|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 93/8/4: «حوزه» 46 مليتي
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2851
يكشنبه دهم ارديبهشت ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2147 4/8/93 > صفحه 8 (جامعه) > متن
 
      


«حوزه» 46 مليتي
گزارش «شرق» از زندگي تحصيل و تلبس طلاب غيرايراني در مشهد

نويسنده: محمدحسين نجاتي

روحاني جوان انگار پاي منبر نشسته: «نقل است از آخوند هاي صاحب نفس که عمامه واسه آخوند مثل تاجه واسه ملايکه.» پاي چپش را در بدن ترکه اي اش فروبرده و پارچه برفي رنگ را بي وقفه و مسلط دور زانو مي چرخاند. «طلبه هاي صفرکيلومتر اولش مي گن ما در قيدوبند ظاهر نيستيم.» کم کم دوروبرش شلوغ مي شود. موبايل ها حرکت دستانش را نشانه مي گيرند، پارچه برفي رنگ گرد تر مي شود: «طلبه ها اول شلوار پارچه اي مي پوشن با پيرهن يقه آخوندي و جوراب سفيد و دمپايي. تو سرما هم کفش کارگري و کاپشن رزمنده هاي جنگ و شال گردن ها و کلاه پشمي هاي منزل دوز. از عطر گل محمدي شروع مي کنن و به تيروز مي رسن، طلبه ها کيلومترشون که بالامي ره، همون وقتايي که از کسبه و مردم چارتا حاج آقابفرما و ياعلي و مخلصم چاکرم مي شنون و اعتمادبه نفسشون ميره بالا، تازه يادشون مي افته عمامه پيچي چرا مهمه.» روبه روي اش دوطلبه با دشداشه، قبا و عبا سه متر از هم فاصله گرفته اند. پارچه برفي رنگ صاف و اتوکشيده را مي کشند و تا مي زنند. همزمان نيم نگاهي به آنها دارد باز شروع مي کند: «به خصوص براي شما. يکي سياهپوست، يکي چشم بادمي، يکي زردپوش و يکي هم با چشم هاي زاغ اروپايي. شماها تو خيابون راه بريد همين جوري همه مي فهمن ايراني نيستيد، حالايه ملبس هم بشيد و عمامه تون بد بسته باشه و عباتون ميزون نباشه و کفش و نعلين تون مناسب نباشه، مردم حرف شون بلند ميشه: طرف آخوند خارجي» همه چيز به سرعت دست روحاني جوان در عمامه پيچي آماده مي شود. حلقه هاي گروه هاي سه يا چهارنفره مباحثه باز مي شود. کيف هاي دستي به زيرزمين مي رود و طلبه هاي جوان با رداي جديد وارد مي شوند. سال بالايي ها در عمامه گذاري طلبه هاي جوان تر را دوره مي کنند. چراغ ها فضا را نوراني تر مي کند و بنر بزرگ در راس صحن مدرسه نصب مي شود: «مراسم تعمم و تلبس طلاب غيرايراني به لباس دعوت.»
     اينجا مشهد است؛ چهارراه شهدا، يکي از مهم ترين خيابان هاي شهر که در زمان انقلاب اسلامي در ايران، محلي براي تجمع هاي انقلابي بود. کمي آن طرف تر در چهار راه امام خميني ۱۴نماي مرمري رنگ قديمي تابلوي بزرگي در دل خود جاي داده. «جامعه المصطفي العالميه مشهد» طلاب در ابتداي ورود خود به جامعه المصطفي کفش هاي خود را درمي آورند. به رسم رايج حوزه ها، مصاحفه مي کنند و بي غلط «اسعدالله اعيادکم و ايامکم» مي گويند. کفش ها مرتب کنار هم گذاشته مي شوند. نعلين در کنار «Timberland». در ورودي مدرسه تابلوي اعلانات جا براي سوزن انداختن ندارد. «قابل توجه طلاب محترم: ساعات مراجعه و بازبودن درب مدرسه برادران هفت صبح الي ۱۹ است، لطفا در غير اين ساعات مراجعه نفرماييد»، «ارتباط مستقيم با مدير مدرسه»، «بيمه نامه شخص ثالث و بيمه نامه بدنه»، «تعهدات بيمه نامه حوادث انفرادي»، «طرح حفظ سه جزء قرآن کريم در يک ترم مزايا: اعطاي گواهينامه معتبر حفظ، شرکت در مسابقات بين المللي و پرداخت کمک هزينه تحصيلي ماهانه به مبلغ ۵۰هزارتومان».
    کمي آن طرف تر در شناسنامه مرکز نوشته شده: «جامعه المصطفي العالميه، نهادي علمي و بين المللي با هويت حوزه اي است که با هدف گسترش علوم اسلامي، انساني و اجتماعي، با رويکرد آموزشي، پژوهشي و تربيتي، اهتمام دارد که انبوهي از داوطلبان را از سراسر گيتي تحت پوشش قرار دهد و فرصت کم نظيري براي تشنگان زلال معارف اسلامي و هدايت قرآني در سراسر جهان فراهم آورد تا ضمن تربيت مجتهدان، عالمان و متخصصان پارسا و متعهد، به تبيين، توليد و تعميق تفکرات و انديشه هاي اسلامي و نشر و ترويج اسلام ناب محمدي همت گمارد. اين نهاد علمي - بين المللي بيش از 50هزاردانش پژوه مرد و زن را از 122 مليت، تحت تعليم و تربيت خود داشته که تاکنون، بيش از 25هزارنفر از آنان دانش آموخته شده اند.»
    راهرو با موکت مفروش است و در صحن بزرگ مدرسه فرش هاي لاکي رنگ روي ابرهاي اسفنجي مفروش شده اند و طلاب در گروه هاي سه تا چهارنفره مباحثه مي کنند. هرکدام چهارزانو، کتاب روبه رو و يکي در حال مکاشفه دروس و ديگران در حال استماع و خيز براي تدخل در بحث. دور تا دور صحن مدرسه کلاس هايي به نام هاي استادان بزرگ حوزه هاي علميه شيعيان است؛ کلاس استادمطهري، کلاس شهيدثاني، کلاس علامه حلي، کلاس امام خميني(ره) و... کلاس هاي درس با موکت هاي تيره رنگ مفرش شده اما پتو هاي تاشده جاي نشستن طلاب را نشان مي دهد و پتوي مربعي تاشده و ميز زميني و «ال سي دي» به ديوار نصب شده جاي نشستن استاد را نشان مي دهد. کتيبه هايي از نام۱۴ معصوم دورتادور کلاس هاي درس است و تصاويري از مقام معظم رهبري و امام خميني(ره) در سينه ديوار نصب شده.
    طلاب در صحن مدرسه در فضاي پرهمهمه اي مباحثه مي کنند و همزمان در کلاس هاي درس باز مي شود و جمعيت حاضر در صحن مدرسه را بيشتر مي کند. عرصه براي مباحثه تنگ تر مي شود و طلبه هايي با پارچه هاي برفي رنگ سه متري به حريم سه تا چهارنفره مباحثه نزديک و نزديک تر مي شوند. همزمان حلقه هاي سه ياچهارنفره مباحثه باز و باز تر مي شود و کنج صحن اصلي مدرسه به کارگاهي براي عمامه پيچي تبديل و صداي روحاني جوان صداي غالب مي شود. «نقل است از آخوند هاي صاحب نفس که عمامه واسه آخوند...»
    
    طلبه هايي از چين، سنگال، هند، فرانسه و...
    بنر بزرگ در راس صحن مدرسه نصب مي شود: «مراسم تعمم و تلبس طلاب غيرايراني به لباس دعوت» فضاي جامعه المصطفي مشهد آنقدر متنوع است که طلبه هايي از ۴۶مليت را در خود جاي داده. همه دستي بر آتش دارند. انگار از زيروبم کار آگاهند. کسي تک نمي پرد. طلبه هايي که دشداشه و عبا و قبا را بي عمامه به تن دارند، در مرکز توجهند و مقصد مصاحفه هم بحث و درسي ها. قرآن هاي کوچکي در دست دارند و بيقراري شان مدت حرف زدن هايشان را کم کرده. صحن مدرسه را بالاو پايين مي کنند. همزمان، جمعيت صلواتي ختم مي کند. روحاني جوان تمام ۱۲عمامه را پيچيده و از قبل پيچيده ها را منظم تر و شکيل تر مي کند. عمامه ها به برگه هاي کوچکي اسم نويس و روي سن مراسم منظم چيده شده. حالاباند هاي صحن مدرسه تقريبا مباحثه را غيرممکن مي کند. همهمه رنگ مي بازد و تواشيح پخش مي شود«هنيئا هنيئا ليوم الغدير/ يوم النصوص و يوم السرور/و يوم الفلاح و يوم النجاح و يوم الصلاح لکل الامور» طلبه جوان در کارهايش سرعت بالايي دارد. اطراف را خلوت مي کند و همه را به سمت فرش هايي که روي ابرهاي اسفنجي مفروش شده است، راهنمايي مي کند. قرآن با صوت زيبايي خوانده مي شود. طلبه هاي چيني و تايلندي محو صدا شده اند و آفريقايي ها با احساس بيشتري احسنت مي گويند و دست در هوا مي چرخانند. بعيد نيست که مو بر تن شان سيخ شده باشد. طلبه هايي با دشداشه، قبا و عبا در راس مجلس آراسته و دوزانو مي نشينند و چشم به عمامه هاي برفي رنگ و معدود مشکي رنگ دوخته اند. دانه هاي تسبيح در دستشان سرگيجه دارند. لب هايشان روي هم نيست و هواي چشم هايشان رطوب دارد. خيرگي شان به عمامه هاي برفي رنگ و معدود مشکي رنگ با صداي صلواتي بلند و به خواسته روحاني جوان «محمدي پسند» مي پرد. تمام صحن مدرسه پيش پاي آيت الله سيدان از مراجع تقليد شيعيان و ساکن در مشهد، بلند مي شود. طلبه هايي که به عمامه ها چشم دوخته بودند و دقايقي ديگر آنها را به دست آيت الله سيدان بر سر خود حس مي کنند: «صبح کمالله بالخير» مي گويند و با نيم نگاهي به آيت الله با تاخير بيشتر مي نشيند. همه چيز به سرعت دست روحاني جوان در عمامه پيچي آماده مي شود. روحاني جوان اولين سخنران است. «حضرت آيت الله سيدان همان طور که مستحضريد جامعه المصطفي مشهد که بخشي از پيکره بزرگ جامعه المصطفي در ايران و جهان است، بيش از سه هزار طلبه خارجي از بيش از ۴۶کشور جهان دارد. در مشهد ما کار هاي آموزشي همراه با مسايل تربيتي و فرهنگي را داريم. فعاليت هاي پژوهشي طلاب را دنبال مي کنيم و بيش از ۱۰انجمن علمي و پژوهشي داريم. بخش مهم ديگر کار ما مربوط به فرزندان و همسران طلاب خارجي است. ما بخش مهمي براي همسران طلاب داريم و مدرسه نورالمصطفي را براي فرزندان طلاب داريم و تاکنون سه دوره آموزشي براي همسران طلاب گذاشتيم و دومرکز آموزش زبان فارسي براي خواهران و برادران داريم. همچنين جامعه المصطفي مشهد اين افتخار را دارد که بيش از سه هزار فارغ التحصيل را روانه کشور هاي خود کرده که بسياري از آنان در کشور هاي خود دانشگاه تاسيس کرده اند، حوزه علميه تاسيس کرده اند، امامت جمعه مي کنند، در حوزه هاي علميه تدريس مي کنند يا بعضا فعاليت سياسي مي کنند که مثلانماينده پارلمان شده اند و کارهاي ديگر مي کنند. اکثر طلبه هاي ما از کشور هاي همسايه ما هستند اما بخش زيادي نيز از کشور هاي آفريقايي مانند نيجريه، سنگال، نيجر، بروندي و همچنين از چين، تاجيکستان، فرانسه و کشور هاي عربي و در مجموع ۴۶کشور.»
    
     «واقعا تعمم لذت بخش است»
    گذشت زمان در صحبت هاي روحاني جوان به کمک طلبه هايي آمده که قرار است تا دقايقي ديگر معمم شوند. طلبه هاي جوان هرلحظه خود را برانداز مي کنند. سخنران ديگر، شرف الحسن طلبه اي از کشور سنگال است. شرف الحسن شيفته جمهوري اسلامي و شيرين ترين لحظه زندگي اش زماني است که به دست مقام معظم رهبري ملبس شده. شرف الحسن در ميان طلاب خارجي سري ميان سرهاست. همين است که به نمايندگي از طلاب خارجي سخنران دوم مي شود: «من جلو شما ايستادم که روايت کنم چه جوري تغييرات کرده ام و معمم شدم. اين حقير، مردي سبک و دني بوده و وسوسه شيطاني و خوشگذراني رهايم نمي کرد، به راحتي در خيابان چشم من اين ور و آن ور مي چرخيد و از وسايل اينترنتي استفاده مي کردم در حالي که آنها در شمار گناهان کبيره به شمار مي آيند. پرهيز نمي کردم و دروغ مي گفتم و غيبت مي کردم.» شرف الحسن فارسي را روان صحبت مي کند. او به همراه تمامي سه هزار طلبه خارجي که حالادر جامعه المصطفي مشهد حضور دارند، دوسال در دوره تمهيديه و مقدماتي به يادگرفتن زبان فارسي و مباني اسلامي مشغول بوده و حالاترم آخر دوره ليسانس است. او به رسم جامعه المصطفي پس از سال دوم دوره ليسانس معمم شده است: «وقتي معمم شدم همه چيز عوض شد. برکات معنوي که ماندگار هستند به من عطا شد. به مسايل مادي که باعث به وجودآمدن عفونت در ميان مومن مي شود، ديگر اهميت نمي دهم. وقت من براي گفتن جزييات بيشتر کفايت نمي کند. اما مسايل کوچک و دنيوي من را نمي لرزاند. مردي خوب در خانواده و در جامعه و در خيابان ها شده ام. هنگام سخن گفتن، مي انديشم و جزو کساني هستم که احساس مي کنم جامعه به وسيله آنها اصلاح مي شود. واقعا تعمم لذت بخش است و تنها راه زمينه سازي عفت براي طلبه معمم شدن است.» دوبيت شعر براي حب علي مي خواند و حرف هايش را قطع مي کند.» طلبه ها به شرف الحسن مدام «احسنت» مي گويند. آفريقايي ها او را در آغوش مي گيرند و او سراغ طلبه هايي مي رود که قرار است حالامعمم شوند و آنها را در آغوش مي گيرد. مراسم آغاز مي شود. طلبه هايي از هند و پاکستان، افغانستان، نيجريه، بروندي و آذربايجان روي سن مي روند. روبه روي آيت الله سيدان زانو مي زنند. آيت الله عمامه را در دست راست دارد. دست چپ را روي عمامه مي گذارد. سر را بالامي برد و چشمانش را مي بندد و ذکري مي خواند. آيت الله متاثر از فضا و صلوات ها و تواشيح ها و شوق طلبه ها، به وضوح اشک مي ريزد. «بسم الله» مي گويد عمامه را روي سر ميرزاخان طلبه هندي مي گذارد و عمامه را با دست راست روي سر محکم مي کند و دعا مي خواند و خود آمين مي گويد و جمع به درخواست روحاني جوان«صلوات محمدي پسند» ختم مي کنند.
    
    «برنامه ما شيعه سازي نيست»
    مجلس هنوز در تب وتاب عمامه گذاري است. طلبه هايي که ساعاتي پيش با همان لباس هاي مردم عادي در کوچه و خيابان به مدرسه آمده بودند، حالابا پوششي جديد تر به خانه و جامعه مي روند. آيت الله اهميت لباس را بارها به آنها در سخنراني خود گوشزد کرده و حالاآنها در آغوش طلبه هاي قبلامعمم شده و هنوز معمم نشده اند. آفريقايي ها با احساس بسيار بيشتر از افغان ها، هندي ها و آسياي شرقي ها به همدرس ها و هم بحث هاي خود تبريک مي گويند و در آغوش گرفتن تکميل کننده مصافحه و «هني اليکم» گفتن هاي آنهاست. موبايل هاي هوشمند دايما با عکس هاي دسته جمعي که گرفته مي شوند، شارژ خالي مي کنند و حتي ديده مي شود طلبه هاي آفريقايي که به دليل رنگ پوستشان بيشتر در معرض ديد هستند، دسته جمعي «سلفي» مي گيرند. بازار داغ تبريک و ديده بوسي را صداي اذان، بي رونق مي کند و همه به نماز مي ايستند. در ورودي مدرسه نوشته شده با وضو وارد شويد و همين کافي است تا در کسري از دقيقه صفوف نماز جماعت برپا شود. پس از نماز مدرسه به حال عادي خود تبديل و حلقه هاي مباحثه تشکيل مي شود، برخي کلاس ها پر مي شود و استادان بر صدر کلاس مي نشينند. همه چيز جامعه المصطفي حوزوي است. مباحثه، منطق، احکام، صرف و نحو، قرآن شناسي، فقه و حقوق، اخلاق و تربيت و... . اما خروجي کار طلاب دانشگاهي است. آنها به دليل اينکه قرار است روزي به کشور هاي خود بازگردند و مکارم اسلامي را نشر دهند و به دليل اينکه کشور هاي خارجي مدارک حوزوي را به رسميت نمي شناسند، با مدارک دانشگاهي به کشور خود بازمي گردند تا با معادل کردن آن مدارک در کشور هاي خود، فارغ التحصيل ليسانس، فوق ليسانس و دکترا باشند. تفاوت مدرک جامعه المصطفي با ساير دانشگاه هاي ايران حتي دانشگاه هاي مادر نيز در کيفيت مدرک است. مدارک جامعه المصطفي به امضاي وزير علوم مي رسد و در تمامي ۱۱۰کشوري که طلبه هايي از آنها به ايران آمده اند و در شعبه هاي قم و مشهد و... مشغول به تحصيل هستند، مدارک اين مرکز به رسميت شناخته مي شود. مدير جامعه المصطفي مشهد هم اين نکته را يکي از ويژگي هاي اين مرکز مي داند: «برنامه ما در اينجا شيعه سازي نيست. ما طلبه ها را با مکارم اسلامي آشنا مي کنيم و حتي بعضا در اينجا طلبه هايي از برادران سني هم داشته ايم.»
    
    طلبه ها در محرم، ماه رمضان و دهه فاطميه به تبليغ مي روند
     اهداف طلاب خارجي براي حضور در جامعه المصطفي با يکديگر متفاوت است. آسياي شرقي ها مانند طلبه هايي از چين و تايلند و... بيشتر به دنبال آموختن مکارم اسلامي براي زندگي شخصي خود هستند و به نظر مي رسد تنها آنها هستند که اين فکر را در سر مي پرورانند چراکه طلبه هاي ساير کشور ها از هند، افغانستان، پاکستان، آذربايجان، کشور هاي حاشيه خليج فارس و کشور هاي آفريقايي و اروپايي علاوه بر شناخت آموزه هاي اسلامي براي کاربست در زندگي شخصي خود بيش از پيش اهداف تبليغي دارند. به همين دليل آنها سالانه سه بار به کشور هاي خود اعزام مي شوند و در ايام ماه محرم، ماه رمضان و برخي از آنان در ايام فاطميه در کشور هاي خود به تبليغ آموزه هاي اسلامي مي پردازند. علاوه بر اين تبليغ در کشور ها با شرايطي همراه است که نياز به آن دارد طلبه ها حداقل در سال هاي پاياني دوره ليسانس خود باشند و با تسلط بيشتر به کشور هاي خود بروند. در اين ميان آفريقايي ها انگيزه بالايي براي تبليغ دارند. مانند شرف الحسن، طلبه سنگالي که در کشور ش شيعيان در اقليت اند و طلبه براي اشاعه آموزه هاي اسلامي کم است: «ما در سنگال شاهد اين واقعيت هستيم که شيعيان در اقليت هستند و تبليغات منفي زيادي عليه آنان انجام مي شود. من به ايران آمدم چون ايران مرکز شيعيان جهان است و مي خواهم به مردم کشورم بيش از پيش آموزه هاي اسلامي را بياموزم. مردم در سنگال تشنه معرفت اهل بيت هستند و کسي نيست براي عطش آنان کاري کند.» سبحان، طلبه جوان آفريقايي هم که به تازگي معمم شده است مانند شرف الحسن انگيزه تبليغ دارد. او از طريق دفاتر جامعه المصطفي در آفريقا با مرکز مشهد آشنا شده است و چندسالي در حوزه علميه غنا درس خوانده اما ايران را کشوري متفاوت تر مي داند: «ايران بهشت منابع اسلامي است. فقط کافي است آدمي اراده کند و به منابع دست پيدا کند. اينجا در هر زمينه اي استادي وجود دارد، در حالي که در غنا يک استاد براي تمامي دروس وجود داشت.» سبحان از يکي از فقير ترين کشور هاي آفريقايي يعني، جمهوري بروندي به ايران آمده است: «در بروندي شيعيان با مکارم اهل بيت آشنايي زيادي ندارند، چراکه نه کتابي وجود دارد و نه معلم و مبلغي. در بروندي شيعيان مظلوم هستند و من مي خواهم براي آنها از اهل بيت و آموزه هاي اسلامي بگويم تا دنياي جديدي براي آنها رقم بخورد.»
    اين انگيزه آفريقايي ها بيش از پيش در حضور فعالانه آنان در کلاس هاي درس و حلقه هاي مباحثه قابل رويت است.
    
    طلبه چيني: براي ترجمه آثار اسلامي آمده ام
     داوود ژي يانگ. او خودش، پدربزرگ و چند نسل قبل تر از او، مسلمان بوده اند. از اين گفته خود خوشحال است و او در ميان طلبه ها با چشم هاي بادامي و صورت بشاش اش بيش از پيش به چشم مي آيد. داوود به همراه همسرش در ايران زندگي مي کند و همسرش «طيبه» حاضر است با او به همه جاي دنيا برود: «روزي که داوود به خواستگاري من آمد به پدرم گفت من به ايران مي خواهم بروم. پدرم نگران او بود و قبول نمي کرد اما من پاي ام را در يک کفش کردم و گفتم با او به هر جايي از دنيا مي روم.» طيبه به همراه داوود در جامعه المصطفي دروس حوزوي مي خواند و حالادوسالي است که «آتنا» دختربچه آنان نيز به جمعشان اضافه شده است: «در چين مسلمان زياد است اما در مقطعي در زمان انقلاب فرهنگي «مائو» نسل کشي زيادي شد و تعداد زيادي از مبلغان دين اسلام کشته شدند. حالامسلمانان مانده اند و حجم زيادي از سوالات درباره اسلام. من در چين در حوزه علميه وابسته به يکي از بزرگ ترين کشورهاي عربي درس مي خواندم اما دسترسي به منابع اسلامي براي من خيلي سخت بود و همين شد که از طريق دفتر جامعه المصطفي در چين با ايران آشنا شدم. اينجا منابع ديني به وفور وجود دارد و من مي خواهم مترجم آثار اسلامي براي مسلمانان چين باشم.» داوود به همراه طيبه در خوابگاه متاهلان جامعه المصطفي مشهد درس زندگي مي خواند. آپارتمان هاي نوساز و پرتعدادي در محله طلاب مشهد که دو خواب دارد و پارکينگ و سالني بزرگ. خوابگاه هاي متاهلي کم از خانه هاي مردم عادي در مشهد ندارد و همه چيز براي تحصيل در کنار خانواده براي طلاب غيرايراني مهياست.
    
    زندگي: خدا را شکر
     شرف الحسن، ۲۷سال دارد و سه بچه. همسرش از خانه بيرون نمي آيد و فرزندانش «روح الله»، «فاطمه» و «زينب» فارسي را روان تر از پدر خود صحبت مي کنند. آنها در مدرسه اي به نام نورالمصطفي تحصيل مي کنند و شيطنت هاي رايج در ميان تمامي کودکان را دارند: «روح الله در ايران به دنيا آمد، سه اسم براي او در نظر داشتم و مي خواستم استخاره کنم. اما يک شب امام خميني به خواب من آمد و دستي به سر يک کودک کشيد و حجت براي من تمام شد که اسم کودکم را روح الله بگذارم.» شرف الحسن خانه ساده تري دارد و در آشپزخانه سه مرغ و خروس در قفسه اي بزرگ دارد. کتبيه هاي هياتي منقش به نام امامان شيعه را بر ديوار هاي خانه نصب کرد و در گوشه اي ديگر «تردميل» جاي خوش کرده است: «من با صداي انقلاب ايران بزرگ شده ام. پدرم شيفته انقلاب ايران بود و هرروز با راديو کوچک خود مي شنيد که شهيد مطهري چه مي گويد، شهيد بهشتي چه مي گويد، امام خميني چه مي گويد.»
    در قسمت پايين مجتمع هاي مسکوني طلاب غيرايراني، حسينيه هايي وجود دارد که زنان تا ساعت ۱۰شب قرآن مي خوانند و مي آموزند: «روزها ما در مدرسه هستيم و زن هاي ما بچه ها را نگه مي دارند، شب ها نوبت ما مي شود که مواظب کودکان باشيم و زن ها به يادگيري قرآن مي پردازند.»
    هزينه زندگي طلاب خارجي در ايران مانند ساير طلاب است؛ آنها مانند طلاب ايراني از دفاتر مراجع تقليد و حوزه هاي علميه شهريه هايي دريافت مي کنند: «زندگي طلبگي است، روح الله و فرزندان من نياز هايي دارند مانند مدرسه و بيمه که خدا را شکر جامعه المصطفي براي ما تامين کرده و همه چيز براي فراگيري آموزه هاي اسلامي مهياست.»
    «حوزه» 46 مليتي / گزارش «شرق» از زندگي تحصيل و تلبس طلاب غيرايراني در مشهد
    


 روزنامه شرق ، شماره 2147 به تاريخ 4/8/93، صفحه 8 (جامعه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 195 بار
    



آثار ديگري از "محمدحسين نجاتي"

  روايت يك اتهام / گزارش «شرق» از نقش آفريني يا بي گناهي وزير امورخارجه فرانسه در پرونده خون هاي آلوده
محمدحسين نجاتي، شرق 6/5/94
مشاهده متن    
  رشته زبان و ادبيات كُردي مهرماه در آموزش عالي ايران / دانشگاه كردستان براي اولين بار پذيرش مي كند
محمدحسين نجاتي، شرق 5/5/94
مشاهده متن    
  تحليل احمد شيرزاد، از مضرات تحريم و بركات رفع تحريم بر توان تحقيقاتي كشور: علم كارواني جهاني است، بايد با دنيا ارتباط برقرار كنيم
محمدحسين نجاتي، شرق 30/4/94
مشاهده متن    
  بعد از ٣ سال قدم هاي افتان و خيزان «بازنگران علوم انساني» دوباره فعال شدند
محمدحسين نجاتي، شرق 29/4/94
مشاهده متن    
  رئيس سازمان غذا و دارو: دسترسي و تامين دارو آسان تر مي شود / آغاز فاز بلندمدت ثبات بازار دارويي پس از لغو تحريم ها
محمدحسين نجاتي، شرق 25/4/94
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه نانو ساختار ها
متن مطالب شماره 1 (پياپي 701)، 2017را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است