|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق92/8/1: احمد زهادي مدير و سردبير مجله بين المللي 2A در گفت وگو با «شرق» :از درج نام «خليج فارس» در امارات كوتاه نيامدم
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1864 1/8/92 > صفحه 9 (معماري) > متن
 
      


احمد زهادي مدير و سردبير مجله بين المللي 2A در گفت وگو با «شرق» :از درج نام «خليج فارس» در امارات كوتاه نيامدم


نويسنده: پرويز براتي

عكس:‌آيدين رهبر، ‌شرق
مقصد، دفتري 70متري حوالي پل سيدخندان است. به محض ورود، با مردي روبه رو مي شويم که نه شمايل مديران را دارد نه معماران؛ با اينکه هم معمار است هم مدير. مجلات و کتاب هاي موجود در قفسه ها و کمدها از فرط کمبود جا در حال فروريختن هستند. ميز کوچکي وسط اين دفتر قرار دارد و لپ تاپي که صاحبش را به جهان وصل مي کند؛ جهاني که مهندس احمد زهادي براي خود ساخته در سه کلمه خلاصه مي شود: معماري، انتشار مجله و ايران. 42ساله است و متولد تهران. مدير و سردبير دو مجله معتبر است؛ «معماري و ساختمان» که در ايران منتشر مي شود و 2A که در دوبي انتشار مي يابد. اوايل گفت وگو، با احترام از پدربزرگ مادري اش ياد مي کند. پهلواني با بازوبند مخصوص که در زمان خودش گاهي راي قاضي را هم تغيير مي داده. پدرش در خيابان نيروي هوايي باشگاه ورزشي داشته و هم دوره جهان پهلوان تختي بوده است در عين حال براي امرارمعاش کار ساختماني مي کرده. پسر هم راه پدر را ادامه داده. سال 71 از دانشگاه آزاد واحد تهران فارغ التحصيل شده است. در شرکت هاي مهندسان مشاور ره شهر، آتک و نقش جهان پارس کار کرده. رشته اش مهندسي ساختمان (عمران - عمران) بوده هرچند از گذشته به معماري علاقه داشته. در کنار چاپ و انتشار دو مجله، تا امروز چندين مسابقه مهم را برپا کرده؛ از جمله مسابقه معماري شهر آفتاب، جايزه طراحي و معماري نما، جايزه معماري داخلي ايران. برپايي چندين کارگاه آموزشي و کنفرانس بين المللي از ديگر فعاليت هاي او طي سال هاي گذشته است.
    
     چه اتفاقي باعث شد به نشر افکار و مفاهيم معماري در قالب مجله روي آوريد؟
    شکل گيري ايده انتشار مجله معماري به زماني برمي گردد که در چند شرکت مهندس مشاور کار مي کردم. دهه 70 بود و من آن زمان پروژه هايي را - به خصوص در شرکت ره شهر - اجرا مي کردم. يادم مي آيد بعد از اينکه اين پروژه ها را کنار هم مي گذاشتم پيش خود فکر مي کردم اين پروژه ها براي ما به عنوان يک طراح چه پيامي بايد داشته باشند؟ درواقع دقت به ايده باعث افزايش تمرکز من مي شد. اينها سبب مي شد در جست وجوي اين باشم که چطور ايده را استخراج کنيم. چطور بايد داده ها را کنار هم بگذاريم تا از آنها ايده بگيريم. درنهايت کارهايم را جمع بندي کرده و مجله اي با حجم کم ارايه کردم که خوانندگاني هم داشت. آرام آرام متوجه شدم چقدر علاقه دارم خواننده هاي بيشتري داشته باشم و اين امر باعث شد درمورد مطبوعات تحقيق کنم؛ اينکه امتياز مطبوعات را چطور مي توان گرفت و سازوکار انتشار مجله به چه نحو است؟ سال 80 درخواست انتشار مجله کردم و سال 82 تاييديه انتشار مجله «معماري و ساختمان» را از وزارت ارشاد گرفتم. اولين شماره، زمستان 82 منتشر شد. شماره اول 80 صفحه بود. از همان شماره اول فکر کردم مجله در هر شماره بايد يک رويکرد مشخص داشته باشد.
     چگونه به سمت انتشار مجله معماري رفتيد در صورتي که رفتن به سمت نگارش معماري در ميان معماران خيلي شايع نيست.
    من البته در بدو کارم معمار نبودم. بعدا معماري خواندم. سال 73 کار حرفه اي ام را در رشته مهندسي عمران در مهندسان مشاور شروع کردم. قبل از آن در آتک کار مي کردم که همزمان با دوره سرباز ي ام بود. در سال 73 تا 77 به مهندسان مشاور ره شهر رفتم و بعد به مشاوران نقش جهان پارس پيوستم. از سال 79 تا 82 به صورت آزاد کار مي کردم تا اينکه انتشار مجله را شروع کردم. در آن دوره سي دي هايي هم مربوط به معماري معاصر توليد کرديم که 18 عدد و به عنوان بانک اطلاعات معتبر معماري و ساختمان منتشر شد.
    
     چه شد مجله بين المللي 2A را راه انداختيد؟
    سال 84 تصميم گرفتم مجله اي را به زبان انگليسي منتشر کنم. ابتدا به وزارت ارشاد مراجعه کردم اما ديدم ممکن است آن زمان در ايران بخواهم ارتباطات خارجي برقرار کنم و به مشکل بر بخورم. به امارات رفتم. با وجود اينکه از لحاظ بافت اجتماعي علاقه اي به آنجا ندارم و زندگي در آنجا برخلاف ميلم بود اما اين، من را به هدفم نزديک مي کرد؛ چون آنجا امکاني وجود داشت که کار را راحت تر مي کرد. در سال 2005 مجله 2A منتشر شد. A اول از کلمه Architecture و A دوم از Art گرفته شده است. اين مجله را به ثبت رساندم و منتشر کردم. بعد از دو سال که اين مجله منتشر مي شد، به دانشگاه آزاد دوبي مراجعه کردم و آنها ليسانس مهندسي عمران ام را قبول کردند و به اين ترتيب در رشته کارشناسي ارشد معماري ادامه تحصيل دادم. در اواخر سال 2008 و اوايل 2009 توانستم تحصيل در رشته معماري را به پايان برسانم. البته بايد بگويم الان که در حال کار کردن هستم، مي بينم دانشگاه خيلي خوب بود اما به نظرم در معماري تجربه ام بيشتر از ادامه تحصيل به من کمک کرد. به هر حال احساس کردم به مدرک معماري نياز دارم. با فاصله زياد از دريافت مدرک مهندسي عمران، ادامه تحصيل دادم و کارشناسي ارشد معماري را به پايان رساندم. البته برايم فاصله ميان دريافت دو رشته تحصيلي، مهم نبود. هنوز هم خيلي جاها من را مهندس عمران مي دانند. من حتي اشاره نمي کنم که علاوه بر مهندس عمران، معمار هم هستم؛ چون به نظرم نتيجه کار مهم است.
    
     طي يک دهه فعاليت مستمر فرهنگي، شما در دو حوزه متمرکز بوده ايد. از يک سو انتشار دو مجله در زمينه معماري و هنر و از ديگر سو، برپايي چند جايزه در زمينه معماري داخلي و همچنين کنفرانس هايي با محوريت مسايل معماري و شهرسازي. چطور بين اين دو حوزه کاملامتفاوت پيوند برقرار کرديد؟
    به نکته دقيقي اشاره کرديد. بايد به اين نکته اشاره کنم هرچند در ظاهر بين انتشار يک مجله و برپايي يک مسابقه و جايزه تفاوت هايي وجود دارد؛ اما هدف هر دو يکي است: آگاهي بخشي و کمک به ارتقاي دانش معمارانه. نکته مهم در اين ميان اما، به باور من دشواري انتشار دو مجله معماري؛ يکي به فارسي و ديگري به انگليسي است. اگر شماره هاي مجله ما را از شماره 22 تا به امروز ملاحظه کنيد، تغيير فاحشي در روند و ارايه مطالب مجله «معماري و ساختمان» حتي در نوع نگارش، ملاحظه مي کنيد. براي من، نفس کشيدن يک مجله معماري در کشورمان اهميت زيادي داشت. به نظرم بايد در اين زمينه خدمت مي کردم اما از طرفي مي خواستم صدايم در سطح جهاني شنيده شود. اين دليل نمي شد که خاستگاهم را فراموش کنم. مجله «معماري و ساختمان» از اول با زبان فارسي پايه گذاري شد و امکان نداشت به عنوان يک صداي بين المللي مطرح شود. شايد مي توانست کشورهايي را پوشش دهد اما اين پوشش، کامل نبود. به همين خاطر زبان انگليسي را تقويت کرديم و مجله 2A منتشر شد. اما بعدها يک مقدار مصمم شدم و آموختم که چطور بايد همزمان کار کنم. اين نکته مهم و مشکلي بود. بايد همزمان در فضاي مجله بين المللي رودر رو با مخاطب بين المللي قرار مي گرفتم و در فضاي مجله معماري که در ايران منتشر مي شد با مخاطب داخلي طرف مي شدم. جالب اينجاست که بعدا ديدم چقدر مجله بين المللي مي تواند روي مجله ايراني تاثيرگذار باشد؛ مثلادر شماره هاي 12 و 17 مجله 2A دو تحقيق خيلي مهم دانشگاه هاروارد را منتشر کرديم. يا در برپايي کنفرانس هايي مهم با دانشگاه هاي معتبر دنيا مشارکت کرديم. براي مثال سال 91، 2A مديا پارتنر کنفرانس مهمي در دانشگاهي در واشنگتن بود که ما اين موضوع را در هند و مدرسه معماري دانشگاه بمبئي هم ارايه کرديم. تمام اينها مواردي بود که از طريق مجله 2A دنبال شد. در کنفرانس اخيرمان در تهران هم موضوع مهمي را ادامه داديم: معيارهاي نو در معماري امروز با الهام از فرهنگ، ريشه، رسوم و سنت. تمرکز ما در ارايه مطالب معماري در مجله 2A از روز اول بر همين مفاهيم استوار بوده. ما، به عنوان يک ايراني، آداب و رسومي داريم که پدران مان با آنها زندگي کرده و به ما منتقل کرده اند. اما از طرف ديگر در فضاي قرن 21 قرار گرفته ايم و اصولابايد آدابمان را با آداب امروز تطبيق دهيم. با احترام به گذشته، از گذشته الهام مي گيريم و در پيوند با امروز و فردا هستيم. بحث ما اين است که ملت هاي مختلف چطور ريشه هايشان را به زندگي امروز منتقل مي کنند. رويکرد اين دو مجله بر اين اصل استوار بوده و تمام اين کنفرانس ها بر اين ذهنيت منطبق بوده است.
    
     در حال حاضر مجله 2A در چه گستره اي توزيع مي شود؟
    گستره توزيع در ابتدا به صورت منطقه اي شامل شش کشور منطقه خليج فارس مي شد. الان مجله کشورهايي مثل ترکيه، کانادا و آمريکا را هم پوشش مي دهد.
    
     زماني که شما کار را شروع کرديد ديپلماسي خارجي ما با دشواري هاي زيادي مواجه بود. حرکتي از نوع حرکت شما و ديگر هنرمندان در راستاي ديپلماسي هنري و فرهنگي تفسير و ارزيابي مي شود. در خاطرمان هست که در سال هاي اخير کار به جايي رسيد که کشورهايي چون امارات با ايراني ها برخورد خوبي نداشتند اما ايراني ها با هنرشان اين روند را تغيير دادند. از آنجا که مجله 2A را در امارات منتشر مي کنيد دشواري هايي سر راه شما وجود ندارد؟ خصوصا از اين نظر که در اکثر مطالب مجله به شکل زيرپوستي فرهنگ ايراني را زيرنظر داريد...
    مورد اول درست است. با اين حال اينجا اعتماد به نفس شخص هم مهم است. ممکن است جايي قصد تحقير ما و ايرانيان را داشته باشند و بخواهند مانع حرکتمان شوند. ممکن است از اين شيطنت ها خيلي جاها رخ دهد؛ اما همه اينها به اعتمادبه نفس شما و ايده و عملکردتان بستگي دارد. ما از سرزميني با بيش از سه هزار سال تاريخ مصور براي انجام اين کار رفته بوديم؛ سرزميني که از باهويت ترين و اصيل ترين نقاط دنياست. بالطبع وقتي با اين ريشه وارد يک جريان مي شويم ممکن است برخي افراد احساس خوبي نسبت به اين موضوع نداشته باشند اما ما خودمان مي دانيم از کجا آمده ايم و مي خواهيم اين را به جهانيان ثابت کنيم. در نهايت با اينکه در يک مجله بين المللي کار و حرکت مي کنيم و تعهد انساني داريم، از طرفي به ريشه خودمان بيشتر از همه توجه مي کنيم چون با اين ريشه رشد کرده ايم. اين امر منجر به اين شد که در هر شماره مجله 2A مقالاتي از ايران هم منتشر کنيم. البته من خيلي دقت مي کردم که توجه به ايران نشان دهنده اين موضوع نباشد که اين مجله بين المللي نيست؛ با اين حال خيلي موارد مقالاتي در مورد ايران داشتيم. اين ما را به سمتي برد که امروز به اينجا رسيده ايم. مي بينيم روند فکري و مفهومي اين مجله چقدر مي تواند در داخل کشور موثر باشد. به چند مورد اشاره مي کنم. بعد از آخرين کنفرانس مان متوجه شديم مخاطبان مان حرفه اي اند و چطور مي توانند به يک اتفاق بين المللي عادت کنند. اتفاق بين المللي يعني زبان بين المللي که ديگر حساسيت بي خود به آن بي مورد است. وقتي در لايه بين المللي قرار مي گيريم بايد بين المللي شويم اما اگر جايي لازم باشد از حقوق ايراني بودنمان دفاع مي کنيم. سوالي که ما در پي جواب دادنش هستيم اين است که چرا مدام مي گوييم ايراني و بين المللي؟ اگر اينطور نگاه کنيم نگاه دنيا هم همين طور خواهد بود. من فكر مي كنم اصالت معماري ايران فراتر از ظرف بين المللي است. اگر سري به کشورهاي همسطح خودمان بزنيم، مثلااگر در کنفرانسي در زمينه معماري در سطح بين المللي شرکت کنيم، مي بينيم هيچ گاه مترجمي به زبان محلي وجود ندارد؛ چون کسي که به عنوان متخصص نشسته در ظرف بين المللي قرار گرفته و آن کشور از قبل در اين ظرف قرار داشته است. چرا ما اين را جدا کرده ايم و در کنفرانس بين المللي مترجم مي آوريم؟ بايد خودمان را در جايگاه جهاني ببينيم. مجله 2A به عنوان يک رسانه خارجي که من مسوول آن در داخل ايران هستم مي تواند اين رابطه را ايجاد کند. مجله «معماري و ساختمان» که به فارسي در ايران منتشر مي شود کمک کننده است. اين دو در کنار هم مي توانند روابط خيلي مهم و معتبر بين المللي را در داخل کشور ساري و جاري کنند.
    
     يکي از سوالات اين است که وقتي در مسند مدير يک مجله بين المللي قرار داريد و به هنر ايران هم نظر داريد، ديگر چه لزومي به ارايه يک مجله به فارسي هست؟ اين ترديد در ذهن شما وجود نداشته است؟
    من و اشخاصي که مانند من در اين زمينه حرکت فرهنگي مي کنند انگيزه هاي دروني، فرهنگي و عشق به سرزمين دارند. اين کار يک نوع خدمتگزاري است. نمي خواهم شعار بدهم يا اينکه تصوير بزرگي از خود و کارم بسازم، اما عشقي در وجودمان ريشه دوانده که محرک ما براي ورود به اين عرصه بوده است. اين عشق، ما را به اين مرحله رسانده و معادله اي نبوده که بر پايه دو دو تا چهار تا باشد. مجله «معماري و ساختمان» مثل پسر بزرگ و مجله 2A مانند دختر بزرگ من است. نمي شود گفت چون دختر خوبي داريم پسر را رها کنيم. به نظرم اين دو در کنار هم زيبا هستند و هيچ گاه اينطور فکر نکرده ام که يکي از اين دو باشد و ديگري نباشد.
    
     شما مجله اي با کيفيت و گسترده توزيع بين المللي منتشر مي کنيد. در مقابل مجله اي داريد که مخاطبان داخلي دارند. نگاهتان به آسيب ها و انحرافاتي که در معماري وجود دارد، چيست؟
    طي اين سال ها خواسته ام به موارد و مسايلي که در اين حوزه در داخل کشور کمتر نگاه شده، بيشتر بپردازم. براي مثال ممکن است طي سال هاي گذشته توجه کمتري به حوزه زنان شده باشد. از اين رو ما بحث «معمار زن ايراني» را مطرح کرديم. اين بحث به اين معني نبود که بخواهيم زن و مرد را تفکيک کنيم و بگوييم کدام يک بيشتر در معماري دخيل هستند. خواستيم تاکيد کنيم که جايگاه زنان در معماري مهم بوده و آنها مي توانند به اندازه مردها متعهد باشند. ما شماره معمار زن ايراني را بهار سال گذشته در مجله «معماري و ساختمان» منتشر کرديم. همين کار را در مجله 2A انجام داديم به عنوان «صداي زن ها در معماري و طراحي». در شماره اخير مجله «معماري و ساختمان» موضوع باغ ايراني را مطرح کرده ايم. در سرمقاله هم به اهميت موضوع اشاره کرده و به رابطه بين باغ ايراني، مينياتور ايراني و فرش ايراني پرداخته ام؛ چيزي که به آداب و گذشته ما مربوط است. موضوع ديگر، معماري داخلي است. سال هاي سال است که در کشور ما پرداختن به اين موضوع، به هر دليلي، کمرنگ شده است. فکر مي کنم از آنجا که معماري داخلي به سمت تشريفات و تجملات رفته اين لغت اندکي کمرنگ شده است؛ هرچند تاثير رواني زيادي در فضاي زندگي دارد. الان هم مي گوييم منظور ما از معماري داخلي، ويترين و دکوراسيون داخلي منزل نيست. ما به ايده و فضا هم تاکيد داريم. در واژگان معماري داخلي به اين مساله سال ها حتي در حوزه هاي دانشگاهي توجه نشده بود. اين مباحث را ما طي شش دوره برپايي «جايزه معماري داخلي» مطرح کرده و جوايزي تعيين کرديم. الان تاثير خودش را در جامعه حرفه اي گذاشته است. از ديگر سوژه هايي که روي آن کار کرديم، مساله «نما» بود. نما، هم اکنون مساله خيلي مهمي به خصوص در چهره شهري ماست. حتي نما به عنوان يک ساختمان تکي در جايي مهم است و در جايگاه خودش به عنوان يک عنصر معماري تاثيراتي دارد. نما هميشه براي معماران مهم بوده و هست اما مساله اين است که مي خواهيم روي اين اهميت، تاکيد کنيم. در واقع سعي کرديم خلاها را پر کنيم. يا اگر در هر شماره مجله به «معماري پايدار» اشاره مي کنيم در واقع مي خواهيم دستاوردهايي از اين طريق حاصل شود که براي جامعه مان مثمرثمر باشد و به حرکت جامعه به اين سمت کمک کند.
    
     سوژه ها را بر چه اساسي انتخاب مي کنيد؟
    دوستان زيادي در کنار من هستند که آنها در تصميمات ما در شماره هاي مجله تاثير دارند اما احساس نيازي که به نظر من در جامعه حرفه اي وجود دارد مهم است و تصميم گيرنده نهايي خودم هستم. ما هيات علمي و گروه مشاوران داريم. دوستان نزديکي هستند که هميشه در اتفاقات مختلف و مهم مجله با من همراه اند.
    
     اخيرا ششمين دوره جايزه معماري داخلي را در تهران بر پا کرديد. اين جايزه ظاهرا طي اين شش دوره خيلي بي سروصدا برپا شده. دليل خاصي داشته است؟
    شايد ما در زمينه اطلاع رساني کوتاهي کرده ايم و بايد بيشتر در مورد جايزه اطلاع رساني مي کرديم. قطعا از دوره آينده اين کار را خواهيم کرد.
    
     برگرديم به مجله 2A. در ابتداي صحبت هايتان به چالش هاي سر راهتان اشاره کرديد. اين چالش ها بيشتر در چه زمينه اي است؟
    خب به هر حال جايگاه مجله 2A به عنوان يک مجله مهم بين المللي در سطح جهاني مشخص است. تا به امروز 24 شماره از آن منتشر شده. ما شماره مستقلي در مورد «معماري معاصر ايران» در حدود 5/1سال قبل منتشر کرديم که شامل پروژه ها و مقالات زيادي بود. شانس با ما يار بوده که سکان هدايت اين مجله در دست يک ايراني است و اتفاقات داخل ايران از طريق اين مجله در سطح بين المللي اطلاع رساني مي شود. مساله مهم ديگر درباره خليج فارس بوده. افتخار من اين بوده که هميشه اين قطعه پاک از سرزمينم را با درج نام Persian Gulf معرفي کرده ام. با اينکه اين مجله در کشورهاي عربي منتشر مي شود.
    
     تا به حال واکنشي به اين موضوع صورت نگرفته و مشکلي برايتان پيش نيامده؟
    تا به حال که خير، اميدوارم بعد از اين هم مشکلي پيش نيايد. چون حقيقت به جز اين نيست. ما در چنين زماني اهل ميانه روي نيستيم. يا کاري را انجام نمي دهيم يا درست انجام مي دهيم. در نهايت بايد موضع گيري مان مشخص باشد. خليج فارس هميشه و در هر جاي دنيا خليج فارس است. 2A در کنار اهتمام به هويت ايراني، مي تواند تاثيرات زيادي داشته باشد. يکي از آنها بحث آموزش است. به نظرم مي توانيم در بحث حوزه تخصصي معماري تاثير گذار باشيم و يک قدم جلوتر، در بخش هاي مختلف هنر. يعني مي توانيم طرح هايي را در قالب «مدرسه هاي عملکردي» معماري داشته باشيم. افراد بعد از فارغ التحصيل شدن از اين مدرسه ها دوره هاي بعد از دانشگاه را در جامعه در قالب کارآموزي آموزش مي بينند. اين افراد در همان مدرسه کارآموزي کرده اند و در زمان
    خارج شدن از مدرسه قابليت اين را دارند که به مديران مهم حوزه هاي معماري و ساختمان يا همان بخش هنر تبديل شوند. متاسفانه ما اين رويکرد را در دانشکده هاي معماري خودمان نداريم. وقتي شخص فارغ التحصيل مي شود تازه بايد ببيند چه راهي را بايد برود. اين، نقص اصلي حوزه آموزشي ماست که فارغ التحصيلان دانشگاه هايمان به محض خروج از دانشگاه تازه فکر مي کنند بايد چه کار کنند! مجله 2A با کمک افراد موفق در سطح دنيا در اين حوزه نتايجي را به دست آورده که مي تواند مدلي از آموزش ايده آل معماري باشد. شخصي که وارد اين فضاي آموزشي شود و بر اين اساس حرکت کند در پايان، مسير خود را در جامعه مي بيند.
    
     نگاه شما به مساله هويت فرهنگي با پيش زمينه اي که تصوير کرديد چگونه است؟
    قطعا در درجه نخست احترام به هويت فرهنگي براي ما يک اصل است. البته ما ادعا نمي کنيم حرف تازه اي زده ايم، اما به نظرم مي توانيم از زواياي ديگر به اين قضيه نگاه کنيم. من سال ها در حوزه خليج فارس تحقيق کرده و با گروه پژوهشي دانشگاه هاروارد در اين زمينه در ارتباط بوده ام. در برپايي جوايز معتبر معماري در دنيا در زمينه خليج فارس فعال بوده ام. فرض کنيد جزيره اي مانند جزيره کيش با تمام اصالتش چطور به دليل اقتصاد و مشکلات فعلي به مرکز تجاري بي معني و کاذبي تبديل شده که محل فروش اجناس بي کيفيت است. سياست هاي خرد وكلان در جريان بوده که انگيزه هاي تجاري براي مسافر ايجاد مي کند و اين مراکز تجاري به مرور بر زيبايي، اصالت و اقليم منطقه تاثير مخرب مي گذارند و به آن ضربه مي زنند. فضاي زيبا و طبيعي ما را به يک محيط بي ارزش گردشگري و تجاري با انگيزه هاي مالي تبديل مي کنند. يعني شخص فکر مي کند حتما بايد وقتي به کيش مي رود با دست پر برگردد و سود ببرد؛ در صورتي که کيش يکي از زيباترين نقطه هاي زمين است و زيبايي هاي جغرافيايي، طبيعت و اقليم آن از هر چيز ديگر مهم تر است. آنجا براي خودش زندگي بومي اي جريان داشته که فرهنگ خاص خود را دارد. الان روند يک زندگي ساده مربوط به منطقه اي کهن از بين رفته است. بدون يک برنامه توسعه قطعا نابودي بومي در اين منطقه اتفاق مي افتد. نمي خواهم انتقاد و سياه نمايي کنم؛ مي خواهم بگويم در اين منطقه شاهد رواج بي برنامگي هستيم. مجله ما در مورد اين منطقه مطالعاتي را منتشر کرده که مي تواند در بهبود يا تغيير جهت آن تاثيرگذار باشد و روش هايي براي توسعه بهتر را در اين منطقه نشان دهد.
    
     برنامه هاي آينده شما چيست؟
    همچون قبل به مسايل مربوط به هويت فرهنگي، تاريخ، آداب و رسوم، گروه هاي نژادي و انطباق آن با زندگي امروز و تاثيرش در معماري و مواردي از اين دست خواهيم پرداخت. اين، رويه هميشگي ماست.
    از صميم قلب اميدوارم كه با رويكرد جديد و مبارك دولت تدبير و اميد به رياست آقاي دكتر روحاني اين مسايل را با حساسيت بيشتر دنبال كنيم.
    
    احمد زهادي مدير و سردبير مجله بين المللي 2A در گفت وگو با «شرق» :از درج نام «خليج فارس» در امارات كوتاه نيامدم
    


 روزنامه شرق، شماره 1864 به تاريخ 1/8/92، صفحه 9 (معماري)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 500 بار
    



آثار ديگري از "پرويز براتي"

  كيارستمي اسطوره اي حذف شد / گفت و گو با نيكي كريمي درباره عكس هايش
پرويز براتي، شرق 17/12/96
مشاهده متن    
  در پاتافور احمدي نژاد
پرويز براتي، اعتماد 6/12/96
مشاهده متن    
  زندگي پرملال نقاش طبقه متوسط / زندگي و زمانه «هوشنگ پزشك نيا» در گفت و گو با محمودرضا بهمن پور
پرويز براتي، شرق 1/9/96
مشاهده متن    
  اشباح در سالن
پرويز براتي*، شرق 27/7/96
مشاهده متن    
  اعتراض هايي از جنس نقاشي / گفت و گو با حسين محجوبي
پرويز براتي، شرق 22/6/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله روانشناسي و روانپزشكي شناخت
متن مطالب شماره 6 (پياپي 506)، 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است