|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران92/8/19: برگ هايي از گزارش 100 روزه محيط زيست
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7109
چهار شنبه 26 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 5507 19/8/92 > صفحه 14 (جامعه) > متن
 
      


برگ هايي از گزارش 100 روزه محيط زيست
گفت و گو با دكتر اسماعيل كهرم


بخش دوم و پاياني
    علاوه بر اروميه، از هامون و شادگان و بختگان هم خبرهاي خوبي نمي شنويم. ساير تالاب هاي كشور چه وضعيتي دارند؟
    252 تالاب كشور همه زير خط قرمز بحران قرار دارند. ما مشابه شرايط خشك شدن اروميه را در هامون سيستان و بلوچستان هم تجربه كرديم. با اين تفاوت كه هامون نمك نداشت اما خشكسالي، شن، خاك، مواد معدني و مواد آلي ناشي از پوسيدن شاخه هاي ني و مردن ماهي ها را روي سر زابلي ها آورد. پرندگان نشانه اي براي سنجش وضعيت تالاب ها هستند. وقتي تعداد پرندگان در هامون از 720هزار قطعه به 470 هزار پرنده رسيد، اعلام كرديم كه اين تالاب در حال از بين رفتن است تا اين كه
    6 سال پيش تعداد پرندگان به 30 هزار قطعه رسيد و حالاهم تالاب كاملاً خشك شده است.
    درياچه بختگان ني ريز و طشك فارس هم با 400هزار هكتار وسعت به خاطر ساخت سد سيوند نابود شده و رودخانه كر كه به اين تالاب ها مي ريخت، خشك شد، پريشان هم از بين رفت. همه تالاب هاي ما در خطرند اما گوشمان بدهكار نيست و هنوز قهرمان سدسازي هستيم؛ در حالي كه دنيا به سد پشت كرده است.
    شمال تالاب شادگان در خوزستان، بزرگترين تالاب ايران، در دست شركت نفت است و زباله هاي نفتي و قير به آن مي ريزد؛ زباله هاي كشاورزي و تفاله هاي نيشكر و سموم دفع آفات نباتي هم وارد آن مي شود. همين آلودگي ها موجب شد 2سال پيش ناگهان 2ميليون ماهي تلف شوند و روي آب بيايند.
    حتماً بازي كلاغ پر را به ياد داريد كه در آن اسم پرندگان را يكي يكي مي آورديم و پر مي داديم؛ اما حالابايد بگوييم پريشان، پر؛ ميانكاله، پر؛ بختگان، پر.
    تالاب ها براي كشوري مانند ايران كه يك سوم معدل جهان آب دريافت مي كند، بسيار ارزشمند است زيرا در زندگي مردم نقش مستقيم دارد. تالاب انزلي شاليزارهاي گيلان را آب مي داد و كم آبي و آلودگي آن يعني از بين رفتن ارتزاق مردم.
    وضعيت جنگل ها و مراتع را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
    ما رتبه اول دنيا را در فرسايش خاك داريم كه علت اصلي آن جنگل زدايي است. جنگل ها را مي تراشيم و به صورت مرتع درمي آوريم؛ سپس با كود به خاك رشوه مي دهيم تا محصول بدهد. اما وقتي مي بينيم براي برداشت يك كيلو گندم بايد به اندازه 5كيلو كود به زمين بدهيم و به صرفه نيست، خاك را رها مي كنيم. در حالي كه وقتي پوشش گياهي از بين برود، اين خاك شسته مي شود و از بين مي رود؛ اين خاك طلاكه 400 تا 500 سال طول كشيده تا يك سانتيمتر آن از سنگ ساخته شود.
    اگر جنگل هاي كشور را به سه قسمت جنگل هاي هيركاني در شمال كشور، زاگرس در غرب كه يك سوم آب ايران را تامين مي كند و جنگل هاي فارس، يزد و بوشهر تقسيم كنيم، منطقه بحراني جنگل هاي ما، جنگل هاي هيركاني بويژه تالش است. جنگل هاي گيلان، مازندران و گلستان با خطر شديدي مواجه هستند چون همه اقداماتي كه در اين عرصه ها انجام مي شود، دام محور است. اگر بخواهيم جنگل هايمان را نجات دهيم نياز به آيش داريم؛ يعني برداشت نكردن مطلق. درحالي كه سالانه از جنگل هاي شمال 4/6 ميليون مترمكعب برداشت رسمي مي شود و حد پايدار برداشت، 4/3ميليون مترمكعب است. علاوه بر اين به جاي اين كه توسكا، افرا و ممرز كه ذات جنگل هاي شمال است، بكاريم، درخت گردو مي كاريم كه برگش به درد خوراك دام مي خورد. بنابراين جنگل نشينان اجازه رشد به جنگل ها نمي دهند و آنچه را طبيعت كاشته، با دست خود برداشت مي كنند. شنيده ايد كه مي گويند «هر كجا پرچين است، جنگلي غمگين است»؛ جنگل نشينان براي گسترش اين پرچين، درختان را قطع مي كنند تا حياطشان وسيع تر شود!
    مرتع هاي ما هم بحراني هستند چون 4 يا 5 برابر ظرفيت آنها، گوسفند چرا مي كند. در حالي كه دام مورد نياز كشور را به راحتي مي توان از كشورهاي ديگر وارد و مراتع طبيعي را حفظ كرد.
    فقط عوامل انساني را نمي توان موثر دانست. آتش سوزي هاي طبيعي كه هر ساله اتفاق مي افتد و انسان نقشي در آن ندارد، سالانه بخش عظيمي از جنگل ها را از بين مي برد اما هيچ اقدامي براي كنترل اين حوادث انجام نمي شود.
    در سال يك هزار آتش سوزي در جنگل هاي كشور اتفاق مي افتد درحالي كه حتي يك يگان هوايي براي رساندن آب به محل آتش سوزي وجود ندارد. اگر منطقه اي آتش بگيرد بايد از ستاد مشترك نيروهاي مسلح تقاضاي يگان هوايي كنيم كه هزينه بر و زمان بر است. اما اگر اين يگان در اختيار محيط زيست، منابع طبيعي يا سازمان جنگل ها و مراتع كشور قرار گيرد سريع تر مي توان اقدام كرد.
    مشكل بعدي هم نداشتن تجهيزات اطفاي حريق است. مدتي پيش كه در رينه مازندران، نزديكترين شهر به قله دماوند، جشن مهرگان برپا بود قسمتي از مراتع دچار آتش سوزي شد و احتمال سرايت آتش به درختان ارس وجود داشت. سعي كرديم با ضربه هاي پا روي آتش مانع از پيشروي آن بشويم و بلافاصله با منابع طبيعي منطقه تماس گرفتيم تا براي اطفاي حريق بيايند. بعد از 40 دقيقه 2 وانت براي كمك آمدند كه وسايل آن ها براي خاموش كردن آتش، بيل و شاخه هاي بيد بود! آن ها 100تا150 شاخه تر درخت بيد را چيده بودند تا با آن روي آتش بزنند و خاموشش كنند. در نهايت مانع رسيدن آتش به درختان ارس شديم اما در مجموع با اين كمبود امكانات نمي توان آتش سوزي هاي بزرگ را مهار كرد.
    اين روزها بحث انتقال كارون به زاينده رود مطرح است؛ شما اين اقدام را منطقي مي دانيد؟
    خوزستان هم اين روزها وضعيت خوبي ندارد حيات كارون از بين رفته است. خانم ابتكار معتقدند انتقال آب شرب به زاينده رود مشكلي ندارد چون اين آب از اصفهان به يزد و كاشان هم مي رسد و با وجود اين كه هنوز در مناطقي از كشور مانند كلاه قاضي اصفهان با تانكر آبرساني مي شود، نمي توان جلوي انتقال آب شرب را گرفت.
    با سدسازي هايي كه انجام شده، چيزي از كارون نمانده است. دشت خوزستان يك دشت بي نظير است و با وجود خشك بودن، تنها رود قابل كشتيراني كشور يعني كارون، در آن قرار دارد كه ما از همه طرف به اين كارون گرامي تاخته ايم. ما با ساختن سد كارون هاي 3، 2، 1 كارون را نابود كرديم.
    پيش از ساخت سد گتوند، رودخانه كارون در مسير خود در حركت بود و اطراف آن يك گنبد نمكي قرار داشت. گنبد نمكي از زير زمين رشد مي كند، رطوبت هوا را مي گيرد، سپس بزرگ مي شود و به روي سطح زمين مي آيد. درست در همين زمان روي كارون سد بسته مي شود و آب شروع به گسترش مي كند و به گنبد مي رسد و در نهايت هم آب كارون، نمك را در خود حل مي كند و شور مي شود؛ اما با وجود همه اين شواهد، وزارت نيرو زير بار شور شدن كارون نمي رود و موضوع را انكار مي كند.
    رژيم كارون كاملاً عوض شده و آب شور خليج فارس وارد آن شده، سر راه عبور آن هم زباله و سموم شيميايي و تفاله ريخته مي شود و به مصرف نخلستان ها هم مي رسد، پساب صنعتي هم در آن مي ريزيم؛ پس مي توان گفت كه كارون را كشته ايم.
    پس منابع آبي كشور را هم دچار بحران مي دانيد؟
    نصف آب مصرفي تهران از چاه ها و منابع زيرزميني تامين مي شود كه در 10سال آينده آن را نخواهيم داشت. اما باز با مردم صادق نيستيم و نمي گوييم اگر در مصرف آب شرب نهايت صرفه جويي را هم انجام دهيم، بحران برطرف نمي شود. چون بيش از 94 درصد از منابع آبي كشور صرف كشاورزي و 4 درصد هم در صنعت مصرف مي شود و فقط 2درصد براي آب شرب باقي مي ماند كه هر چه در ميزان مصرف صرفه جويي كنيم اين رقم بالانمي رود.
    ايران بيشتر از همه كشورهاي منطقه آب دريافت مي كند ولي ما در مديريت آب مشكل داريم، به طوري كه 420 ميليارد مترمكعب آب دريافت مي كنيم اما بيشتر از 150 ميليارد مترمكعب يعني كمتر از يك سوم آن را مصرف مي كنيم كه نشان دهنده سوءمديريت است.
    گزارش 100روزه سازمان حفاظت محيط زيست براي ارائه به دكتر روحاني آماده است؟
    گزارش 100 روزه به 60 روز تبديل شده چون سازمان حفاظت محيط زيست 37 روز بعد از تشكيل دولت آقاي روحاني، به خانم ابتكار سپرده شد.
    يكي از موضوعات مهمي كه در اين گزارش به آن پرداخته شده، مشكل 11 محيط بان زنداني است. تعدادي از اين محيط بانان به اتهام قتل در زندان هستند و اتهام آن ها هنگام حفاظت از عرصه هاي تحت حمايتشان اتفاق افتاده است. اكنون در تلاش هستيم تا بتوانيم آن ها را آزاد كنيم اما آزادي اين افراد نيازمند بخشش خانواده مقتولان است كه اميدواريم با عطوفت و بزرگواري نسبت به اين موضوع تصميم بگيرند.
    علاوه بر اين موضوع، گزارش 100 روزه، آخرين وضعيت حال حاضر محيط زيست كشور را در بر دارد كه سفرهاي استاني خانم دكتر ابتكار اين گزارش را تكميل مي كند. در اين سفرها مشكلات استان ها از نزديك مشاهده و بررسي مي شود تا بتوان براساس حقايق موجود، تصميم گيري كرد.
    هدف از اين سفرها حقيقت يابي است و با توجه به عزم جدي دكتر روحاني و خانم ابتكار براي حل مشكلات محيط زيست كشور، بزودي شاهد تغييرات مثبتي در اين بخش خواهيم بود.
    برگ هايي از گزارش 100 روزه محيط زيست / گفت و گو با دكتر اسماعيل كهرم
    


 روزنامه ايران، شماره 5507 به تاريخ 19/8/92، صفحه 14 (جامعه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 107 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه انشا و نويسندگي
متن مطالب شماره 105، تير 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است