|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد93/2/24: به مناسبت روز فيلمنامه نويس
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4304
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 2960 24/2/93 > صفحه 9 (سينماي ايران) > متن
 
      


به مناسبت روز فيلمنامه نويس
همه آنچه فيلمنامه نويسان مي خواهند

نويسنده: شادمهر راستين


    
    
چرا فيلمنامه مي نويسيم؟-1
    
    در زمانه يي كه همه مي گويند مشكل سينماي ايران فيلمنامه است. در دوراني حداكثر سالي پنج فيلم، فيلمنامه هايشان توسط فيلمنامه نويسان نوشته مي شود.
    در هنگامه يي كه پايه تحصيلي فيلمنامه نويسي كارشناسي ارشد نيست.
    در عصري كه تعداد كارمندان دولتي نظارت و مميزي بر فيلمنامه بيشتر از فيلمنامه نويسان است و در تاريخي كه پايين ترين دستمزد سينمايي به فيلمنامه نويس تعلق مي گيرد، واقعا چرا بايد فيلمنامه بنويسيم؟
    در هاليوود، آنجا كه مهم ترين افتخار فيلمنامه نويسي ايران رقم خورده است و فيلمنامه «جدايي نادر از سيمين» نامزد اسكار شد، حداقل 10 شغل جانبي وجود دارد تا فيلمنامه يي توسط فيلمنامه نويس به رشته تحرير در آيد. داستان نويس سينمايي نخستين حرفه يي است كه از دهه 60 و بعد از موفقيت مجموعه فيلم هاي سينمايي «مت هلم» رايج شد و در دو دانشگاه UCLEو York كانادا اين رشته را تا پايه دكتري تدريس مي شود. جالب اينكه استيفن كينگ خود را نويسنده داستان براي فيلمنامه مي داند تا يك رمان نويس جنايي و بر اين تخصص خود مي بالد.
    شغل دوم ايده پردازان براي نگارش فيلمنامه هستند. اين افراد در موسسات تحقيقاتي از تطبيق چند فاكتور به يك عامل ثابت مي رسند كه بازار هدف در هاليوود به چه چيزي احتياج دارد. مهم ترين اين شركت ها ويزني دريم است كه با بودجه ديزني لند بيشترين تحقيق بازار سينمايي را انجام داده و بعد از انيميشن ريتتويت به چند شاخه اروپا، آسيا و امريكاي شمالي تقسيم شده است.شغل سوم، زندگينامه نويسان براي فيلمنامه است كه تخصص در دراماتيك كردن افراد مشهور و يافتن قصه هاي عجيب در بين افراد عادي دارند. زندگينامه نويس ها گاهي قراردادهاي مجموعه يي مي بندند. مانند: سرآرتور هموي كه شخص ملكه انگلستان 10 زندگينامه درباري به او سفارش داده و روش كاري او تركيب اشرافيت انگلستان با طبيعت اسكاتلند است و اين امر او را در ميان هم صنفي هاي خود متفاوت كرده بله اين شغل صنف مولفين مستقلي در انگلستان دارد. گسترش دهندگان فيلمنامه به افرادي مي گويند كه بتوانند فيلمنامه را براساس توليد بازنويسي كرده يا امكان سپري شدن آن را فراهم سازند. همين طور گسترش مي توانند قصه چند شخصيت را در يك يا برعكس تبديل كنند و در اين امر حتي به تنوع لوكيشن يا استفاده از گروه هاي اسپشيال افكت نيز مي توانند فكر كنند. گسترش دهندگان بيشتر با شركت هاي بزرگ تبليغاتي يا روابط عمومي برندها سر و كار دارند و به راحتي سرقت از يك جواهر فروشي را مي توانند به يك هتل تبديل كنند بهترين نمونه آن «ماموريت غيرممكن4» است كه فيلمنامه نويس گسترش دهنده حتي توسط نرخ بالاتري از ديويد كوپ بگيرد چرا كه توانست رابطه يي بين برج العرب، توفان شن و ماشين ها در يك سكانس پيدا كند. ارائه دهنده فيلمنامه يا پيچ كنندگان شغل كاملاتخصصي است كه ايده، طرح، خلاصه قصد يا حتي مي توانند خود فيلمنامه رادر جلسات خصوصي يا عمومي به كارگزاران يا نمايندگان مجري طرح با قيمت هاي مختلف بفروشند و درصد قابل توجهي از اين راه كسب كنند. مرحوم سيد فيلد يكي از بهترين ارائه دهنده فيلمنامه بود و حتي مي توانست ايده يي را همزمان به 20 كارگزار ارائه دهد و بالاترين نرخ قرارداد را براي نويسنده آن دريافت كند. ثبت كننده و بازاريابي عمومي شغل تازه يي است كه كتابخانه كنگره امريكا مروج آن شده است و به نوعي ضدپيچ كنندگان فيلمنامه است. از سال ها قبل كتابخانه كنگره با دريافت حدودا بيست دلار فيلمنامه را ثبت مي كرد اما دو دهه است كه با ارائه اينترنتي و تضمين خلاصه فيلمنامه يا ايده اوليه و دريافت 100 دلار اقدام به بازاريابي عمومي يا مجازي فيلمنامه ها كرده است.
    فيلمنامه نويسي تخصصي براي سوپراستارها شغلي است كه از قلعه عقاب ها و سرگيجه دردهه شصت شروع شد اما فروش فوق العاده بادي گارد عامل اصلي احياي اين شغل است به طوري كه به قول مديربرنامه مريل استرپت، هر سوپراستاري بايد فيلمنامه نويس خاص خود را داشته باشد و به خيل اين شغل هاي حاشه يي اضافه كنيد بازنويسان توليدي، بازنويسان اجرايي و بازنويسان گرافيك كامپيوتري و پرده آبي.
    حل ماكجاي دنياي فيلمنامه نويس ايستاده ايم و چرا همچنان فيلمنامه مي نويسيم؟ نمي دانم شايد چون براي مافيلمنامه چون شعر است و هرسركه در آن شهر نباشد ازهرچه شعوراست مبراست و شعاري به بيان دارد.
    
    
    
سهم فيلمنامه نويسان از سينماي ايران -2
    فرهاد توحيدي

    سال هاست كه صورت هاي متفاوت از گزاره واحدي در ميان دست اندركاران و علاقه مندان سينماي ايران دهان به دهان مي چرخد: «سينماي ايران دچار بحران فيلمنامه است» يا «سينماي ايران از ضعف فيلمنامه رنج مي برد» و... متهمان اصلي اين نقيصه نيز بي برو برگرد فيلمنامه نويسان قلمداد مي شوند اما آيا اين اتهام واقعي است؟ سهم واقعي فيلمنامه نويسان از سينماي ايران چقدر است؟ دلايل واقعي ضعف عمومي فيلمنامه ها چيست؟
    هنوز زمان زيادي از برگزاري سي و دومين جشنواره بين المللي فيلم فجر سپري نشده است، بررسي فيلم ها و فيلمنامه هاي دو بخش مسابقه سينماي ايران (سوداي سيمرغ) و مسابقه فيلم هاي اول (نگاه نو) شايد به عنوان مشت نمونه خروار بتواند سهم فيلمنامه نويسان سينماي ايران را به شكل واقع بينانه تري نشان دهد. از ميان 52 فيلم به نمايش درآمده در اين دو بخش 36 فيلمنامه را كارگردان ها نوشته اند، شش فيلمنامه حاصل همكاري مشترك كارگردان و يك فيلمنامه نويس حرفه يي است و فقط 10 فيلمنامه را فيلمنامه نويسان حرفه يي سينماي ايران نوشته اند- تعريف من از فيلمنامه نويس حرفه يي، كسي است كه فيلمنامه اش را براي ساخت فيلم در اختيار ديگران قرار مي دهد. با اين حساب آقاي بهروز افخمي هم از ديدگاه من فيلمنامه نويس حرفه يي است- به عبارت روشن تر حدود 18 درصد فيلمنامه هاي دو بخش مسابقه اصلي سينماي ايران و مسابقه نگاه نو به فيلمنامه نويسان حرفه يي تعلق دارد. در بخش مسابقه سينماي ايران از ميان پنج نامزد دريافت سيمرغ بلورين بهترين فيلمنامه سه نامزد- 60 درصد- و در بخش نگاه نو نيز يك نامزد- 20 درصد- از ميان فيلمنامه نويسان حرفه يي بودند. اين نسبت ها كه با تفاوت اندك در سال هاي گذشته تكرار شده است، معناي روشني دارند، فيلمنامه نويسان حرفه يي به طور نسبي فيلمنامه هاي بهتري مي نويسند. نگارنده با بررسي فيلم هاي پرفروش سينماي ايران و فيلم هاي هنري نيز به نتايج كمابيش مشابهي دست يافته است.
    اما مهم ترين دليل ضعف فيلمنامه در سينماي ايران به گمان من وضعيت اقتصادي اين سينماست. در سال گذشته حدود 120 فيلم به هيات انتخاب جشنواره فيلم فجر ارائه شد. اگر آمار توليد را كمابيش همين عدد فرض كنيم و ميانگين هزينه توليد را براي هر فيلم يك ميليارد تومان در نظر بگيريم، هزينه توليد در سينماي ايران 120 ميليارد تومان و با گذشت و مسامحه در بهترين حالت 150 ميليارد تومان است. به طور ميانگين حدود يك درصد بودجه هر فيلم در ايران به فيلمنامه اختصاص مي يابد. اغلب تهيه كنندگان سينماي ايران معمولاسفارش فيلمنامه نمي دهند بلكه منتظر فيلمنامه هاي پيشنهادي مي نشينند، در نتيجه فيلمنامه نويسان بدون منبع مالي بايد آغاز به كار كرده و نتيجه را به تهيه كنندگان يا مراكز تهيه و توليد دولتي يا نيمه دولتي عرضه كنند. كارگردان ها هم در اين بازار به دليل نداشتن پشتوانه مالي، ناچارند به جاي عقد قرارداد با فيلمنامه نويسان و پرداخت به او، خود فيلمنامه بنويسند يا به اعتبار شخصيت حرفه يي خود از همكاري رايگان فيلمنامه نويس- تا زمان عقد قرارداد با تهيه كننده- بهره ببرند. در جريان چنين روندي، تحقيق و پژوهش- كه به اعتقاد من براي نوشتن فيلمنامه ضرورتي انكارناپذير است- امري تجملي محسوب مي شود. در چنين بستري، اقتباس از ادبيات معاصر ايران- به دليل بي پولي براي پرداخت حق تاليف در اختيار گرفتن حقوق اثر براي اقتباس سينمايي- عملامنتفي مي شود. حتما در اين زمينه استثنائاتي هم وجود دارد اما به قاعده «النادركالمعدوم» بايد از آنها صرف نظر كرد. جز مواردي استثنايي كه فيلمنامه نويس يا كارگردان با انگيزه هاي شخصي و صرف توان و هزينه مادي، زمان بسياري را به پژوهش سينمايي و نگارش فيلمنامه يا نوشتن فيلمنامه اقتباسي مي پردازند، جريان غالب فيلمنامه نويسي در ايران از عنصر شتابزدگي و ناپختگي رنج مي برد. فيلمنامه نويس يا كارگردان- فيلمنامه نويس عجله دارد، مثل باغداري كه ميوه نوبرانه را كال چيده و روانه بازار مي كند تا بتواند دخل و خرج كند، فيلمنامه هاي كال و ناپخته را به اين تهيه كننده و آن مركز دولتي و نيمه دولتي عرضه كنند. از آن پس هم تكليف كمابيش روشن است. اعمال سليقه تهيه كنندگان حقيقي و حقوقي و ورود اشخاص ثالث به عرصه چون و چرا در امر فيلمنامه از اين متن آش شله قلمكاري مي سازد كه هيچ كس حاضر به دفاع از آن نيست.
    وجود تهيه كنندگان حرفه يي صاحب سليقه و صاحب زيبايي شناسي و دانش سينمايي- كه به اعتقاد من تعداد آنها در سينماي ايران به شمار انگشتان دو دست هم نمي رسد- ضامن رشد فيلمنامه نويسي در ايران است. فيلمنامه هاي سينماي ايران آن هنگام به سطح قابل قبولي از پختگي و استانداردهاي جهاني مي رسد كه جريان تهيه كنندگي در سينماي ايران از بلوغ لازم برخوردار شود. مرا به مراكز دولتي و نيمه دولتي چشم اميدي نيست چرا كه در بهترين حالت مديران خوش سليقه معتقد به فيلمنامه هم نهايتا سفارش دهندگاني هستند كه كارگردان مراكز فرهنگي بالادست و ابزارهاي مهندسي فرهنگي جهت دار به شمار مي روند. رشد متوازن كيفي در سينماي ايران در همه زمينه ها به تشكيل سرمايه در بخش خصوصي، پيشرفت معنادار در تامين زيرساخت ها- از جمله سالن هاي نمايش- و شكستن انحصار و نيز تامين امنيت شغلي بستگي دارد. فيلمنامه نويس بايد در بستر امنيت مالي و در همكاري با تهيه كننده و كارگردان با دانش سينمايي، با تضمين تامين هزينه هاي لازم براي تحقيق و پژوهش و استخدام مشاوران لازم در زمينه هاي مختلف پزشكي، روانشناسي، حقوق و... كار كند. از چنين فيلمنامه نويسي بايد توقع فيلمنامه پخته، بي غلط و استاندارد داشت. در شرايط كار طاقت فرسا در سينماي ايران براي فيلمنامه نويسان، همين ميزان پيشرفت در امر فيلمنامه در حد شاهكار است.
    
    
    
«فيلمنامه نويس، تنهاست» -3
    مهران كاشاني

    تنهاترين عضو عرصه سينما، فيلمنامه نويس است، شايد اين وجه از حرفه فيلمنامه نويسي كمتر ديده شده باشد. سينما هميشه به عنوان يك كار جمعي شناخته مي شود، يك فيلم حاصل انسجام و هماهنگي گروه هاي مختلف در يك زمان فشرده است اما در اين ميان فيلمنامه نويس عضوي است كه تنهاست، نه دستياري دارد، نه همكاري.
    فيلمنامه نويس در گوشه يي از تنهايي هايش، يك پروژه را وقتي آغاز مي كند كه خيالي خام بيش نيست.
    فيلمنامه نويس، نويسنده است اما نه نويسنده يك رمان كه آزادي و رهايي خاص خودش را دارد، نويسنده فيلمنامه مي داند متنش محدوديت زمان دارد، محدوديت مكان دارد، محدوديت بودجه، خطوط قرمز خاص سينما و البته محدوديت اجرا.
    به عنوان يك فيلمنامه نويس (برخلاف نويسنده رمان) كافي نيست كه شما قصه و شخصيت هاي متناسب با قصه را خلق كنيد، در فيلمنامه اين محدوديت وجود دارد كه قصه و شخصيت هاي شما بايد متناسب با يك زمان از پيش تعيين شده نوشته شوند مثلا100 دقيقه، نه كمتر و نه بيشتر.
    و بديهي است كه در فيلمنامه همه جهان ذهن شما بايد تبديل به چيزي عيني شود، فيلمنامه نويسي يعني تبديل ذهنيت به عينيت. تبديل ذهنيت به عينيت، تبديل ذهنيت به چيزي كه بشود آن را ديد يا شنيد. «ماركز» نويسنده محبوب من مي توانست تخيل نابش را رها كند و در كتابش بنويسد: «چهار سال و 11 ماه و دو روز باران باريد...» ولي اين عبارت تخيلي است كه فقط در ادبيات ادراك مي شود. فيلمنامه نويس ها عاشق ادبياتند ولي هرگز نبايد و نمي توانند لذت ناب نوشتن و رهايي را مثل مثلا«گلي ترقي» در كتاب فوق العاده اش «دو دنيا» تجربه كنند و بنويسند: «چقدر كار در پيش دارم، مي خواهم خانه ام را عوض كنم و به محله يي جديد بروم. مي خواهم سفر كنم، مي خواهم داستان هاي تازه بنويسم، شهرهايي هست كه مي خواهم ببينم (دست كم فكرش را مي كنم). صداهايي هست كه مي خواهم بشنوم، عطرها، مزه ها، رنگ هايي كه مي خواهم كشف كنم. روي تمام زمين هاي جهان خانه كنم و زير تمام آسمان هاي عالم بخوابم. شايد هم هيچ كاري نكنم. هيچ كجا نروم و هيچ اتفاقي نيفتد. مهم نيست، كافي است كه دوباره خواب هاي خوش ببينم.»
    اين متن زيبا، ادبيات است كه ذاتا آزاد و رهاست اما ويژگي هاي ذاتي سينما در فضاي محدودي كه بسياري چيزها را نمي توان ديد يا شنيد، فيلمنامه نويس را به مرز استيصال مي كشاند و در اين استيصال تنهاست.فيلمنامه نويس علاوه بر فيلمنامه مجبور است به چيزهاي ديگري هم فكر كند كه دشواري كارش را صد چندان مي كند، فكر كردن به فضاي عمومي سينما ومخاطبان، فكر كردن به هزينه ها، به واحدهاي نظارتي موجود و سليقه ها، به خطوط قرمز، به سليقه تهيه كننده وكارگردان، به شباهت هاي احتمالي فيلمنامه به فيلم هاي ديگر، به جدول فروش فيلم ها، به فصل ها، به جشنواره ها، به طبقه متوسط مخاطب، به نيازها و علاقه مندي هاشان، به بودجه فعلاموجود، به سياست، به دولت، به حتي تك تك مديران دولتي و خصوصي! و البته به قصه، به پيرنگ، به سرعت شروع قصه، به نقاط عطف، به نقطه اوج، به دوراهي ها و به پايان!
    كارگردان هيچ فيلمي تنها نيست، از هيچ شروع نمي كند، كارگردان يك متن آماده دارد به نام فيلمنامه، متني كه اگر خوب باشد، مي تواند به آن تكيه كند. كارگردان گروه كارگرداني را دارد، دستياران و مشاوراني كه تنهايش نمي گذارند و فيلمبرداري كه ياور و همراه اوست.
    اما فيلمنامه نويس تنهاست. فيلمنامه وقتي نوشته مي شود كه هيچ كس نيست. هيچ كس در شيوه كارگرداني يك فيلم، دخالت نمي كند، در متد فيلمبرداري هم معمولاكسي نظري نمي دهد اما فيلمنامه نويس بعد از ارائه فيلمنامه بايد آماده باشد كه تقريبا همه عوامل در فيلمنامه دخالت كنند از كارگردان و تهيه كننده و فيلمبردار، تا سرمايه گذار و بازيگر مسوول گريم و صحنه و صد البته ديگران! نه اينكه اين قضاوت لزوما غلط باشد، اين هم شايد از ويژگي هاي سينما باشد. كاري هم نمي توان كرد اما فيلمنامه نويس مجبور است آنقدر انعطاف داشته باشد كه نظر همه را بشنود و در ضمن مقاومت غيرمنطقي هم نكند و تا جايي كه امكان دارد، ديگران را مجاب كند.
    با وجود همه بحث ها، بعدها مي بيند، صحنه هايي را حذف مي كنند، ديالوگ هايي را تغيير مي دهند، صحنه هايي را اضافه مي كنند، بي آنكه حتي به فيلمنامه نويس اطلاع دهند.
    فيلمنامه نويس با مشكلات ديگري هم ممكن است دست به گريبان شود. هيچ كس نمي تواند كارگردان ياعوامل ديگر را به سرقت متهم كند اما در مورد فيلمنامه بايد مواظب باشيد، احتمالاروزي بالاخره اين تجربه را خواهيد كرد كه فيلمنامه تان يا به سرقت برود يا متهم به سرقت بشويد. سرقت، كپي، شباهت و چيزهايي از اين قبيل.نطفه، حيات و جان يك فيلم، فيلمنامه است و با اين حال و به هر حال، فيلم ساخته مي شود اگر فيلم بدي باشد شك نكنيد كه مي گويند فيلمنامه خوبي نداشت و اگر فيلم خوبي بود كارگردان و بازيگران قدر مي بينند و بر صدر مي نشينند، هم اينجا و هم خيلي جاهاي ديگر. فيلمنامه نويس برخلاف نويسنده رمان، فراموش مي شود. معمولامردم هم او را نمي شناسند كسي هم كنارش عكس يادگاري نمي گيرد. فيلم به جشنواره هاي مختلف مي رود. كارگردان و بازيگر را مي برند، فيلمنامه نويس را نه!
    فيلمنامه نويس را به سمت تنهايي اش پرتاب مي كنند. خيلي از تهيه كننده ها و كارگردان ها، سعي مي كنند فيلمنامه نويس را پنهان كنند، فراموش نكنيد. روز و شب- داخلي و خارجي- تقريبا همه جا سينما يك كار جمعي است اما فيلمنامه نويس تنهاست.
    
    
    
«شخصيت فيلمنامه نويس»-4
    سيدسعيد رحماني

    مميزي، اصلاحات، بازنويسي، كنترل خلاقيت هنرمند با آيين نامه و بخشنامه و دستور، مشروط، مردود، فاقد اولويت، مساله دار، شوراي پنهان با راي نافذ، علت العلل ضعف سينما و … همه اين تعابير و عبارات فقط يك عنوان و صاحب عنوان را به ذهن متبادر مي كند: فيلمنامه، فيلمنامه نويس!
    مدخل تلخي است براي ورود به مبحث شخصيت فيلمنامه نويس!
    شخصيت فيلمنامه نويس كه زمينه ساز بداعتي جادويي به نام فيلمنامه است، بي ترديد معرف تشخص سينما خواهد بود… تالي با مقدمه نمي تواند معارض باشد!
    اين مقدمه و توضيح، ناگزيرمان مي كند به ورود به بحث آسيب شناسي در حوزه سياستگذاري محتوايي و دروازه باني ساختاري (همان سليقه يي خودمان) توسط «سازمان دلسوز و موثر!»
    سينما، هنر صنعتي است كه به واسطه هنر، ماهيتي از جنس كشف و خلق دارد… كشف كه از جنس تجربه زيستي هنرمند است و قابل دخل و تصرف نيست و خلق نيز، وديعه يي است معجزه گر كه ممزوج با روح هنرمند است و كشفيات را در استحاله يي جادويي به خلقي زيبا بدل مي كند و لذا قابليت قبض و بسط با بخشنامه ندارد… پس درزي در اين جغرافياي كشف و خلق موجود نيست تا «سازمان دلسوز و موثر» منبع نفاذ پيدا كند… اما ذاتي وجود كشف و خلق، جريان است… جاري بودن … پس «سازمان دلسوز و موثر» فقط مي تواند در مسير اين جريان، «مسولانه» دروازه باني كند!… از هر دو سر!… هم از ابتدا، هم از انتها!… اما از «انتها» هزينه بر است… جنجالي تر است… اما از «ابتدا»، راحت تر است… سكوتش بيشتر است… پشت در بسته است… كم دردسر تر است!… طرفش فرهنگي است، فيلمنامه نويس است… در صورت بروز «چالش» داد و فرياد نمي كند!… حتي مي توان با او روبه رو نشد، چون مودب و ماخوذ به حياست و حتي مي شود دستي ناشناس از لاي در مهر مشروط يا مردود را كف دستش بكوبد!
    از سويي ديگر سينما، صنعت است… توليد دارد… محصول دارد… پس نظام عرضه و تقاضا بر آن مترتب است… عرضه و تقاضا هر كجا كه باشد، فرمول خودش را دارد و الزامات خودش را… شكل اقتصاد بسته دولتي و اقتصاد سوبسيدي مخرب نظام عرضه و تقاضاست... بخشنامه يي و توصيه يي و بلك ليستي هم نيست… عرضه و تقاضا در بستر فرهنگي سينما يعني تعامل آزاد و موثر مخاطب - هنرمند … كه اما اين «سازمان دلسوز و موثر» در ميانه اين فرمول جزمي نيز به دنبال جايي براي خود مي گردد و به هرقيمتي مي خواهد درزي براي حضور ضخيمش پيدا كند!… نمي شود… اما بايد بشود… «سازمان دلسوز و موثر» بايد در تعامل موثر مخاطب و هنرمند، نقشي داشته باشد!
    سلب بودن نظام عرضه و تقاضا، مانع از آن است كه «سازمان دلسوز و موثر» بتواند در مسيرش، چه ابتدا و چه انتها دروازه باني كند.
    اما از طرفي صنعت بودن سينما، راهكار به دست «سازمان دلسوز و موثر» مي دهد و دو بخش ديگر تعريف مي كند: مديريت فراوري و مديريت خروجي!
    فيلمنامه، ظاهرا پلاستيك ترين عنصر اين پروسه است با بالاترين انعطاف… پس، به راحتي مي توان آن را در مسير حركتش به سوي نهايي شدن محصول، تحت فرآوري ويژه قرار داد تا محصول مورد نظر، به دست آيد!
    فيلمنامه نويس و فيلمنامه، به راحتي توسط «سازمان دلسوز و موثر» در هر دو بخش هنري و صنعتي، تحت «دروازه باني» و «فراوري ويژه» قرار مي گيرند اگر و فقط اگر حضوري منفرد داشته باشند.
    اما اگر بخشي از شاكله قوي و مقتدر و منسجم و عظيم صنفي باشند، «سازمان دلسوز و موثر» چه در مرحله «دروازه باني» و چه در «روند فرآوري»، ناگزير از صرف هزينه بسيار است… هزينه يي كه چه بسا با توجه به تبعات سنگينش يا عطايش را به لقايش ببخشد يا آن را صرفه جويي كرده، در بخش ديگري براي قدرتمند سازي علمي و تعاملي، خرج خودش كند تا هم قد با صنف قدرتمند، وارد تعامل پاياپاي و برابر شود.
    مخلص كلام، فقط و فقط يك نظام صنفي قدرتمند مي تواند متضمن شخصيت فيلمنامه نويس باشد و به تبع آن تضمين كننده تشخص سينماي شريف و پيشرو و بالنده ما.
    به مناسبت روز فيلمنامه نويس / همه آنچه فيلمنامه نويسان مي خواهند
    


 روزنامه اعتماد، شماره 2960 به تاريخ 24/2/93، صفحه 9 (سينماي ايران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 964 بار
    



آثار ديگري از "شادمهر راستين"

  بازيابي اعتماد جهانيان
شادمهر راستين*، ايران 7/2/96
مشاهده متن    
  براي همدردي
شادمهر راستين*، ايران 17/7/95
مشاهده متن    
  تلاش براي شناسايي مخاطبان جشنواره جهاني
شادمهر راستين*، اعتماد 8/2/95
مشاهده متن    
  جشنواره امسال فيلم فجر، موفق تر از گذشته
شادمهر راستين، اعتماد 24/11/94
مشاهده متن    
  معطل ماندن يك تاريخ / ضايعه از دست رفتن زاون يك منتقد
شادمهر راستين، اعتماد 2/12/93
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه گزارش سازمان نظام مهندسي ساختمان استان فارس
متن مطالب شماره 98، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است