|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران92/8/19: براي نقاشي قهوه خانه اي حتي يك نمايشگاه هم برپا نكردند
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7112
يك شنبه 30 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 5507 19/8/92 > صفحه 7 (تجسمي) > متن
 
      


براي نقاشي قهوه خانه اي حتي يك نمايشگاه هم برپا نكردند
گفت و گوي ايران با منصور وفايي، تنها بازمانده نقاشي قهوه خانه اي از نسل خود

نويسنده: صبا موسوي

او آخرين نقاش پرده هاي حماسي و مذهبي از نسل خود است. زماني اين نقاشان را قهوه خانه اي مي ناميدند زيرا در گوشه اي از قهوه خانه ها به كشيدن روايت ها مشغول بودند. روايت هايي واقعي كه نسل به نسل به ش كلي شفاهي در كوچه و بازار نقل مي شده، بزرگان در خانه ها، قصه هايشان را مي گفتند و كودكان در روياهاي خود آن را بزرگ مي پنداشته و بازي مي كردند. منصور وفايي يگانه استاد و آخرين از نسل خود است. او مي گويد كه نقاشي قهوه خانه اي در حفظ سنت هاي ايراني مي كوشد و آن را بازگو مي كند و يادگاري است براي نسل هاي آينده. نقاشي قهوه خانه اي پرده هاي بزرگي است كه به روايت داستان هاي اين سرزمين مي پردازد. داستان هايي كه ريشه در واقعيت دارد. اما بسيار ساده و دوستانه بر پرده هاي بزرگ نقش مي بندد و مخاطب با آن زندگي مي كند. حال در ذيل گفت و گوي دوستانه ايران با استاد 79 ساله را مي خوانيم كه تنها نگراني اش فراموشي مكتب قهوه خانه است.
    
    از چه زماني نقاشي را شروع كرديد آن هم در حوزه نقاشي قهوه خانه اي؟
    در دوره دبستان، خوب نقاشي مي كشيدم، به دبيرستان اسد آبادي رفتم، در ميدان رشديه بود. معلم نقاشي مان كه موسيقي نيز مي دانست راهنمايي ام مي كرد. سپس شاگردي علي اكبر نجم آبادي را كردم و آبرنگ و طراحي ياد گرفتم. او خود شاگرد كمال الملك بود.
    همچنان به تجربه اندوزي و نقاشي كردن ادامه دادم. بعدها در سال 1369در كنگره بزرگداشت فردوسي در تهران با حضور 300 مهمان فردوسي شناس داخلي و خارجي، من و استاد حسن اسماعيل زاده براي كشيدن داستان هاي شاهنامه انتخاب شديم. اسماعيل زاده يك پرده نقاشي كرد و من براي دانشگاه هنرهاي زيبا هفت خوان رستم را در هفت پرده نقاشي كردم و مرحوم مرشد ترابي آن را نقالي كرد.
    پس از اين زمان بود كه سفارش هاي نقاشي هاي قهوه خانه اي من شروع شد كه نتيجه آن تا به امروز نزديك به 400 پرده نقاشي است. همچنين اول تابستان امسال نيز در تالار وحدت نشان درجه 1 دكتراي هنر را دريافت كردم.
    
    كدام پرده هايتان جزو بهترين آثارتان محسوب مي شوند؟
    مهمترين پرده هايم عبارتند از: 12 پرده تركيب محتشم كاشاني براي تالار محتشم بنياد ايران شناسي، 10 پرده بزرگ از شاهنامه براي تالار فردوسي دانشگاه تهران. 30 پرده بزرگ كه در گنجينه فرهنگستان هنر قرار گرفته، 60 پرده 2 متري در فرهنگستان بهمن دارم، 200 پرده نقاشي كه بيشتر آن ها با موضوع شاهنامه در خارج از كشور است و...
    مهمترين كار اخيرم پرده اي از زندگي نامه حضرت عبدالعظيم حسني(ع) بود كه بهمن ماه 91 به دعوت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران رونمايي شد. اين پرده به داستان زندگي اين حضرت مي پردازد. در جايي كودكي او را نشان مي دهم، در قسمتي از پرده 25 سالگي اش را و در گوشه اي ديگر سن 47 سالگي او را كه به حضور امام هادي(ع) مي رسد. قسمتي از پرده داستان ورود مخفيانه عبدالعظيم به شهر ري در سن 75 سالگي را نشان مي دهد كه در 4 سال پايان عمر شيعيان را هدايت مي كرده، اين اثر در موزه شاه عبدالعظيم شهر ري نگهداري مي شود.
    
    چه نوع نقاشي را نقاشي قهوه خانه اي مي گويند؟
    امروزه به نقاشي قهوه خانه اي «خيالي نگاري» مي گويند. زيرا با تخيل هنرمند، بر پرده نقش مي بندد. نقاش مدلي ندارد، قسمتي از داستان را مي شنود يا مي خواند و سپس مي كشد. به طور مثال قسمتي از داستان روز عاشورا به شكلي روايي به تصوير در مي آيد.
    نقاشي قهوه خانه اي سه بعد فرهنگي را به ما نشان مي دهد: نخست موضوعات مذهبي از صدر اسلام تا كنون و حماسه عاشورا و قصص قرآن و ساير مطالبي كه به هر يك از ائمه اطهار(ع) ارتباط داشته باشد را نشان مي دهد. همانند نگارگري هم نيست كه بر تابلوهاي كوچك كشيده شود بلكه بر تابلوهاي بزرگ آن هم با رنگ روغن نقاشي مي شود كه به آن پرده خواني مي گويند. براي كشيدن اين تابلوها از قلم هايي با پهناي 4 سانتي متر تا دو صفر و صفر براي ريزه كاري استفاده مي كنم.
    دوم، تابلوهاي حماسي از شاهنامه فردوسي، داستان هاي مولوي و شاعران بزرگ را نشان مي دهد. اين نقاش قهوه خانه اي است كه با ساخت پرده هاي بزرگ، فرهنگ ايران را در ديد قرار مي دهد همانند يك فيلم بر پرده سينما. نقاشي قهوه خانه اي با نقاشي ناتوراليسم و رئاليسم فرق دارد. اين دو سبك طبيعت گرايي و واقعگرايي شايد باعث لذت بصري شود اما شيوه قهوه خانه اي تمدن و فرهنگ ايران را به جهانيان نشان مي دهد.
    سوم اين كه در نقاشي قهوه خانه اي سنن و آداب و رسوم ايراني ها به تصوير در مي آيد. مثلاً نون سنگك فروشي، بازگشت حجاج از زيارت، مراسم قرباني كردن گوسفند، عروس كشان و غيره كه اين سنن توسط اين پرده ها زنده نگه داشته مي شود.
    
    عمر و تاريخ نقاشي قهوه خانه اي به چه زماني بازمي گردد؟
    اولين پرده اي كه از نقاشي قهوه خانه اي مانده متعلق به اوايل قرن 11ه.ق است كه نقاش آن ناشناخته است. اين پرده حرير در موزه آستان قدس رضوي نگهداري مي شود و ابعاد آن 3 در 7 متر است كه سه صحنه از حماسه كربلارا نشان مي دهد. سپس اين شيوه در دوره صفويه رواج يافت. بعدها حسين قوللر آغاسي تغييراتي در آن داد و محمد مدبر ادامه راه را در دست گرفت. عباس بلوكي فر و حسن اسماعيل زاده نيز قلم مي زدند و من آخرين بازمانده از نسل خودم هستم.
    
    آيا نقالي با تصاوير پرده خواني همراه است؟
    نقالي و نقاشي قهوه خانه اي دو عنصر متصل به يكديگر ند كه امكان ندارد از هم جدا شوند. لازم و ملزوم يكديگرند.
    متاسفانه نقاشي قهوه خانه اي هنوز به عنوان يك هنر سنتي ايراني در يونسكو ثبت نشده است در صورتي كه نقالي به عنوان هنر معنوي در اين سازمان به ثبت رسيده است. نقال از روي پرده هاي قهوه خانه اي داستان را نقل مي كند، با اين حال اين كار ما تصويب نشده است.
    
    چرا؟
    در دانشگاه ها به سبك هاي مدرن اهميت داده مي شود، آنچه كه در تمام دنيا وجود دارد. برخي افراد نمي خواهند سبك قهوه خانه اي در راس باشد اما اعتقاد دارم كه بايد بر قله هرم انواع نقاشي ها و هنرهاي تجسمي ايران قرار بگيرد. بايد يك دوره آموزشي قهوه خانه اي براي ليسانس هاي نقاشي برگزار شود تا اين هنر زنده شود، زيرا اهميت آن از سبك هاي هنر مدرن در دنيا نيز بالاتر مي زند.
    
    چرا اين نوع آثار به قهوه خانه شهرت يافت؟ آيا خود قهوه خانه ها در اين امر تاثير گذار بودند؟
    در زمان صفويه نقال ها در ميدان ها يا مجمع ها برنامه هاي مذهبي يا حماسي اجرا مي كردند، بهترين جا براي اين برنامه ها قهوه خانه ها بود زيرا محل تجارت و جمع شدن انواع حِرف بودند. همچنين براي اين كه حوصله مردم در آنجا سر نرود، قهوه چي نقالي مي آورد، نقاش هم در كنجي مي نشست و به داستان نقال گوش مي داد و همانجا طرح و رنگ مي كرد زيرا بسياري از نقاشان آن دوره سواد خواندن نداشتند بنابراين بر اساس روايتي كه مي شنيدند نقش مي زدند. به همين علت چون جايگاه خلق آثار، قهوه خانه ها بود به اين اسم مرسوم شد. اما امروزه نقاشاني چون ما در خانه كار مي كنند براي همين امروزه به اسم «خيالي نگاري» معروف شده است.
    
    آيا نقاشي قهوه خانه اي نوعي روايت است؟ اختلاف نقاشي هاي روايي قرون وسطي و اوايل رنسانس در اروپاي غربي (روم غربي) با روايت هاي قهوه خانه اي در چيست؟
    نقاشي اروپاي آن زمان به شكل كلاسيك بوده و نقاش تنها به موضوعات مذهبي چون عيسي و مريم(ع) مي پرداخت اما در نقاشي قهوه خانه اي با توجه به سه موردي كه ذكر كردم، موضوع روايت ها داراي سنديت است. نقاش موضوعاتي كه واقعيت دارد را به تصوير مي كشد.
    
    آيا در اين سبك از نقاشي ايراني از رنگ هاي خاصي استفاده مي شود؟
    آنچه كه در رنگ آميزي در نظر مي گيريم، رنگ هاي مكمل است (يعني رنگ هاي ثانويه كه از تركيب سه رنگ اصلي زرد، قرمز و آبي با يكديگر به وجود مي آيد). مطلب مهم در اين است كه بعضي نقاشان طبيعت گرا از رنگ هاي پريده و كم جان نيز استفاده مي كنند اما در نقاشي قهوه خانه اي از رنگ هاي شاد و شارپ استفاده مي كنيم نه رنگ پريده. هدف اصلي ما نقاشان قهوه خانه اي مخاطبان كودك و نوجوان است زيرا براي جذب آن ها به اين داستان ها بايد از چنين رنگ هايي استفاده كنيم تا بتوانيم در نهايت فرهنگ و مذهب را به كودكان آموزش دهيم زيرا زماني كه كودك از تابلو خوشش بيايد و جذب داستان و رنگ آن شود شروع به پرسش مي كند كه اين موضوع در يادگيري وي بسيار مهم است و از اين طريق درس هاي بسياري در خصوص حماسه ها و مذهب ياد مي گيرد.
    همچنين در رنگ آميزي ها، رنگ خير با شر فرق دارد. يعني شر با رنگ هاي گرم و خير با رنگ هاي سرد كشيده مي شود. به طور مثال شمر را با رنگ قرمز مي كشيم كه خونخواري وي را نشان دهيم اما ائمه اطهار(ع) را با رنگ سبز يا سفيد نشان مي دهيم براي قداست آنها.
    
    استفاده از نماد ها و سمبل ها چقدر در پرده هاي قهوه خانه اي نقش دارند؟
    اين موضوع بسيار مهمي است. سمبل هاي ما در نقاشي قهوه خانه اي، قهرمانان مذهبي و حماسي اند. بيشتر آن ها را در وسط پرده به شكل درشت به تصوير درمي آوريم. براي نمونه ديروز شنبه 18 آبان ماه، در فرهنگسراي شفق جديدترين کارم در ابعاد 2 در 4 متر رونمايي شد، در اين پرده رنگ روغن تمام اتفاقات عاشورا را به نام « مظلوميت امام حسين(ع)» به تصوير در آورده ام، زيرا تا كنون هيچ نقاشي بُعد مظلوميت امام سوم شيعيان را نقش نكرده و تنها امام مظلوم ما حضرت حسين(ع) است زيرا دنيا به خود چنين شقاوتي نديده، بنابراين براي پاسخ دادن به سوال يك غيرمسلمان در خصوص مظلوميت آقا، اين پرده را نقاشي كردم. نبايد از ياد برد كه تصوير بسيار بر ذهن مخاطب تاثير گذار است زيرا نقاشي زباني مشترك در دنيا است.
    
    نقش پرسپكتيو در نقاشي هاي قهوه خانه اي به چه صورت است و جايگاه پرسپكتيو مقامي در اين پرده ها چيست؟
    پرسپكتيو را معمولاً كم مراعات مي كنيم. تنها زماني كه سپاهيان دو طرف را مي كشيم آن هم براي اين كه نشان دهيم دور هستند، كوچك نقاشي مي كنيم و از پرسپكتيو استفاده مي كنيم. به اين شيوه «پرسپكتيو نظري» مي گوييم كه بيشتر براي سپاهيان از آن استفاده مي شود. نقاشان قهوه خانه اي، به پرسپكتيو آگاهند اما آن را آگاهانه رعايت نمي كنند.
    در اين نقاشي ها پرسپكتيو در خيلي جاها شكسته مي شود. هر جاي پرده كه خالي باشد، نقاش به طور دلخواه در آنجا نقاشي مي كشد. از پرسپكتيو مقامي استفاده مي كند يعني اشخاص را بر اساس مقامشان بزرگ و كوچك مي كشد. اما درمجموع، كل پرده مقياس و محاسبه پرسپكتيوي ندارد زيرا آزادي تخيل نقاش بر پرده حاكم است.
    وضعيت نقاشان و نقاشي قهوه خانه اي قبل از انقلاب اسلامي ايران به چه صورت بود و پس از انقلاب به چه شكلي شد؟
    در زمان صفويه و به دليل داير بودن قهوه خانه ها و نقالي نقاشي قهوه خانه اي رونق داشت. در رژيم قبل از انقلاب به نقاشي قهوه خانه اي ترتيب اثر داده نشد و در اواخر دهه 40 و 50 تحولاتي توسط قوللر آغاسي انجام شد اما باز كم بودند نقاشان اين حوزه. بعد از انقلاب كم كم به اين هنر توجه و كلاس هاي آموزشي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و بنياد رودكي برپا شد. كارهاي ما جمع آوري شد اما باز امروز اين هنر به عنوان يك هنر خوب شناخته نمي شود و به آن پرداخته نمي شود.
    
    مشكلات نقاشي قهوه خانه اي و هنرمندان آن در حال حاضر چه چيزهايي است؟
    جهانيان به دنبال سنت و فرهنگ ما هستند. دنبال نگارگري و نقاشي قهوه خانه اي اند كه دو شاخصه مهم هنر ايران است اما ما ايرانيان آن را فراموش كرده ايم.
    بايد توجه مسئولان به آموزش آن جمع شود تا اين هنر گسترش يابد، وگرنه غرب به دنبال همان شيوه نقاشي خود ( از تولد تا پست مدرنيسم) در ايران نيست كه امروزه در دانشگاه هاي ما تدريس مي شود. بايد اصالت هاي خود را در هنر نشان دهيم.
    حدود دو سال است كه «موسسه هنرمندان پيشكسوت» تاسيس شده كه در آن علاوه بر نقاشان قهوه خانه اي به ديگر هنرمندان نيز توجه مي شود. اميدوارم دولت فعلي نيز به اين موسسه توجه خاص داشته باشد.
    
    چرا هنرجويان و هنرمندان نسل امروز اين هنر را نمي شناسند يا به آن كم مي پردازند يا اصلاً به آن توجه نمي كنند؟
    دانشجوي نقاشي، در دانشگاه هاي هنر كارشناسي اش را مي گيرد و در اين دوره با تمام هنرها آشنا مي شود اما نقاشي قهوه خانه اي را بلد نيست. اگر براي ليسانسيه ها دوره يك ساله به شكل داوطلبي براي آموزش نقاشي قهوه خانه اي زير نظر دانشگاه گذاشته شود تا در پايان آن ها مدركي نيز دريافت كنند تا بتوانند اين شيوه از نقاشي ايراني را آموزش دهند، مطمئن هستم كه اين هنر زنده مي ماند زيرا هنرجويان بسياري علاقه مند به يادگيري آن هستند.
    بنابراين چون چنين آموزش هايي نيست اين هنر نيز در جامعه فراموش شده است.
    
    وضعيت درآمدي و بازار فروش در ميان نقاشان قهوه خانه اي به چه شكلي است؟
    خب به طور مسلم در بازار هنري براي خريدار اسم هنرمند بسيار مهم است، كار استادان را خوب مي خرند. نگارگري هاي استاد فرشچيان و آقاميري توسط موزه ها گردآوري مي شود، استادان پايين تر نيز فروش خود را دارند اما دانشجويان و هنرمندان بي نام را كسي نمي شناسد بنابراين آثاري كه خلق مي كنند بر دست شان مي ماند.
    همچنين نقاشي قهوه خانه اي را نيز همه نمي خرند مگر اين كه پرده نقاشي جزو آثار ارزشمند و ميراث هنري كشور باشد. با اين حال آثار قهوه خانه اي جزو ميراث هنري ايران شناخته شده و كار هنرمندان اين سبك ارزشمند است.
    من به راحتي در خارج از كشور كار مي فروشم اما من نشان درجه يك دكتراي هنر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دارم و اين نشان، تاييديه اي از سوي اين وزارتخانه به هنرمند است كه معرف اعتبار او در دنيا نيز خواهد بود.
    
    با توجه به اين كه ارتباط مردم كوچه و بازار با نقاشي قهوه خانه اي بسيار خوب بوده و با آن ارتباط برقرار مي كردند و حتي جزئي از زندگي مذهبي و اعتقادي آن ها بوده و اين هنر را تكريم مي كردند، چرا همان مردم امروزه خيلي با اين هنر آشنا و به آن راغب نيستند؟
    نه، اين موضوع درست نيست. مردم هنوز به اين سبك نقاشي راغب هستند، اما متاسفانه نقاشي هاي قهوه خانه اي كمياب شده و تعداد نقاشان كم است. در تهران تنها من هستم. آيا يك نمايشگاه در اين حوزه مي بينيم؟ در شهرستان ها نيز به همين ترتيب است. عرضه كم شده بنابراين طبيعي است كه تقاضا هم كم شود.
    
    آيا شمايل نگاري جزئي از نقاشي قهوه خانه اي محسوب مي شود؟
    بله. در گذشته شمايل ها را تصوير مي كردند و بر آن پارچه اي سبز مي كشيدند و دوره مي گردانند و نشان مي دادند، اين شمايل ها را نقاشان قهوه خانه اي مي كشيدند.
    
    نقاشي پشت شيشه اي چقدر تاثير گرفته از قهوه خانه يا چقدر تاثير گذاشته بر قهوه خانه اي است؟
    نقاشي پشت شيشه اي هم عيناً همان حالت هاي قهوه خانه اي را دارد تنها با اين تفاوت كه بيشتر موضوعات آن مذهبي است و هيچ وقت مراسمي مثلاً «عروس كشان» را در آن نمي بينيم. اين نوع نقاشي ها را بيشتر نقاشان دوره گرد مي كشيدند و در سقاخانه ها قرار مي دادند.
    
    توقع شما از مسئولان هنري چيست؟
    اميدوارم بر اساس دستورات علي جنتي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به معاونت هنري خود، همچنان حمايت ها از «موسسه هنرمندان پيشكسوت» صورت گيرد. همچنين به جوانان اعتبار دهند و آن ها را تشويق كنند در حوزه آموزش نقاشي قهوه خانه اي، آن وقت خود هنرمندان جوان به دنبال اين هنر ايراني كه معرف سنت ها و اعتقادات ما است، خواهند رفت.
    
    و سخن آخر؟
    دوست دارم از تمام هنرمندان در هر حوزه و سبكي پشتيباني شود. رفته بودم رنگ وينزور بخرم، نيست يا اگر هم هست يك تيوپي كه 2 يا 3 سال پيش حدود 2500 تومان بود 15هزار تومان فروخته مي شود، تمام بازار پر است از رنگ هاي هندي و چيني. من به عنوان هنرمند دوست دارم با متريال و مواد خوب كار كنم نه رنگ هاي بي كيفيت. اميدوارم مشكل رنگ حل شود، دولت رنگ ارزان وارد كند و در اختيار هنرمند قرار دهد. بايد وسايل هنرمند براي خلق اثر در دسترسش باشد و اگر اين گونه نباشد هنرمند چگونه كار كند؟ اميدوارم به زودي مشكلات حل شود.
    براي نقاشي قهوه خانه اي حتي يک نمايشگاه هم برپا نکردند / گفت و گوي ايران با منصور وفايي، تنها بازمانده نقاشي قهوه خانه اي از نسل خود
    


 روزنامه ايران، شماره 5507 به تاريخ 19/8/92، صفحه 7 (تجسمي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 381 بار
    



آثار ديگري از "صبا موسوي"

  حسين محجوبي در گفت و گو با «ايران»: شكوه و آرامش طبيعت را به تصوير مي كشم
صبا موسوي، ايران 22/6/97
مشاهده متن    
  مديركل مركز هنرهاي تجسمي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي: جشنواره هاي هنري نيازمند خانه تكاني اساسي هستند
صبا موسوي، ايران 14/6/97
مشاهده متن    
  گذري بر ايام رنگين گذشته / مروري بر نمايشگاه نقاشي هاي علي بازماندگان در گالري ثالث
صبا موسوي، ايران 5/6/97
مشاهده متن    
  «گنجينه» در قلب پايتخت / درباره نمايش «مسافران برلين - رم» در موزه هنرهاي معاصر تهران
صبا موسوي، ايران 8/3/96
مشاهده متن    
  بازار نقاشي در كانادا هم رونق مالي ندارد / گفت و گو با «ريحانه بختياري»؛ نقاشي كه پس از سال ها اقامت در كانادا به ايران بازگشت
صبا موسوي، ايران 20/2/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه كار و جامعه
متن مطالب شماره 229، خرداد 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است