم نو و بديع بود اما با فرم جديد مجلس هماهنگ نبود و به همين دليل هم اين ساختمان و پله ها و بقعه بارگاه و شمس العماره آن با هماهنگي آقاي شيخ زين الدين خراب شد.طرح مثلثي و شبه هرمي بنا از نظر منطق معماري به اين دليل اجرا شد که در يک سوي زميني که براي مجلس در نظر گرفته شده بود، يک ساختمان بلند قرار داشت و در سوي ديگر هم يک ساختمان تشريفات کوچک که فاصله اين دو بنا هم حدود 90متر بود. قرار بود حدود 30هزارمترمربع بنا کار شود و بنابراين تلاش شد هرچه بنا بلندتر مي شود از ساختمان اول دورتر شود. ساختمان نمايندگان کوتاه بود و ساختمان تشريفات دراز، بنابراين براي اينکه اين دو بنا با هم ترکيب شوند بايد شکل پلان به همين صورت که درآمده، اجرا مي شد.در ارتباط با ويژگي هاي معماري ايراني و حتي اسلامي آن هم بايد توضيح دهم که يک بار همان موقع ساخت مجلس اين توضيح از من خواسته شد و در مجلس هم توضيح دادم. واقعيت اين است که طرح مجلس از همان ابتدا قرار نبود به اين شکل باشد و در مسابقه اي که براي طراحي مجلس در سال 1363 برگزار شده بود، شرکت ما (پل مير) برنده مسابقه شد. آن موقع، طرح مجلس به صورت دايره اي بود و بادگيرهايي شبيه بادگيرهاي يزد داشت به همراه فضاهايي براي کميسيون هاي مجلس. البته آن طرح هم اين ويژگي گريز از مرکز را به دليل موقعيت دوبناي مجاور آن داشت. با اين حال هنگام عملياتي شدن طرح، من پيشنهاد کردم که آن طرح دايره اي کنار گذاشته شود چرا که شبيه يک کار دوران صفوي بود تا دوران اسلامي مدرن و به همين دليل طرح مثلثي را پياده کرديم. در توضيحاتي که آن زمان به نمايندگان مجلس دادم هم گفتم که طرح جديد مجلس به هيچ وجه نشات گرفته از صدر اسلام نيست، اما شايسته ايران اسلامي در قرن حاضر است. از طرف ديگر، ويژگي هاي معماري داخلي اين بنا کاملاايراني است و احساسات معماري اسلامي و ايراني در آن در هم گره خورده است. اصولامعماري ايراني و اسلامي از يک زمان به بعد ديگر خيلي روي هم اثر گذاشته اند وگرنه معماري اصيل و صرفا ايراني که همان تخت جمشيد است و خانه هاي خشت و گلي 2500 سال پيش.
    
     طراحي داخلي، بنا منطبق بر چه اصولي بوده است و به طور کلي از چه فضاهايي تشکيل مي شود؟
     طراحي داخلي کار حسن متقي است و شاهکار است. ارتباطات و فضاهاي داخلي همه به دقت و با هماهنگي و به صورت اصولي طراحي و اجرا شده است. اما يک چيزي از ماجراي آکوستيک (صداگذاري) ساختمان مجلس برايتان تعريف کنم. براي آکوستيک مجلس من با شرکت سندي براون (Sandy Brown) قرارداد بستم که يک شرکت بسيار زبردست در اين خصوص است و از کارهايش مي توان به صداگذاري اپراي سيدني اشاره کرد. سندي براون پس از اينکه به ايران آمد (و با پوند هم البته حقوق مي گرفت که در آن زمان چندان زياد نبود)، طراحي صداي مجلس را انجام داد و تا 30درصد کار را هم پيش برد. بعد از آن، کارفرما خواست که ادامه آکوستيک را سروش انجام دهد.
    بعد از اتمام کار با برگزاري جلسه اي در مجلس مشخص شد که صدا به گوش حاضران نمي رسد و کارفرما مجددا خواست تا از سندي براون دعوت کنيم و بالاخره سندي براون براي بار دوم در قالب يک تيم سه نفره به ايران آمد و تشخيص داد که اشکال اصلي از ميکروفون ها و دستگاه هايي است که کار گذاشته شده است. در نهايت، البته کار به فيليپس سپرده شد.
    طرح نماي ساختمان مجلس هم ماجراي خود را دارد. نماي مجلس قرار بود از شيشه باشد و ما به دنبال شيشه اي بوديم که رفله نباشد و چون آن زمان در ايران نبود بايد سفارش مي داديم. حتي اقدامات زيرسازي براي شيشه هم صورت گرفته بود. آن زمان يک هيات راهبردي وجود داشت که آقايان شيخ زين الدين، بهروز احمدي و مهندس ناظر عمو نيز در آن حضور داشتند و هفته اي يک بار جلسه مي گذاشت. آقاي ناطق نوري هم ماهي يک بار مي آمدند تا مشکلات هماهنگي و مالي و اداري را رفع و رجوع کنند. در هر حال، آن زمان چون سفارش شيشه طول مي کشيد در نهايت آقاي احمدي سنگ تراورتن کار گذاشت.
    
     آيا ارتباطي بين طرح قبلي مجلس و طرح پيشنهادي شما وجود داشته است؟
     نه خير. طرح جديد مجلس صرفا بنا به دلايل فني به اين شکل طراحي شد و طرح قبلي مجلس به هيچ وجه مدنظر نبود.
    
     يعني اگر قرار بود اين بنا در کشور ديگري، مثلاترکيه ساخته شود، باز چنين شکلي مي داشت؟
     اگر در چنين موقعيتي که توضيح دادم بود و دو بنا با اين ويژگي ها در کنارش بودند بله. اما اين را هم بگويم که طرح مجلس در تهران هم حتي اگر اين دو بنا در پيرامون آن نبودند به اين شکل طراحي نمي شد. هدف اصلي، ايجاد ارتباط بين ساختمان تشريفات و ساختمان اداري بود. اين کار، شبيه يک رباعي مي ماند که اگر يک کلمه از آن را برداريد وزنش به هم مي خورد.
    
     عمر مفيد اين بنا را تا چه زماني تخمين زده ايد و براي حفظ اين بنا، چه راهکارهاي دوره اي پيش بيني کرده ايد؟
     معمولابراي هر ساختمان بايد يک بخش نگهداري در نظر گرفته شود که سالي يک درصد از ارزش بنا هزينه نگهداري آن شود. اين بنا، قابليت عمر صد سال و حتي بيشتر را هم دارد و اگر اين نگهداري به خوبي در مورد آن رعايت شود، مي تواند تا سال هاي سال و حتي چند قرن هم بماند. مثلادر بناي گلدن گيت (Golden Gate) در حال حاضر هيچ يک از قطعات مربوط به بناي اوليه نيست و هر ساله تغيير و مرمت و نگهداري شده است. اسکلت اصلي مجلس از بتن آرمه است و از آنجا که تهران شهري نيست که رطوبت داشته باشد، با محاسباتي که ما انجام داده ايم، حتي توان مقابله در برابر زلزله هشت ريشتري را هم دارد. ما در مکاتباتي که آن زمان با وزارت مسکن داشتيم، خواسته بوديم که سازه مجلس را 10درصد اور ديزاين (Over Design) کنند. کل هزينه پروژه در آن زمان حدود 10ميليون تومان شد در بيش از 25هزارمترمربع زيربنا که هزينه زيادي نبود.
    
     در دهه هاي اخير، از چه بناهاي شاخص معماري ديگري در شهر تهران مي توانيد نام ببريد؟
     به نظر من، مجلس، يکي از پروژه هاي شاخص در طول تاريخ معماري ايران محسوب مي شود. از ديگر بناهاي شاخص معماري در سال هاي اخير، مي توانم به ساختمان کنفرانس سران کشورهاي اسلامي (طرح مهندس سروران)، دانشگاه امام صادق (طرح نادر اردلان) و ميدان آزادي (طرح حسين امانت) اشاره کنم.
    
     نقش اين بنا را در هويت بخشي به شهر تهران و همچنين کشور ايران درچه جايگاهي مي بينيد؟
     ابتدا بايد تعريفي از نماد داشته باشيم. در قديم، دروازه هاي شهر تهران نماد اين شهر محسوب مي شدند. شاخصه و نماد يک شهر لازم نيست حتما هويت ملي آن شهر را داشته باشد. مثلابرج آزادي نماد شهر تهران است اما برج ميلاد حتي به نظرم نماد اين شهر به حساب نمي آيد. مجلس هم در آن مقياس نيست که نماد شهري براي شهر تهران باشد، همان طور که موزه لوور نماد شهر پاريس نيست، اما برج ايفل نماد پاريس محسوب مي شود.
    
     و در انتها، براي نقدهايي که درباره طرح بنا مي شود، از جمله شکل خاص هرمي آن، ويژگي هاي اقتدارگرايانه، شکل نامتعارف و... اگر توضيحي داريد بفرماييد؟
     همين الان در بزرگراه کردستان در نزديکي ديوان عدالت اداري، يک بناي ديگر شبيه ساختمان مجلس ساخته شده که به دليل موقعيت و وجود دو بناي ديگر در نزديکي زمين به اين شکل در آمده و با هدف حفظ وابستگي ساختمان ها به يکديگر و براي اينکه جلوي نور را نگيرد به صورت شيب دار و هرمي ساخته شده است. دلايل ساخت مجلس به شکلي که وجود دارد کاملافني و مبتني بر کانسپت معماري بوده است. از طرف ديگر، همان طور که توضيح دادم اين بنا خيلي هم هرم نيست! اين بنا نه مرکز دارد و نه اضلاع آن مساوي است و فقط به دليل قرارگيري دو بناي مجاور آن، به اين شکل طراحي شده است. به نظر من اين بنا اگر در يک کشور اروپايي طراحي و اجرا مي شد در صد مجله معماري چاپ مي شد، در حالي که در ايران خيلي براي آن تبليغ نکردند. قرار بود حتي کتابي در اين زمينه تهيه شود که آن هم اجازه داده نشد.
    
    مهندس «عبدالرضا ذكايي» طراح ساختمان بهارستان در گفت وگو با «شرق»: نمايندگان با طرح هرمي مجلس مشكل داشتند
    


 روزنامه شرق، شماره 1739 به تاريخ 1/3/92، صفحه 9 (معماري)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 2633 بار
    



آثار ديگري از "نيما توسلي"

  با ٥٠٠ امضا مي شد هنر ايران را عوض كرد / جوان گرايي در هنر امروز ايران در گفت و گو با افشين پيرهاشمي
نيما توسلي، شرق 1/8/96
مشاهده متن    
  سوژه ها و نگاه خيره ما / مروري بر آثار عكاسي نيوشا توكليان در «آب-انبار»
نيما توسلي، شرق 4/2/96
مشاهده متن    
  «چهره /تصويري از خود» به روايت فريدون آو: نه غيب گو هستم نه تاريخ دان
نيما توسلي، شرق 25/10/95
مشاهده متن    
  بانوي موسيقي و گل
نيما توسلي، شرق 8/10/95
مشاهده متن    
  قندريز مغز متفكر جنبش سقاخانه
نيما توسلي، شرق 1/9/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه روش هاي نوين آبياري
متن مطالب شماره 127، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است