|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد92/3/9: اينجا چند كيلومتر توي تنهايي
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3974
چهارشنبه بيست و دوم آذر ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 2691 9/3/92 > صفحه 11 (ادبيات ايران) > متن
 
      


اينجا چند كيلومتر توي تنهايي
نگاهي به رمان «اينجا نرسيده به پل...» نوشته آنيتا يارمحمدي

نويسنده: مجتبي تقوي زاد

«اينجا نرسيده به پل...» آنيتا يارمحمدي را بايد يك رمان دخترانه دانست. حضور دايمي جنسيت در اين رمان شايد ناشي از راويان زن داستان باشد اما گمان مي رود بيش از زبان، اين نگاه دخترانه است كه به كار غالب شده و اين به خودي خود مي تواند اتفاق جالبي باشد. رمان سه راوي دارد كه هم خانه اند و در 24 فصل، داستان را روايت مي كنند. رويا، زني مطلقه است كه به تدريس زبان انگليسي در آموزشگاهي مي پردازد. ذهن مشوش و خاطره سازي دارد و در دوران- به قول خودش- دپرشن بعد از پايان يك رابطه عاشقانه به سر مي برد. مهتاب كه همداني است و فارغ التحصيل كارشناسي شيمي، كلاس هاي آمادگي آزمون ارشد را بهانه كرده تا تهران بماند و حالابه فكر ياد گرفتن كاشت ناخن است تا سرمايه يي به هم بزند و زندگي اش رنگ بهتري بگيرد. شخصيت مهتاب در اين رمان به تيپ دختران نيازمند حمايت همسر، اهل چسان فيسان و -در مواقعي كه گره به كارشان مي خورد- اهل نذر و نياز نزديك است. آيدا دانشجوي رشته زبان و ادبيات فارسي است كه از كودكي و بعد از ازدواج مجدد پدرش نسبت به تمامي اطراف خود جبهه گيري مي كند. او هم ذهن خاطره سازي دارد، دو سالي از پايان رابطه عاشقانه اش مي گذرد اما هنوز به محمد فكر مي كند. اهل مطالعه است و روزهايش را پشت كامپيوتر مي گذراند.
    نويسنده در اين رمان به دنبال نشان دادن تنهايي است. دو رابطه عاشقانه شكست خورده و رابطه يي نيم بند كه هر آن بيم فروريختنش مي رود، در داستان حضور دايمي دارند. «يارمحمدي» با استفاده از تكنيك سيال ذهن و ورود مداوم به ذهن راويان قصه خود، با زيركي تنهايي راويان را به باور مخاطب مي نشاند. وي سعي كرده بين شكست هاي عاشقانه دختران و گذشته پرفراز و نشيب شان رابطه يي بيابد. تا آنجا كه طاقت نمي آورد و از زبان رويا مي‎ نويسد: «بابا فكر مي كرد خرم من! حالي ام نمي شود وقت هايي كه زني پالتو پوش و كفش تق تقي باهاش مي آمد خانه، ديگر آفتابي نمي شد توي عمارت بالاتا فردا ظهر كه از مدرسه برمي گشتم و سرحال بود و هي مي خنديد و مثلامي خواست خيلي بامزه باشد. دختربچه اينها را يادش نمي رود، نه! هيچ وقت يادش نمي رود.»
    مخاطب حس مي كند «يارمحمدي» از جنس رويا يا آيداي رمانش است. به خوبي از پس ذهن شان برآمده، انگار در روايت آنها دغدغه مندتر است و چشم هايش را بيشتر باز مي كند. نبايد از صحنه خواب ديدن رويا در فصل 3 به راحتي گذشت. «يارمحمدي» ثابت كرده نويسنده يي است كه ذهن را خوب مي نويسد و شايد اين يك مولفه فوق العاده خوب در كار او باشد.
    با تمام آنچه گفته شد نمي توان چشم بر چند ايراد اساسي اين رمان بست. مخاطب از ميانه رمان با خود مي گويد: چرا شخصيت رويا و آيدا اينقدر به هم شبيهند؟ نويسنده با استفاده مداوم از تكنيك جريان سيال ذهن در فصول اين دو راوي به اين فكر مخاطب دامن مي زند. بدي ماجرا اينجاست كه هم رويا و هم آيدا از ازدواج مجدد پدرشان رنج مي برند. البته با توجه به شرايط سني مشابه و فضاي زندگي مشترك از شباهت هاي رفتاري شخصيت ها گريزي نيست اما گاهي مخاطب تصور مي كند، با اندكي تغييرات مي شد از رويا و آيدا يك شخصيت ساخت.
    نويسنده در اين رمان از سطح زباني نرم استفاده كرده است اما گاهي با واژه هايي مانند «زنه»، «مقنعه هه» و... به ناگاه از زبان نرم فاصله مي گيرد. شايد در نگاه اول براي مخاطب غيرحرفه يي اين مساله ايجاد صميميت كند اما براي مخاطب حرفه يي بسيار آزار دهنده است. يا جمله «اثيري بود اصلابه خدا» براي مخاطب باورپذير نيست، زيرا انتظار ندارد « رويا» از واژه ثقيلي مثل «اثيري» استفاده كند. شايد در اين ميان بايد منتظر هنرنمايي ويراستار اثر مي بوديم كه من، نامي از ايشان در شناسنامه كتاب نديدم.
    رمان «يارمحمدي» بسيار خوش خوان است و خواننده را به سرعت تا پايان 216 صفحه خود مي برد. اما شايد اين خوش خواني و لبخندهايي كه گاه و بيگاه بر لب هاي خواننده مي نشيند، ناشي از جنس اجتماعي يكسان مخاطب با نويسنده باشد وگرنه چه بسيارند كساني كه نه مي دانند «گودر» همان «گوگل ريدر» است و در نوستالوژي شان جايي ندارد يا حتي يك بار در عمرشان كليپ «بام؟ شيب دار؟» را نديده اند.
    متاسفانه ما در اين رمان از كمبود فضا رنج مي بريم كه البته اين مساله را بايد دامنگير خيلي از داستان ها و رمان هاي امروز كشور دانست. «يارمحمدي» در بسياري از موارد تنها به اسامي اماكن اشاره مي كند و مي گذرد، اما اجازه نمي دهد مكان ها در ذهن مخاطب جا خوش كنند. چه خوب بود اگر كاركردي مثل درهاي دانشكده يي كه رو به آسمان باز مي شدند را در تصويرسازي هاي بيشتري از فضاها مي آورد. من اصلانمي دانم چنين درهايي وجود دارند يا نه! اما بي گمان اين تصويرها هيچگاه از ذهن من دور نمي شوند.
    كوتاه سخن اينكه «يارمحمدي» توانسته از پس ذهن راويان خود بر بيايد و دغدغه زندگي شهري دختران و تنهايي بي پايان شان را تصوير كند اما شايد اگر به خود فرصت بيشتري مي داد مي توانست از اين رمان خوب، يك رمان درخشان بسازد.
    اينجا چند كيلومتر توي تنهايي / نگاهي به رمان «اينجا نرسيده به پل...» نوشته آنيتا يارمحمدي
    


 روزنامه اعتماد، شماره 2691 به تاريخ 9/3/92، صفحه 11 (ادبيات ايران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 270 بار
    



آثار ديگري از "مجتبي تقوي زاد"

  باران گاهي در ذهن او شنا مي كند / نگاهي به مجموعه شعر «از من بعيد»
مجتبي تقوي زاد، جام جم 18/3/94
مشاهده متن    
  روي كاغذ، امام حسيني ام...
مجتبي تقوي زاد *، جام جم 18/8/93
مشاهده متن    
  در جست وجوي قطره اي شعر معاصر
مجتبي تقوي زاد، جام جم 13/8/89
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله بيهوشي و درد
متن مطالب شماره 5 (پياپي 34)، Oct 2017را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است