|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم92/8/19: برنامه ريزي هاي علمي در ايران شاعرانه است!
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5244
سه شنبه 15 آبان 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 3836 19/8/92 > صفحه 7 (گفت و گو) > متن
 
      


برنامه ريزي هاي علمي در ايران شاعرانه است!
چالش هاي توليد و كاربردي شدن علم در گفت و گو با پروفسور فتح الله مضطرزاده، چهره ماندگار علمي كشور

نويسنده: فرزانه صدقي

گرچه يک قرن از آشنايي ايرانيان با علوم جديد مي گذرد اما همچنان فعاليت سياستگذاران علمي ما در زمينه زيرساخت ها کمابيش کم اثر است و طرح هاي پژوهشي و ملي ما با چالش ها و مشکلات زيادي روبه روست. اين مساله باعث شده است تا هميشه اين قبيل پرسش ها ذهن مان را مشغول کند که کدام دست هاي پنهان مانع اجرايي شدن اين طرح ها و رشد پژوهش هاي علمي مان براي توسعه و آباداني کشور شده است؟ چرا شکوه و عظمت علم ايراني و اسلامي کشورمان طي ادوار گذشته به يکباره رنگ باخته است؟ ريشه تمام اين مشکلات از کجاست؟ چاره اصلي آن چيست؟ درآوردن ته وتوي اين ماجرا بهانه اي شد تا گفت وگويي با پروفسور فتح الله مضطرزاده، چهره ماندگار علمي کشور، عضو پيوسته و رئيس گروه علوم پايه فرهنگستان علوم، استاد دانشکده مهندسي پزشکي دانشگاه صنعتي اميرکبير، عضو مرکز پژوهشي نانوتکنولوژي دانشگاه صنعتي اميرکبير، رئيس و استاد اسبق پژوهشگاه مواد و انرژي، رئيس اسبق کميسيون صنعت شوراي پژوهش هاي علمي کشور، معاون پژوهشي اسبق وزارت فرهنگ و آموزش عالي و يکي از پر استنادترين استادان مقالات معتبر ISI و مولف ده ها جلد کتاب در زمينه مهندسي پزشکي و مهندسي بافت ترتيب دهيم که در ادامه مي آيد.
    
    امروزه يکي از شاخص هاي رشد علمي، ميزان توليد مقالات علمي است. شما به عنوان يکي از استاداني که مقالات علمي متعددي داشته ايد، وضع کلي کشور در بخش توليد مقالات علمي را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
    خوشبختانه طبق آماري که مدام از سوي مرکز اطلاع رساني چاپ مقالات معتبر ايراني در ژورنال هاي بين المللي منتشر مي شود، وضع ايران در منطقه و جهان بسيار عالي ارزيابي شده است.
    
    فکر مي کنيد رشد و افزايش اين مقالات علمي چقدر در توسعه پژوهش در کشورمان موثر باشد؟ اصلااين مقالات فقط در حد حرف و سياه کردن کاغذ است يا اين که نه در عمل هم اجرايي مي شود؟
    لازمه اجرايي، عملياتي شدن و ورود چنين مقالاتي به بخش صنعت، طي کردن مراحل ديگر مانند برنامه ريزي و مديريت مناسب و فراهم کردن زيرساخت هاي آن است. معمولاما در اين مراحل خيلي فعال نيستيم و عملادر حد همان نوشتن مقالات علمي باقي مانده ايم.
    
    پس عملانوشتن اين مقالات ارزش اقتصادي براي ما ندارد، پس چه لزومي به نوشتن آن است؟
    ما نمي توانيم بگوييم چون اين مقالات اجرايي نمي شود، نوشتن آنها بي خود يا بد است، مقاله هم اهميت خودش را دارد. نوشتن مقاله اصلابد نيست، اما مساله اينجاست که ما مدام پيشرفت مقاله هايمان را به عنوان تبليغات مطرح مي کنيم و عملاهيچ گونه استفاده اي از اين مقاله ها براي رشد کشورمان نمي کنيم. توليد علم و مقاله براي روحيه دادن جوانان نسبت به توانايي هاي کشورمان بسيار خوب است و واقعا هم ما در اين زمينه کمتر از ديگر کشورها نيستيم منتها بايد بدانيم که توليد مقاله اگرچه در ساختارعلمي کشور جايگاه مهمي دارد اما تمام علم در نوشتن مقاله خلاصه نمي شود. بايد بدانيم که فقط با حرف و تيتر کردن کارهايمان به جايي نخواهيم رسيد. براي اجرايي و کاربردي شدن مقاله هايمان نياز به يک مجموعه و سلسه مراتب خاصي داريم. متاسفانه ما هنوز در بخش معدن، نفت و گاز هنوز وابسته به کشورهاي ديگر هستيم. مردم بايد اين اثر علم را در زندگي شان ببينند و درک کنند که اين علم چه چيزي را براي آنها به ارمغان آورده است. اين مهم ترين قسمت علم است که ما به آن کمتر مي پردازيم.
    
    ما بايد چطور از اين مقاله ها براي پيشبرد اهداف علمي و رشد و تعالي طرح هاي کلان کشورمان استفاده کنيم؟
    ما در بخش مقاله موفق بوده ايم، چرا که به آن بها داده ايم و يک سري از مقاله ها را در سطح جهاني به چاپ رسانده ايم. ولي اين قبيل امور تنها لازمه کار ما نيست. در برخي از بخش ها چرخه علم و فناوري ما کامل نيست و بايد تمرکز بيشتري براي تکميل و درست کردن آنها داشته باشيم. مثلااين چرخه نياز به يک سري الزامات دارد که بايد در کشورمان فراهم شود. اگر زيرساخت هاي اين علم در کشورمان فراهم نشود، ثمري نخواهد داشت. هم اکنون زيرساخت هاي اجرايي چنين طرح هايي تا حدودي در کشور فراهم است اما متاسفانه بحث علم و فناوري در کشورمان بخوبي مديريت نمي شود. اين طرح ها براي پيشبرد کارهايشان نياز به سلسله مراتب و مجموعه هاي وابسته دارند. اگر اين مجموعه ها با در نظر گرفتن تمام فاکتورها و استانداردهاي جهاني کنار هم قرار بگيرند، علم ما در مدار توسعه قرار خواهد گرفت. ما زماني مي توانيم بگوييم علم در کشورمان توسعه پيدا کرده است که تاثير اين علم را در توليد ناخالص مان ببينيم؛ متاسفانه الان اصلاشاهد اين موضوع نيستيم.
    
    به نظر شما ريشه اين موانع پژوهشي و اجرايي نشدن طرح هاي کلان کشور مربوط به چه مساله اي است؟
    علم يعني دادن اطلاعات، آمار و ارقام درست و مرتب به دانشمندان. همه دانشمندان براي ارائه راه حل و تحليل نياز به آمار و ارقام دارند. الان چند درصد علم ما طبق اين اصول پيش مي رود؟ چرا يک کشور بزرگ مثل ايران آمار رسمي و درست و حسابي از تورم، اختصاص يارانه به دهک هاي اول و دوم، خروج سالانه نخبگان علمي و عملکرد طرح هاي ملي ندارد؟ اينها تصادفي يا برنامه ريزي شده است تا هيچ کس نتواند تعبير و تحليل درستي از اين امور داشته باشد؟ چه کسي در اين بين سود مي برد و چه کسي ضرر مي کند؟ مگر ما طرح هاي ملي نداريم؟ پس اين طرح ها به کجا رسيده اند؟ چرا فهرست اين طرح ها، بودجه ها و ارگان هاي مسئول و پاسخگو و مجريان اين طرح ها هنوز از سوي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري شفاف سازي نشده است؟ اصلاآيا اجرايي شدن اين طرح ها در کشورمان ضرورت دارد؟ اين طرح ها تکراري هستند يا نه؟ جواب همه اين سوال ها واضح است، چون کسي نمي خواهد ما آمار شفاف داشته باشيم. بالاخره بايد معلوم شود چه کسي پاسخگوي اين طرح هاست و به کجا رسيده اند. ما از زمان دفاع مقدس طرح هاي بزرگي داشتيم، بعد از آن طرح هاي ملي را داشتيم، پس از آن طرح هاي ملي ديگري مانند فرستادن موجود زنده به فضا، ساخت هواپيما و.... داشتيم و تمام اينها نيمه کاره رها شدند. چه کسي پاسخگوي اين طرح هاي نيمه کاره است؟ ايراد اين است که تفکر، برداشت و تعامل ما با علم و فناوري از اول بر مبناي استفاده از علم براي رفع نيازهاي کشور نبوده است وگرنه تفکر، نوآوري و ايجاد محصولات از همان دبستان ها فرا گرفته مي شود. ما بايد با يک نگاه جديد به علم، وظيفه مسئولان را معلوم کنيم تا بيش از گذشته نسبت به اين امر پاسخگو باشند.
    
    به نظر شما براي تقويت و توسعه کاربردي پژوهش هايمان بايد چه بکنيم؟
    پژوهش ها سطوح و طبقه بندي هاي مختلفي دارد. پژوهش هاي ما به سه دسته بنيادي، کاربردي و توسعه اي تقسيم بندي مي شود. ما در پژوهش هاي کاربردي بررسي مي کنيم که آيا پژوهش انجام شده قابل کاربردي شدن است يا خير. در مرحله بعد پژوهش هايي است که از دل اين پژوهش هاي انجام شده بيرون مي آيد. پس از آن مرحله اي است که به توسعه کشور و طرح ها منجر مي شود؛ مهم ترين بخشي که ما هنوز در اين باره مشکل داريم. يکي از مهم ترين علت هاي عقب ماندگي ما در اين حوزه فاصله عميق زماني ما با کشورهاي پيشرفته است. اولين دانشگاه کشور (دانشگاه تهران) حدود 200 سال پس از نخستين دانشگاه هاي پيشرفته تاسيس شد. در واقع نخستين پايه هاي ساخت مدرسه و دانشگاه از زمان عباس ميرزا در کشورمان شکل گرفت. عباس ميرزا بين جنگ ايران و روس متوجه شد که علت شکست ايران، داشتن اسلحه، توپ و تانک روس هاست. او سخت متحير اين علم و دانش غربي ها شد و با خود فکر کرد، چه فرقي با آنها داريم که بايد فاقد اين علم و فناوري باشيم. مگر آفتاب در سرزمين ما از جهت ديگري بيرون مي آيد؟ اين تفکر و پيگيري دانش و فناوري باعث شد ما نيز دنبال علم برويم و دارالفنون و دانشگاه بسازيم. متاسفانه اين چرخه علم و فناوري در کشور ما به دليل مساله مديريت اشتباه هنوز با گذشت ساليان سال در مدار توسعه قرار نگرفته است. قرن هاست که علم ما از زمان رازي و ابن سينا افول پيدا کرده است و بايد دنبال اين باشيم که باز هم به جايگاه رفيع گذشته مان برسيم. ما براي پر کردن اين خلابايد راه رفته کشورهاي پيشرو را برويم و از تجربه هاي آنان استفاده کنيم. مساله چندان پيچيده نيست، يعني نبايد فکر کنيم کدام راه را و چگونه بايد طي کنيم؟ راه مشخص است فقط عزم و اراده مسئولان و برنامه ريزي مدون و صحيح را مي طلبد، بنابراين به نظر مي رسد اگر زيرساخت هاي بيشتري براي توسعه علم در کشور فراهم شود و بتوانيم از نيروهاي متخصص و متبحر استفاده کنيم و مديريتي کارآمد داشته باشيم، مي توانيم تمامي مشکلاتي را که گريبانگير جامعه کنوني مان است را بر طرف کنيم. ما اگر در کارمان جدي هستيم بايد اين مسائل را روشن و شفاف کنيم. ديگران با اين شيوه به نتيجه رسيده اند ما چرانرسيم. جر و بحث هم در اين خصوص لازم نيست، انجام کار چندان دشوار نيست. کاملامعلوم است که بايد چه کنيم. ما بايد کارهايمان را نقد و بررسي و در اين باره اطلاع رساني کنيم و فضاي مناسبي براي صنعت و پيوند بين بخش صنعت و دانشگاه ايجاد کنيم.
    
    راه رسيدن به جايگاه کنوني کشورهاي پيشرفته در بحث علم و فناوري کدام است؟ ما چطور مي توانيم از وضع کنوني مان خارج شويم؟
    اگر کسي مي خواهد راجع به علم و فناوري در همه جاي دنيا صحبت کند مخصوصا در شرايطي که ما داريم بايد دو نکته از يادش نرود؛ نخست، علم و فناوري شاخص ها و استاندارد هاي خودش را دارد، بايد بر اساس اين استاندارد ها علم را در کشور اجرايي کنيم. دوم، علم و فناوري متدولوژي خاص خودش را دارد. پس اگر قرار است کاري در اين زمينه هم صورت بگيرد بايد بر اساس متدولوژي و روش هاي علمي باشد. هرگاه ما خارج از اين موضوع ها راجع به علم و فناوري صحبت کنيم، به بيراهه رفته ايم و قادر به نتيجه گيري نخواهيم بود، بنابراين لازم است کساني که علم و فناوري را مديريت مي کنند، استراتژي و برنامه ريزي هاي مربوط را براساس شاخص ها و استاندارد ها تهيه و تنظيم کنند. نهاد و ارگان پاسخگو و زمان بندي اين برنامه ها نيز بايد مشخص باشد. اگر شاخص هاي علمي، متدولوژي و زمان بندي برنامه هاي ما رعايت نشود همه چيز در حد شعار و گپ خودماني باقي خواهد ماند، بنابراين ضرورت دارد ما بر مبناي نيازهاي مان از علم، اين برنامه ها را بنويسيم تا نگاه مسئولان هم نسبت به اين موضوع تصحيح شود، مثلادر نقشه جامع کشور يا حتي برنامه چشم انداز بيست ساله اصلانهاد يا ارگان پاسخگوي رسمي اين طرح هاي ملي معلوم نيست. نوشتن نقشه اي که زمان بندي ندارد و در آن معلوم نيست کدام نهاد پاسخگوست به چه درد مي خورد؟ از کدام مرجع مي توان اين حق را مطالبه کرد؟ تفاوت ما با اروپايي ها و کشورهاي پيشرو در همين است. آنها با تدبير و برنامه ريزي مناسب نقشه راهبردي تدوين مي کنند و براساس آن نقشه و تعيين ارگان هاي مسئول حتي با تغيير رياست ها هم اين برنامه را دنبال مي کنند. در کشور ما بيشتر اجراکننده ايده ها معلوم نيست و اغلب پاسخگويان اين طرح ها کلي بيان شده اند. ما بسياري مواقع آرمانگرا هستيم به همين دليل بلندپروازانه و شاعرانه برنامه هايي را تدوين مي کنيم، بي آن که نسبت به آن تحقيقي کرده باشيم. البته اين کار هم بد نيست. هرچند دردي از دردها را دوا نمي کند، اما بهتر از هيچ است. اکنون حدود شش هفت سال از چشم انداز بيست ساله گذشته است. شايد فقط 20 تا 40 درصد اين چشم انداز تحقق پيدا کرده است. پرسش اينجاست؛ مسئول اجراي اين طرح هاي کلان و بزرگ کيست؟ جواب معلوم نيست، بنابراين هر وقت پاسخگويي را در کنار يک برنامه اي گذاشتند، آن وقت مي توان اين برنامه ها و چشم اندازها را باور کرد و گرنه اول و دوم شدن در مجله ها و موسسه هاي بين المللي به درد ما نمي خورد.
    
    يکي ديگر از مباحثي که امروزه بيشتر در حوزه پژوهش با آن مواجه هستيم، اين است که دست اندرکاران صنايع فکر مي کنند دانشجويان ما توان علمي و کاربردي براي اشتغال در توليد را ندارند. اکنون چقدر از اصول تدريس شده دانشگاه هاي ما به روز است؟ آيا اساسا دانشجويان و دانشمندان ما توانايي مشارکت در طرح هاي داخلي و بين المللي و رفع وحل مسائل داخلي را دارند؟
    اکنون علاوه بر اين که ظرفيت هاي علمي بالايي در کشور داريم. مشهورترين و بهترين دانشگاه هاي دنيا هم دانشجويان ما را پذيرش مي کنند و به آنها بورسيه مي دهند. همه دانشمندان ايراني هم در طرح هاي بزرگ دنيا کم و بيش شريکند. اين امر توانايي دانشمندان ايراني و هوش و ذکاوت دانشجويان ما را مي رساند. من تمام مقاطع ديپلم تا دکترايم را در خارج از کشور گذرانده ام. همشاگردي هاي برزيلي، ويتنامي، چيني، آمريکايي و فرانسوي داشتم، به طور قطع مي گويم ايراني ها باهوش ترين افراد دنيا هستند، منتها از اين افراد استفاده نمي شود، ضمن اين که ما ماموريتي براي علم در کشورمان قائل نيستيم و به نحو احسن اين بخش را مديريت نمي کنيم. مثلاما با مديريت و برنامه ريزي نادرست چه به روز درياچه اروميه آورديم؟ چند طرح براي رفع خشک شدن درياچه و حل اين فاجعه شده است؟ چرا براي رفع اين گونه مشکلات از نيروهاي متخصص خارجي استفاده مي کنيم؟ چرا از نيروهاي خودمان استفاده نمي کنيم و باعث فرار آنها از کشورمان مي شويم؟ چقدر توانسته ايم از مهاجرت اين افراد جلوگيري کنيم؟ ماچقدر توانسته ايم ازهوش و ذکاوت دانشجويان مقطع دکترا و کارشناسي ارشدمان براي حل بحران هاي کشور استفاده کنيم؟ کدام صنايع مان را مي توانيم به خارج از کشور صادر کنيم؟ صنعت خودروسازي ما به خارج صادر مي شود يا نخبه هاي ما؟ آيا اين کفران نعمت نيست؟ آيا اين کار بدتر از دور ريختن نان، اسراف آب و برق نيست؟ نخبه هاي ما گران ترين سرمايه هاي ما هستند، پس چرا با بي توجهي به اين افراد موجب فرار اين مغزها مي شويم.
    
    در کشور ما همان طور که خود شما هم مطرح کرديد، بحث فرار مغزها وجود دارد، به نظر شما چرا دانشجويان مطرح و برتر ما براي ادامه تحصيل به آمريکا، اروپا و کشورهاي ديگر مي روند و هر سال بر تعداد مهاجرت نخبه هاي مابيشتر اضافه مي شود؟
    نخبه ها و دانشمندان دوست دارند اثر کارشان در جامعه ديده شود، بنابراين وقتي مي بينند کسي به طرح ها، ايده ها و نظرهاي آنها اهميت نمي دهد و از آنها براي حل مشکلات داخلي استفاده نمي شود، مجبور مي شوند به جايي بروند که کارشان ديده شود. آنها به جايي مي روند که تسهيلات ويژه اي براي آنها در نظر گرفته و بازتاب کارشان ديده مي شود. خوشبختانه ما ضمن داشتن دانشجويان باهوش، دانشگاه هاي نسبتا خوبي هم داريم که از لحاظ علمي وضع بدي ندارند، اما همان طور که گفتم علم ما هنوز در مدار توسعه قرار نگرفته است به همين دليل ما شاهد اين چنين مشکلاتي هستيم.
    
    اگر سطح علمي و ظرفيت هاي ما زياد است، چرا بهترين دانشگاه هاي ايران هم قابل مقايسه با کشورهاي پيشرفته در رتبه بندي هاي علمي نيست؟
    اين رتبه بندي ها براساس ملاک هاي هزاران موسسه و مجلات علمي مانند تايمز، اشپيگل، شانگ هاي و کيو اس در مدل هاي مختلف صورت مي گيرد. اين شاخص هاي رتبه بندي با يکديگر متفاوت است مثلاشاخص رتبه بندي مجله معروف اشپيگل با تايمز متفاوت است. اين شاخص ها و استانداردها مي تواند بر اساس اهداف، شرايط و ماموريت هاي کشورها متفاوت باشد مثلاژاپني ها پس از جنگ جهاني به دليل کشته شدن تمام پزشکان شان براي جايگزين کردن اين افراد، تحصيل در رشته پزشکي را از شش به چهار سال رساندند. مهم نيست ما چه رتبه اي در اين رتبه بندي ها داريم، اين که چقدر با اين علم به مردم و جامعه مان خدمت کرده ايم، مهم است. مثلاچه فايده که ما در علم نانو رتبه يک رقمي پيدا کرده ايم، مهم اين است که ما چقدر اين علم را در کشورمان اجرايي کرده ايم. اين رتبه براي ما چه چيزي به ارمغان آورده است؟ بنابراين نبايد ملاک ما تنها رتبه هاي جهاني باشد، چه بسا براساس اين مدل ها و شاخص ها ما در رتبه پايين و آخر باشيم، اما فعاليت مان براي کشورمان مفيد باشد. فکر مي کنم لازم است اول بر اساس روند هاي موجود در دنيا و نيازهاي جامعه اين فعاليت ها را تنظيم کنيم و پس از آن ببينيم که جايگاه ما در رتبه بندي ها و اين مدل ها در کجا قرار دارد.
    
    اکنون بخش صنعت توجه زيادي به توانمندي هاي دانشمندان کشور ندارد، شما دليل اصلي را در چه مي دانيد؟
    فکر مي کنم بايد مساله را جور ديگري ببينيم. حتي بقال سر کوچه هم مي داند هر محصولي کجا ارزان تر است و چه چيزي به نفع اوست. صنعت ما مي خواهد سود کند. ما بايد پژوهش هايمان را سودمند کنيم. بخش صنعت اکنون براي تهيه يک جنس ارزان قيمت تر سفر کره، ژاپن و چين را به جان مي خرد. اگر پژوهش هاي کشور سودمند و سودآور باشد، صنعت بيمار است از طرح هاي داخلي استفاده نکند و جنس خارجي تهيه کند. اتفاقا صنعت به توليدات داخلي علاقه دارد، اما اکنون تهيه اين توليدات به نفع او نيست. اکنون با اين که کشور ما غني از منابع طبيعي و انرژي پاک و تجديدپذير مانند خورشيد، باد، زمين گرمايي و آب است و موقعيت جغرافيايي کشورمان به گونه اي است که بيشترين انرژي خورشيدي را دارا هستيم، اما هنوز نتوانسته ايم از آن بهره بگيريم و سهم ما از بهره گيري اين نوع انرژي بسيار کم است. در اين که ما با علم بتوانيم محصولاتي ارزان تر، بهتر و سريع تر توليد کنيم، ترديدي نيست. خوشبختانه دانش اين علم را در کشورمان داريم، اما متاسفانه هنوز توليد سيستم هاي سازنده اين نوع انرژي در کشورمان به صورت نمونه سازي است. نمونه سازي اين سيستم ها گران است؛ بنابراين هيچ صنعتي با چنين روش غيراقتصادي خواهان خريد چنين سيستم هايي در کشورمان نيست. پس ما بايد تمرکزمان را روي اين بخش بگذاريم و ضمن مديريت درست، علم و فناوري را در کشورمان ماموريت گرا کنيم.
    
    کسب و کار دانش بنيان، تجاري سازي دانش و تکنولوژي و توسعه علوم پايه مي تواند نقش اساسي در توسعه پايدار داشته باشد. اهميت اين موضوع باعث شده پارک هاي علم و فناوري با هدف ايجاد کسب و کارهاي دانش بنيان و پيوند بخش صنعت و مراکز علمي در سطح دانشگاه ها ايجاد شود، شما فکر مي کنيد ما چقدر در اين باره توانسته ايم موفق باشيم؟
    معمولااين نوع کسب و کار در «آر اند دي» شرکت ها شکل مي گيرد، اما امروزه بحث هاي کسب و کار دانش بنيان در دانشگاه ها هم مطرح شده است، اما به نظر من بايد هر کسي وظيفه و نقش خودش را ايفا کند. بهتر است دانشگاه فقط کار دانشگاهي اش را دنبال کند و اين کارها را به بخش صنعت واگذار کند، چون آمار و ارقام و اطلاعات درستي در اين زمينه نيست و جايي هم عملکرد اين مراکز منتشر نمي شود، اين نوع کسب و کارها را نمي توان بدرستي تحليل کرد. معمولااين نوع کارها در کشورهاي پيشرفته شفاف، روشن و قابل نقد و بررسي است. همين نقدها باعث مي شود، اگر انحرافي در يک بخش رخ داد، اصلاح کرد. متاسفانه ما هيچ آمار اطلاعاتي در اين باره منتشر نمي کنيم. به همين دليل هر وقت بخواهيم اين مساله را به چالش بکشانيم و مورد نقد و بررسي قرار بدهيم به راحتي مي توانند منکر آن شوند و بگويند که شما اشتباه مي کنيد. پس سعي مي شود در اين رابطه کسي چيزي نگويد؛ بنابر اين نمي توان گفت اين کارها در ايران موفق بوده يا نبوده است؛ اما چيزي که عيان است، پارک هاي علم و فناوري که شرکت هاي دانش بنياني را زير مجموعه شان دارند نسبت به پارک هاي علم و فناوري دنيا موفقيت چنداني کسب نکرده اند. علت اين است که ما هرچه غربي ها در کشورشان پياده کرده اند، فقط اسم و سازمانش را گرفته ايم و در ايران پياده کرده ايم، بي آن که الزامات و زيرساخت هاي اجرايي آن را در کشور فراهم کنيم. اگر فرهنگستان يا پارک علم و فناوري در کشوري احداث مي شود، لزوما بدان معنا نيست که ما هم بايد بسرعت و بدون انجام مطالعه هاي علمي همان کارها را تقليد کنيم. بنا نيست اين پارک ها تنها اسم پارک را يدک بکشند. پشت ساختن اين پارک فلسفه اي وجود دارد. ساخت چنين مکاني الزاماتي دارد که ما بايد اين الزامات و زيرساخت ها را فراهم کنيم. لازمه موفقيت چنين مکان هاي علمي، داشتن مجموعه اي منسجم است که همه بخش ها در کنار يکديگر و با تعاملي سازنده عمل کنند. متاسفانه اين مجموعه ها تا آنجا که اطلاع دارم تاکنون درست عمل نکرده است، بنابراين بايد نگاه و مديريت اين مجموعه ها به مساله علم تغيير کند و مبنايش استفاده کردن از اين علم در مسير پايندگي کشور شود.
    
    به عنوان چهره ماندگار علمي چه توقعي از جامعه علمي کشور داريد؟
    اکنون با مشکلات زيادي دست و پنجه نرم مي کنيم. جامعه علمي کشور براي پر کردن خلاها بايد تلاش مضاعفي داشته باشد و سعي کند تا آنجا که مي تواند با بهره وري بالافعاليت کند. من بيشتر از همه از مسئولان اجرايي کشور خواستارم که بيش از گذشته از نيروي علمي براي رفع نيازهاي کشور استفاده کنند.
    
    
    برنامه ريزي هاي علمي در ايران شاعرانه است! / چالش هاي توليد و کاربردي شدن علم در گفت و گو با پروفسور فتح الله مضطرزاده، چهره ماندگار علمي کشور
    


 روزنامه جام جم، شماره 3836 به تاريخ 19/8/92، صفحه 7 (گفت و گو)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 202 بار
    



آثار ديگري از "فرزانه صدقي"

  موزه اي به وسعت ايران / جاذبه هاي گردشگري علمي كشور
فرزانه صدقي، شرق 27/12/94
مشاهده متن    
  يك بام و دو هواي ثبت اختراع
فرزانه صدقي، جام جم 2/11/92
مشاهده متن    
  دكتر مهدي بهادري نژاد، چهره ماندگار مهندسي مكانيك از دانشگاه صنعتي شريف:ايران مي تواند صادركننده برق خورشيدي باشد
فرزانه صدقي، جام جم 11/9/92
مشاهده متن    
  سايه سنگين فلزات بيماري زا برداشته مي شود / گفت وگو با دكتر بهناز صفار، رئيس پژوهشكده زيست فناوري دانشگاه شهركرد
فرزانه صدقي، جام جم 1/8/92
مشاهده متن    
  گياهان دارويي، تنها راه برون رفت از چالش بيكاري و خروج ارز
فرزانه صدقي، جام جم 14/7/92
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه پژوهش ملل
متن مطالب شماره 37، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است