|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد93/4/22: وقتي عكس ها را مي سازيم
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3864
پنج شنبه پنجم مرداد ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 3008 22/4/93 > صفحه 12 (تجسمي) > متن
 
      


وقتي عكس ها را مي سازيم
گفت وگو با جاويد رمضاني، مهدي مقيم نژاد و رضا شريف زاده به بهانه برگزاري سومين جشنواره پرتره

نويسنده: حافظ روحاني


    مقيم نژاد: من فكر مي كنم كه عكاسي به گرفتن عكس محدود نمي شود، همان طور كه به ساختن عكس هم محدود نمي شود. عكاسي را نمي توان به يك شيوه توليدي به خصوص محدود كرد. مساله اين است كه همه اين شيوه هاي توليدي حضور دارند و بهتر است كه با يك نگاه ارزشگذارانه به اين شيوه ها نگاه نكنيم
    
    رمضاني: به لحاظ هنري هم ما داريم يك ژانر را تبليغ و بازيابي مي كنيم و به آن حيات مجدد مي دهيم. با كمك دوستان روي اين موضوع كار كرديم و اهداف و توقعات مان را معلوم و سعي كرديم كه يك بستر نظري درست كنيم
    
    سومين جشنواره پرتره به مانند دوره قبلي اين جشنواره در گالري شيرين برگزار شد. جشنواره يي كه كوشيده بي توجه به جريانات روز هنري سليقه خاص خودش را تبليغ كند و شايد از همين رو است كه به سراغ پرتره رفته، ژانري در عكاسي كه سال هاست در ايران مهجور مانده. به اين ترتيب سومين جشنواره پرتره گالري شيرين كوششي است جهت احياي اين ژانر و تلاشي براي يادآوري اين نكته كه هر نگاهي براي خود جايي دارد و فرصتي مي خواهد براي بروز. به اين بهانه به سراغ جاويد رمضاني، مهدي مقيم نژاد و رضا شريف زاده، از اعضاي شوراي سياستگذاري اين جشنواره رفتيم تا درباره رويكردها، نظرات و اهداف اين جشنواره با آنها صحبت كنيم.
    
    رمضاني: در گذشته هم متداول بود كه پرتره فلاني را بساز ولي امروز مي گوييم عكس بگير. حال سوال اين است كه در روزگار ما و با فناوري امروز عكس ساخته مي شود يا گرفته مي شود، ما عكس را بنيان اين جشنواره قرار داديم و اين جشنواره هم يك جشنواره عكس بنيان است
    
    شريف زاده: در همه جاي دنيا وقتي يك گرايش هنري به پايان دوران اوجش مي رسد حذف نمي شود، به روند حركتي خودش ادامه مي دهد ولي در گوشه يي. گرايش ديگر هنري هم جايگزين آن نمي شود، جريان غالب سوار بر موج است و جريان ديگر در كنار اين موج است و دارد حركت مي كند
    
    مقيم نژاد: جشنواره پرتره سازي، جشنواره عكس نيست، اين نكته خيلي مهم است بلكه از معدود جشنواره هاي تجسمي ما است كه دارد بر مبناي عكس ها جلو مي رود. ما به اتفاقاتي از اين دست احتياج داريم كه جنبه تجسمي شان بر بقيه وجوه شان بچربد
    
    گالري ها به ژانر پرتره علاقه چنداني نشان نمي دهند، كه شايد مهم ترينش مسائل اقتصادي باشد، با اين تفاصيل چرا به سراغ پرتره رفتيد؟
    جاويد رمضاني: سه سال پيش من و دوستاني كه در يك گالري مشغول به كار بوديم به اين فكر افتاديم كه روي يك جريان توجه و تمركز كنيم بدون اينكه آيا اين جريان مورد علاقه گالري هست يا نه و آن جريان پرتره بود، آن هم به عنوان جرياني كه قرن هاست مورد توجه است. مي دانيد كه الان سي و چند سال است كه گالري ملي لندن يك گالري را به نمايش پرتره اختصاص داده كه البته بيشتر بر نقاشي پرتره تمركز كرده. ما فكر كرديم كه در يك حيطه بين رسانه يي به سراغ اين جريان برويم كه هم در آينده و به لحاظ اجتماعي ماده خامي را فراهم مي كند براي پژوهش هاي حوزه علوم انساني و درك و فهم شرايط معاصر. به لحاظي هنري هم ما داريم يك ژانر را تبليغ و بازيابي مي كنيم و به آن حيات مجدد مي دهيم. با كمك دوستان روي اين موضوع كار كرديم و اهداف و توقعات مان را معلوم و سعي كرديم كه يك بستر نظري درست كنيم و آرام آرام به يك جدول و ساختار دست پيدا كرديم كه الان شاهدش هستيد.
    
    رضا شريف زاده: درباره چيزي كه طرح كرديد يك توضيح كوتاه لازم است. آنچه ما در اين نمايشگاه يا جشنواره برگزار كرديم از آنچه به شكل كليشه يي پرتره خوانده مي شود خيلي دور است. پرتره در تعارف سنتي اش يعني نشان دادن چهره يك شخص كه خودش تقسيم بندي هايي دارد كه آدمي كه سوژه عكس است، مهم تر باشد كه آن وقت هويت آن شخص از عكس مهم تر مي شود يا اينكه نه عكاس مهم تر باشد. در ايران هم در موقع برگزاري نمايشگاه پرتره حالت دوم رخ مي دهد كه هرچند به بهانه يي مثل سالگرد تولد يا مرگ پرتره هايش به نمايش درآيد، به قول شما الان سال ها است كه پرتره براي گالري ها اهميت چنداني ندارد كه مهم ترين دليلش هم اقتصادي است و كمتر پيش مي آيد كه يك مجموعه دار يك پرتره را بخرد. يكي از دلايلي كه اين جشنواره يا نمايشگاه براي من جالب شد عنوانش، يعني پرتره سازي بود. در اينجا ساختن خيلي مهم تر از مفهوم ثبت كردن است كه شايد قبل تر به عنوان پرتره شناخته مي شد. پرتره در تعريف كهنه ترش، تصويري واقعي بود كه ثبت مي شد تا هميشه ماندگار باشد، اگر به تاريخ عكاسي هم رجوع كنيد، آن كارت هايي كه خيلي مطرح بودند، عكس از آدم هاي مهم بود كه در تعداد زياد چاپ مي شد. در اين جشنواره ما كاري با اشخاص معروف كه معمولادر پرتره حضور دارند نداريم، بلكه در اين جشنواره ما خواستيم تا چيزي ساخته شود، يعني به وجود آمدن فضايي كه پرتره ممكن است در آن صرفا يك عنصر يا لايه يي از اثر باشد و همين ويژگي است كه اين جشنواره را خاص و جذاب مي كند چون لايه هاي مفهومي، نوشتن بيانيه و ساختن عكس اهميت بيشتري نسبت به ثبت تصوير دارد. از نخستين دفعاتي است كه جشنواره يي دارد به اين شكل كار مي كند چون معمولاجشنواره ها از ساختن عكس فراري اند و اگر به فراخوان بيشتر جشنواره ها نگاه كنيد، از هرگونه دخل و تصرف با ساخت و ساز در عكس برحذر مي دارند، ولي اين جشنواره چون قصد دارد به سمت عكاسي به عنوان هنر زيبا برود، به سراغ آن بخش هميشه مهجور مانده عكاسي مي رود و آن را كشف مي كند و بيرون مي كشد.
    
    مهدي مقيم نژاد: من هم گفته ها را تكميل مي كنم، من به كارگاهي كه در اين جشنواره داشتم، اشاره مي كنم و آن بررسي ژانر پرتره در عكاسي معاصر بود. به شكلي كاملاطبيعي وقتي ما آثار كليدي اين ژانر را مرور مي كرديم، به اين نتيجه رسيديم كه همان طور كه رضا [شريف زاده] گفت، پرتره بهانه يي است براي ساختن آثار هنري ديگر. يعني ما داريم تعمدا از عكاسي كلاسيك طفره مي رويم و يكسري عمليات مفهومي روي عكس هايي انجام مي دهيم كه پرتره نقشي را در آنها بازي مي كند و اتفاقا نقش مهمي را هم بازي مي كند، ولي بر توقعات مرسوم از پرتره متوقف نمي ماند، توقعاتي كه در طول تاريخ به شكل گرفتن ژانر پرتره در عكاسي منجر شده. در اينجا توقعات يك كم متفاوت است، حضور چهره آدميزاد به شكلي كاملاانعطاف پذير در دستان هنرمند قرار مي گيرد و به اشكال گوناگون انگيزه يي به وجود مي آورد براي خلق مجموعه يي از آثار. ديگر اينكه جشنواره پرتره سازي، جشنواره عكس نيست، اين نكته خيلي مهم است، بلكه از معدود جشنواره هاي تجسمي ما است كه دارد بر مبناي عكس ها جلو مي رود. ما به اتفاقاتي از اين دست احتياج داريم كه جنبه تجسمي شان بر بقيه وجوه شان بچربد، بيشتر رويدادهاي تجسمي ما جشنواره عكس است و عكس را هنوز طبق تعاريف كلاسيك، يعني آن چيزي كه با دوربين گرفته مي شود در نظر مي گيرند. حتي جشنواره هاي نقاشي ما، يا جشنواره هاي حجم ما هم خيلي به تعاريف كلاسيك از مديوم محدود هستند. اتفاقي كه در اين جشنواره مي افتد اين است كه محصول نهايي يك اثر هنري است، اثر تجسمي كه بر مبناي عكس ها به وجود آمده، اما شما رفت و آمد هاي بين رسانه يي زيادي را بين اين آثار خواهيد ديد. در عين حال آدم هايي كه در اين جشنواره مشاركت كردند، از همه رشته ها بودند، يعني ما عكاس داشتيم، نقاش داشتيم، مجسمه ساز داشتيم، آدم هاي گوناگون و آثار هم مدام در بين اين رسانه ها در حال رفت و آمد هستند.
    
    آنچه مطرح مي كنيد از دعواهاي قديمي در عكاسي است، يعني عكاسي به عنوان ثبت كردن يا هنري كه عكاس مي تواند در آن دخالت هاي زيادي كند. به نظر مي رسد كه هدف شما هم دومي بوده و از اينجا براي من جالب مي شود چون به نظرم به معني هنر به عنوان صناعت مي شود، صناعت منظورم همان تخنه يوناني ها است. آيا اين را به عنوان هدف برگزاري جشنواره درست فهميدم يا نه؟ يعني آيا اشاره شما به همان صناعت در هنر است يا نه؟
    رمضاني: ببينيد، وقتي شما از كلمه صنعت استفاده مي كنيد، تمايزي را مطرح مي كنيد كه امروزه بين مفهوم هنر وجود دارد و آنچه پيش تر از اين مفهوم مطرح بوده. در روند تفكر معاصر، وقتي شما درگير تفكر هنر براي هنر بوديد، يعني اينكه هنر بتواند خود را به تنهايي مطرح كند و بي توجه به طبيعت در حال كشف باشد، پس به اين ترتيب يك ساحت سوبژكتيو پيدا مي كند، ولي وقتي شما در اين سير جلوتر مي رويد و به تفكر مفهومي مي رسيد به جايي مي رسيد كه ما بتوانيم با عقلانيت يا چيزي از جنس عقلانيت با هستي برخورد كنيم، طبيعتا جايگاه هنر هم متفاوت مي شود. اين ساختن با آن ساختني كه شما مي گوييد مقداري متفاوت است، ولي به هر حال بسيار از لغات در اينجا با هم نارويكرد مفهومي استفاده مي شوند. در گذشته تكيه بر واژه صنعت بود مثلاصنايع مستظرفه كه كم و بيش معادل هنرهاي زيبا بود، امروز هم وقتي ما به صنعت اشاره مي كنيم و مي گوييم پرتره سازي، در واقع داريم به آن كلام سنتي اش اشاره مي كنيم كه در گذشته هم متداول بود كه پرتره فلاني را بساز، ولي امروز مي گوييم عكس بگير. حال سوال اين است كه در روزگار ما و با فناوري امروز عكس ساخته مي شود يا گرفته مي شود، ما عكس را بنيان اين جشنواره قرار داديم و اين جشنواره هم يك جشنواره عكس بنيان است. اگر هم دقت كنيد مي بينيد كه عكس ساخته مي شود، اگر اصرار بر دست نخوردن بگذاريم و آن لحظه يا آن را در نظر بگيريم تا حقيقت به آن تكيه كند، اين نگاه از منظر انديشه معاصر متزلزل است، پس به لحاظ ذهني در هر عكسي جنبه ساختن بر جنبه گرفتن ارجحيت دارد. به اين ترتيب اين كلمه ساختن به يك نظام نقاشانه اشاره مي كند در صورتي كه يك عكس در ذات خود يك تضاد استعلايي دارد و اسم جشنواره در همان نخستين گام با ذهن مخاطب هوشمند بازي مي كند.
    
    مقيم نژاد: من فكر مي كنم كه عكاسي به گرفتن عكس محدود نمي شود، همان طور كه به ساختن عكس هم محدود نمي شود. عكاسي را نمي توان به يك شيوه توليدي به خصوص محدود كرد. مساله اين است كه همه اين شيوه هاي توليدي حضور دارند و بهتر است كه با يك نگاه ارزشگذارانه به اين شيوه ها نگاه نكنيم. انواع عكاسي وجود دارد و عكاساني كه شكل كارشان را خيلي بامعنا مطرح كرده اند، با زيبايي شناسي خاص خودش و با تمام مسائل مفهومي اي كه در كنار كارهاي شان وجود دارد. به نظرم جشنواره پرتره سازي از جنبه يي ديگر دارد كار ديگري انجام مي دهد، مثلااين نيست كه پرتره را بگيريم يا بسازيم، چون اينها به ذات بر هم برتري اي ندارند، ولي يك نكته وجود دارد، به نظر من جشنواره پرتره سازي يكي از معدود اتفاقاتي است در هنر معاصر ايران كه دارد به ساختن عكس اهميت مي دهد، ما شايد حدود هفتاد، هشتاد جشنواره عكس در طول سال در حوزه عكاسي داشته باشيم كه همه به عنوان رخداد عكاسي برگزار مي شوند و عمدتا هم رويكردشان آن جنس از عكاسي است كه به اصطلاح بي واسطه است. حضور جشنواره يي كه به اين بخش عكاسي هم توجه كند و پر كردن اين خلاخيلي مهم است. من شخصا اين جنبه را خيلي دوست دارم و وقتي با آدم هاي گوناگون صحبت مي كردم، مي ديدم كه اين جنبه چه بازخورد خوبي دارد كه چه خوب كه جشنواره يي به شكلي كاملاتعمدي و روش مند به سراغ اين جنبه از عكاسي رفته. در حالي كه در مقياس جهاني ما اصلابايد و نبايد نداريم، همه انواع عكاسي بايد باشند، آن هم در دنياي متكثر امروز. همه انواع عكاسي وجود دارند، حاميان خودشان و مكان هاي نمايش خودشان را دارند، ولي در فضاي كوچك اينجا مي دانيد كه سخت است كه همه چيز را به موازات هم پيش برد.
    
    شريف زاده: چيزي كه مهدي [مقيم نژاد] مي گويد درست است ولي بيش از آنكه فلسفي باشد يك جنبه فرهنگي و جامعه شناسي دارد. در همه جاي دنيا وقتي يك گرايش هنري به پايان دوران اوجش مي رسد حذف نمي شود، به روند حركتي خودش ادامه مي دهد ولي در گوشه يي. گرايش ديگر هنري هم جايگزين آن نمي شود، جريان غالب سوار بر موج است و جريان ديگر در كنار اين موج است و دارد حركت مي كند، يعني در همه جاي دنيا گالري اي وجود دارد كه عكس را به شيوه كلاسيك يعني روي نگاتيو و چاپ دارد ارائه مي دهد، همزمان هم مثلاداريم گرايش عكاسي صحنه آرايي شده را در گالري اي ديگر در همان شهر مي بينيم. هيچ يك به نفع ديگري كنار نرفته، چرا؟ چون اين محيط باز است. مشكلي كه ما هميشه در ايران داشتيم اين بود كه حركات موازي در ايران انجام نمي شد، يعني يا يك چيز از بين مي رود و اگر از بين نمي رود به اين خاطر است كه جايگزين وجود ندارد. وقتي ما هفتاد، هشتاد جشنواره عكس در طول سال داريم، هيچ يك قبول نمي كنند كه گرايشات مختلف در عكاسي را ارائه كنند. چرا؟ يكي از دلايلش اين است كه شجاعت وجود ندارد، چون اگر بخواهند اين كار را انجام دهند به يك پيشينه نظري احتياج دارند و بايد از اين پس زمينه نظري دفاع كنند و اگر نتوانند دفاع كنند زير سوال مي روند. اين سوال در طول تاريخ هميشه مطرح بوده كه آيا اين عكس هست يا نه و به نظرم تا پايان عمر بشر هم اين سوال ادامه خواهد يافت، كما اينكه فلسفه هم پاسخ مشخصي برايش ندارد، گاهي در زيبايي شناسي گفته مي شود كه هيچ عكسي كه بي دخالت عكاس نباشد وجود ندارد، چون عكاس به واسطه انتخاب لنز، زاويه دوربينش، نوع دوربينش دخالت كرده و ديگراني كه مي گويند نه، صرفا چيزي ثابت را ثبت كرده است. در ضمن اين نوع نامگذاري از يك سنت كاملاايراني مي آيد، يعني ما در دوره صفويه يا قاجار چندان نقاش نداشتيم ما يا چهره نگار داشتيم يا پرتره ساز داشتيم و هيچ وقت به اينها نقاش، يا هنرمند به تعبير غربي اش نمي گفتيم. به نظر من اين عنوان دارد طعنه مي زند كه عده يي دارند برخلاف آن چهره نگاران غيرسفارشي كار مي كنند، اما توانسته اند، آن فرديت، آن شخصيت و دخل و تصرف را به كارها وارد كنند، چنانچه اگر به كار همان پرتره نگاران دوره قاجار هم نگاه كنيد، مي بينيد كه پادشاه دقيق به تصوير كشيده نشده، بلكه پادشاه به آن شكلي كه خودش را در ذهن مي ديده، تصوير شده و نه به شكل واقعي.
    
    حال كه به نقاشان قاجار اشاره كرديد و مفهوم ساختن، من هم سوالم را تكرار مي كنم و بر صناعت تاكيد مي كنم كه هدف دست بردن در ماده است يعني ور رفتن با ماده كار؟
    مقيم نژاد: بله اين طور است، اگر مفهوم صناعت با craft هم معني فرض نشود. اگر صناعت را با craft يكي نگيريم به معني دخل و تصرف كردن در چيزي است، يك جور آفرينش است. من چندان با وجه صنعتگرايانه به خاطر وجهه يي كه آن واژه در فارسي دارد، موافق نيستم، يعني ممكن است ما را به سمت يك جور مهارت صرف پيش ببرد. منظور در اينجا مهارت نيست، هرچند كه پرتره سازان هم آدم هاي ماهري بودند، تا سال ها عكاسي قاجار چيزي نيست جز پرتره نگاري ها، همان سنت نقاشي به اجبار در عكاسي هم جاري و ساري مي شود، مساله اين است كه آن نوع پرتره سازي در مفهوم كلاسيكش مبتني بر مهارت، دست ورزي و مفاهيمي از اين قبيل است، اينجا ما واقعا چنين تاكيدي نداريم. بارها آفرينش يك محصول جديد رخ داده، ولي نه لزوما به عنوان يك امر ماهرانه.
    
    شريف زاده: در تعريف فارسي، صنعت يك پيشه است يعني وقتي مي گوييم دايره صنعتگران، يعني دايره پيشه ورزان كه مي تواند شامل نجاران، بنايان و نقاشان باشد. در تاريخ مان هم داريم كه به همه اينها در كنار هم صنعتگر گفته شده و هيچ تفكيكي هم وجود نداشته. در ضمن واژه صنعت در فرهنگ ما كمي اخلاق گرايانه است، يعني در طول تاريخ هم بيش از آنكه به صنعتگران آموزش هاي عملي داده شود، بيشتر آموزش هاي اخلاق داده اند. براي همين است كه احتراز مي كنيم كه با آن صنعت گفته شود.
    
    رمضاني: البته بحث عمده قضيه، آن هم به لحاظ مفهومي، اين است كه بايد مساله سفارش و سفارش دهنده را هم در نظر بگيريم. آنچه ما امروزه به آن صنعت مي گوييم، با سفارش دهنده ناپيدايي مواجه است كه در تمام زمان ها دارد سفارشش را تكرار مي كند. اما در اينجا شما سفارش دهنده يي نداريد. براي همين ديگر از لحاظ تئوريك نمي شود آن طور كه شما از صنعت استفاده مي كنيد، استفاده كرد.
    
    در بروشور و پوستر از شوراي سياستگذاري نام برده شده، اين شورا از همان نخستين دوره تاكنون بر اساس يك بنيان نظري كار كرده، يا در هر دوره سياست و ايده را عوض كرده است؟
    رمضاني: در جشنواره اول ما از يك نمايشگاه خصوصي شروع كرديم، يعني دوستان جمع شدند، كارهايي ارائه دادند و در همان جا به شكل يك كنفرانس خصوصي به بررسي آثار پرداخته شد، اصول استخراج شد و آن اصول در چارچوبي قرار گرفت. با توجه به جرياني كه ما امروز مرتب داريم و تغييرات زيادي كه فناوري و زمان در ما به وجود مي آورد و ثبات انديشه و ذهن ما را دچار تزلزل مي كند يعني كساني كه صاحب ايده و تفكر هستند، تا به نقطه يي مي رسند كه بايد بارور شوند، در همان لحظه فضا عوض مي شود. اين به جهت يك زاويه نگاه براي كسب اعتبارهاي سطحي است براي تغيير عناصري كه در فضا هستند، منجمله اين فضاها مثل جشنواره هاي ديگر كه يك رويكرد عرضي دارند تا عمقي و مي خواهند كه بسط فرهنگ را در اين فضا ايجاد كنند يعني يك كم عام تر كه چندان دور از نظام عكاسي هم نيست. اما ما به خاطر رويكردمان به هنرهاي تجسمي سعي داشتيم كه اين فضاها مشخص باشد، اصول مشخص باشد و بتوانيم بر اين مبنا اين چارچوب را سامان دهيم و هر زمان كه احساس كنيم، رويكردمان مي تواند بهتر شود باز هم با همين تيم و همين دوستاني كه در حوزه آكادميك قوي هستند كار مي كنيم. ما در چند حوزه شوراهايي را داريم كه دغدغه ها و مسائلي را مطرح مي كنند كه شايد بتوانند آنها را براي آيندگان سامان بدهند. اين رويكردي است كه شورا به آن رسيده و سعي مي كند بر اساس همين اصول هم جلو برود و هر موقع كه احساس كند، مي تواند تغييراتي را در اين نظام بدهد.
    
    مقيم نژاد: اتفاقي در اين جشنواره افتاده كه به نظرم بد نيست اشاره يي به آن بكنيم كه اين جشنواره غيررقابتي است، پس ما هيات داوري نداريم، هيات انتخاب داريم. بعد اينكه در اين سه سال برگزاري اين هيات ثابت مانده. اين اتفاق چيزي نيست كه خيلي رسم يا متعارف باشد. يكسان بودن هيات انتخاب در دوره هاي گوناگون جالب است، هر چند كه شايد تغيير داوران نگاه به آثار را كمي متنوع تر كند، من خودم اين جنبه منفي ماجرا را پيشاپيش اعلام مي كنم. اما يك جنبه مثبت خيلي قوي دارد، وقتي سه دوره و به شكل ثابت يك هيات انتخاب ثابت وجود دارد- اين جنبه را دارم به خاطر رويكرد پژوهشي خودم مي گويم- واقعا فرصت فوق العاده يي است كه بتوانيد شاهد يك روند باشيد. نه اينكه صرفا شاهد تعدادي اثر باشيد، بلكه روندي را ببينيد. نه فقط ما كه حتي دوستان دبيرخانه يي هم ثابت مانده اند، براي من خيلي تجربه لذت بخشي است كه ببينم كسي كه در اين دوره اين كار را داده، در دوره اول فلان كار را داده بود. شما داريد فراز و نشيب كاري بچه ها را مي بينيد و من به شخصه اين بازخورد را مي ديدم، خيلي هاي شان حرف جالبي مي زدند، مي گفتند: اين نمايشگاه يك ذايقه مشخص دارد يعني فكري پشتش است و شما دقيقا مي دانيد كه با چه چيز طرف هستيد. ممكن است دوست داشته باشيد، ممكن است دوست نداشته باشيد، ولي بلاتكليف نيستيد. اين اتفاق مهمي است، چون خيلي از رخدادها از اين بي طرفي غيرسازنده دارند رنج مي برند كه شما يك نگاه خنثي و محافظه كارانه را مي بينيد و اصلانمي دانيد كه اين رويداد براي چه دارد برگزار مي شود.
    
    شريف زاده: چيزي كه دامنگير برگزاركنندگان جشنواره هاست، همين محافظه كاري است. اين جشنواره يك نگاه مشخص دارد و اين نگاه مشخص همواره با انتقادات بيشتري مواجه مي شود. وقتي يك حد وسط را گرفتي و پيشينه ذهني اي داري كه هر كس به اين جشنواره كار داده، با لبخندي بر لب آنجا را ترك كرده و از ما راضي باشد، مطمئنا جشنواره، جشنواره موفقي نخواهد بود، چون هيچ وقت يك جشنواره نمي تواند مجموعه زيادي از مخاطبانش را راضي نگه دارد. ما اصلانكوشيده بوديم تا دامنه وسيعي از آدم ها را راضي نگه داريم، ما به عنوان كساني كه سه دوره است كار مي كنيم- من البته با اسم شوراي سياستگذاري خيلي موافق نيستم- ذهن مان به هم نزديك شده يعني من الان مي دانم كه جاويد رمضاني، مهدي مقيم نژاد و حميد سوري چه نوع نگاهي داريم و با اين پيشينه در موقع انتخاب خيلي دچار مشكل نمي شويم، چون همه اين آدم ها در يك راستا هستند و در همه دوره هايي كه كار كرده اند، چه درس خوانده اند، چه درس داده اند، چه اثر هنري خلق كرده اند يا كار پژوهشي كرده اند، همين نگاه را جاري و ساري كرده اند. به اين ترتيب وقتي كاري راي مي آورد با اكثريت آرا انتخاب مي شد و به خاطر همين چندان اختلاف سليقه يي به وجود نمي آمد.
    وقتي عكس ها را مي سازيم / گفت وگو با جاويد رمضاني، مهدي مقيم نژاد و رضا شريف زاده به بهانه برگزاري سومين جشنواره پرتره
    


 روزنامه اعتماد، شماره 3008 به تاريخ 22/4/93، صفحه 12 (تجسمي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 215 بار
    



آثار ديگري از "حافظ روحاني"

  يادگارهاي ٧٥سالگي / گفت وگو با احسان لاجوردي
حافظ روحاني، شرق 29/10/95
مشاهده متن    
  تصويري از خود چيست / گفت وگو با «اركيده درودي»، مدير گالري «اُ»
حافظ روحاني، شرق 29/10/95
مشاهده متن    
  با شورلت كولردار در جاده خرمشهر / گفت وگو با ساسان مويدي به بهانه نمايشگاه در نگارخانه شماره ٦
حافظ روحاني، اعتماد 23/9/95
مشاهده متن    
  غلط، چون كشيدن چهار آدم پيزوري در توفان / گفت وگو با ابراهيم حقيقي به بهانه نمايشگاهش در نگارخانه آ
حافظ روحاني، شرق 22/9/95
مشاهده متن    
  بر لب صخره به انتظار پايان / گفت وگو با پويان شادپور، به بهانه نمايشگاه «هيچ كجا» در نگارخانه شماره ٦
حافظ روحاني، اعتماد 26/7/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
پژوهشنامه حمل و نقل
متن مطالب شماره 1 (پياپي 1401)، بهار 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است