|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 92/9/6: رازهاي «اسيدآمينه ها»
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3033
چهارشنبه بيست و دوم آذر ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1891 6/9/92 > صفحه 8 (تجسمي) > متن
 
      


رازهاي «اسيدآمينه ها»
گفت وگو با «وحيد چماني» به مناسبت نمايش نقاشي هايش در گالري «نار»

نويسنده: آزاده جعفريان

«اسيدآمينه ها» ديگر مترادف نام «وحيد چماني» شده اند. حدود هفت سال است که خانواده هنرهاي تجسمي ايران اين دو نام را همواره کنار هم مي شنوند؛ گويا آنها همراه و همزاد هم شده اند و بسته به حال و هواي نقاش، اتمسفر نقاشي هاي اسيدآمينه دستخوش تغييراتي هرچند اندک و هرچند موجز مي شود. مهم اما افتخارات پياپي اي است که «وحيد چماني» با اسيدآمينه هايش کسب کرده؛ از برگزيده شدن در هفتمين بي ينال نقاشي ايران و دوسالانه نقاشي دامون فر گرفته تا رکورد 28 هزاردلاري در سيزدهمين کريستيز دوبي و رکوردهاي 16 ميليوني و 22 ميليوني در دو دوره «حراج تهران». اين همه، غير از رشد کيفي «اسيدآمينه ها»ست که اين آثار را با وجود تلخي هويدايشان و نوستالژي اي که از هويت باختگي و غربت خبر مي دهند، مورد توجه گالري هاي معتبر و مجموعه داران هنري کرده است. «چماني» فارغ التحصيل رشته نقاشي از دانشگاه سوره و عضو انجمن نقاشان و بنياد ملي نخبگان ايران است. با او که به تازگي از نمايش آثارش در گالري Canvas نيويورک باز آمده، به بهانه ششمين نمايشگاه انفرادي اش در گالري نار گفت وگو کرده ايم.
    
     چه شد گذرتان به نقاشي افتاد؟
    پيش از ورود به هنرستان، به نقاشي و طراحي علاقه مند بودم و بعد از انتخاب رشته نقاشي در هنرستان هنرهاي زيبا زيرنظر استاداني چون آقايان «آرياسپ دادبه» و «جلال متولي» به طور جدي نقاشي را دنبال کردم. البته در طول دوران هنرستان و پس از آن در رشته هاي گوناگوني مثل مجسمه سازي، کاريکاتور، چاپ، گرافيک، تصويرسازي، شعر و ادبيات، انيميشن، فيلمسازي و موسيقي تجربه هايي کسب کردم اما در نهايت نقاشي رشته اي بود که به طور متمرکز ادامه دادم.
    
     گويا در ٢١سالگي؟
    بله درست است. 21ساله بودم که اولين نمايشگاه انفرادي ام را در گالري هنر برپا کردم؛ گرچه در آن دوره فضايي تجربي و متنوع را دنبال مي کردم اما ردپايي از گرايش هاي ذهني و تصويري مشابه با کارهاي امروزم داشت. مثل دفرمه کردن چهره ها و فيگورها يا استفاده از رنگ هايي با تم خاکستري.
    
     شما در بي ينال هفتم برگزيده شديد. با چه اثري در اين رويداد شرکت کرديد؟
    در بي ينال هفتم نقاشي ايران در سال 1386 با دو تابلو شرکت کردم. اين زمان درست موقع شروع شکل گيري آثارم با عنوان «اسيدآمينه ها» بود. در واقع بي ينال هفتم اولين حضور جدي نقاشي هايم در کنار ديگر هنرمندان و فضايي براي محک زدن خودم بود که البته در پايان برگزيده اين بي ينال هم بودم. از آن پس با هنرمندان مطرحي چون خانم «ايران درودي» و «فرح اصولي» که جزو داورها بودند و کارهايم را دوست داشتند، ارتباط بيشتري پيدا کردم و گستره ارتباطم با ديگر هنرمندان و رويدادهاي هنري در داخل و خارج فراهم شد.
    
     موفقيت در بي ينال و دوسالانه نقاشي دامون فر ويژه جوانان زير ٢٥سال چه تاثيري در زندگي حرفه اي شما داشت؟
    خب اين مقدمه اي براي حضورم در جشنواره و بينال هاي خارجي شد. بين سال هاي 85 تا 87 در بيش از 10 بي ينال و جشنواره داخلي و جهاني شرکت کردم که در همه آنها برگزيده بودم و طي اين دوسال نظر گالري ها راجع به آثارم تغيير کرد. گالري هايي که حاضر نبودند کارهاي به نظرشان «تلخ» من را براي نمايش در گالري هايشان بپذيرند کم کم از نمايش آثارم استقبال مي کردند. در اين دوره هنرمندان سرشناس در مقام داوران بي ينال ها و جشنواره ها مهر تاييد بر آثارم زدند و اين ذهنيت گالري دارها را به شدت تغيير داد. مثلادر جشنواره هنرهاي تجسمي دامون فر ويژه جوانان زير 25سال، آيدين آغداشلو، فرح اصولي، حسين خسروجردي، مهدي حسيني و محمد احصايي از داوران جشنواره بودند که به حتم برگزيدگان اعتباري در ميان گالري دارها از تاييد اين نا م ها کسب مي کردند.
    
     مدت هاست تم اصلي بوم هايتان تغيير و گسستي نداشته. آيا هميشه به همين منوال بوده است؟
    نه، پيش از آنکه به شکل حرفه اي و تمام وقت نقاشي کنم و نقاشي هايم را نمايش دهم، بسيار تجربه گرا بودم و کارهايي با متريال و مدياهاي متنوعي انجام مي دادم تا در اين کنکاش ها به نتيجه دلخواهم برسم اما در حال حاضر اعتقاد به تجربه گرايي ندارم و بيشتر سعي مي کنم، تکنيک و معناي آثارم را عميق تر کنم و بيش از آنکه در پي سطوح متنوع باشم، در عمق آثارم پيش روم؛ در اين صورت ممکن است به نظر بعضي از دوستان هنرمند، کارهايم تکراري و فارغ از تنوع باشد که البته اگر مجموعه نقاشي هايم با دقت ديده شود به حتم نظر اشتباهي است. اما به هر ترتيب آثارم شامل دوران متفاوتي نيست و گسستي بين مجموعه آثارم احساس نمي شود. توالي خاطرات، دغدغه ها و روزمرگي ها، همه آن چيزهايي است که فکرم را به خود مشغول مي کند. تغيير ناگهاني در سبک اثر ناشي از تغييرات و دگرگوني هاي پيرامون هنرمند است و هر هنرمندي حالات رواني و احوالات ويژه اي دارد که بر آن اساس اثر هنري خلق مي کند در اين صورت آثارش چيزي جز احوالات خودش نيست.
    
     «اسيدآمينه ها» از کجا آمدند؟
    راستش اسيدآمينه ها اولين بار در شعرها و نوشته هايم پيدا شد و کم کم عنواني شد براي تمامي آثارم، اعم از: شعر، نقاشي، حجم و... و هرآنچه من خلق مي کنم، همگي به اين عنوان خوانده مي شدند: «اسيدآمينه». سال ها بود مفاهيمي چون اصالت، هويت، سنت و مدرنيته و تضاد بين اينها دغدغه ذهني ام بود و بر آن اساس تحقيق مي کردم و گاهي مي نوشتم، اصالتي کاملاعلمي و تثبيت شده براي همه موجودات زنده يافتم که موجودات در ابتدا همه از آن شکل مي گيرند و به تدريج تبديل به موجوداتي با تنوع زيستي و با اشکال گوناگون مي شوند، که اين اصالت علمي همان «اسيدآمينه ها» بود. پس از آن من هم هرچه خلق کردم چون اسيدآمينه اي مي پنداشتم که تدريجا بر صفحه بوم شکل مي گيرد و تبديل به اثري مي شود.
    
     مدت هاست با مجموعه اسيدآمينه ها ادامه مي دهيد. نکند قرار است فقط همين تم را براي هميشه ادامه دهيد؟!
    درواقع اسيدآمينه ها يک مجموعه نيست، بلکه عنواني است براي تمام آثارم و تا امروز قصدي براي تغيير اين عنوان ندارم و همان طور که مي دانيد مجموعه متنوعي از آثارم شامل چهره ها، فيگورها، حيوانات و حتي شهرها را با همين عنوان ارايه کرده ام. اما در مورد تم آثار بايد بگويم تا وقتي تغيير و تحولي اساسي در زندگي شخصي و اجتماعي ام يا نگرشم نسبت به نقاشي رخ ندهد به حتم دغدغه هايم تغيير نخواهد کرد يا همين تم را ادامه خواهم داد.
    
     درباره روند تحولات در اسيدآمينه ها بگوييد؟ ظاهرا تغيير و تحولات در حوزه آمينه ها به کندي صورت مي گيرد؟
    گاهي تغيير و تحول در آثارم آنقدر در جزييات ظريف است که جز خودم کسي کشف نمي کند. معمولااين تغييرات در طول زماني که روبه روي بوم سفيد سکوت مي کنم و به بوم خيره مي شوم، شکل مي گيرد و جزء ناچيزي از آن در نقاشي نقش مي بندد. بارها نقاشي هايم پر مي شود از لايه هاي حرف ها و تصاويري که در طول شکل گيري گاهي حذف و گاهي با تصوير ديگري جايگزين مي شوند و در کل داستاني مي شود که من در آن زيسته ام اما مخاطب فقط پرده آخر را مي بيند. لايه لايه هاي نقاشي هايم که احوال هرروز من را در خود دارند، با من رشد مي کنند و پيش مي روند و حالم را بهتر مي کنند و اين روند براي من از توليد اثر به دفعات شيرين تر است.
    
     به نظر مي رسد پرسوناژها در کارهاي حاضر در گالري نار در همان وضعيت کارهاي قبلي «اسيدآمينه» باقي مانده اند و هنوز در جايگاه و وضعيت واقعي و مطلوب نيستند. آنها را هنوز در همان خلازماني و مکاني کارهاي قبلي مي بينيد؟
    حق با شماست. تغيير محسوسي در جريان زندگي اجتماعي ما پيش نيامده که اين تغيير نمودي در آثارم داشته باشد. گرچه گاهي بسيار مايوس و گاهي کمي اميدوار مي شويم اما همچنان سايه اي از ياس و نااميدي، اضطراب و ناامني، کرختي و بي حوصلگي و نگراني از آينده بر زندگي اجتماعي ما گسترده است و دقيقا همين سايه تم آثار من را شکل داده و اين خلازماني و مکاني معماي بي پاسخي است که همچنان سوژه هاي نقاشي هاي من که همان آدم هاي اطرافمان و حتي خودمان هستند، درونش سرگردانند.
    
     در اين کارها پس زمينه هاي اغلب تيره و تاريک جايش را به نور و سايه هاي هارمونيک و بعضي وقت ها پيوند با عناصر ديگر داده. گاهي نيز رنگين تر به نظر مي آيند.
    راستش نمي توانم به قطع بگويم دليل خاصي براي تغيير اين رنگ ها وجود دارد، به دليل اينکه همه اين آثار بداهه تصوير شده، بنابراين شايد ناشي از کورسوهاي اميدي باشد که گاهي به سراغم مي آيد و بوم هايم را روشن تر مي کند.
    
     روند متلاشي شدن پرسوناژها در بعضي از کارهاي اين دوره کندتر شده يا آنها به سمت نوعي تکامل در ساختار پيش مي روند. حتي پرسوناژها تا حدي تعيين هويت شده اند و لااقل مشخص مي شود که انسان يا موجود ديگري هستند در حالي که در بيشتر کارهاي قبلي ماهيتشان چندگانه و درهم آميخته بود.
    هميشه شرايط و موقعيت ويژه اي که در آن نقاشي مي کنم، تاثير مستقيم بر شکل گيري اين سوژه ها داشته و احوالات دروني و دغدغه هاي روزمره ام بر دفرمه شدن يا متلاشي شدن پرسوناژها تاثيرگذار بوده و اساسا سعي مي کنم با تکرار اين فرم ها به ساختار زيبايي شناسانه و مفاهيم ناب تري دست يابم.
    
     وجه فانتزي در بعضي از کارهاي اخير به سمت نوعي فضاي سوررئال مي رود. اساسا نسبت فانتزي و فراواقع گرايي را چطور مي بينيد؟
    در طول اين هفت سالي که دنياي منحصربه فردي براي اسيدآمينه ها ساخته ام کم کم در ذهنم در تمام ابعاد زندگي فردي و گروهي، حتي سرزمين اسيدآمينه ها را تصور کرده ام و آرام آرام فضايي به خصوص برايشان خلق کرده ام، شايد اين گرايش سوررئال ناشي از قرارگيري توامان ذهن ناخودآگاه و آگاه براي خلق دنيايي ويژه براي «اسيدآمينه ها»ست.
    
     اين تغيير و تحولات «اسيدآمينه» ها را به چه سمت وسويي مي برد؟
    پيش از اين بيشتر در عمق پرسوناژها فرو مي رفتم و تصويرهاي بسته و روانکاوانه اي از چهره و فيگورها داشتم اما رفته رفته از سوژه ها فاصله گرفتم و محيط پيرامونشان نيز خلق شد و اکنون سعي مي کنم آرام آرام اين دنيا را گسترده تر کنم.
    
     يکي از مهم ترين اتفاقات براي شما نمايشگاه انفرادي تان در گالري Canvas بود، زمينه اين حضور چگونه فراهم شد؟
    نمايشگاه انفرادي ام در آمريکا همزمان و در يکي از بزرگ ترين رويدادهاي هنري نيويورک «آرموري شو» (The Armory show) و به دعوت «Art middle east fair» و گالري «Canvas» برگزار شد. اين دعوت پس از نمايش آثارم در نمايشگاه گروهي با عنوان «هزارويک رنگ» که به ياري «گالري نار» در نيويورک برپا شده بود انجام شد. در اين نمايشگاه مجموعه اي از پرتره ها و فيگورها به نمايش درآمد که خوشبختانه با استقبال روبه رو شد و فرصتي بود تا نقاشي هايم را در کنار مطرح ترين آثار هنرمندان جهان که توسط مجموعه داران و گالري داران سراسر دنيا جمع شده بود نمايش دهم.
    
     نظر مخاطبان آنجا درباره آثار شما چه بود؟
    فکر مي کنم هنرمندان و مجموعه داران از کشورهاي مختلف با آثارم ارتباط برقرار کرده بودند و چيزي که برايشان جالب بود، اين بود که در عين حال که آثاري مدرن را تماشا مي کردند، روح شرقي و ايراني نيز در آنها احساس مي شد و اغلب نظرشان اين بود که نقاشي هاي متفاوتي از فرهنگ شرقي و ايراني ديده اند.
    
     در کريستيز دوبي يک دوره شرکت داشتيد؟
    بله در يک دوره با نقاشي به ابعاد 150×100سانتيمتر در حراج کريستيز بودم که کارم حدود چهار برابر قيمت پايه چکش خورد.
    
     و رهاورد اين حضور؟
    نمي توانم نتايج حضور بين المللي را در پيشرفت کاري ام ناديده بگيرم. حضور در مجامع بين المللي انگيزه براي پيشرفت و رقابت را برايم بيشتر مي کند و تازه در اين شرايط مي فهميم که رقابت اصلي بين ميليون ها هنرمندي است که در سراسر جهان سرسختانه مي کوشند تا در تاريخ هنر جهان ماندگار باشند. البته هميشه اينطور نيست، گاهي اين حضور باعث مي شود هنرمند چشم بر دغدغه هاي اصلي و رسالت هنري که نسبت به اجتماع خود دارد، ببندد و مبهوت سرعت پيشرفت در جهان باشد که اين موضوع هنرمند را از پرداختن به آنچه ذاتا هنر براي آن است، دور مي کند و در مواردي هنرمند را سفارشي مي کند.
    
     روند نقاشي معاصر ايران را از منظر کيفي و جنبه هنري چگونه مي بينيد؟
    هيجان و پويايي در خلق آثار متنوع تجسمي بسيار بالاست که اين امر در فضاي سالم رقابتي بسيار مثبت و باعث پيشرفت تکنيکي و عمق آثار مي شود، اما متاسفانه بعضي از بدسليقگي ها از سمت گالري دار و مجموعه دار که حامي اين آثار هستند در مواردي جريان پوياي هنر را به بيراهه برده و هنرمندان جوان تر را دچار فهم غلط از اثر هنري مي کند تا جايي که آگاهانه و ناآگاهانه آثاري خلق مي کنند که به نظر من هيچ تاثير مثبتي در رشد هنر معاصر ايران ندارد و در نهايت آثاري بي کيفيت و بي هويت خلق مي شوند. گويي راه هنرمندشدن در ايران نه فقط تلاش و استمرار در طراحي، تکنيک، شناخت، مطالعه و تعمق، بلکه يافتن راه هاي آسان و ميانبر براي رسيدن به اين شان است.
    
     به نظر شما مارکت هنري ايران در خاورميانه با چه آسيب هايي روبه روست؟
    بزرگ ترين آسيب، افت کيفيت آثار است که در درازمدت رقابت را براي ما با ديگر کشورها به مراتب سخت خواهد کرد.
    رازهاي «اسيدآمينه ها» / گفت وگو با «وحيد چماني» به مناسبت نمايش نقاشي هايش در گالري «نار»
    


 روزنامه شرق ، شماره 1891 به تاريخ 6/9/92، صفحه 8 (تجسمي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 246 بار
    



آثار ديگري از "آزاده جعفريان"

  رويايي كه محقق شد / گزارشي از برگزاري دهمين دوره برنامه همگرايي گروه تجسمي«هفت نگاه»
آزاده جعفريان، ايران 18/9/96
مشاهده متن    
  نمايشگاهي متهورانه با لهجه ايراني- ايتاليايي / به بهانه برگزاري نمايشگاه «ضمير و مضمون»
آزاده جعفريان، اعتماد 28/6/96
مشاهده متن    
  سيطره مردانه در نقاشي خط در خط پايان
آزاده جعفريان، اعتماد 14/6/96
مشاهده متن    
  آخرين جمعه « صداثر، صدهنرمند» بيست وپنجم، از راه رسيد / روايت هنرمندان از جذابيت هاي نمايشگاه بيست و پنج ساله
آزاده جعفريان، اعتماد 19/5/96
مشاهده متن    
  تلاش براي معرفي چهره هاي كمتر ديده شده هنر ايران / آرت دوبي، گالري آريا و دو هنرمند ارمني
آزاده جعفريان، اعتماد 16/3/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله پژوهش در علوم پزشكي
متن مطالب شماره 10 (پياپي 156)، 2017را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است