|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق92/3/4: ليلي افشار، نوازنده در گفت وگو با «شرق»:«گيتار» مرا نجات داد
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3362
چهار شنبه 17 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1741 4/3/92 > صفحه 8 (موسيقي) > متن
 
      


ليلي افشار، نوازنده در گفت وگو با «شرق»:«گيتار» مرا نجات داد


نويسنده: ياسر شيخي يگانه

عكس: عباس كوثري، شرق
«من و گيتارم هميشه صبح ها را با هم به شب مي رسانيم.» اين سخن زني است که هر سال براي چند ماه با گيتارش به ايران مي آيد تا آرزوي دوران کودکي اش را برآورده کند. «ليلي افشار» از کودکي روياي برگزاري کنسرت در شهرهاي مختلف ايران را داشته است. او پس از سال ها تلاش و کوشش اکنون هر ساله در تابستان به ايران مي آيد و در شهرهاي مختلف ايران کنسرت هايي را برگزار مي کند. افشار که يکي از بزرگ ترين نوازندگان گيتار در دنيا به شمار مي آيد، هرگز گيتارش را از خود جدا نمي کند. او نخستين زني است که مدرک دکتراي نوازندگي گيتار را اخذ کرده است. حال براي شناختن همه چيز درباره گيتار چه کسي بهتر از او؟ ديدار با ليلي افشار و شنيدن صداي گيتارش يکي از روزهاي جذاب در دوران خبرنگاري ام بود. افسوسم از اين است که نمي توانم شما را نيز در شنيدن صداي گيتار خانم افشار، آن هم به صورت زنده و بدون واسطه سهيم کنم! اما سخن هايش را برايتان تحرير مي کنم.
    
    امروزه ساز گيتار تقريبا به همه جاي دنيا رفته و به سازي جهاني تبديل شده است. در همه جاي دنيا حتي در نقاط دورافتاده، گيتارنوازان بسياري هستند که با علاقه بسيار نواختن اين ساز را دنبال مي کنند. دليل جهاني و همگاني شدن اين ساز چيست؟ شما در جايگاه يک نوازنده گيتار دليل محبوبيت اين ساز را در چه مي بينيد؟
    گيتار يکي از قشنگ ترين سازهاي دنياست. هنگامي که من صداي گيتار به خصوص گيتار کلاسيک را شنيدم عاشق صداي اين ساز شدم. يکي از ويژگي هاي گيتار که مردم را سريع به خود جذب مي کند، صداي گرم اين ساز است. ديگر دليل محبوبيتش اينکه به آساني مي توان با آن تکنوازي کرد و نيازي به ارکستر ندارد. با گيتار هم مي توان ملودي را نواخت و هم نواختن يک قطعه موسيقايي همراه با ارکستر را براي گيتار تنظيم کرد. گيتار مانند پيانو به خودش متکي است و در اجرا نيازي به خواننده يا ساز ديگري ندارد، همچنين گيتار را مي توان به راحتي حمل کرد، بردن آن به هر جايي امکان پذير است و نوازنده گيتار مي تواند با گيتارش به سراسر دنيا سفر کند. پس از مدتي که گيتار مي نوازيد اين ساز با شما سخن مي گويد. در جايگاه نوازنده اي که از 10سالگي تاکنون گيتار مي نوازم، معتقدم پس از مدتي نوازندگي با اين ساز، گيتار با شما دوست شده و اندک اندک بخشي از وجود نوازنده مي شود. به نظر من مرحله اي عالي در نواختن گيتار هنگامي است که نوازنده سخن دروني اش را با سازش بيان کند.
    
    شما در آغاز گفته هايتان فرموديد يکي از خوبي هاي گيتار اين است که مي توان با آن تکنوازي کرد و اين ساز براي اجراي برنامه به سازهاي ديگر وابسته نيست. شما خودتان ميل به کدام سو داريد؟ اينکه هميشه در جايگاه تکنواز روي صحنه برويد يا اينکه دوست داريد در قالب گروه اجرا کنيد؟
    من تکنوازي را خيلي دوست دارم، اما موسيقي مجلسي و با ارکستر نواختن را هم مي پسندم و اين کارها را در آمريکا انجام مي دهم.
    
    به کدام سو ميل بيشتري داريد؟ بيشترين حرف و لذت تان را با کدام يک بهتر مي توانيد ارايه کنيد.
    در تکنوازي راحت تر هستم زيرا همه چيز در تکنوازي از ريتم تا تمپو در سيطره خودم است و نيازي به اتکا بر کسي ندارم. اگر قرار باشد در کنار کسي نوازندگي کنم، ترجيح مي دهم خيلي ماهر باشد. من در خارج از کشور در برگزاري کنسرت هاي مختلف در کنار نوازندگان بزرگ قرار مي گيرم و با دو جلسه تمرين همه چيز براي اجرا آماده مي شود اما با اين وجود در گروه نوازي ها چون من تنها نيستم و سازهاي ديگر هم حضور دارند، من در راس نيستم. ولي آنچه از اصول موزيسين بودن است اين که؛ هر نوازنده بايد بتواند با ارکستر هم بنوازد و گوشش را تربيت و تقويت کرده تا ريتم را در اجراي قطعه نگه دارد و همراه با گروه قطعه را آغاز و به پايان برساند. در ايران يک بار با آقاي چکناواريان اجرايي داشتم و در سال 91 نيز در کنار ارکستر سمفونيک تهران به رهبري مجيد انتظامي به روي صحنه رفتم.
    
    پس به نظر شما در گروه نوازي برخي از نوازنده ها نقش کمرنگ تري دارند؟
    حتما! گاهي نوازنده مجبور مي شود به صندلي سوم و چهارم برود. هنگامي که در قالب گروه هستيد هميشه نمي توانيد در صندلي نخست باشيد، مانند کر، زماني تِنور نيرومند اجرا کرده و هنگامي ديگر سوپرانو در اولويت است.
    
    موسيقي ايراني بر تکنوازي و بداهه نوازي استوار است و بسياري از نوازندگان بزرگ موسيقي ايراني ميل زيادي به سوي تکنوازي و بداهه نوازي دارند و معتقدند اينگونه بهتر با مخاطب ارتباط برقرار مي کنند. آيا اين علاقه شما براي تکنوازي با ساز گيتار به ايراني بودنتان برمي گردد؟
    اين به ايراني بودن ربطي ندارد و در واقع اين در خود من نهفته است. مثلايک گيتاريست ممکن است کروات، يا اسپانيايي باشد، اما او هم تنها روي صحنه برود، در واقع خيلي ها در سراسر دنيا تنها روي صحنه مي روند و ايراني نيستند. نوازنده بايد مهارت و توانايي لازم را براي تنها روي صحنه رفتن داشته باشد. برخي سُليست نيستند و از تنها بودن روي صحنه مي ترسند در حالي که من جان مي دهم تا تنها روي صحنه باشم.
    
    شما مي گوييد يک نوازنده هنگامي مي تواند تکنوازي کند که در نواختن سازش بسيار مسلط بوده و مهارت لازم را داشته باشد. اين مهارت براي تکنوازي در چه حدي است.
    من دکتراي نوازندگي گيتار دارم. به همه که دکتراي نوازندگي نمي دهند! هر نوازنده اي که بخواهد دکتراي خود را در نواختن گيتار بگيرد، يکي از مراحلش اين است که پنج کنسرت متفاوت و گوناگون اجرا کرده و همه را هم خودش برنامه ريزي و اَرنج کند. کسي که نوازنده توانمندي نباشد، نمي تواند اين کار را بکند. تکنوازي و تنهايي روي صحنه رفتن کار راحتي نيست. گرايش تحصيلي من براي سُليست شدن است.
    
    نکته اي توجه من را به خود جلب کرده؛ شما از آغاز گفت وگو تاکنون گيتار را در آغوش گرفته ايد و حاضر نيستيد يک لحظه آن را کنار بگذاريد!
    ما يکي هستيم و از بامداد تا شامگاه را با هم سپري مي کنيم.
    
    من افتخار اين را داشته ام که با نوازنده هاي بزرگي گفت وگو کنم اما آنها هنگام گفت وگو دوست ندارند که ساز کنارشان باشد و برخي از آنها به هيچ وجه در چنين ديدارهايي نوازندگي نمي کنند. اما رفتار شما در اين باره کاملامتفاوت است.
    من بدون گيتار عکس نمي گيرم! براي من نبودن و بودن در کنار گيتارم درست مانند مرگ و زندگي است، اما هر کسي يک جور است و همه مثل هم نيستند. هنگامي که در آمريکا تحصيل مي کردم به سوي گيتار کشيده شدم و اين گيتار بود که من را نجات داد. ارتباطم با گيتار را کسي نمي تواند از من بگيرد و شايد درک اين موضوع براي ديگران بسيار دشوار باشد. گيتارم در همه جاي دنيا با من بوده و هيچ کس نمي تواند بين من و گيتارم قرار گيرد، ما يکي هستيم. هنگامي که گيتار مي نوازم کامل هستم و بدون گيتار چيزي کم دارم.
    
    هنگامي که شما نوازندگي گيتار را آغاز کرديد برخورد جامعه با يک نوازنده گيتار چگونه بود؟
    من مي دانستم کاري را آغاز کرده ام که در جامعه آن روز ايران چندان معمول نبود. هفته اي دو بار گيتار به دوش به کنسرواتوار مي رفتم و در بين راه هزار جور متلک مي شنيدم، اما اين مسايل برايم مهم نبود چون مي دانستم چه مي خواهم. براي همکلاسي هايم شگفت آور بود که زماني که در دبيرستان بودم در زنگ هاي تفريح همه مي رفتند بازي کنند و من مي رفتم درون اتاقي و گيتار مي نواختم.
    
    در مدرسه؟! اجازه مي دادند که با خودتان گيتار ببريد؟
    بله. من گيتارم را با خودم مي بردم چون شب ها سه ساعت کلاس داشتم.
    از نخستين روزهاي يادگيري گيتار گمان مي کرديد که نخستين زني شويد که دکتراي نوازندگي گيتار را مي گيرد؟
    من کاري که آغاز کرده بودم را تمام کردم. پدرم گفت که جهاني شو و در سطح جهاني گيتار بنواز و همين کار را نيز کردم. هنگام تحصيل در آمريکا مي خواستم پس از اتمام تحصيل به ايران برگردم و در شهرستان هاي گوناگون و مختلف کنسرت دهم. آرزو داشتم که سراسر ايران را با گيتار درنوردم که هم اينک دارم اين کار را مي کنم.
    
    شما سال ها در آمريکا تحصيل و زندگي کرده ايد، به هدفتان يعني «نوازنده جهاني شدن» هم رسيديد. اکنون قصد نداريد به ايران برگرديد و تمام وقت تان را براي نوازنده هاي ايراني و مردم ايران بگذاريد؟
    همين الان هم اين کار را مي کنم، تمام تعطيلات تابستانم را در ايران هستم، به شاگردهايم درس مي دهم و کتاب مي نويسم. من عاشق ايران هستم. يک حس دروني مرا به اينجا مي کشاند و هيچ کجاي دنيا شادمان تر از ايران نيستم ولي اينجا زندگي نمي کنم و براي اين امر نيز دلايلي دارم؛ نخست اينکه در آمريکا پست دانشگاهي دارم و حاضر نيستم آن را رها کنم. من آنجا پروفسور هستم. به هر کسي سمت پروفسوري نمي دهند حتي اگر دکترا هم داشته باشيد به اين معني نيست که پروفسور هستيد. من در شش سال نخست پروفسور شدم و بهترين جايزه استاد منفيس را هم گرفتم. واقعيت اين است که براي پيشرفت کارم آمريکا و منفيس عالي است، آنجا همه چيز فوري عملي مي شود. هر ساله کنسرت هاي بسياري در سراسر دنيا برگزار مي کنم اما تابستان ها دوست دارم به ايران بيايم و به شاگردهاي اينجا کمک کنم، کنسرت بگذارم و به روياي کودکي ام جامه عمل بپوشانم.
    
    در ميان نوازنده هاي گيتاري که در ايران آموزش ديده اند کسي نتوانسته در سطح دنيا مطرح شود، چرا ما در ايران نوازنده درجه يک گيتار نداريم؟ علت اين امر تا چه حد به نوع آموزش گيتار مربوط مي شود؟
    هر سازي را بخواهيد خوب ياد بگيريد بايد آموزگار خوبي داشته باشيد. بايد قطعات انواع موسيقي کلاسيک در دسترس هنرجو باشد. براي يک نوازنده گيتار کافي نيست که تنها به گيتار گوش دهد، بلکه بايد انواع موسيقي ها مانند اپرا را بشنود تا بتواند «جولياني» (يکي از آهنگسازان گيتار در دوره کلاسيک است) بنوازد. کدام آموزگار گيتار به شاگردش مي گويد تو داري جولياني مي زني. يا اينکه کدامشان به شاگردان مي گويند برو و اپراي موتسارت را گوش بده، من چنين آموزگاري اينجا نديدم!
    
    به طور حتم در کشور ما براي آموزش موسيقي غربي مشکلاتي وجود دارد، شايد اين مشکلات نشات گرفته از نبود الگويي براي آموزش باشد. آموزشي که در دانشگاه ممفيس داريد را شرح دهيد تا ما و خواننده هاي اين مطلب با سيستم آموزشي آنجا آشنا شويم؟
    براي آموزش شاگردها در دانشگاه ممفيس چندين سطح داريم. هنرجويان گيتار براي رسيدن به سطوح بالابايد بسيار تلاش کنند. برخي از نوازندگان از سبک هاي ديگر مانند راک و الکتريک به نوازندگي گيتار کلاسيک رومي آورند که اين نوازندگان بايد چند سال تلاش کنند تا پايه هاي نوازندگي خود را قوي کنند سپس آزمون مي دهند تا وارد نخستين سطح نوازندگي گيتار کلاسيک شوند. من روي هم رفته 10 يا 15 شاگرد دارم که هر يک به صورت خصوصي و هفته اي يک بار با من کار مي کنند. در دانشگاه ممفيس هر سازي به صورت خصوصي آموزش داده مي شود چرا که استادها بايد به دليل متفاوت بودن نوع تکنيک و نواختن هر هنرجو، به طور دقيق بر کار هرکدام از آنها نظارت کنند.
    
    شما هنگام نواختن در کنسرت هايتان دسته گيتار را کمي بالاتر مي گيريد. در حالي که اين گرفتن ساز در ميان نوازندگان ايراني متفاوت است.
    نخستين درس در نوازندگي اين است که نوازنده بتواند درست بنشيند و درست ساز را در دست بگيرد. نوازنده بايد براي بهتر شدن روي صحنه برود. من بيشترين پيشرفت را روي صحنه داشته ام و تمام دوران تحصيلم نيز مجبور بودم روي صحنه بروم و همين مساله موجب پيشرفت مي شود. هر بار حضور بر روي صحنه تجربه اي است که روي صحنه بودن را راحت مي کند و با اجراهاي زنده متوالي سرانجام صحنه مانند اتاق ناهارخوري مي شود. هم اکنون بيشتر خانواده ها ساز گيتار را براي فرزندانشان برمي گزينند در حالي که به اين مقوله نگاهي تفنني دارند و همين مساله موجب مي شود بيشتر نوازندگان اين ساز در ايران در يک سطح مشخصي ثابت بمانند. طريقه آموزش نواختن گيتار در ايران اينگونه است که معلم به شاگردان نت مي دهد و مي گويد برو تمرين کن! يعني شاگردان براي گرفتن نت پول مي دهند. البته همين نت ها هم پر از اشتباه هاي انگشت گذاري است.
    
    شما در دانشگاه ممفيس به هر شخص براساس توانايي و استعدادش آموزش مي دهيد؟ آموزش هر کدام از نوازندگان با ديگران متفاوت است؟
    براي هر نوازنده رپرتوار خاصي را مشخص مي کنيم که در هر دوره و سطحي چه بنوازد؛ در سال سوم بايد رسيتالي بزنند که به آن «جونيور ريسايتل» مي گويند و سال چهارم «سينيور ريسايتل» را بايد بنوازند تا ليسانس بگيرند. نوازندگان در پايان هر ترم امتحان خاصي دارند که بايد قطعات مورد نظر داوران را به صورت تکنوازي اجرا کنند و سپس بايد قطعاتي را گروهي بنوازند. اين قطعات گروهي به گونه اي تنظيم شده اند که هر دانشجوي گيتار کلاسيک تا پايان دوره ليسانس اش با همه سازها و همچنين با خواننده همنوازي کند. در مدت دوره ليسانس گوش نوازندگان از نظر شنيداري موسيقي نيز قوي شده است. براي شاگردانم در پايان هر ترم در داخل دانشگاه کنسرت مي گذارم تا قطعه هايشان را چه به صورت تکنوازي و چه گروهي بنوازند، اينگونه است که آنها تجربه روي صحنه رفتن را پيدا کرده تا هنگامي که رسيتال سلويشان مي آيد پيش تر آن را نواخته باشند. در کنار همه اين موارد هر هفته روزهاي سه شنبه ساعت سه تا پنج کلاس دسته جمعي با شاگردانم دارم و کساني که از پيش آماده هستند به روي صحنه رفته و قطعه اي را مي نوازند که پس از آن در مورد آن اجرا با هم گفت وگو مي کنيم تا ايرادها مشخص و برطرف شوند. در اين کلاس هاي دسته جمعي اگر کسي براي نوازندگي آماده نباشد در مورد سوژه اي گفت وگو و تکنيک خاصي مانند ترمولو را تمرين مي کنيم.
    
    فيزيک و استيل بدني نوازنده گيتار چه ويژگي هايي بايد داشته باشد تا بهتر گيتار بنوازد؟
    مهم ترين ويژگي براي يک نوازنده گيتار انعطاف پذيري انگشتان است، کشش انگشتان بسيار مهم است من هفت تا فرت مي توانم کشش بدهم در حالي که کمتر کسي مي تواند انگشتانش را تا اين حد باز کند. اين کار براي خانم ها دشوارتر است. کشش و کشيدگي انگشتان تا جايي مهم است که براي ژاپني ها گيتار را کوچک تر مي سازند زيرا ژاپني ها نسبت به مردم ديگر نقاط دنيا انگشتان کوتاه تري دارند.
    
    پرسش پاياني را هم با مبحث آموزش مطرح مي کنم؛ در دانشگاه هاي ايران معمولااينگونه است که دانشجو در رشته موسيقي تحصيل مي کند و يک ساز تخصصي نيز براي خود برمي گزيند. در نهايت او در رشته موسيقي فارغ التحصيل مي شود نه در رشته يک ساز، اما از گفته هاي شما اينگونه برمي آيد که آنجا شخص که وارد دانشگاه مي شود ساز تخصصي اش مشخص و در رشته آن ساز تحصيل مي کند. مثلاليسانس خود را در رشته پيانو يا گيتار مي گيرد.
    در آزمون ورودي دانشگاه براي تحصيل در رشته گيتار، شخص بايد از نظر نوازندگي در سطح مناسبي قرار داشته باشد وگرنه نمي تواند وارد دانشگاه شود. دانشجو بايد نخست گيتار بزند سپس تئوري هاي موسيقي را بياموزد. در واقع دانشجو در رشته گيتار تحصيل مي کند و تخصص خود را در اين زمينه قرار مي دهد.
    
    ليلي افشار، نوازنده در گفت وگو با «شرق»:«گيتار» مرا نجات داد
    


 روزنامه شرق، شماره 1741 به تاريخ 4/3/92، صفحه 8 (موسيقي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 373 بار
    



آثار ديگري از "ياسر شيخي يگانه"

  با ذهن سنتي نمي شودسراغ شعر نو رفت / بررسي وضعيت آهنگسازي روي شعر هاي سپيد و نو در بحثي با ارسلان كامكار
ياسر شيخي يگانه، ايران 4/2/92
مشاهده متن    
  سينما را فداي موسيقي كردم / گفت و گو با نادر مشايخي آهنگساز و رهبر اسبق اركستر سمفونيك تهران
ياسر شيخي يگانه، ايران 1/11/91
مشاهده متن    
  زباني مهجور در پيچ وخم كوه هاي زاگرس / گفت و گو با كريم كياني محقق و نويسنده كتاب «فرهنگ و واژه نامه لكي»
ياسر شيخي يگانه، ايران 16/10/91
مشاهده متن    
  سليقه مردم را در موسيقي بايد بالابرد / گفت وگو با افليا پرتو نوازنده پيشكسوت پيانو (بخش دوم و آخر)
ياسر شيخي يگانه، ايران 7/4/91
مشاهده متن    
  همه آنچه از استادانم آموختم / گفت وگو با نوازنده پيشكسوت پيانو (بخش نخست)
ياسر شيخي يگانه، ايران 6/4/91
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه صنعت نساجي و پوشاك
متن مطالب شماره 296 (پياپي 412)، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است