|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق92/7/20: گفت وگو با حميده مروج همسر محمدرضا عارف رييس كميته زنان بنياد اميد ايرانيان:مشكل جامعه زنان وزارت نيست
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1855 20/7/92 > صفحه 9 (سياست) > متن
 
      


گفت وگو با حميده مروج همسر محمدرضا عارف رييس كميته زنان بنياد اميد ايرانيان:مشكل جامعه زنان وزارت نيست


نويسنده: زهره آشتياني

عكس:مهدي حسني،شرق
براي اولين بار در لابي هتل سيمرغ تهران به همراه دکتر عارف ديدمش با انگيزه اي بالاو پرانرژي در کنار همسرش وارد عرصه انتخاباتي شده بود که حرف وحديث هاي بسياري داشت. شايد از آنجا بود که به عنوان همسر دکتر عارف معرفي شد چراکه تا قبل از آن هرچند سال ها همسرش در کسوت معاون اول خاتمي حضور داشت يا در دو سال آخر دولت هاشمي بر صندلي رياست دانشگاه تهران تکيه زده بود، ولي چندان وارد عرصه سياست نمي شد و روزها سرگرم کار تخصصي خود در قامت يک پزشک متخصص پوست و مو بود؛ دکتر حميده مروج که اين روزها نيز پس از روزهاي شلوغ انتخابات به درمانگاه بيمارستان شهداي تجريش و مطب خويش بازگشته و مداواي بيماران، رسالت اصلي وي است. ولي از اين موضوع نبايد غافل ماند که وي همواره يکي از دغدغه هايش مسايل زنان بوده است چه زماني که از فعالان انجمن دانشجويي قبل از انقلاب بود و چه زماني که در قامت يک پزشک حاضر شد؛ عرصه اي از مشکلات بسيار که وي انتقادات فراواني به آن دارد ولي جاي تعجب است که در سال هاي متمادي حتي زماني که همسرش در دولت حضور داشت کسي به تجربه و مطالعه وي در اين زمينه توجهي نکرده است و او نيز هرگز انتقاداتش را مطرح نکرده بود؛ گله از مرکز مشارکت زنان، انتقاد از سياست هاي دولت هاي قبلي نسبت به مساله زنان و بسياري موارد ديگر که شايد براي اولين بار در گفت وگوي صميمانه اش با روزنامه «شرق» به آن پرداخته است. اين روزها وي گله ها و انتقاداتش را در کميته زنان بنياد اميد ايرانيان پيگيري مي کند و در تلاش براي نگاه علمي و تخصصي اين کميته به مسايل جامعه زنان ايران است جهت ارايه راهکارهايي مناسب مي باشد.
    
     قبل از هر سوالي اين را بگويم که براي من هميشه جالب بوده معمولاهمسران شخصيت هاي سياسي و چهره هاي شناخته شده به نام همسرانشان معرفي مي شوند و کمتر با نام خودشان شناخته شده اند! آيا اينطور هست؟
    من اين را قبول ندارم؛ درباره خود من تا قبل از اينکه من دکتر عارف را در عرصه انتخابات اخير همراهي کنم، به عنوان همسر ايشان معرفي نمي شدم بلکه به عنوان دکتر مروج شناخته مي شدم و من را به عنوان عضو هيات علمي دانشگاه شهيدبهشتي و فردي محقق که کارهاي علمي و تحقيقاتي مي کند معرفي مي کردند و در واقع پس از همراهي من با دکتر عارف در هتل سيمرغ تهران در جريان انتخابات اخير به عنوان همسر عارف معرفي شدم و سايت ها مطالب مختلفي را درباره من نوشتند.
    
     فکر مي کنم مهم ترين برهه تاريخي که در کنار همسرتان بوديد همين انتخابات اخير بود.
    براي بعد از انقلاب اين عرصه بود ولي قبل از انقلاب خودم در دانشگاه يک فعال دانشجويي بودم و آشنايي ام با آقاي عارف و ازدواجم هم به خاطر همان فعاليتم و شناخته شدنم در حوزه فعاليت هاي سياسي و دانشجويي بود. من وقتي در آمريکا با ايشان ازدواج کردم ايشان يک فعال سياسي بودند و من هم يک فعال سياسي و دانشجويي بودم و حتي وقتي انجمن اسلامي برنامه اي مي گذاشتند، از من به عنوان سخنران دعوت مي کردند و تعدادي سخنراني هم در آنجا داشتم. بعد از پيروزي انقلاب بود که ادامه تحصيل دادم و البته بچه دار شدم و در اين زمان با هم به اين تفاهم رسيديم که يکي از ما در عرصه سياست فعال باشد و ديگري به امور زندگي سامان دهد.
    
     شنيدم که ماجراي ازدواج شما با دکتر عارف هم جالب بوده، فارغ از سنت هاي موجود در آن دوران!
    بله، در حقيقت ما يک ازدواج سنتي نداشتيم. در دوران کودکي همسايه بوديم ولي هيچ گاه با هم ارتباطي نداشتيم، بعدها ما به تهران آمديم و من به دانشگاه رفتم و اصلاايشان را نديده بودم و حتي چهره اش را به خاطر نداشتم. وقتي که ايشان تصميم به ازدواج مي گيرد به بچه هاي انجمن اسلامي دانشگاه مي سپارد که به دنبال همسري هستند که داراي شرايط مدنظر ايشان باشد از جمله اينکه مذهبي، دانشجوي پزشکي و فعال دانشجويي باشد و در واقع ايشان به دنبال همسري چندبعدي بودند که بنابراين وقتي انجمن اسلامي فهرستي را به ايشان معرفي مي کند وقتي که نام من را مي بيند، خوشحال مي شود از اين جهت که بنده را مي شناخته و ديگر نيازي به تحقيقات در اين مورد نداشته و از طريق رابط دانشجويان با بنده ارتباط گرفتند.
    
     شما جايي گفتيد معتقد بوديد حضور آقاي عارف در انتخابات اخير به نفع وي و خانواده اش نيست، پس چطور شد که با وجود انتقاد به اين حضور، ايشان را همراهي کرديد؟
    در اوايل پيروزي انقلاب همه مبارزان و مردم اميد به تغيير داشتند ولي تا مدت ها کشور درگير جنگ بود و با مشکلات زيادي روبه رو شديم، بنابراين انتظار زيادي از دولتمردان نبود و همه به دنبال راهکارهايي براي خروج از مشکلات بودند و حتي شب هايي بود که آقاي دکتر به منزل نمي آمدند ولي من اعتراضي نمي کردم و تمام خانواده را وقف انقلاب کرده بوديم. پس از پايان جنگ دوران سازندگي شروع شد و با توجه به کار سختي که پس از روزهاي جنگ پيش روي اين دولت بود، بازهم توقع زيادي از دولت نبود و اميد به اين بود که وضع بهتر مي شود؛ اما شايد مجموع اين اتفاقات باعث شد که مردم دچار يک نوع افسردگي شدند و به آقاي خاتمي و برنامه هايي که داشتند روي آوردند.
    
     يعني در انتخابات اخير هم مردم در چنين فضايي قرار داشتند؟
    تقريبا. در دوره انتخابات در مصاحبه اي که با صداوسيما داشتم که البته هيچ گاه اين مصاحبه پخش نشد، به اين موضوعات اشاره کرده بودم.
    
     چرا پخش نشد؟
    ظاهرا همسران دو نفر ديگر از کانديداها حاضر به مصاحبه نشده بودند که بنابراين مصاحبه هاي ديگر همسران کانديداها هم هرگز پخش نشد. در آنجا گفتم که علت حضور من در همراهي با آقاي دکتر اين است که احساس مي کنم اکنون سال 57 است و بايد تغيير صورت گيرد، چراکه جواني که من با او سروکار دارم و تحصيلکرده و از نخبگان دانشگاهي است تمايلش به خارج از کشور است. به نظرم نااميدي و نگراني حاکم شده بود و بايد اميد را برمي گردانديم مانند سال 57 که با اميد جلو آمديم. به خاطر اين همکاري کردم وگرنه اول به ايشان گفتم که من با حضورشان مخالفم و ايشان من را توجيه کردند که بايد حضور يافت.
    
     اما از حاشيه هاي جالبي که همراهي شما با دکتر عارف داشت مساله حجاب شما بود که در همان زمان بسياري از سايت ها از آن با «ظاهري متفاوت» ياد کرده بودند؛ به نظر شما اين نوع انتقادات برخاسته از چه تفکري است؟
    من قبل از انقلاب حجابم اينطوري بوده و وقتي نزد امام رفتم با همين حجاب رفتم. نمي دانم چرا اين تفکر وجود دارد من اين تفکر را قبول ندارم و به اعتقادم اين تنگ نظري هايي است که در سطوح پايين وجود دارد وگرنه علما حساب شرعي را قبول دارند.
    
     آيا شده بود در ديدارهايي که با امام داشتيد به صورت مستقيم درباره مساله حجاب با ايشان صحبت کنيد؟
    بله، صداي من ضبط شده موجود است و کساني که اين حرف ها را مي زنند مي توانند به آن نوار گوش دهند. در آنجا از امام سوال کردم که در ايران اين شايع شده که وقتي شما بياييد با زور چادر سر زنان مي کنيد و اجازه نمي دهيد که زنان رانندگي کنند و امام در پاسخ به من گفتند: «حجاب شما مورد قبول من است و اين حجاب را قبول دارم و من اصلانگفتم که زنان سوار ماشين نشوند ولي تنها به پليس ايران گفتم شب ها وقتي زنان رانندگي مي کنند ممکن است که آنها را بگيرند و اذيت کنند و از اين جهت گفتم که مراقب باشند ولي نگفتند که زنان رانندگي نکنند.» اتفاقا امام انساني با تفکري باز و انديشه اي بلند بودند؛ ولي متاسفانه جوان ما اطلاعات نسبت به انديشه انقلاب اسلامي ندارد و بنابراين دچار ياس و نااميدي است.
    
     به خاطر دارم کساني که به شما انتقاد مي کردند، گفتند که انتخاب اين نوع حجاب الگو برداري از همسر اردوغان است!
    آنها از ما الگو برداري کردند. قبل از اينکه خانم اردوغان وارد فعاليت هاي اجتماعي و سياسي شود، در زماني که آقاي عارف معاون اول بودند در تمام سفرهاي خارجي با همين حجاب شرعي همراه ايشان مي رفتم. به ياد دارم وقتي براي اولين بار به ترکيه رفتيم يکي از موضوعاتي که محل بحث شد حضور يک زن محجبه در سالني بود که از زمان آتاتورک تا آن زمان به دستور وي هيچ زنان محجبه اي واردش نشده بود ولي من با همان حجاب شرعي وارد آنجا شدم و همين حضور من باعث شد که خانم هاي وزراي ترک و ديگر مسوولاني که نمي توانستند وارد اين سالن شوند به آنجا آمدند و اين سرمنشايي شد براي اينکه خانم هاي ترک در ديگر محافل به راحتي با حجاب وارد شوند و اين درست برعکس مسايلي است که برخي سايت ها درباره اين موضوع عنوان مي کنند.
    
     تحليلي در روزنامه گاردين مي خواندم که در آن اشاره شده بود حضور خانم رهنورد در عرصه انتخابات 88 موجب شد که آقاي احمدي نژاد با تاثير از اين فضا به انتخاب وزير زن در کابينه اش بپردازد و حتي حضور شما را ايده برداري از اين موضوع دانسته بود؟
    ببينيد من تا قبل از اينکه با آقاي دکتر همراه شوم وارد حوزه سياسي نمي شدم و بيشتر علاقه به کار تخصصي خودم دارم ولي چيزي که بسيار عذابم مي داد اين بود که منابع مالي زيادي که ما در کشورمان داريم هزينه مواردي نابجا مي شود و اين در حالي است که ما همواره شاهد حضور زنان و کودکاني در کنار خيابان هستيم که دستفروشي مي کنند که اين معضل در اين هشت ساله آقاي احمدي نژاد بيشتر شد و اين مدت دايم به اين فکر مي کردم آيا شهرداري با اين درآمد هنگفتي که دارد نمي تواند به جاي هزينه هاي تبليغاتي خاص به ساماندهي اين مساله بپردازد. من فکر کردم اگر کنار دکتر عارف باشم شايد بتوانم اين ايده ها را اجرا کنم. بنابراين از ديدگاه من اين مهم نيست يک زن يا مرد در پستي قرار گيرد بلکه بايد يک فرد توانمند که داراي برنامه هست و تفکرش ساختن کشور با اتکا به دانش است، در جايگاه مديريتي قرار گيرد چراکه اکنون کشور در روزهاي اول انقلاب نيست که بخواهيم تجربه کنيم. بنابراين اشتباه محض دولت قبل اين بود که از آدم هاي بي تجربه استفاده کرد.
    
     پس مي توان گفت ارايه طرح تفکيک جنسيتي که پس از دانشگاه ها براي بيمارستان ها هم مطرح شد از بطن همين بي تجربگي زاده شد؟
    بله و جامعه پزشکان اين را قبول نداشتند چراکه برنامه اي از روي تفکر و تجربه علمي نبود. ولي خوب ممکن است اين طرح هم بد نباشد که بيمارستاني مختص زنان داشته باشيم. البته اين را بگويم که خانم دستجردي را تنها مرد کابينه مي ناميدند و ايشان زن توانمندي هست. خانم دستجردي از همکلاسي هاي دوران دبيرستانم بود که هم توانمند و هم سخنور خوبي هستند و به اعتقاد من علت برکناري ايشان هم همان توانمندي شان بود.
    
     با وجود اينکه دولت احمدي نژاد بيشتر به تفکيک جنسيتي يا اجراي طرح هاي عفاف و حجاب پرداخت و دولت هاي قبلي تجربه هاي متفاوت تري داشتند، به نظر شما کدام يک از روساي جمهور در پاسخگويي به مطالبات زنان موفق تر بودند؟
    به نظرم دولت هاي آقاي هاشمي و خاتمي پاسخگوي مطالبات جامعه زنان بودند و البته به ويژه دولت آقاي خاتمي.
    
     البته اين را فراموش نکنيد که در همان دوران آقاي خاتمي هم انتقاداتي از سوي جامعه زنان مطرح شد مبني بر اينکه در اين دوره تنها به مشارکت سياسي زنان يا طرح هاي معدود کارآفريني پرداخته شد.
    بله، در آن زمان بيشتر فعاليت اجتماعي و سياسي زنان مطرح بود و حتي خانم خاتمي انجمني داشتند که درباره کارآفريني زنان کارهايي مي کردند و چندباري هم از من دعوت کردند و در جلساتشان شرکت کردم ولي ديدم که آنها ايده هاي خودشان را اجرا مي کنند و ديگر در آن جلسات شرکت نکردم. در آن زمان من بيشتر روي موضوع سوختگي کار مي کردم و دنبال کارهاي علمي بودم.
    
     بنابراين شما هم ظاهرا انتقاداتي داشتيد؟
    بله و انتقاد من اين بود که بايد بيشتر فعاليت ها معطوف به عرصه هاي اجتماعي و فرهنگي مي شد.
    
     آيا در همان زمان انتقادات خودتان را مطرح کرديد؟
    خير هيچ جا انتقاداتم را مطرح نکردم ولي از آن وضعيت راضي هم نبودم.
    
     شايد بنابر آنکه همسر معاون اول دولت بوديد در بيان انتقادات احتياط مي کرديد.
    خير، احساس مي کردم کسي از من نمي خواهد که اين مسايل را مطرح کنم چراکه دوستان فکر مي کردند که زنان صاحبنظري در اين عرصه حضور دارند که کارها را به درستي انجام مي دهند.
    
     چرا انتقادات خودتان را در قالب پيشنهاد به دولت ارايه نکرديد، بالاخره شما همسر معاون اول دولت بوديد و مي توانستيد با بدنه دولت ارتباط برقرار کنيد؟
    بالاخره دوستان در دولت تا جايي که توان داشتند و بنابر تفکري که بود در اين عرصه فعاليت مي کردند و خانم هايي که بودند کارها را پيگيري مي کردند.
    
     ولي من شنيدم که در همان زمان خانم شجاعي در مرکز امور مشارکت زنان از نظر مشورتي ديگران در اين حوزه استفاده مي کردند، آيا از شما هم دعوتي براي ارايه نظرات مشورتي شده بود؟
    نه هيچ وقت ايشان مشورتي خواستند و نه من مشورتي دادم چراکه مي ديدم ايشان تفکرات خودشان را پياده مي کنند.
    
     يکي از انتقاداتي که آن روزها مطرح مي شد اين بود که مرکز مشارکت زنان از مسير اصلي خودش خارج شده است و فکر مي کنم اين هم يکي از موضوعاتي بود که شما به آن منتقد بوديد ولي هيچ گاه مطرح نکرديد؟
    درواقع من اين را قبول ندارم که مسايل زنان را با ديدگاه سياسي مطرح کنيم و مشکلات اصلي اکثريت جامعه زنان که مسايل اقتصادي و خانوادگي است را ناديده بگيريم و به نظر من بايد مرکز مشارکت زنان همه اين موضوعات را پوشش دهد نه مسايل سياسي را.
    
     شما در صحبت هايتان دوره آقاي خاتمي را دوران طلايي حضور زنان در عرصه سياست و اجتماع دانستيد، به نظر شما اين دوران در دولت آقاي روحاني هم بروز خواهد يافت؟
    اکنون اولين روزهاي حضور آقاي روحاني است و من ديدگاه ايشان نسبت به زنان را نمي دانم بنابراين نظري هم نمي توانم بدهم ولي اين را مي گويم اگر آقاي دکتر عارف رييس جمهور مي شدند بنابر اعتقاداتي که نسبت به توانمندي زنان داشتند جايگاه زنان در عرصه هاي مديريتي بسيار تغيير مي کرد و هميشه مي گفتند که چنانچه رييس جمهور شوم حتما سه تا چهار وزير خودم را از ميان زنان توانمند انتخاب مي کنم.
    
     البته اخيرا در همين زمينه به آقاي روحاني انتقاداتي هم شده است.
    من از هجمه هايي که شده اطلاعاتي ندارم، يعني انتقاداتي شده که چرا وزير را زن انتخاب نکرده اند من به اين نکته اعتقادي ندارم که حتما بايد زني امرد بايد بلکه مي گويم بايد از افراد توانمند استفاده شود. ولي مطالبات زنان اين نيست که حتما زنان وزير شوند بلکه مي گويم جامعه زناني که در رنج به سر مي برند چون زنان بي سرپرست که واقعا مشکلاتي دارند بايد مورد توجه قرار گيرند و الان مشکل اصلي جامعه زنان اين نيست که وزير يا مدير شويم بلکه بايد به مسايل اصلي تر رسيدگي کنيم.
     ولي با وجود اعتقاد شما اين موضوع يکي از اصلي ترين مطالبات زنان در روزهاي اخير است.
    
    مطالبات کدام زنان، زناني که اکنون هجمه مي کنند را مي گوييد؟ در نوشتار همه خوب حرف مي زنيم که بايد مسايل زنان حل شود ولي آيا ما واقعا به دنبال رسيدگي به مطالبات زنان هستيم يا اينکه دنبال پست و مقام؟
     شنيدم که اين روزها کميته زنان بنياد عالي اميد ايران فعاليت خودش را شروع کرده، چه برنامه هايي در اولويت اين کميته قرار دارد؟
    برنامه هايي براي توانمند سازي زنان در عرصه هاي مختلف داريم. طبق اين برنامه تلاشمان بر اين است با شناسايي خانواده هايي که از نظر مالي داراي امکانات مناسبي نيستند به حمايت از آنها بپردازيم و با پشتيباني مالي دختران بااستعداد آنها را براي تحصيل در مقاطع عالي همراهي کنيم يا اينکه با خانواده هايي که داراي تفکرات سنتي مبني بر عدم حضور زن در عرصه اجتماع هستند به عنوان افرادي که خودمان هم مذهبي هستيم صحبت کنيم تا دختران اين خانواده ها هم بتوانند از امکاناتي براي تحصيل و حضور در عرصه هاي مختلف اجتماعي برخوردار شوند.
    
     آيا در نظر داريد که برنامه هاي تدوين شده را در اختيار دولت آقاي روحاني هم قرار دهيد؟
    اگر بخواهند در اختيارشان قرار مي دهيم. حتي در زمان آقاي احمدي نژاد هم آقاي دکتر عارف پيشنهاد داده بودند که اگر از نظر فکري کمکي مي خواهيد ما به شما کمک مي کنيم و حتي تعدادي از وزرا مي آمدند و با ما مشورت مي کردند ولي فرداي آن روز از کار برکنار مي شدند.
    
     فکر مي کنيد براي انتخابات مجلس بنياد اميد ايرانيان از حضور زنان براي کانديداتوري در اين عرصه دعوت کند؟
    حتما همين طور خواهد بود.
    
     خودتان چطور قصد نداريد وارد اين عرصه شويد؟
    خير من بيشتر تمايل دارم راهکاري ارايه دهم و پشتيباني کنم.
    
    گفت وگو با حميده مروج همسر محمدرضا عارف رييس کميته زنان بنياد اميد ايرانيان:مشکل جامعه زنان وزارت نيست
    


 روزنامه شرق، شماره 1855 به تاريخ 20/7/92، صفحه 9 (سياست)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 251 بار
    



آثار ديگري از "زهره آشتياني"

  بازشكني تابوي وزير زن در دولت روحاني
زهره آشتياني *، شرق 9/3/96
مشاهده متن    
  مناطق محروم تهران را دريابيد...
زهره آشتياني *، شرق 3/2/96
مشاهده متن    
  انتظار از رئيس جمهور براي تحقق عدالت جنسيتي
زهره آشتياني، شرق 23/8/95
مشاهده متن    
  راه سوم، ميان ارتجاع و بي بند و باري / چند و چون مفهوم «عدالت جنسيتي» در گفت و گوي «ايران» با آيت الله محمد علي تسخيري
زهره آشتياني، ايران 12/7/95
مشاهده متن    
  «قلم»، ضامن اخلاق مداري
زهره آشتياني *، شرق 15/4/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله بين المللي طب پيشگيري
شماره 1 (پياپي 93)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است