|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد92/3/26: مشروطه يي كه در قاب ماند
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4386
سه شنبه 21 خرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 2703 26/3/92 > صفحه 10 (تجسمي) > متن
 
      


مشروطه يي كه در قاب ماند
روايت يك عمر ضجه قاسم حاجي زاده در بوم در «نگارخانه ماه»



    بهزاد شهني محور اصلي نمايشگاه در بوم هاي سفيد ديگر از فرمتي احساسي به سمت منشي عقلاني حركت مي كند، تصوير مغموم و متفكر دكتر مصدق در همنشيني با لكه يي رنگي در بالاي سرش كه تداعي گر شيري است كه دهانش را به نشانه فرياد باز كرده است، فرياد ضجه آور شير، صداي سوخته نسل هاست و اين سمبل آزاديخواهي براي هميشه در قاب ابدي مي شود
    تمام اتفاقات درون بوم هاي «قاسم حاجي زاده»، بيرون از آن رخ مي دهند و منتقد براي رصد لايه هاي پنهان اثر، بايد ذره بين نگاهش را متوجه چيزهايي كند كه در بوم نيستند: بازديد از نقاشي هاي او مرز بين فرياد، حماقت و سركوب را نشان مي دهد.
    موقعيت زيستي نقاش در كودكي و اتفاقات رخ داده در آن، جهان منظره ها را در نگاه محدبش شكلي دوگانه بخشيده است: يعني همه چيز براي او مفهومي دو لتي پيدا مي كند: خشكي و دريا، آسمان و زمين، فرياد و سكوت دستمايه نقاش براي محتوا بخشي و تعريف چشم انداز تاريخي يك دوران مي شود و عكس، با تنش هاي پويا در درون و بيرون خود، انتقال دهنده آن مفاهيم از گذشته به امروز مي شود ، روح نمايشگاه بررسي و بازگشايي پرونده هايي سياسي است كه همچنان مفتوح اند و تا رسيدن به نقطه سرانجام بسته نخواهند شد .
    بازخواني تاريخ جامعه يي كه سرزمين مي خوانيمش و فراموشي جزو ويژگي هاي لاينفك مردم آن جغرافياست.
    محدوده سيال بيان در نقاشي هاي او از شصت سال پيش جلوتر نمي آيد و آن گشودن برش هايي از صفحات تا خورده تاريخ است كه مابه ازاي عكاسيك دارند: خيز آرام نقاش از نمادها و نشانه هاي مرده يك ملت براي اسطوره سازي آنها در قاب نقاشي روح كلي آثار را دربرمي گيرد. او با لايه لايه كردن فضا، چيدمان صفحاتي از تاريخ عريان را در تركيب با طبيعت كودكي خويش مصور مي سازد و سيكل باطلي از اتفاقات مشابه در دوره هاي مختلف را به بوم منتقل مي كند و از مشروطه يي سخن مي گويد كه هرگز رنگ مشروعيت را نديد و براي هميشه در قاب ماند: او از ابژه هاي مرده ديروز برشي به سوژه هاي زنده امروز مي زند و بوي خيانتي را از رنگ ها ساطع مي كند كه مشام هر بيننده يي را تلخ و آزرده مي كند. قيام جنگل، قيام ستارخان، دكتر مصدق و ديگراني كه تاريخ اين سرزمين مشحون از رشادت هاي آنهاست و در مقابل، خيانت و كج فهمي تنها پاسخ به آنها بود و گروهي ديگر كه تاب ماندن نداشتند نيز، سوار بر قايق ها فرار را بر قرار ترجيح دادند.
    در مجموعه نقاشي هاي قيام جنگل، برش هايي از عكس هاي ميرزا و يارانش گاه چون اعلان هايي روي تنه درخت، گاه در كولاژ با دريا و آسمان خزان زده و گاه گرفتار در تور صيادان ديده مي شوند و اين، نقاش را در نقش چشم هاي بيدار جامعه تصوير مي كند، جامعه يي كه ثابت كرده نياز به چشم بينا ندارد. او با دخل و تصرف در عكس و در تركيب آزاديخواهان با سوژه هاي طبيعي، از ريشه هاي جنگلي مي گويد كه به مثابه موجوداتي هزار دست و پا فرزندان خويش را در خود هضم كرد و شاخ و برگش تمام نهضت جنگل را در خود بلعيد، از دريايي مي گويد كه با همه وسعتش براي ماهيان آزاد و سيال در آن، چونان زنداني شد با شبكه هاي مشبك در بوم، از درختاني مي گويد كه اعلان مرگ ميرزا را خودش ديد و بافتي آتش گونه به خود گرفت، از ماهيان سرخي در بوم صحبت مي كند كه نماد شهداي راه آزادي اند، از سرخ خون آلود پرچمي مي گويد كه در دفرماسيوني خلاقانه جاي خويش را به مركز اثر منتقل مي كند و چه بسا از خون خويش هم براي همذات پنداري و تجسم بخشي به روح اثر در رنگ سرخ بهره جسته باشد و از آزاديخواهاني مي گويد كه راه شهادت خويش را در مسير پيش رو به چشم ديدند، چونان پرندگاني كه از كوه هاي سر به فلك كشيده، آگاهانه به سوي عمق آسمان پرواز مي كنند. او از مردمي مي گويد كه درختان جنگل نماد و نشانه تك تك آنهاست و هميشه تاريخ نخبگان خويش را در خود بلعيده. نقاش در مجموعه ميرزا، خيانت، خون، حريت ملت و آزاديخواهي عده يي را در ذات يك سرزمين مي جويد.
    محور اصلي نمايشگاه در بوم هاي سفيد ديگر از فرمتي احساسي به سمت منشي عقلاني حركت مي كند، تصوير مغموم و متفكر دكتر مصدق در همنشيني با لكه يي رنگي در بالاي سرش كه تداعي گر شيري است كه دهانش را به نشانه فرياد باز كرده است.
    در تركيب، گل هاي نرگس و پرتره سه در چهار ستارخان كه هاله يي را به دور خويش مي بيند نيز، زبان سياسي «حاجي زاده» در متن اثر حفظ مي شود، جوانمرگي جنبش آزاديخواه ديگري كه عمرش به اندازه بافه يي از گل هاي نرگس كوتاه بود: اين تلفيق استعاري همراه مي شود با شاخ و برگ خزان زده و سياه رنگ در حاشيه بوم كه همچون موجوداتي سياه و گزنده به متن تصوير نفوذ مي كنند و آن را مورد گزند و دست يازي خويش قرار مي دهند: تصوير جامعه يي كه در آن همواره حاشيه بر متن چيره مي شود و مردمش همواره چون خاري بودند در چشم آزاديخواهان شان. به راستي همه آنها در خاك مي ميرند و در بوم ابديتي هميشگي مي يابند: آنها زندگان دفن شده تاريخ اند.
    چرخش جنسيت صداي آزاديخواهي در بوم، بخش ديگري از فضاي نمايشگاه را اشغال مي كند و اين موضوع گاه شكلي فردي و گاه منشي جمعي به خود مي بيند: همچون گروهي از زنان كه تاجي از خورشيد به سر دارند و با نواختن تار و تمبك، آزادانه در حال رقص و پايكوبي اند و آزادي خويش را جشن مي گيرند، در حالي كه ويراني ديوارهاي پشت سرشان نخستين هزينه يي است كه پرداخته اند و اين مي گويد آزادي در اين سرزمين مفت به دست نمي آيد.
    نقاش در پس زمينه از اسطوره طلب مي ورزد و بوم را مملو از نمادهاي سوررئال مي كند: حلول آفريدگار كه در قامت اسبي در بالاي سر رقصندگان ظهور مي كند و ديگر ارواح سرگردان در بوم، گواه چشماني است كه ناظر بر پيروزي آنهاست: انگار آن «مجسمه آزادي» كه در دوردست ها قرار دارد، چندان هم دست نيافتني نيست.
    زنان بي رنگ، محور تابلوهاي ديگري مي شوند كه با مداد طراحي، نقاشي شده اند، رنگ ها رنگ مي بازند و همه چيز در دنياي نقاش سياه، سفيد مي شود و اين تصويري نزديك از جامعه يي است كه همه چيزش در صفحه حوادث مجلات و قاب هاي زرد رقم مي خورد. نقاش از تجربه هايي مي گويد كه حاصل تضاد در واقعيت است و اين در پرتره هدايت در نهايت ملموسيت ديده مي شود: او اينجا هم از عكس تبعيت نمي كند، بلكه ذهنيت خود را در فرم ابژه وارد مي سازد و عكس را تحريف مي كند، چهره برعكس شده هدايت كه خود سمبل زبان آزاد و آوانگارد اين جغرافياي سنتي است به صورت سياه سفيد در پس زمينه يي مبهم و رنگي قرار مي گيرد: او يك سمت را دقيق تصوير مي كند و يك طرف با خطوط دوراني و نگاهي محدب، فرم را تجسم مي بخشد، يك سمت را مكلاتصوير مي كند و يك ور را ملبس ، يك سمت نرينگي هدايت و يك ور مادينگي او در قاب قرار مي گيرد و همه اين موارد اين اثر را مملو از تضاد هايي كرده كه خود سوژه نماينده آن بوده است، نويسنده يي مطلقا الترامدرن و غير ايستا كه مفهوم يگانگي اضداد در ادبيات معاصر ايران است و در جامعه يي سنتي گرفتار شده بود و اين پرتره نزديك ترين واگويه از اوست. تجميع اين ضديت ها و نگاه آزاد انديش «حاجي زاده»، باعث متحير ماندن بيننده روي پله هاي گالري ماه در بدو ورود به نمايشگاه مي شود.
    ماحصل بيش از 42 سال نقاشي، 42 اثري است كه از ديوارهاي سفيد گالري ماه روايتي تلخ از تكرار مرگ آلود جنبش هاي آزاديخواه را نشان مي دهد كه هدف و رنگ شان مشترك بوده. تكثير خطوط دوراني در اين دوره از آثار نشان مي دهد كه همه چيز در حوزه استحفاظي و جهان بيني نگاه نقاش، مدور و حركتي دايره وار حول يك نقطه دارد، حتي تاريخ كه همواره در تكرار خويش و در انتها به نقطه آغاز خود بازمي گردد، به نقطه ناداني و شكست و اين يعني حافظه جمعي اين سرزمين دچار كمبودگي هاي اساسي است.
    گفت وگو با هادي حيدري به بهانه انتشار كتاب گزيده آثارش توسط نشر نظر - بخش پاياني
    
    
    مشروطه يي كه در قاب ماند / روايت يك عمر ضجه قاسم حاجي زاده در بوم در «نگارخانه ماه»
    


 روزنامه اعتماد، شماره 2703 به تاريخ 26/3/92، صفحه 10 (تجسمي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 237 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه صنعت لوله
متن مطالب شماره 109، خرداد 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است