|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق92/12/12: ديگر ارزشي وجود ندارد
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3335
يك شنبه 16 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1967 12/12/92 > صفحه 13 (كتاب) > متن
 
      


ديگر ارزشي وجود ندارد
شكل هاي زندگي: رابطه ميان عشق و سكوت

نويسنده: نادر شهريوري(صدقي)

روياي تبت نوشته فريبا وفي روايتي از عشق و سکوت است و علاوه بر آن سقوط ارزش هاي کلي را در شامگاهان يا به تعبير نيچه در غروب بت ها روايت مي کند. نويسنده اين دو مضمون مهم را به موازات هم در رمان خود به نمايش درمي آورد.
    
    «مرد آرام عاشق سکوت بود، شيوه حرف زدنش بود، براي اين سکوت نمي کرد تا چيزي يادش بيايد. سکوتش وقفه معمولي يا مکث بين دو حرف نبود خود حرف بود.»1
    «سکوت» تم اصلي روياي تبت است و همچون موسيقي متن کل داستان را تحت تاثير خود قرار مي دهد. عشق و سکوت رابطه اي ديرينه دارند. عشق در سکوت بهتر ادامه مي يابد، بهتر خود را پنهان مي کند و با تفسير رفتارها و نشانه هاي طرف مقابل مکالمه اي تمام نشدني را بهتر ادامه مي دهد. روياي تبت نوشته فريبا وفي از زبان شعله- يکي از شخصيت هاي اصلي- روايت مي شود. شعله اگرچه بيشتر روايت هاي خود را خطاب به خواهرش شيوا بيان مي کند اما روايتش در عين حال زندگي خود، خواهرش، جاويد، شوهرخواهرش و صادق را هم دربرمي گيرد. تا قبل از اين شيوا همراه با جاويد و صادق به خاطر فعاليت هايي به زندان مي افتند. شيوا و جاويد زودتر آزاد مي شوند. صادق چندسالي در زندان مي ماند. او که شخصيتي کاريزما و آرام دارد با همدلي و فداکاري اي که سرمشقش شده محور داستان قرار مي گيرد. هر تجربه غيرسودجويانه با دو عنصر «سکوت» و «خاطره» امکان ارتقا و تداوم بيشتري مي يابد. در اين ميانه عشق به عنوان شخصي ترين تجربه غيرسودجويانه با اتکا به اين دو عنصر در همان حال تداوم خود را حفظ مي کند. خاطره در عشق نقش يادآوري و به بياني ديگر «فراموش نکردن» را برعهده مي گيرد، به همين دليل هيچ عشقي از خاطره عاشق زدوده نمي شود. در عين حال عشق در سکوت حاوي عنصر نقادي است، عاشق دايما خود را نقد مي کند و رفتارهاي خود را مورد بازبيني مدام قرار مي دهد، در مورد آنها مکث مي کند و آنها را مورد تامل قرار مي دهد. اساسا تجربه هاي شخصي چنانچه بخواهند در سطحي نازل باقي نمانند بايد امکانات نقد مدام خود را فراهم آورند. تمام کتاب روياي تبت به يک تعبير مرور خاطره هايي است که در ذهن شعله جريان مي يابد. اين خاطره ها حول عشق به «مرد آرام» رديف شده و انسجام مي يابد. «سوار ماشين شيري رنگ مرد آرام مي شوم. تازه نيست. قراضه است اما مثل يک خانه امن است... من راحتم توي ماشين او... ماشين او آرام است مثل خودش. خانه متحرکي است مي شود در آن پناه گرفت و دنياي بيرون را فراموش کرد.»2
    سکوت انواع متفاوتي دارد، سکوتي که نشانه تسليم است، سکوتي که نشانه همدستي است و سکوتي که مي تواند نشانه همدلي باشد. اگنس هلر در مورد سکوت همدلانه مي گويد: «فقط آدمياني که مي توانند در کنار هم باشند کساني هستند که در هماهنگي کامل با يکديگرند. کساني که به يکديگر اعتماد دارند و در مراوده شان سخن را احتياجي نيست.» به نظر مي رسد عشق در بيان انواع سکوت با سکوت همدلانه «همدل تر» است اما اين همدلي تا آنجاست که راز عشق از پرده برون نيفتد. اساسا تمامي ويژگي عشق در وعده اي است که در آن نهفته شده، اين وعده تا مادامي که وعده است بشارت دهنده است و آدمي را افسون پيچيدگي هاي خود مي کند و او را لحظه به لحظه با خود همراه مي کند، عشق تا مادامي که مسکوت است و به انجام نمي رسد مي تواند تا ابد ادامه يابد زيرا عشق با زمان مستقيما کاري ندارد و اصلاآن را حس نمي کند.
    درونمايه داستان روياي تبت «عشق» است و اوج داستان که فرود آن نيز است هنگامي است که راز ماجرا آشکار مي شود و اين آشکاري ديگر بازي در آن چارچوب را ناممکن مي سازد و به اين سان همدلي عشق و سکوت پايان مي پذيرد. «شعله در ضيافتي که به مناسبت توديع سفر صادق برپا مي شود متوجه علاقه شيوا (خواهرش) نيز به اين مرد مي شود. صادق گفته است که مي خواهد به تبت برود. شيوا ناگهان و به حال غيرعادي به گريه مي افتد و در حضور ديگران (شوهر، خواهر، مادرش) اعلام مي دارد که او نيز مي خواهد به تبت برود و در نتيجه راز او و راز داستان فاش مي شود.»3
    با فاش شدن راز عشق اوج آن همچنان که گفته شد فرود آن نيز مي شود اما اين تمام ماجرا نيست. سرنوشت جاويد و صادق بخش ديگري از اين رمان است، اين دو که در آغاز کار به دگرگوني کلي جامعه باور داشتند به تدريج از اين موقعيت فرافردي به موقعيتي شخصي تغيير جهت مي دهند و درگير همان روزمره اي مي شوند که زماني آن را نقد کرده و برنمي تافتند. اين روزمرگي با توجه به کاراکتر شخصي صادق و جاويد البته متفاوت است. جاويد که شم واقع بيني دارد، واقع بين تر از آن است که جز به ثروت اندوزي به چيز ديگري فکر کند، او چنان غرق در کارش مي شود که به چيز ديگري اصلافکر نمي کند. او در شرايط جديد پيش آمده تازه مي فهمد که چطور مي توان زندگي کرد. «جاويد مي گفت: تازه مي فهمم چه جوري بايد زندگي کرد. هميشه مي گفتم غذا را بخوريم خلاص بشويم و بريم سر کار مهم تر حالامي فهمم 40سال تمام به اين شکم خيانت کرده ام.»4
    در صادق اما وضع کمي فرق مي کند. به عبارت ديگر در او هنوز چيزي فراتر از واقعيت صرف وجود دارد. او کماکان و هنوز به ايده اي باور دارد اما اين حقيقت برايش ديگر جنبه اي کاملاشخصي دارد، صادق نااميد از هياهوي بيرون و خسته و نااميد از تغيير کلي در خيال خود به آرامش در درون خود مي انديشد و به همين دليل روياي تبت را در سر مي پروراند. روياي تبت براي صادق نويد آرامشي بودايي است کمااينکه عشق صادق نويدبخش آرمش براي شيوا و شعله است. درونمايه روياي تبت اگرچه عشق است اما نويسنده در عين حال تغيير جهت از موقعيت هاي فرافردي به موقعيت هاي فردي را در داستان خود به نمايش درمي آورد. اين موضوع يادآور پيش بيني نيچه درباره سقوط ارزش هاي کلي است. از نظر نيچه در شامگاهان که مرکز داوري ارزش ها از موقعيتي فرافردي به داوري من هاي هم سطح مي انجامد ديگر هيچ ارزشي وجود ندارد که ارزش ازخودگذشتن داشته باشد. در اين شرايط فداکارترين آدم هاي «روياي تبت» در پي شخصي ترين خواسته هاي خويش روياي تبت را در سر مي پرورانند.
    
    پي نوشت ها:
    2،1، 4- روياي تبت، فريبا وفي
    3- رمان ايران، عبدالعلي دستغيب
    
    ديگر ارزشي وجود ندارد / شکل هاي زندگي: رابطه ميان عشق و سکوت
    


 روزنامه شرق، شماره 1967 به تاريخ 12/12/92، صفحه 13 (كتاب)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 104 بار
    



آثار ديگري از "نادر شهريوري(صدقي)"

  چوبك با دوربيني در دست
نادر شهريوري(صدقي)، شرق 7/12/96
مشاهده متن    
  گرمي و سردي در ادبيات ما
نادر شهريوري(صدقي)، شرق 24/8/96
مشاهده متن    
  ضدحمله هاي نابوكوف
نادر شهريوري(صدقي)، شرق 17/9/95
مشاهده متن    
  تبديل سرشت به سرنوشت
نادر شهريوري(صدقي)، شرق 10/8/95
مشاهده متن    
  ناخداي تراژيك
نادر شهريوري(صدقي)، شرق 8/2/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه پيشگامان ساختمان
متن مطالب شماره 120، آذر 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است