|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم92/7/2: مرجان محمدي، مترجم رمان «گيلياد»:رابينسون، اجازه ترجمه كتاب هايش را به من داده است
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5244
سه شنبه 15 آبان 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 3798 2/7/92 > صفحه 8 (ادبيات) > متن
 
      


مرجان محمدي، مترجم رمان «گيلياد»:رابينسون، اجازه ترجمه كتاب هايش را به من داده است


نويسنده: سميراميس محمدي

مريلين رابينسون از نويسندگان معاصر آمريکايي است. اين نويسنده که از اعضاي فرهنگستان هنر و دانش آمريکاست، در سال ۲۰۱۱ از طرف دانشگاه آکسفورد، کرسي سالانه ازموند هارمزورت در هنر و ادبيات آمريکايي در دانشگاه بنياد آمريکايي راترمر را دريافت کرد.
    رابينسون که آثارش در ايران کمي گمنام است، اولين رمان خود با عنوان «خانه داري» را سال 1980 منتشر و جايزه بنياد همينگوي را از آن خود کرد. همچنين دومين اثر او « گيلياد» را در سال ۲۰۰۴ منتشرکرد و جايزه کانون منتقدان کتاب ملي، امبسادور و جايزه پوليتزر سال ۲۰۰۵ را برد. در ضمن رمان گيلياد علاوه بر جوايزي که تاکنون کسب کرده کتاب مورد علاقه باراک اوباماست و او سال 2012 به مريلين رابينسون و چند نفر ديگر نشان ملي علوم انساني (national humanities medal) را به دليل قلم گيرا و پرقدرت اهدا کرده است.
    رمان «خانه» سومين رمان مريلين رابينسون سال ۲۰۰۸ منتشر شد و جايزه ملي اورنج انگلستان را گرفت. اين کتاب از ميان ۱۵۶ عنوان و از سوي ۱۲۳ کتابخانه از سراسر دنيا نامزد جايزه ايمپک دوبلين ۲۰۱۰ شد که به عنوان گران ترين جايزه ادبي شناخته مي شود.
    آثار اين نويسنده جهاني را در ايران با ترجمه مرجان محمدي به وسيله نشر آموت مي شناسيم. به مناسبت انتشار رمان گيلياد به گفت وگو با مرجان محمدي، مترجم آثار اين نويسنده در ايران پرداختيم که مي خوانيد.
    
    چطور به ترجمه آثار مريلين رابينسون علاقه مند شديد؟
    من هميشه کتاب هايم را خودم انتخاب مي کنم، چون اگر از کتاب و داستانش خوشم نيايد ترجمه کردن آن بسيار سخت مي شود. چند سال پيش که مشغول بررسي چند کتاب بودم به طور اتفاقي با نام خانم رابينسون آشنا شدم. در اينترنت و در مجله گلستانه مطالبي درباره ايشان خواندم و پيگير آثارشان شدم. کتاب هاي ايشان را سفارش دادم. خانه اولين کتابي بود که به دستم رسيد. آن را خواندم و تحت تاثير عشق و گرمايي که در اين داستان وجود داشت، قرار گرفتم و با مطالعه بيشتر درباره خانم رابينسون متوجه شدم در دنيا ايشان را به عنوان نويسنده اي مي شناسند که قلمي وزين و پرقدرت دارد. ايشان جايزه هاي بسياري را هم از آن خود کرده اند؛ ولي در ايران هيچ اثري از ايشان چاپ نشده بود و چندان اين نويسنده را نمي شناختند. به همين دليل تصميم گرفتم آن را ترجمه کنم.
    
    تاکنون چند رمان از اين نويسنده ترجمه کرده ايد؟
    خانم رابينسون سه رمان دارند که هر سه را ترجمه کرده ام؛ ولي اين طور که خودشان مي گفتند، رمان چهارم هم در راه است.
    
    رمان خانه را اين نويسنده بعد از گيلياد نوشته و گويا طبق آنچه شنيده ايم اين رمان ادامه داستان رمان گيلياد است، اما شما خانه را زودتر ترجمه کرديد؟
    خانم رابينسون بعد از پايان رمان گيلياد احساس مي کنند هنوز نمي توانند شخصيت هاي داستان را به حال خود رها کنند. ايشان مي گويند صداي جان ايمز (راوي داستان گيلياد) هنوز در گوشم بود.
    به همين سبب تصميم مي گيرند در خانه زندگي يکي ديگر از شخصيت هاي کتاب (جک بوتون) و رابطه او با خانواده اش را روايت کنند. از آنجا که اين دو داستان هر يک خوانشي مستقل دارند پس و پيش خواندن آنها هيچ گونه خللي در فهم داستان به وجود نمي آورد. اگر نظر شخصي من را بخواهيد بايد بگويم همچنان ترجيح مي دهم خانه را پيش از گيلياد بخوانم!
    
    به عنوان يک مترجم مسلما با آثار نويسندگان متفاوت و متنوعي در دنيا آشنا هستيد. چه ويژگي اي آثار رابينسون دارد که ترغيب مي شويد آثار اين نويسنده را ترجمه کنيد؟
    در آثار خانم رابينسون روايتي از عشق مي بينيم که ميان خانواده هاي امروزي بويژه در جوامع آمريکايي شايد کمتر به چشم مي خورد.
    اين گرما و وابستگي ميان افراد، چنان خواننده را تحت تاثير قرار مي​دهد که گويي اين داستان در زندگي واقعي خود ما اتفاق افتاده است. آثار خانم رابينسون گذشته از هيجانات، مبالغه و گزافه گويي هايي است که در برخي رمان ها وجود دارد تا خواننده را ميخکوب کند. روايت داستان هاي ايشان بسيار آرام و در عين حال عميق است، انگار در انتخاب تک تک واژه ها قصد و نيت خاصي وجود داشته است.
    
    گويا با خود اين نويسنده هم در ارتباط هستيد و ايشان اطلاع دارند که آثارشان را در ايران ترجمه مي کنيد؟
    بله، داستان هاي ايشان گاه و بي گاه اشاراتي به روايات مذهبي دارد. گاهي براي درک بعضي قسمت ها مجبور بودم بارها به انجيل مراجعه کنم.
    
    همچنين براي اين که مطمئن شوم مفهوم را درست فهميده ام با خواننده هاي آثار ايشان مکاتبه مي کردم، اما بعد به اين نتيجه رسيدم که بايد هر طور شده با خودشان حرف بزنم. به دو دليل: هم اين که مطمئن شوم متن را درست فهميده ام و ديگر اين که براي ترجمه آثارشان از ايشان اجازه بگيرم. درست است که در ايران قانون کپي رايت وجود ندارد و اين خيلي بد است، ولي خود ما که مي توانيم دست کم نويسنده را از اين امر آگاه کنيم و از او اجازه بگيريم. خانم رابينسون از اين بابت خيلي به من لطف داشتند و نه تنها اجازه ترجمه و چاپ آثارشان را به من دادند بلکه بسيار خوشحال شدند که کتاب هايشان به زبان فارسي هم ترجمه مي شود و در ايران به چاپ مي رسد.
    
    ارتباط با نويسنده باعث مي شود شما نسبت به اثر اشراف بيشتري پيدا کنيد و احيانا اگر جايي در ترجمه دچار ترديد نسبت به معادل واژه ها شويد با نويسنده مشورت کنيد.
    دقيقا همين طور است. خانم رابينسون در قسمت هايي از کتاب به طور غيرمستقيم به مواردي اشاره مي کنند که خواننده اگر نداند منظورشان چيست، دچار سر درگمي مي شود. در متن اصلي هيچ زيرنويسي وجود ندارد، ولي من هنگام ترجمه، بهتر ديدم مواردي را در پاورقي بياورم تا مفهوم روشن تر شود.
    
    آيا تاکنون مترجمي بجز شما آثار رابينسون را به فارسي ترجمه کرده است؟
    تا آنجا که مي دانم و در اين باره در سايت کتابخانه ملي جستجو کرده ام، يک نفر چند سال پيش گيلياد را ترجمه کرده، اما نمي دانم به چه دليل کتاب چاپ نشده و ناشر انصراف داده است.
    
    ژانر آثار اين نويسنده خاص است و رمان هايش معمولاکامل کننده آثار قبلي او هستند. اين موضوع به شما در ترجمه کمک مي کند؟
    البته اين فقط درباره کتاب خانه و گيلياد درست است. رمان خانه داري که اولين کتاب اوست و 20 سال پيش از گيلياد چاپ شده، داستاني کاملامتفاوت دارد، اما ترجمه کتاب گيلياد از اين بابت آسان تر بود چون شخصيت ها را کاملامي شناختم و در ميان ترجمه کتاب خانه به نوعي با شخصيت هاي داستان زندگي کرده بودم و گويي زندگي شان را مثل فيلم جلوي چشمم مي ديدم، احساسشان را کاملادرک مي کردم، با آنها عشق مي ورزيدم، گريه مي کردم و منتظر مي ماندم.
    
    
    مرجان محمدي، مترجم رمان «گيلياد»:رابينسون، اجازه ترجمه کتاب هايش را به من داده است
    


 روزنامه جام جم، شماره 3798 به تاريخ 2/7/92، صفحه 8 (ادبيات)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 240 بار
    



آثار ديگري از "سميراميس محمدي"

  از سنت هاي قديم آگاه نيستند / گفت وگو با فرزانه كابلي
سميراميس محمدي، شرق 2/6/94
مشاهده متن    
  چند سالگي هاي ​40 هنرمند
سميراميس محمدي، جام جم 16/7/92
مشاهده متن    
  نقش اول را مخاطب بازي مي كند / گفت وگو با بابك برزويه، عكاس فيلم
سميراميس محمدي، جام جم 7/7/92
مشاهده متن    
  دنبال راز گشايي از تئاتر هستم / با داريوش مودبيان كارگردان نمايش «قرارداد با مرگ»
سميراميس محمدي، جام جم 5/2/92
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه پيام آلكان
متن مطالب شماره 21، پاييز و زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است