|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد92/11/3: درباره كتاب «دردي به نام من»
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4305
چهار شنبه 24 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 2880 3/11/92 > صفحه 7 (ادب و هنر) > متن
 
      


درباره كتاب «دردي به نام من»
مقاومت در برابر دردي به نام مصرف گرايي

نويسنده: مجتبي گلستاني

در مواجهه با كتاب «دردي به نام من» (نوشته هادي حسيني نژاد، انتشارات نگاه، 1392) كه دربردارنده مجموعه 60 ترانه است، بايد به يك پرسش بنيادين پاسخ گفت: آيا ترانه آن گونه شعري مستقل يا ارزشمند است كه بتواند در كتابي گرد آيد؟ براي ذهني كه خو كرده است تا ترانه را صرفا جزيي يا زيرمجموعه يي يا عنصري از يك قطعه موسيقي باكلام بپندارد، تصور ترانه فارغ از الگوي مصرف گرايانه يي كه با موسيقي، به ويژه موسيقي پاپ و عامه پسند، گره خورده است، امري ناممكن خواهد بود. بر حسب چنين الگويي، ترانه (Lyrics) صرفا مجموعه يي از چند واژه است كه به يك آواز (song) شكل مي دهد و معمولااز وزن عروضي يا نظم هجايي مشخص و گوش نوازي متناسب با آن آواز پيروي مي كند. تناسب ترانه با آواز، گاه بر مبناي الگوي وزني يا آهنگين موسيقايي شكل مي گيرد، به اين معنا كه ترانه سرا (lyricist/lyrist) بر مبناي يك موسيقي، كلامي را مي سازد و گاه بالعكس، ابتدا ترانه يي نوشته مي شود و سپس يك ملودي، آن ترانه را آهنگين مي كند و گوش نوازتر. ريشه چنين دركي از ترانه به يونان باستان بازمي گردد. ارسطو در كتاب «بوطيقا»، شعر غنايي lyric poetry را در كنار درام و شعر حماسي و رقص و نقاشي شكلي از تقليد مي دانست، سخني قافيه دار و موزون كه نوعا بيان احساسات شخصي بود و اغلب و البته هميشه با ساز و آواز يا ضرب موسيقي (beat) همراه و همگام مي شد. از اين رواست كه ترجمهlyric poetry به شعر غنايي بهتر درك مي شود، يعني شعري كه معناي تغني و ترانه را همزمان در بردارد زيرا واژه يوناني lyric هم آوازي با lyre معني مي داده و lyreيك ساز زخمه يي شبيه چنگ بوده كه مشابهتي هم به بربط داشته است. از روزگار يونانيان تاكنون، همبستگي ترانه و تغني از يك سو و بيان احساسات شخصي در سخني قافيه دار و موزون از سوي ديگر، همواره دو مولفه اصلي شعر غنايي به شمار مي رفته است كه نهايتا به شكل امروزين ترانه و ترانه سرايي انجاميده است. ترانه امروزين، افزون بر آن دو مولفه تاريخي، از يك مولفه تعيين كننده ديگر نيز برخوردار است: عاميانه بودن يا شكسته بودن واژگان. بر حسب آنچه گفته شد، طبيعتا هرگونه ديدگاه انتقادي و بدبينانه به فرهنگ عامه كه بهتر است از آن با تعبير نخبه گرا ياد كنيم، سبب خواهد شد كه سرنوشت ترانه نيز با سرشت موسيقي عامه پسند گره بخورد. در چنين رويكرد نخبه گرايانه يي، همزمان دو پرسش برجسته مي شود و مغفول مي ماند: يكي اينكه آيا ترانه هيچ وجود مستقلي فارغ از موسيقي ندارد؟ دوم اينكه آيا ترانه و هر هنر يا ادبياتي كه به زبان عامه مردم نوشته مي شود، از بن عامه پسند، يعني نازل و بي مايه است؟ و البته به اين دو پرسش بايد پرسشي ديگر نيز افزوده شود: آيا هر آنچه به توده ها يا عامه مردم وابسته است، لزوما از ارزش انتقادي و پيشرو تهي است؟
    مجموعه «دردي به نام من» به طرزي خودانگيخته دربردارنده پاسخ برخي از اين پرسش هاست. نخست اينكه «دردي به نام من» در قالب يك كتاب منتشر شده است، مجموعه يي از ترانه ها كه نه تنها با موسيقي اجرا نشده اند بلكه براي اجراهاي بعدي با موسيقي نيز نشر نشده اند يا بگذاريد بگوييم به هدف كسب وكاري به نام ترانه و ترانه سرايي و از آن هم بدتر، به هدف مشاركت در بازي سوداگرانه موسيقي پاپ نوشته نشده اند. انتشار ترانه در قالب كتاب، از منظري، دفاع از ادبيات و نوشتار است در برابر آوا و گفتار. مقاومتي در برابر «راحت الحلقوم» شدن ترانه و كلمه است: «راحت الحلقوم» زيرا با اين تعبير استعاره يي را از آشپزخانه وام مي گيريم، استعاره يي درباره «صرف كردن» ساده و بي آلايش چيزي مثل غذا. دوم اينكه با انتشار «دردي به نام من» همچنان شخصي بودن اين واژه ها براي «شاعر» و نه «ترانه سرا» بر جاي مي ماند و فرديت شاعر حفظ مي شود و ترانه ها يا همان شعرهايي كه به زبان عاميانه و شكسته مردم و كوچه و بازار نوشته شده اند، از ادبيات بودن و شعر بودن خود دفاع مي كنند. بنابراين در بطن حفظ استقلال ترانه از تغني دو بهره نهفته است:
    يكي، جدا شدن از سنت ارسطويي شعر غنايي كه به مصرف گرايي ادبي و هنري مي انجامد و ديگري، مقاومت در برابر هرگونه گفتمان نخبه گراي فرهنگي و ادبي كه اشكال حاشيه يي فرهنگ و ادبيات را به عنوان نازل و سطحي طرد و سركوب مي كند. رسالت نظريه ادبي در همين لحظه است كه آغاز مي شود. آن گونه كه تري ايگلتون در پيشگفتار ويراست دوم كتاب «نظريه ادبي» مي نويسد: «نظريه همانا نقطه مقابل و مخالف نخبه گرايي است. در حقيقت، آنچه در بررسي هاي ادبي نخبه گرايانه به شمار مي رود، اين ايده است كه تنها كساني مي توانند آثار ادبي را درك كنند كه داراي گونه يي ويژه از تربيت [ذاتي] فرهنگي باشند. با اين همه، درباره مجموعه «دردي به نام من» بايد به چند نكته انتقادي مهم نيز اشاره كنيم. با وجود مقاومتي كه اين ترانه هاي نوستالژيك و بعضا سرخوشانه فردي در برابر نظم مستقر و هژموني ترانه سرايي پاپ محور از خود بروز مي دهند، همچنان در درون همان نظم و بر اساس همان الگوهاي ترانه سرايي است كه اين ترانه ها شكل گرفته اند: به اين معنا كه مضمون ها و معناهايي كه در درون ترانه ها مستتر است، بازتوليد همان مضمون ها و معناهايي است كه پيش تر در درون نظم حاكم بر ترانه سرايي وجود داشته و اگرچه «دردي به نام من» حركت از ترانه سرايي به ترانه نويسي است، باز هم نتوانسته خود را از وابستگي به سنت ترانه سرايي برهاند. اين وابستگي در دو عنصر ريشه دارد: نخست، مساله وزن است. ترانه هاي «دردي به نام من» تكراركننده و نهايتا بازتوليدكننده همان وزن هاي هجايي و بحرهاي عروضي است كه يا از دل سنت غزل فارسي براي ترانه به ارث مانده اند يا از دل لحن ها و آهنگ هاي موسيقايي هرچند كه در متن ترانه هاي «دردي به نام من» گاهي با تغيير شكل بيت هاي دوگانه به ابيات سه پايه و نيز شكستن وزن در چنين تغييراتي گريزگاه هاي اندكي براي رهايي از اين وزن ها و آهنگ ها فراهم شده است. دوم، مساله گزينش واژگان است، آنچه زبان شناسان محور جانشيني زبان مي نامند. اگر مانند بسياري از نظريه هاي پساسوسوري بپذيريم كه معنا و انديشه فرع بر زبان و نشانه ها و دال هاي زباني است، گريز از كاربست و تكرار واژگاني كه در ترانه سرايي متداول و متعارف بوده اند، دو نتيجه مهم در پي مي آورد. ابتدا انتخاب واژگان نامتعارف و نامتداول و تركيب آنها به گستره هاي معنايي تازه يي در ترانه نويسي خواهد انجاميد، گستره يي كه ديگر مالوف و مرسوم و بنابراين، مصرف شدني نيست و سپس ترانه يي كه از آن دايره بسته رهايي يافته است، به مقاومتي تازه در برابر سلطه شيوه واحد ترانه سرايي منجر مي شود.
    درباره كتاب «دردي به نام من» / مقاومت در برابر دردي به نام مصرف گرايي
    


 روزنامه اعتماد، شماره 2880 به تاريخ 3/11/92، صفحه 7 (ادب و هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 150 بار
    



آثار ديگري از "مجتبي گلستاني"

  زنانگي و مقاومت / درباره مجموعه شعر «عاشقي با زبان ديپلماتيك» راضيه بهرامي خشنود
مجتبي گلستاني، اعتماد 23/8/95
مشاهده متن    
  خواستن و نتوانستن / درباره رمان «دود»، نوشته حسين سناپور
مجتبي گلستاني، اعتماد 8/7/95
مشاهده متن    
  پوچي: مولف و نام پدر / درباره رمان «لكنت» نوشته اميرحسين يزدان بد
مجتبي گلستاني، اعتماد 15/6/95
مشاهده متن    
  پروبلماتيك يازدهم سپتامبر / دقت هايي در رمان «انجمن اخوت ناقص العضوها»
مجتبي گلستاني، اعتماد 1/4/93
مشاهده متن    
  وقتي خنده در گلوي آدم گير مي كند / «در محفل شاعران مرده» و «در حياط خلوت نويسندگان» در گفت وگو با مهشيد ميرمعزي
مجتبي گلستاني، اعتماد 20/2/93
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه دانش غذا و كشاورزي
متن مطالب شماره 166، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است