|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد92/9/5: زيگمونت باومن و ترديد هاي انسان قرن بيست و يك
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4303
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 2835 5/9/92 > صفحه 10 (روزمره ايراني) > متن
 
      


زيگمونت باومن و ترديد هاي انسان قرن بيست و يك
گزارش اختصاصي «اعتماد» از سومين نشست مساله متفكران كليدي معاصر



    سومين نشست از سري نشست هاي مساله متفكران كليدي معاصر با سخنراني احسان شاه قاسمي، دانشجوي مقطع دكتري ارتباطات دانشگاه تهران با عنوان «مساله زيگمونت باومن» برگزار شد. اين نشست ها هر هفته سه شنبه ها ساعت 17 الي 19 به همت انجمن ايراني مطالعات فرهنگي و ارتباطات و با همكاري گروه علمي _ تخصصي جامعه شناسي نظري (بينش ها و نظريه ها) در سالن كنفرانس انجمن هاي علوم اجتماعي ايران در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار مي شود. گزارشي از اين نشست در ادامه مي آيد:
    زيگمونت باومن در نوامبر 1925 در پزنان در لهستان به دنيا آمد. خانواده او يك خانواده نه چندان مذهبي يهودي بودند. هنوز 14 را تمام نكرده بود كه با حمله آلمان به لهستان در 1939 مجبور شد به همراه خانواده اش به روسيه پناه ببرد. باومن در روسيه به ارتش لهستاني هاي مهاجر پيوست و عليه آلمان وارد جنگ شد. در سال 1945 او در دو جنگ بزرگ در منطقه پامرينيا و همين طور برلين شركت داشت و در پايان اين جنگ مدال شجاعت گرفت. پس از جنگ به شغل نظامي خود ادامه داد و تا سال 1948 افسر اطلاعاتي و سپس افسر نظامي بود. در سال 1953 پدر او كه يك صهيونيست بود به سفارت اسراييل مراجعه كرد و اين مساله باعث اختلاف شديد او با پسرش كه يك چپگراي ضدصهيونيست بود، شد. با اين حال، خود باومن در همان سال به خاطر يهودي بودن از ارتش اخراج شد. باومن تحصيل را ادامه داد و موفق به اخذ دكتري و تدريس در دانشگاه شد اما در جريان حوادث سال 1968، او هم مثل اكثر يهوديان لهستان از اين كشور اخراج و مجبور شد به اسراييل برود. مدت كوتاهي بيشتر نتوانست در اسراييل بماند و به خاطر اعتراضاتي كه به اقدامات اسراييل عليه فلسطينيان داشت مجبور به ترك اسراييل شد و به ليدز در انگلستان رفت. او در ابتداي دهه 1990 بازنشسته شد اما هنوز به عنوان استاد ممتاز در اين دانشگاه تدريس و تحقيق مي كند و در واقع مهم ترين آثار خود را پس از بازنشستگي نوشته است.
    باومن هرچند ابتدا يك ماركسيست بود و ماركسيست ها عمدتا ساختارگرا هستند اما از نيمه دوم دهه 1980 به سمت پست مدرنيسم گرايش پيدا كرد و عمده آثار او كه در دهه 1990 نوشته شده اند نگاه پست مدرنيستي دارند. از آغاز هزاره سوم، باومن متوجه اشكالاتي در نگاه پست مدرنيستي به امور شد و نگاه خود را به دوگانه سيال- صلب تغيير داد و هنوز هم آثار خود را بر همين مبنا طراحي مي كند.
    يكي از مسائلي كه تفكر هر جامعه شناسي را تحت تاثير قرار مي دهد، تجربه است. باومن بدون شك جامعه شناسي باتجربه است. او در 20 سالگي هولوكاست، جنگ جهاني دوم و رژيم استاليني را تجربه كرده و علاوه بر آن دو دهه كامل ديگر براي زندگي و زنده ماندن تلاش كرده است. اين شرايط خاص به او كمك كرده تا امروز او بهتر از هر جامعه شناس ديگري درباره مسائل بنيادين زندگي بشر امروز بنويسد: ترديد، مهاجرت، جهاني شدن، ترس، زندگي مدرن، مرگ و عشق.
    باومن درباره ترديدهاي بشر امروز روايتي متمايز ارائه مي كند. او نشان مي دهد كه چطور بشر امروز در جهاني جديد قرار گرفته كه در آن لزوم اتخاذ تصميم هاي جديد باعث ايجاد دودلي و ترديدي شده كه زندگي بشر را گاهي از توازن خارج مي كند و او را به بيماري شك و دودلي دچار مي كند. او براي زماني كه انسان ها مي توانستند در لواي ايدئولوژي هاي بزرگ گردهم آيند اظهار دلتنگي مي كند.
    از نظر او در زندگي سيال كه به اين دليل سيال ناميده شده كه شكل ظرف جهان امروز را به خود مي گيرد، شهروندان به مصرف كنندگان بدل شده اند و چون امروز ديگر مصرف كنندگان شهروندان محترم جامعه هستند كيفيت اين مصرف، تعيين كننده كيفيت جايگاه آنان است. بنابراين، برند كالاهايي كه افراد مي خرند، تعيين مي كند كه آنها كه هستند و كساني كه به اندازه كافي پول ندارند مصرف كنند، سرخورده مي شوند و تلاش مي كنند تا به نحوي به برخي منابع دست يابند كه به آنها كمك كنند تا تبديل به مصرف كنندگان شرافتمندي شوند كه هويت مصرفي آنها در جامعه به رسميت شناخته مي شود.
    به همين دليل، شاهد پديده مهاجرت غيرواقعي هستيم. يعني، بخش زيادي از مهاجران در جهان امروز نه كساني هستند كه جان آنها به خاطر جنگ و سركوب به خطر افتاده يا در تامين مايحتاج اوليه خود مانده اند بلكه، آنها عمدتا شهروندان عادي و بدون مشكلي هستند كه تنها به هدف تلاش براي دسترسي به منابعي جديد كه امكان مصرف بيشتر را براي آنها فراهم كنند، مهاجرت مي كنند. داستان هاي هولناكي كه از مهاجران غيرقانوني و غرق شدن، كشته شدن و حتي به بردگي گرفته شدن آنها مي شنويم تنها بخشي از واقعيت است. قسمت مهم تر واقعيت اين است كه مي بينيم عقلاوضعيت پيشين اكثر اين افراد هرگز چنان بد نبوده كه به خاطر رهايي از آن دست به چنين خطري بزنند.
    مرگ هم يكي ديگر از موضوعات مورد علاقه باومن است. باومن معتقد است مرگ همه چيز را در زندگي ما تعيين مي كند و فرهنگ به طور كامل زاييده پديده مرگ است. انسان تنها موجودي است كه از مرگ خود اطمينان دارد و براي بقيه موجودات مرگ تنها يك خطر است كه بايد از آن پرهيز كرد. انسان دايما مي ترسد كه بميرد و براي هميشه نابود شود اما چندين راهبرد به كمك او مي آيد. مثلامذهب يا انگيزه سياسي براي انسان مي تواند تلخي مرگ را كاهش دهد يا حتي آن را شيرين كند. يا عادي گرفتن مرگ و دانستن آن به عنوان بخشي از زندگي در اين زمينه تا حدودي انسان را از تلخي مرگ مي رهاند. رژيم هاي غذايي و توصيه هاي ورزشي و رفتاري هم به انسان ها كمك مي كند تا مرگ را به مشكلات جسمي و روحي واسازي كند و به اين طريق با حل اين مشكلات تصور فايق آمدن بر مرگ را ايجاد كند اما، موثرترين راه از نظر باومن اين است كه با سرگرم كردن خود به امور روزمره، مرگ را به طور كامل از خاطر ببريم و اين همان چيزي است كه سرمايه داري به خوبي زمينه آن را براي ما فراهم مي آورد: تلاش براي به دست آوردن پول بيشتر براي خريد بهتر.
    يكي از موثرترين و مهم ترين نگرش هاي باومن به مسائل زندگي، مساله عشق است. از نظر باومن زندگي سيال در جهان معاصر باعث ايجاد عشق سيال شده است. بنيان اين گونه عشق بر موقت بودگي است. در عشق سيال كه مطلوب جهان مدرن است افراد سعي مي كنند آنچنان به هم نزديك نشوند كه ارتباطات ديرپايي ايجاد شود كه آنها را از تجربه ارتباطات ديگر باز دارد اما، از آنجا كه انسان نياز به ارتباطات ديرپا دارد و عشق نيازمند تعهد است، افراد با اين روابط موقت راضي نشده و بنابراين سعي مي كنند تعداد ارتباطات موقت را بيشتر كنند. درست شبيه اسكيت بازي روي يخ نازك كه در آن اگر اسكيت باز يواش برود، يخ زير پايش مي شكند. اين مساله باعث تحول مفهوم عشق شده و بشر امروز را سرگشته كرده و بر زمين كوفته است. از آن مهم تر، باومن به نقش رسانه هاي نوين، اينترنت، سايت هاي دوست يابي و چت توجه مي كند و نشان مي دهد كه چگونه ارتباطات آنلاين با جنس مخالف با جدا كردن بشر از شبكه اجتماعي خود در جهان واقعي، امكان برقراري ارتباطات موقت بدون تعهد و حتي با هويت جعلي را فراهم مي كند و به اين ترتيب باقيمانده تعهد عشقي انسان ها به هم را نابود مي كند. از نظر باومن انسان خودخواه و حقير امروز به ابژه عشق نه به عنوان وجودي دوست داشتني بلكه به عنوان ابژه يي براي سركوب و اعمال قدرت نگاه مي كند و صد البته سپردن هر گونه تعهد به ابژه يي كه قرار است سركوب شود، امري ناخواستني است.
    زيگمونت باومن و ترديد هاي انسان قرن بيست و يك / گزارش اختصاصي «اعتماد» از سومين نشست مساله متفكران كليدي معاصر
    


 روزنامه اعتماد، شماره 2835 به تاريخ 5/9/92، صفحه 10 (روزمره ايراني)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 844 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله پزشكي اروميه
متن مطالب شماره 10 (پياپي 2910)، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است